دانلود پایان نامه درمورد گروهي، درماني، موسيقي

دانلود پایان نامه ارشد

داشته‏اند و در صورتي که بدانند مجبور نيستند تصاويري بکشند که از نظر هنري درست باشد، هنوز هم قابليت آن را دارند.
از هنر مي‏توان به عنوان ابزاري غيرکلامي براي برقراري ارتباط استفاده کرد. اين براي افرادي که به هر دليل در ارتباط کلامي مشکل دارند، مي‏تواند حائز اهميت باشد. هم چنين براي افرادي که بيش از حد صحبت مي‏کنند، روشي مناسب در جلوگيري از “بيان دشوار و پرحرفي” است.
هنردرماني را مي‏توان به عنوان ابزاري براي ابراز خود97 و خوداکتشافي98 مورد استفاده قرارداد. معمولاً تصاوير، بهتر و دقيق‏تر از کلمات مي‏توانند احساسات را بروز دهند و گاهي مثلاً در مورد بيماران دچار زوال عقلي99 که يافتن لغات مناسب برايشان دشوار است ـ مي‏توان براي نمايان ساختن احساساتي که به راحتي به زبان نمي‏آيند از آن به خوبي استفاده کرد. خصوصيات فضايي تصاوير، مي‏توانند نشانگر زواياي مختلف تجربه‏هاي ذهني فرد باشند.
براون100 (1992) چنين بيان مي‏کند که:برخي از تسهيلگران و درمانگران حق انتخاب “فردي بودن” يا “گروهي بودن” کار را دارند، بنابراين بد نيست نگاهي به دلايل کلي استفاده از کار گروهي بيندازيم. عده‏اي ديگر مانند آموزگاران و مددکاران اجتماعي تقريباً هميشه به صورت گروهي کار مي‏کنند و چيزي که اهميت دارد بهينه ساختن مزيت‏هاي کار گروهي است. دلايل استفاده از کار گروهي را به طور خلاصه مي‏توان چنين برشمرد:
بيشتر يادگيري‏هاي اجتماعي در گروه‏ها صورت مي‏گيرد؛ بنابر اين کارگروهي محيط مناسبي را براي اين منظور فراهم مي‏کند.
افراد با نيازمندي‏هاي مشابه مي‏توانند يکديگر را حمايت کنند و در حل مسائل به صورت متقابل به هم کمک کنند.
اعضا مي‏توانند از باز خورد ساير افراد گروه بهره‏مند شوند.
اعضاي گروه مي‏توانند با مشاهده‏ي واکنش يکديگر (الگوسازي) نقش‏هاي جديدي را به عهده گيرند و بدين طريق حمايت و تقويت شوند.
در کار گروهي اغلب مسائل مربوط به پويايي101 خانوادگي اوليه مطرح مي‏شود که مي‏توان بعداً آن را آزمود و به کار بست.
گروه‏ها مي‏توانند بستري مناسب براي شکوفايي منابع و توانايي‏هاي نهفته باشند.
کار گروهي براي برخي از افراد مثل کساني که از صميميت در کار با فرد ديگر گريزان‏اند، مناسب‏تر‏اند.
با تقسيم قدرت و مسئوليت‏ها، کار گروهي عادلانه‏تر مي‏شود.
برخي از درمانگران يا افرادي که مسئوليت گروه را به عهده دارند تجربه‏ي فعاليت گروهي را رضايت‏بخش تر از فعاليت فردي مي‏دانند.
کار گروهي از نظر به کارگيري تخصص براي کمک به عده‏اي از افراد به طور هم زمان، از نظر اقتصادي به صرفه است.

با اين وجود مي‏توان نقاط ضعفي را نيز براي کار گروهي بر شمرد:
به دليل تعداد اعضا محرمانه نگهداشتن اطلاعات هر يک از افراد دشوار مي‏شود.
سازمان‏دهي گروهي دشوار و نيازمند تدبير است.
در کار گروهي توجه کم‏تري به تک تک اعضا مي‏شود.
ممکن است به اعضاي گروه “برچسب” خاص يا وصله‏ي ناخوشايندي زده شود.
اعضاي گروه مي‏توانند به راحتي موضوعي را پنهان کنند يا از آن بگريزند.
ممکن است برخي از شرکت کنندگان از مهارت‏هاي برخي ديگر دچار ترس و نگراني شوند (Lumley-Smith-Browm, 1992: 789).

