دانلود پایان نامه درمورد کودکان و نوجوان، کودکان و نوجوانان، پیشگیری وضعی، پیشگیری اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

جمعیت‌هایی است که در معرض خطر بزهکاری هستند. پیشگیری سطح سوم درجایی است که انحراف یا جرمی صورت گرفته است؛ بنابراین اقداماتی اتخاذ می‌شود که از تکرار آن جلوگیری نماید.49 پیشگیری سطح اول نظیر دخالت در مرحله قبل از جرم شامل خانواده، آموزش‌وپرورش و غیره است. پیشگیری سطح دوم نظیر تدابیر حمایتی در خصوص کودکان خیابانی، بد سرپرست یا بی‌سرپرست است.50
2- پیشگیری اجتماعی
پیشگیری اجتماعی که یکی از اقسام پیشگیری غیر کیفری است متضمن حقوق اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی مردم است، نخستین بار در اندیشه‌های مکتب تحققی به‌ویژه انریکوفری مطرح‌شده است.51 پیشگیری اجتماعی با تغییر شرایط محیط اجتماعی، ارتقا سطح فرهنگ و به وجود آوردن خود نظارتی در شهروندان از ارتکاب جرم پیشگیری می‌کند.52
این پیشگیری به دو نوع پیشگیری اجتماعی جامعه مدار و پیشگیری رشدمدار یا زودرس تقسیم می‌گردد. پیشگیری جامعه مدار با استفاده از تدابیر و اقدامات مناسب درصدد است با از بین بردن یا کاهش عوامل جرم‌زای محیط اجتماعی از انحرافات در جامعه پیشگیری نماید. پیشگیری رشد مدار متضمن اقداماتی در جهت کاهش یا حذف عوامل خطرآفرین و یا عوامل تقویت‌کننده و حمایتی برای مقاوم‌سازی کودکان و نوجوانان در معرض خطر است؛ که در صورت عدم توجه زمینه بزهکاری آنان در آینده فراهم می‌شود.53
3 – پیشگیری وضعی
پیشگیری وضعی نخستین بار توسط سه تن از جرم‌شناسان انگلیسی به نام کلارک، می هیوو و کرینش مطرح شد. بر اساس تعریف آنان پیشگیری عبارت است از اقدامات و روش‌هایی برای کاهش فرصت ارتکاب جرم که به‌سوی شکل خاصی از جرم نشانه می‌رود و متضمن طراحی محیطی و مدیریت بلا واسطه یا همان نظارت تحت نفوذ درآوردن هر چه پایدارتر و سازمان‌یافته‌تر محل وقوع جرم است.54 ژرژ پیکا پیشگیری وضعی را این‌گونه تعریف می‌کند: اقدام به محدود کردن فرصت‌های ارتکابی جرم یا مشکل کردن تحقق این فرصت برای مجرمین بالقوه.55
بنابراین باید بگویم پیشگیری وضعی بیانگر ایجاد تغییر در شرایط خاصی است که افراد در آن مرتکب جرم می‌شوند و درواقع تدابیری که فرصت‌های جرم را کاهش می‌دهد. این تدابیر و تغییرات می‌تواند درزمینه های مختلفی چون دشوار ساختن ارتکاب جرم، کاهش منافع آن و غیره باشد.

