دانلود پایان نامه درمورد چالش ها و فرصت ها، شناخت علم، سرچشمه ها، حمل و نقل

دانلود پایان نامه ارشد

ها و برنامه کلي مطابق است، تقاضاهاي خاص هر يک از اجزاء گوناگون را برآورده سازد(Gaxon Raj, 1998 :110).
در علم مديريت بين دو اصطلاح “کارآمدي” و “کارايي” تفاوت قائل شده اند: کارآمدي، شايستگي و کارداني در تامين اهداف و کارايي، شايستگي در مصرف منابع و بهره برداري بهينه از آن دانسته شده است. به عبارت ديگرکارآمدي در گروه کسب هدف هاي تعيين شده و رضايت خاطر کساني است که در راه رسيدن به اهداف نقش دارند. اما کارآيي در به کارگيري و تخصيص منابع توليد، براي استفاده از منابع توليد و صرف حداقل هزينه و کم ترين ضايعات براي هر ميزان است؛ يک سيستم مديريتي کارآمد، سيستمي است که مي تواند اهداف را به خوبي تامين کند؛ صرف نظر از اين که آيا از منابع به طور بهينه استفاده شده يا نه. ولي سيستم کارا، سيستمي است که از منابع، به طور بهينه استفاده کرده و صرف نظر از تامين هدف يا عدم آن، از هدر رفتن منابع پيش گيري مي کند. بنابراين کارآمدي و کارايي- در علم مديريت- مي تواند با هم يا بدون يکديگر تحقق يابد (رضائيان، 1379: 19).
5. 1.کارآمدي در علم سياست:
در فرهنگ علوم سياسي، اين اصطلاح به اثر بخشي، تأثير، توانايي، نفوذ، کفايت و قابليت و لياقت معنا شده است، در تعريفي ديگر کارآمدي با کارآيي مترادف و اين گونه تعريف شده است: “قابليت و توانايي رسيدن به هدف هاي تعيين شده و مشخص. سنجش مقدار کارآيي از طريق مقايسه مقدار استاندارد با هدف يا مقدار کيفيتي که عملاً به دست آمده صورت مي گيرد. مثلاً توليد واقعي با توليد مورد هدف و يا زمان مصرف شده با زمان پيش بيني شده مقايسه مي شود” (آقا بخشي، 1379: 446). در برخي منابع، کارآمدي، کارآيي، اثربخشي و بهره ‌وري مترادف هم و به يک معنا در نظر گرفته شده‌اند (نبوي، 1383: 18). از ديدگاه “سيمورليپست”، کارآمدي عبارت است از: “تحقق عيني يا توان سيستم در تحقق کارکردهاي اساسي يک حکومت، به گونه اي که اکثريت مردم و گروه هاي قدرتمند درون نظام آن را عيناً مشاهده کنند” (ليپست، 1374، ش ??: 11).
استاد ” عبدالحميد ابوالحمد” کارآيي را با قاطعيت سياسي مترادف دانسته که منظور از آن “اقداماتي است که از آن راه بيشترين بازده و بهره را با کمترين کوشش و رنج و خشونت بتوان به دست آورد” (ابوالحمد، 1376: 247).
در علم سياست کارآمدي با انجام کارويژه ها و تحقق اهداف نظام سياسي در پيوند است؛ دولتي کارآيي دارد که کار ويژه هاي عمومي خود – حفظ همبستگي اجتماعي و سياسي، حل کشمکش ها و منازعات، دست يابي به اهداف کلي حکومت، تطبيق با شرايط جديد و متحول- را بتواند با موفقيت به انجام رساند(آلموند و پاول،1381: 5-6). چنانکه “حسين بشريه” در کتاب جامعه شناسي سياسي، مبحث اصالت کارکرد، نظام سياسي کارآمد را چنين تعريف مي کند: “وقتي نظام سياسي کاراست که کار ويژه هاي خاص خود را به خوبي انجام دهد”(بشريه، 1376: ??). از سوي ديگر در فلسفه سياسي، کارآمدي “Competence” متفاوت از مشروعيت است؛ هر حکومتي قطع نظر از ملاک مشروعيتش، به ساختاري جهت اجراي مقاصد خويش نياز دارد. اين گونه ابزارها و ساختارها و شيوه هاي هدايت به سوي اهداف را کارآمدي مي نامند( حقيقت، 1375، ش2 : 50).
به صورت خلاصه در علم سياست کارآمدي يا کارآيي: “بيانگر قابليت و توانايي اداره يک کشور توسط مديران و کارگزاران شايسته آن و ايفاي بهينه کار ويژه هاي دولت و کسب حداکثر رضايت مندي مردم مي باشد.”
از ديدگاه “سيمورليپست”، کارآمدي عبارت است از: “تحقق عيني يا توان سيستم در تحقق کارکردهاي اساسي يک حکومت، به گونه اي که اکثريت مردم و گروه هاي قدرتمند درون نظام آن را عيناً مشاهده کنند”(ليپست، 1374، ش ??: ??). از اين رو “نظام سياسي آن گاه کارآيي دارد که بتواند وظيفه هايي را که بيش ترين مردم يا حکومت شوندگان از آن متوقع است، انجام دهد”( ابوالحمد، 1376: 247).
در يك جمع‌بندي با ملاحظه تمام تعاريفي که در اين زمينه وجود دارد مي‌توان گفت: “كارآمدي عبارت است از موفقيت در تحقق اهداف با توجه به امكانات و موانع.”