چرا هنر؟
در کنار نکته‏هاي کلي اي که در مورد ارزش هنردرماني و هنر شخصي گفته شد، برخي از جوانب آن که در کار گروهي اعمال مي‏شوند از اين قرارند:
1 ـ فراهم آوردن شرايطي که همگي مي‏توانند در آن مشارکت کنند و اين براي کار گروهي که در آن برخي از افراد به هر دليلي از صحبت کردن خودداري مي‏کنند، مناسب است.
2 ـ با ايجاد مشارکتي يکسان همه‏ي افراد مي‏توانند هم زمان و در سطح خود به فعاليت بپردازند.
3 ـ نسبت به گروه‏هاي کلامي تعداد افراد بيش‏تري قادر به مشارکت هستند.
4 ـ شرکت کنندگان تصاوير ديگر اعضاي گروه را مشاهده مي‏کنند (و برخي از گروه ها نيز راجع به آن ها نظر مي‏دهند)، و اين بعدي کاملاً متفاوت را نسبت به گروه‏هاي کلامي فراهم مي‏کند.
5 ـ مي‏توان از تمرين‏هاي هنري ـ تعاملي و گروهي استفاده کرد.
6 ـ با استفاده از هنر، اطلاعات زيادي ايجاد و رد و بدل مي‏شود اين اغلب فرآيندها و پويايي‏هاي گروهي را تسريع مي‏کند (Liebmann, 1942: 52).
روش‌هاي مختلف هنردرماني گروهي
هنردرماني گروهي و گروه‏هاي هنري شخصي در کنار هم مي‏توانند ترکيبي از تجربه‏هاي فردي و گروهي‏اي را ارائه دهند که از سنت‏هاي کارگروهي و نيز هنر درماني سرچشمه مي‏گيرد.
به طور کل در رابطه با کار گروهي، با شيوه‏هاي بسيار و راه‏هاي مختلف و همچنين روش‌هاي زيادي براي دسته‏بندي آن‏ها مواجه مي‏شويم، از جمله:
دسته‏بندي بر اساس گروه مراجعان، اهداف، اصول نظري، شيوه‏هاي اجرا يا کارايي عملي (Brown, 1992: 19). نوع ديگر دسته‏بندي را مي‏توان بر اساس مدت زمان ارائه داد. حتي در حيطه‏ي روان درماني گروهي هم، (Whitaken, 2001: 60) دو دسته‏بندي براي گروه‏هاي روان درماني ارائه مي‏دهد که يکي شامل 10 نوع و ديگري 13 نوع است. بنابراين تعيين يک دسته‏بندي منسجم کار چندان ساده‏اي نيست.

رويکرد کارگاه هنري آزاد
اعضاي گروه در اتاقي جمع مي‏شوند تا نقاشي بکشند و طراحي کنند، به طوري که هر يک از اعضا بنابر سرعت و توانايي خاص خود به کار مشغول مي‏شود. هرگونه تقسيم کاري با کمک درمانگر صورت مي‏گيرد. فضا دوستانه و آرام است و اعضاي گروه مجبور نيستند به بحث و بررسي چيزي بپردازند. از نظر زماني اين اولين نوع هنر درماني گروهي است و هنوز هم در گروه هاي هنر درماني که در آن‏ها نقاشي کشيدن جمعي در کنار يکديگر اهميت دارد که مي‏خواهند از استرس حضور در گروهي رسمي دوري کنند، کاربرد دارد (Adamson, 1942, Deco, 1998: 42).