مبحث دوم: پیشینه تاریخی
گفتار اول: آموزش‌وپرورش قبل از تأسیس مدارس رسمی در ایران
الف: قبل از اسلام
بر اساس تقسیمات تاریخی، دوران قبل اسلام در ایران شامل دوران باستان و دربرگیرنده‌ی سلسله‌های بزرگی همچون هخامنشیان، اشکانیان و ساسانیان است، آموزش‌وپرورش در زمان هریک از این سلسله‌ها با توجه به پیشرفت و نیاز جامعه متفاوت بوده است؛ اما جو حاکم بر جامعه به لحاظ اعتقادی و طبقاتی بودن در این دوران تا حدود زیادی مشابه است که در ذیل بدان اشاره می‌نماییم. جو حاکم بر جامعه قبل از ورود اسلام به ایران به‌گونه‌ای بود که خود زمینه را برای بروز انحرافات فراهم می‌کرد؛ زیرا در این زمان مردم به لحاظ اعتقادی در وضعیت نامطلوبی به سر می‌بردند، آنان به سنگ، درخت و آنچه نفع و ضرر آن را تشخیص نمی‌دادند سجده نموده و سر تسلیم فرود می‌آوردند. در این زمان دین در گرداب فلسفه یونان و افکار بشری، انحراف و خرافات از تواضع و تسلیم در مقابل خدا بیرون آمده بود و از حوادث دنیا به خدا پناه برده نمی‌شد. ساختار جامعه طبقاتی بوده و همواره کسانی در طبقات بالا قرار داشتند، طبقات پایین را مورد ظلم و ستم قرار می‌دادند.56
در این دوران آموزش‌وپرورش جنبه‌ی رسمی نداشته و آموزش بیشتر در آتشکده‌ها و در کنار کاخ‌ها بر گذار می‌شده است57 وآموزش در سه بعد تربیت اجتماعی، شخصی و شغلی صورت می‌پذیرفت.58 ازجمله معایب و اشکالات آموزش‌وپرورش در آن زمان این بود که با توجه به ساختار حاکم بر جامعه امکان فراگیری علم و دانش برای تمام مردم فراهم نبود؛ بدین معنا که آموزش امری طبقاتی بوده است و بیشتر به طبقات اعیان و اشراف اختصاص داشته است. این امر باعث می‌شد همواره بخش عظیمی از مردم در جهل و نادانی بمانند.59 بررسی نارسایی‌های اجتماعی و فسادهای خطرناک در طول تاریخ، نشان می‌دهد که جهل و نادانی یک عامل بسیار مهم در عقب‌ماندگی توده‌های مردم و بروز جنگ‌ها و کشتارها و انحرافات جنسی به شمار می‌آید.60 اشکال دیگر نحوه آموزش بود زیرا آموزش در این دوران مبتنی بر روش القاء عقیده بوده؛ بدان معنا که ایجاد حس فرمان‌برداری مطلق و کورکورانه در برابر قدرت قوه قهریه، شخصیت افراد را از بین می‌برد و منجر به ایجاد یک نوع عبودیت و بندگی بی‌حدوحصر و اطاعت کورکورانه می‌شد.61
فراگیری علم و دانش برای دختران در این زمان با محدودیت‌های زیادی روبه‌رو بوده و آموزش آنان بیشتر توسط پدر و مادر و در جهت آمادگی برای خانه‌داری و انجام وظایف مادری صورت می‌گرفته است؛ به‌گونه‌ای که در دینکرت به نقل از اوستا آمده به دختران باید خانه‌داری آموخت.62 البته آموزش دختران طبقات بالا (نجبا) شامل فراگیری فنون سوارکاری، چوگان‌بازی و موسیقی بوده است.63
اما به‌طورکلی و در مقایسه بازمان حال تربیت دختران ساده‌تر بوده است ؛ زیرا در این دوران که دختران به مکتب نرفته و خط ننوشته بودند هر پدر و مادری برحسب اصول ساده و هماهنگ تربیت‌شده بودند که والدین هریک از آن دو بدان صورت تربیت‌یافته بودند، مضاف آنکه همسایگان و اطرافیان نیز برهمان مبانی تربیت‌شده بودند و بدین ترتیب شخصیت دختران تحت تأثیر تربیت متجانس و منظم والدین و اطرافیان شکل می‌گرفت و از هرگونه تعارضی مصون بود.64
ب: بعد از اسلام
