رسول خدا (ص)

دانلود پایان نامه ارشد

وسرگرمي به ديدن وشنيدن و..پوشيده ومحجوب مي گردد. اما اين نشئه وسعت وگستره اي دارد که به هيچ وجه تنگي در آن وجود ندارد، حتي اگر يکي از ساکنان بهشت عزم آن کند که تمامي ميوه ها را بخورد بعد از آنکه به خاطرش گذشت مي خورد، واگر هريک از آنان اراده آن نمايد که آنچه ديگري مي خورد بخورد، برايشان يک لقمه شده و آن يک لقمه در يک لحظه براي هزارنفر در هزار مکان حاضر مي شود.536
نفس در نشئه ديگر، بر ايجاد موجودات و اجرام و مقادير جرميه قادر بوده و مى‏تواند جنتى ايجاد كند كه عرضش از مشرق تا مغرب باشد و يا بر ايجاد درختان و انهار و آنچه مُشتَهاى اوست، قادر مى‏باشد؛ “وَ فِيهَا مَا تَشْتَهِيهِ الْأنْفُسُ وَ تَلَذُّالْأعْيُنُ”، زخرف/71 و البته شاهد آن، احاديثى است كه تمام اصناف از طوايف ملّيين آن را نقل كرده‏اند؛ مثل حديثى كه مى‏گويد: براى اهل بهشت به توسط ملائكة اللَّه كاغذى به مضمون “سلامٌ من الحيّ القيّوم” مى‏آيد، و در ذيل آن مى‏گويد هر چه عبد من اراده كند، موجود مى‏شود.537
و اكنون گوئيم كه يكى از اسرار عبادات و فوائد مهمّه، كه همه مقدّمه آن است، آن است كه جميع مملكت باطن و ظاهر مسخّر در تحت اراده اللَّه و متحرّك به تحريك اللَّه شود و قواى ملكوتيّه و ملكيّه نفس از جنود اللَّه شوند و همگى نسبت به حق تعالى سمت ملائكة اللَّه را پيدا كنند. و اين خود يكى از مراتب نازله فناى قوا و ارادات است در اراده حق. و كم كم نتايج بزرگ بر اين مترتّب شود و انسان طبيعى الهى گردد و نفس ارتياض بعبادت اللَّه پيدا كند و جنود ابليس يكسره شكست خورده منقرض شوند و قلب و قواى آن تسليم حق شوند و اسلام به بعض مراتب باطنه در آن بروز كند. و نتيجه اين تسليم اراده به حق در دار آخرت آن شود كه حق تعالى اراده او را در عوالم غيب نافذ فرمايد و او را مثل اعلاى خود قرار دهد، و چنانچه خود ذات مقدّس هر چه را بخواهد ايجاد كند به مجرّد اراده موجود شود، اراده اين بنده را هم آن طور قرار دهد؛538 اين سلطنت الهيّه‏ايست كه به بنده دهند از براى ترك اراده خود و ترك سلطنت هواهاى نفسانيّه و اطاعت ابليس و جنود او.539
و در الدر المنثور است كه ابن مردويه از جابر روايت كرده كه گفت رسول خدا (ص) فرمود: وقتى اهل بهشت به بهشت درمى‏آيند خداى تعالى مى‏فرمايد: آيا بيش از اين، چيز ديگرى مى‏خواهيد تا برايتان آماده سازم؟ عرض مى‏كنند: پروردگارا مگر چيز ديگرى هم مانده كه در اينجا فراهم نشده باشد؟ مى‏فرمايد: آرى (بالاتر از همه اين نعمتها) رضاى من است كه تا ابد بر شما خشم نمى‏گيرم 540
4-1-11 خلود در نعمت ها ولذت ها
يکي از نعم بهشتيان ، خلود در لذات و نعم بهشتي است.بهشتيان هيچگاه دچار کسالت از نعم و در نتيجه از بين رفتن نمي گردند. ملاصدرا اين مطلب را اينگونه بيان ميدارد ، وي مي گويد:
“حرکات و کارهاي بهشتيان بدني نيست بلکه مانند خطور کردن خيال د رذهن و دل ماست ودر اينجا، که هيچ سستي و رنج و ماندگي در نفس انسان وارد نمي شود … در سراي بهشت تجدد و نوشدن هايي در تکوين صورتهاي بهشتي واقع مي شود ، نه از سببهاي مادي ، بلکه از جهات فاعليت نفساني و شئونات الهي ، به حکم کل يوم هو في شأن الرحمن /29 و هر روز (بلکه هر لحظه)در کاري است . “541
بنابراين دربهشت نيز تغيير راه دارد و اصل اين تغييرات از عالم نفوس سرچشمه مي گيرد.