گروه‏هاي موضوع محور
اين گروه‏ها با تمرکز بر مشکلات خاص يا جنبه‏هايي از تجربه‏هاي انساني مثل داغ‏ديدگي، خشم يا تحولات زندگي، با هدفي مشترک دور هم جمع مي‏شوند. اين روش خصوصاً براي دوره‏هاي کوتاه مدتي مناسب است که افراد گروه به اين منظور خاص گرد هم مي‏آيند. همچنين براي گروه‏هايي که در يک جلسه، برنامه‏اي طولاني‏تر را دنبال مي‏کنند بسيار مناسب است، مثلاً گروه آموزشي مبارزه با الکل، نيازمند کار کلامي است، اما يک جلسه هنردرماني هم براي آن اختصاص مي‏يابد. همچنين در “مرکز کمک به بيماران سرطاني بريستول”102 يک جلسه هنر درماني، بخشي از ملاقات دو روزه در مرکز است. از اين نوع گروه‏ها مي توان براي معرفي هنر درماني به افرادي که هيچ گونه آشنايي نسبت به آن ندارند هم استفاده کرد، مثلاً در چند جلسه‏ي اول قبل از آن که اعضا موضوع خاص خود را ابراز کنند، چنين جلساتي اجرا مي‏شود.
معمولاً جلسات گروه‏ها ساختار ثابتي دارند که شامل معرفي، انتخاب موضوع (از سوي درمانگر يا اعضاي گروه)، اختصاص زماني براي نقاشي و طراحي و در ادامه زماني براي تقسيم کار است (Barber, 2002-Camblel, 1993-Liebmann, 2004-Ross, 1997). گاهي هم موضوع‏ها با گفت و گوي اعضا در آغاز جلسه شکل مي‏گيرند (Greenwood & 1987- Liebmann, 2004).

گروه‏هاي هنري تحليل گروهي
بنيان‏گذار اصلي اين روش که بعدها چندين مقاله (1984،1987،1989،2000) به بررسي آن اختصاص يافت، جري مک نيليست. در اين گروه‏ها هيچ جهت خاصي وجود ندارد و هدف اين است که گروه به شناخت و درمان خود بپردازد. رويکرد تحليل گروهي بر اساس يافته‏هاي فولکس است. به عقيده‏ي وي: “تحليل گروهي عبارت است از بررسي گروه به وسيله‏ي اعضاو رهبر گروه” (فولکس 1983).
بنابر اين، در اين رويکرد درک حضوري و فعلي تمامي اعضا و نيز رهبر گروه حائز اهميت است (Mc.Neilly, 1989: 157). با اين که هيچ موضوعي از قبل تعيين نمي‏شود، اغلب مي‏توان به مجموعه‏اي از موضوع‏هاي خاص در کارهاي هنري اعضاي گروه پي بردکه معمولاً به رويدادهاي دروني يا بيروني، مثلاً بيرون رفتن درمانگر از اتاق، مربوط مي‏شود (Mc.Neilly, 1984-Roberts, 1985).

هنر درماني تعاملي گروهي
دايان والر با فراهم آوردن نکاتي پيرامون تحليل گروهي و نمونه‏هايي از کار موضوع محور براي گروه‏هاي هنر درماني اي که به کار هنر فردي و نيز پويايي‏هاي گروهي بين اعضا تأکيد دارند، به توصيف چنين گروه‏هايي پرداخته است. بنابر اين گروه مي‏تواند بستر مناسبي براي يادگيري روابط شخصي باشد (Waller, 1993: 97).

گروه هنر روان درماني
کتابي با همين عنوان شيوه‏اي که در آن هنرآفريني باعث ايجاد فرآيند درماني روان، تحليلي گروهي مي‌شود را به دقت مورد ملاحظه قرار مي‏دهد. به گونه‏اي که خواهيم ديد چنين امري در گروه روان درماني کلامي بسيار مشکل خواهد بود. مؤلفان اين کتاب موقعيت‏هاي دشوار برخاسته از تعامل کلامي و هنرآفريني را نيز بررسي کرده اند. در اين کتاب بررسي‏هاي نظري و کاربرد‏هاي هنردرماني به گروه‏هاي مختلف مراجعان بسط داده مي‏شود.