فصل دوم . كارآمدي نظام سياسي
از آنجا که محور اصلي پژوهش حاضر بررسي کارآمدي نظام سياسي است، افزون بر تبيين دقيق واژه کارآمدي، ارائه تعريفي علمي از نظام سياسي و کارويژه هاي آن ضروري مي نمايد.
1. مفهوم نظام سياسي
نظام به مثابه مجموعه اي از عناصر به هم وابسته است كه هر يك كار ويژه مخصوص خود را دارد و با اين كار ويژه در كاركرد مجموعه مشاركت دارد. و نظام سياسي مجموعه‌ اي از نهادها و ساختارهاست که جامعه به وسيله آن اهداف جمعي خود را در سطح داخلي و بين ‌المللي تعقيب مي ‌کند. “ديويد ايستون” نظام سياسي را “مجموعه اي از كنش هاي متقابل تعريف مي كند كه از طريق آن، ارزش ها، خدمات، و كالاها بر حسب قدرت معتبر براي همه بخش هاي جامعه سهم بندي مي شود”Easton, 1965 :69-75) . از ديدگاه “ژان بلاندل” سيستم سياسي عبارت است از ساز و كاري كه در آن ماشين حكومت، داراي يك سلسله فعاليت هاي عمومي (تخصيص ارزش ها) و ويژگي هاي وسيع مي باشد و تركيبي است از يك سلسله “ساختارها” (Structure) كه توسط “كار ويژه هايي” (Fonction) كه در انجام آن ها تعهد و الزام وجود دارد، به يكديگر مرتبط مي شوند( ژان بلاندل، 1378: 46-32).
تعريفي که از سيستم سياسي در اين تحقيق مد نظر است، نظام سياسي (اسلام) را مجموعه اي به هم پيوسته از فعاليت هاي سياسي تلقي مي کند که شمار بزرگي از کارگزاران و با هدف خاصي آن را تعهد کرده و انجام داده اند. اين سيستم از عناصري همبسته تشکيل شده است که هرکدام به تنهايي بخشي از نظام سياسي را تشکيل داده، نهادها و گروه هاي معيني را شامل مي شود.اين ويژگي سيستم سياسي را عناصر ساختاري يا به طور کلي ساختار نظام سياسي مي نامند. در مقابل، نوع روابط تعريف شده بين ساختارهاي موجود در درون نظام سياسي را، کارکردهاي همان ساختارها يا به طور خلاصه “کارويژه” نظام سياسي مي نامند(فيرحي، 1385: 15).