امام خميني مي فرمايند:
“حقيقت ذات انسان مساعد با عشق به كمال و تنفر از نقص است، انسان هر چه را مى‏خواهد، فريفته كمال اوست ؛ لذا اگر انسان از هر خوبى، خوب‏ترى پيدا كند، به آن مى‏گرود و اين از جهت عشق ذاتى به كمال است كه ذاتش، صِرف عشق به كمال است و كمال مطلق خداست، پس انسان‏ هر چه را طالب است، لكماله طالب است”542
بنابراين در بهشت که انسان به جوار حق تعالي نائل گشته هيچگاه رنجور و ملول نمي گردد.
علامه مطهري نيز گفته اند :
” در اين عالم خستگى و دلزدگى و ملال خصوصاً از يكنواختى است و انسان حالت گم‏كرده‏اى را دارد كه در پى گمشده خويش است و به هر چيزى كه مى‏رسد مى‏پندارد آن را يافته است و به او دل خوش مى‏كند اما پس از چندى احساس مى‏كند كه “او” نيست، خسته و دلزده مى‏گردد و به دنبال چيز ديگر مى‏رود. اين است كه در دنيا انسان هميشه طالب چيزى است كه ندارد و دلزده از چيزى است كه دارد؛ اما در جهان آخرت به حكم آنكه به آنچه در اعماق فطرت و شعور شخصى خود دلبستگى داشته و گمشده واقعى او بوده است يعنى حيات جاويد در جوار رب‏العالمين رسيده است، به هيچ وجه خستگى و ملال و دلزدگى برايش پيدانمى‏شود.”543
قرآن كريم به همين نكته اشاره مى‏كند آنجا كه مى‏گويد:
لا يَبْغُونَ عَنْها حِوَلًا.کهف/108
(برخلاف دنيا) در آنجا انسانها طالب دگرگونى و وضع جديد نيستند.
سرّ مطلب اين است كه در بهشت مهماندار انسان خداست. محال است انسان از خدا بيزار شود و غير او را بخواهد. از هر چيزى بيزارى پيدا مى‏شود براى اينكه انسان مى‏خواهد به خدا برسد؛ همين‏قدر كه يك ارتباط و اتصالى به او پيدا كرد، آن وقت ارزش بهشت براى او اين نيست كه آنجا خوردن و پوشيدن و لذت‏جنسى هست؛ ارزشش اين است كه سفره كرامت و پذيرايى اوست؛ حس مى‏كند و تا ابد هم حس مى‏كند كه دارد به دست او پذيرايى مى‏شود. اين ديگر خستگى‏آور نيست. “قَدْ أَحْسَنَ اللَّهُ لَهُ رِزْقاً”طلاق/11خداست كه براى او رزق و روزى را نيكو گردانيده است. اين همان مقام رضوان الهى است 544
4-2 عذابهاي جهنم
قرآن کريم در بسياري از آيات خود تصويري از ويژگي هاي جهنم واوصاف زندگي جهنميان ارائه مي دهد .مطالعه در اين آيات که در جاي جاي آن ها خداوند کافران را از چنين عذابي بيم مي دهد.وصف سقر وسعيروآب جوشان حميم ودرخت زقوم طبق روايت امام علي(ع) بردگان از انسان ها را از گناه دور مي کندوحقيقت اين عذاب ها که چيزي جز دوري از خدا نيست ، احرار از بندگان را از معصيت مي رهاند.ملاصدرا وامام خميني ، دو مفسر بزرگ قرآن نيز با توجه به اينکه اصل عذاب صورت غضب خداوند است به تفسير انواع عذاب ها پرداخته اند.