دین اسلام ارزش و اهمیت خاصی برای علم و فراگیری علم قائل است و به‌خوبی می‌توان چنین اهمیتی را از طریق قرآن و سخنان ائمه معصومین مشاهده کرد. به خاطر همین اهمیت در کشورهای اسلامی خصوصاً ایران به این مقوله توجه خاصی شد. فراگیری علم و دانش در ایران بعد از اسلام، ابتدا بیشتر در مساجد صورت می‌گرفت، درواقع جویندگان علم از نقاط مختلف به مساجد می‌آمدند و مساجد محل آموزش و خاستگاه تفکرات بزرگ بود.65 اما رفته‌رفته تعداد جویندگان علم افزایش یافت و فراگیری دانش به دلایلی همچون کمبود محل مناسب، عدم رعایت بهداشت توسط کودکان به مکتب‌خانه منتقل شد.66
مکتب‌خانه‌ها در دوره عباسیان به اوج خود رسید و در تمام محلات و نقاط ایران مکتب‌خانه وجود داشت. هدف اصلی مکتب‌خانه‌ها آموزش خواندن و نوشتن و آشنا کردن با قواعد دینی بود.67 مکتب‌خانه‌ها معایبی داشتند که منجر به بی‌علاقگی و گسست پیوند کودکان و نوجوانان با این مکان آموزشی شده و درنتیجه زمینه را برای بروز رفتارهای نابهنجار آنان فراهم می‌نمود که در ذیل به این معایب اشاره می‌کنیم:
1- در کشورهای مسلمان مکتب‌خانه‌ها مختلط نبودند، مکتب‌خانه‌هایی برای پسران با معلم مرد وجود داشت؛ اما در ایران می‌توان صراحتاً ابراز کرد که مکتب‌خانه‌هایی وجود داشتند که مختلط بودند، دخترها و پسرها باهم به کلاس می‌رفتند و زمینه‌های برخورد آن‌ها فراهم می‌گشت که این خود در بروز انحرافات به‌خصوص در مقوله انحرافات جنسی تأثیرگذار بود.68
2- برای مکاتب تشکیلات واحد مرکزی وجود نداشت؛ بنابراین مکاتب بر اساس سلیقه‌ی مؤسس و مکتب دار اداره می‌شد.69 همان‌گونه که می‌دانیم عدم کنترل و نظارت رسمی یا غیررسمی می‌تواند در ایجاد انحرافات تأثیرگذار باشد به‌خصوص در یک محیط آموزشی که هدف تعلیم و تربیت را دارد، باید چنین نظارتی وجود داشته باشد.
3- مسئله دیگر کمبود امکانات مکاتب بود در مکتب‌خانه‌ها مانند مدارس امروزی میز و صندلی وجود نداشت و هر بچه‌ای برای خود زیرانداز و قالیچه‌ای با توجه به وسع خانواده داشت و این امر باعث خستگی و عدم توجه کودکان و نوجوانان به درس می‌شد.70
4- بیشتر مکتب دارها افرادی کم‌تجربه و کم‌سواد بودند که قادر نبودند به شیوه‌ی جدیدی معلومات خود را به شاگردان منتقل کنند . گاهی نیز بامعلومات اشتباه و نادرست منجر به گمراهی کودکان و نوجوانان می‌شدند. همچنین مواد آموزشی برای کودکان و نوجوانان سنگین و دشوار بود که این امر باعث می‌شد علاقه‌ی آن‌ها به فراگیری درس کاهش یابد.71
5- آموزش در مکتب‌خانه بدون توجه به نیازها و علایق کودکان و نوجوانان بوده و اغلب با خشونت و انضباط خشک همراه بوده است؛72 به‌گونه‌ای که از ابزارهایی همچون فلک و شلاق برای تنبیه استفاده می‌گردید، البته در مورد دختران بیشتر از نیشگون گرفتن و پشت دست سوزن زدن استفاده می‌شد.73
6- تفکیک سنی مانند مدارس امروزی در مکتب‌خانه‌ها نبوده و کودکان و نوجوانان باهم در یک مکتب درس می‌خوانند؛ به گونه ای که نوجوان بر درس کودکان نظارت داشته، اغلب به آزار و تمسخر آنان می‌پرداختند.74
به‌طورکلی آموزش دختران در مکتب‌خانه‌ها مجاز بود؛ اما به خاطر عدم آگاهی و افکار اشتباه با محدودیت‌های همراه بود. راوندی از قول جلال‌الدین دوانی می‌نویسد: «دختران را از خواندن و نوشتن به‌کلی باید منع کرد و عبارت ابن اخوه را هم آورده که معلم نباید به زن یا دختری نوشتن بیاموزد زیرا خواندن و نوشتن برای نسوان شجره ممنوعه است و اگر نوشتن بیاموزند ممکن است شیطان کاری به دستشان دهد.»75