گروه‏هاي هنر محور، که مسائل اجتماعي و امور مربوط به زندگي ر ا بررسي مي‏کنند
اين گروه‏ها را تا حدودي مي‏توان زير مجموعه‏ي گروه‏هاي موضوع محور به حساب آورد. اما اخيراً رشد و شکوفايي خاصي در فعاليت‏هاي هنر محور بسياري از گروه‏ها، خصوصاً گروه‏هايي که تکلّم و نوشتار در آن ها نتيجه‏ي خوبي نداشته، صورت گرفته است. از جمله کارهاي انجام شده در اين زمينه به کاربرد موضوع‏هايي مثل تعارض (ليبمن103، 1996)، نقاشي ديواريهمراه با جوانان (لينفيلد و وان‏لوک104، 2002)، مسائل معنوي (کوک و هليز105، 2001) و مشکلات پناه جويان (دياز106، 2002) مي‏توان اشاره کرد. برخي از اين موارد با هنرمند يا هنرمنداني تسهيلگر در طرح‏هاي مسکوني انجام مي‏گيرد. در حالي که در ساير موارد، مسئولين از هنردرمانگران به خاطر مهارت شان در کنار آمدن با افراد آسيب پذير بهره مي‏برند.
بحث‏هاي بسياري پيرامون خصوصيات هر يک از اين رويکرد‏هاي هنردرماني گروهي انجام شده که برخي از آن‏ها گاهي با بحران مواجه شده است. اما حالا فهميده‏ايم که اين مسئله را مي‏توان نسبي فرض کرد، زيرا از ديدگاه‏هاي مختلف قابل بررسي است. در حقيقت اين نوع “دسته بندي” را نمي‏توان بي‏نقص يا انعطاف ناپذير دانست.
بسياري از هنردرمانگران به شيوه‏هاي مختلفي با گروه‏هاي گوناگون کار مي‏کنند و انتخاب اين که چه رويکردي مناسب گروه و موقعيتي خاص است و چه آموزش‏ها و تدارکاتي بايد قبل از انجام کار صورت گيرد، به عهده‏ي تسهيلگر يا درمانگر هر گروه است (Liembman, 1942: 75).

3-3-15- موسيقي درماني:

زاده محمدي (1380) در اين باره چنين بيان مي‏کند:موسيقي درماني به معني استفاده از موسيقي و برنامه‏هاي تنظيم شده موسيقايي براي توانبخشي تمامي بيماران (جسمي و رواني) است. انجمن موسيقي درماني آمريکا (1997) موسيقي درماني را استفاده از موسيقي براي اهداف درماني شامل تجديد، ايجاد و تقويت سلامت بدني و رواني تعريف مي‏کند.
انجمن موسيقي درماني استراليا107 (1989) تعريف موسيقي درماني را استفاده برنامه ريزي شده از موسيقي براي اهداف درماني و رفع نيازهاي کودکان و بزرگسالان که به دليل اجتماعي، عاطفي، بدني و ذهني آسيب ديده‏اند، ارائه مي‏دهد.
همچنين انجمن حرفه‏اي موسيقي درمانگران108 موسيقي درماني را به عنوان ابزار و شبکه‏هاي ارتباطي براي ايجاد رابطه متقابل بين بيمار و درمانگر از راه موسيقي و نشانه‏هاي موسيقيايي تعريف مي‏کند که مي‏تواند هم در وضعيت بيمار و هم در شيوه درمان تغييراتي ايجاد کند. درمانگر با استفاده از ارتباط خلاق موسيقايي در موقعيت درماني، تجربه‏هايي بر اساس موسيقي را به وجود مي‏آورد که به اهداف درماني منجر مي‏شود (گزارش کميته هنر درماني تخصصي، 1989: 6).
در موسيقي درماني دو روش فعال و غيرفعال رواج بسياري دارد. روش غيرفعال شنيدن موسيقي و روش فعال نواختن، خواندن و حرکت‏هاي موزون و بحث و گفتگو پيرامون موسيقي است در موسيقي درماني غيرفعال عمده تأثير در برانگيختن و تأثير‏گذاري بر واکنش‏هاي عاطفي و ذهني و در روش موسيقي درماني فعال واکنش هاي مختلف عاطفي، ذهني، حسي و حرکتي، تحريک و هماهنگ مي‏شود (زاده محمدي، 1380: 24).
روش‌ها و

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درمورد بهداشت روان، پناهندگان، ناخودآگاه Next Entries دانلود پایان نامه درمورد مدت استفاده، دندانپزشک