قبل از هرچيز اشاره مي کنيم به کلام اميرالمؤمنين(ع)در وصف آبش جهنم که در نامه اي به مردم مصر آمده است:
قعرها بعيدً حرّها شديد و شرابها صديد و عذابها جديد و مقامعها حديد.لايفرّ عذابها و لايموت ساکنها، دارّ ليس فيه رحمة و لا تسمع لاهلها دعوةّ1
عمق آن خيلي زياد، حرارت آن شديد، شراب آن صديد و عذاب آن هميشه جديد و گرزهاي آن فلزي است از عذاب آن راه فراري نيست و براي ساکنان آن مرگي نيست، خانه ايست که رحمت در آن نيست و به خواسته کسي گوش داده نمي شود.
4-2-1خوردني هاي جهنم
در جهنم، جهنميان طوري خلق شده اند که از غذا بي نياز نيستند و احساس گرسنگي مي کنند و از بهشتيان درخواست غذا و آب و خوردنيهاي ديگر مي کنند، و فشار و عذابي که جهنميان از طريق گرسنگي و تشنگي تحمل مي کنند از عذابهاي جهنم است و همچنين خوارکي هاي آنجا نيز به گونه اي است که جزو عذاب مي باشند:
4-2-1-1ضريع
يکي از غذايي هايي که براي دوزخيان مهيا شده ضريع است:
” لَيْسَ لَهُمْ طَعامٌ إِلاَّ مِنْ ضَريعٍ لا يُسْمِنُ وَ لا يُغْني‏ مِنْ جُوعٍ” (غاشيه/ 7و6)،
در جهنم خوراکي جز خار خشک ندارند که نه فربه کند و نه گرسنگي را باز دارد. ضريع گياهي است در حجاز داراي خارهاي بزرگ که به آن شبرق مي گويند. شتر آن را مي خورند که برايش نفعي ندارد و ضرر دارد.
علت اينکه ضريع ناميده شده چون ضريع از مضارعه به معناي مشابهت است و اين گياه هم چون بر شتر امرش مشتبه مي شود و گمان مي کند گياه ديگري است ضريع گفته مي شود.546و نيز ابن عباس از پيامبر اکرم(ص) نقل مي کند: چيزي است که در آتش جهنم است شبيه خار، تلخ تر از زهر و بدبوتر از مردار، گرمتر از آتش که خداوند آن را ضريع نام نهاده اگر صاحب آن غذا از آن را بخورد داخل شکمش نمي شود و به دهان هم برنمي گردد و ميان آن دوگير مي کند و رفع گرسنگي نمي کند.547
4-2-1-2غذاي گلوگير
إِنَّ لَدَيْنا أَنْكالاً وَ جَحيماً وَ طَعاماً ذا غُصَّةٍ وَ عَذاباً أَليماً
در حقيقت پيش ما زنجيرها و دوزخ و غذايي گلوگير و عذابي پردرد است. (زمر/12و13)،
غصه چيزي است که در گلوگير کرده باشد و به آساني از گلو پايين نرود و اين يا در امر مادي است مثل اينکه استخوان يا لقمه اي در گلو گير کند و يا در امر معنوي مثل اينکه اندوه آدمي را فراگيرد.548همچنين در مجمع البيان آمده: غصه تردد لقمه در گلوست که خورنده آن نتواند آن را پايين ببرد.549
4-2-1-3غسلين
“وَ لا طَعامٌ إِلاَّ مِنْ غِسْلينٍ”،
جهنم خوراکي جز چرکابه ندارد.” (الحاقه/ 36)،
غسلين زردابه و چرک و خوني است که از اعضاي بدن دوزخيان جاري مي شود و آنچه از گوشت و پوست دوزخيان روان گردد و آنچه از جامه و مانند آن شستشو شود.550همچنين به معناي عرق بدن کفار مي دانند.551روايتي از ابوسعيد خدري از پيامبر اسلام نقل کرده است که: اگر يک سطل از غسلين در دنيا ريخته شود بوي گند آن تمام اهل دنيا را مي گيرد.552
علي بن ابراهيم در تفسير آيات فوق، “غاصبان حقوق آل محمد (عليهم‏السلام) را از مصاديق دوزخياني برشمرده كه غذاي آنان از “غسلين” و عرق كافران است.553