آنچه بیشتر در ایران بعد از اسلام زمینۀ شکست و انحطاط فرهنگی، اخلاقی و غیره را فراهم نمود، حمله قوم وحشی، خون‌خوار و غارتگری است که بی‌رحمی و قساوت و فجایع اعمال آنان به حدی شدید بود که اگر اسناد مسلم وجود نداشت، وقوع آن اعمال باورکردنی نبود. هجوم و لشکرکشی و قتل و عام، آتش‌سوزی و هتک عرض و ناموس تأثیر هولناکی در روحیه مردم گذاشت که از همه شوم‌تر انحطاط اخلاقی بود.76 با حمله مغول مساجد و مکاتب که مهم‌ترین مکان‌های آموزشی بودند با خاک یکسان شدند، معنی و مفهوم واقعی آموزش‌وپرورش از بین رفت و جای خود را به ظواهر فریبنده، بازی با الفاظ و قید و محدودیت در طرز تفکر داد.77 در این دوران اغلب آموزگاران می‌کوشیدند خداوندان قدرت و صاحبان زور را متصف به اخلاق کریم کنند و هر ناکس را ارجمند جلوه دهند. اطاعت صرف و عدم صراحت لهجه، گزافه‌گویی، بدبینی و سوءظن نسبت به یکدیگر مخصوصاً نسبت به زنان و دختران رواج یافت.78
روش تعلیم و تربیت مبتنی بر خشونت و سخت‌گیری بود، اظهار عقیده متروک گردید و تقید، تعبد و احترام به گفتار صاحبان زور از فرایض به شمار آمد. خصوصیاتی که با حمله مغول بر ایران در نظام آموزش‌وپرورش به وجود آمد، نمودار ارزش‌هایی بود که با جنایات و ستم‌های این قوم به‌طورکلی در فرهنگ ایران ایجاد شد و تقریباً بدون هیچ‌گونه تغییر اساسی تا تأسیس دارالفنون در ایران باقی ماند؛79 بنابراین جو حاکم بر آموزش‌وپرورش و به‌طورکلی در جامعه ایرانی در این دوران به گونه ای بود که زمینۀ بروز بدترین انحرافات اخلاقی در همه‌ی اقشار، به‌ویژه کودکان و نوجوانان را فراهم می ساخت.
در ارتباط باتربیت و پیشگیری از انحرافات کودکان و نوجوان در ایران ابن‌سینا معتقد بود: «آموزگار باید کودک را از اقران زشت منع و با اقران خوب محشور سازد گاهی او را تشویق و زمانی تهدید کند و چنانچه نتیجه نگرفت بزند. به هنگام آموختن اعتدال را رعایت کند و خود را نه چنان عبوس نشان دهد که طفل را یارای صحبت نباشد و نه آن‌قدر ملایمت کند که کودک جسور شود و به بیانات او توجه نکند.»80
عنصرالمعالی معتقد بود معلم باید باهیبت باشد و در صورت لزوم جهت تربیت کودکان از مجازات بدنی استفاده کند.81 در ارتباط باتربیت دختران غزالی محرومیت آنان را در جامعه آن روز متذکر شده و توصیه کرده است با آنان به احسان و مدارا برخورد شود و همین‌که به سن بلوغ رسیدند آنان را شوهر دهند.82
گفتار دوم: آموزش ‌و پرورش بعد از تأسیس مدارس رسمی در ایران
نخستین مدارس رسمی در ایران، قبل از انقلاب و در دوران قاجاریه تأسیس شد. با توجه به اینکه نظام شاهنشاهی و طاغوتی در ایران، در دوران سلطنت قاجار و پهلوی ضربات مهلکی را بر پیکره جامعه و به‌ویژه نوجوانان و جوانان وارد نموده و به اسباب مختلف زمینه فساد را در جامعه فراهم

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درمورد حقوق جزا، عام و خاص، نهادهای اجتماعی، پیشگیری از جرم Next Entries دانلود پایان نامه درمورد انقلاب اسلامی، کتابهای درسی، دارالفنون، مدارس دخترانه