4-2-1-4حميم و غساق دو نوشايه جهنمي
” لا يَذُوقُونَ فيها بَرْداً وَ لا شَراباًإِلاَّ حَميماً وَ غَسَّاقاً “،
در آنجا نه خنکي بچشند و نه شربتي جز آب جوشان و چرکابه” (نبأ 25و 24)
حميم را به معناي گرم و جوشان و هم به معناي آبي که در شدت حرارت باشد554و در نثر طوبي غسق را به معناب روان شدن و ريختن مي داند و غساق را در آيه ي مورد بحث به معني چرک و خوني و ساير کثافت هايي مي داند که از بدن دوزخيان جريان دارد و بدبو و سياه است555 و مجمع البيان ماده غسق، غساق را به معناي آبي که در شدت سردي باشد مي داند.556
آنان که به واسطه نداشتن نور معرفت ويقين از راه راست برگشته اند برايشان غذايي از آب جوشان است.557
در روايتي آمده که حميم آبي است در نهايت حرارت که چون نزديک رويشان آورند گوشت روي ايشان ريخته شود و چون بخورند امعاء و احشاي ايشان پاره پاره شود.558و نيز در روايت ديگر آمده:”خزانه دار جهنم، آبي جوشان از روي سر جهنميان عبور مي دهد که در اثر آن مغز سرشان مي جوشد.”559
و اما حميم، آن هم از حقيقت آبهاي اين جهان است هنگامي که در اجسام و ابدان نباتي و حيواني گرمي ايجاد مي نمايد، و گرمي آن به واسطه فعل حرارت غريزي که پنهان در آن است شدت مي يابد، و به ويژه آن که اگر حرارت نزديک که از سختي و رنج (بدني) و يا حمام رفتن و يا تبهاي شديد و يا از هوائي که در اطراف بدن مي گردد و يا از شدت داغي خورشيد و يا يخ بستن که موجب حبس شدن حرارت در باطن مي گردد و يا غير از اين امور که اهل دنيا از آن ها خالي نيستند حاصل مي آيد بدان اضافه گردد. 560
و اهل سلامت اخذوي به واسطه باطن خود از آنها بريده و رها شده اند، لذا از وابستگي به امثال اين امور نجات يافته اند، و اهل شقاوت چون هم در ظاهر و هم در باطن به اين امور تعلق و پيوند دارند، لذا روز رستاخيز به واسطه برداشته شدن پرده و تيزي چشم و شدت نياز به رهائي از عذاب آن بدانها عذاب و شکنجه مي شوند.561
در سوره واقعه 54بعد از ذکر حميم به عنوان يکي از خوردني هاي جهنميان آمده است:
” فَشارِبُونَ شُرْبَ الْهيمِ
چنان مى‏نوشيد كه شتر تشنه آب مى‏نوشد”
و “هيم” شتري است که بيماري به نام “هيام” دارد، و آن مرضي است که مي آشامد و سيراب نمي شود.562ذوالرمه گويد:
مانند شتر هيماء (که هر چه آب بنوشد سيراب نشود) که نه آب درد او را آرام مي نمايد و نه بيماري هيام او را پايان مي بخشد.563
يعني چون درون شکمهايشان از خوردن ميوه زقوم پر شد، مانند کسي که از خشم و کينه و رشک در هنگام جوش و خروش پر شده، خداوند بر آنان به واسطه دوستي دنيا و رياست بر ديگران و آزار مردمان (که در دنيا داشتند) سوزش قلب و تشنگي نفس را مي گمارد، مانند کسي که مبتلا به داءالکلب (مثل جوع البقر و

پایان نامه
Previous Entries امام صادق، امر به معروف Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره امام صادق، رسول خدا (ص)