2. روش تحليل سيستم ها
جهت شناخت علمي نظام سياسي از روش هاي گوناگوني استفاده مي شود؛ در رويکرد تحليل سيستمي هدف از اين روش توضيح و تبيين شيوه عملكرد نظام هاي سياسي است. و مسأله اصلي در آن، شيوه تكوين، استحكام، استمرار، تحول و زوال نظام هاي سياسي است. از اين ديدگاه سياست در كل زندگي اجتماعي ساري و جاري است و از اين رو براي فهم دقيق نظام سياسي بايد به نحوي پيچيدگي هاي نهفته در روابط سياست با بقيه زندگي اجتماعي را ساده ساخت و حوزه سياست و حكومت را از ساير حوزه هاي حيات اجتماعي جدا نمود، تا امكان مطالعه دقيق آن فراهم آيد.
بر اساس تحليل سيستمي، “نظام سياسي” به معناي حوزه سياست و حكومت، سيستمي است كه از محيط پيرامون خود داده هايي مي گيرد، آن ها را بواسطه ساختارهاي سياسي پردازش مي كند و سپس به صورت بازده يا سياست ها به محيط منتقل مي كند. در نهايت آثار و تبعات بازده ها يا سياست ها بواسطه فرآيندهاي اجتماعي پيچيده اي به درون سيستم سياسي “بازخوران” مي شوند. مهمترين داده ها شامل خواست ها و حمايت ها است و بازده ها هم به صورت تصميم گيري هاي الزام آور ظاهر مي شوند. خواست هايي كه وارد سيستم مي شوند، ممكن است سرچشمه هاي گوناگوني بر حسب نظام سياسي داشته باشند( بشريه، 1382: 66-65 ).

نظام “از مجموعه اي متغيرهايي وابسته به يكديگر تشكيل شده است و هر گونه تغيير در هر يك از عناصر متشكله نظام به ساير بخش هاي آن نيز سرايت مي كند.” در نظام دو نوع محيط داخلي و خارجي وجود دارد. محيط داخلي حاكي از وجود نوعي مرز بين اجزاي وابسته به يكديگر است و محيط خارجي به معناي حد و مرزي است كه نظام را از ديگر نظام ها جدا مي كند. روابط بينابين ميان يك نظام و محيط آن به سه بخش تقسيم مي شود:
1. 2. ورودي نظام (Input)
“آلموند” و “پاول” ورودي هاي نظام را به دو دسته “تقاضاها” و “حمايت ها” تقسيم مي كنند. اين درخواست ها و حمايت ها با ورود به مرحله پردازش و تبديل به صورت تصميمات، و خط مشي ها، مقررات و توزيع كالاها، به عنوان خروجي از نظام بيرون مي آيند. اصولا ورودي ها باعث پوياي نظام سياسي شده و اطلاعات لازم را به آن مي دهد.
1. 1. 2. تقاضاها
اين بخش شامل موارد ذيل است:
1. توزيع كالاها و خدمات، اشتغال، فرصت هاي تحصيلي، امكانات تفريحي، حمل و نقل.
2. تقاضا براي قواعد رفتاري؛ مثل امنيت عمومي، كنترل بازارها، مقررات ازدواج، سلامتي و بهداشت.
3. تقاضا براي افزايش يا كاهش ماليات يا ساير منابع استخراجي.
4. تقاضا براي گردش اطلاعات.
5. تقاضا براي مشاركت در فرآيندهاي سياسي و حق برابري بيشتر گرو هاي اجتماعي، مثل حق رأي، حفظ شغل، دادخواست از حكومت، تشكيل اجتماعات سياسي.
6. تقاضا براي ثبات و نظم بيشتر، كاهش خشونت و منازعه در جامعه يا برعكس، پاسخ گويي به درخواست ارزش هاي جديد، چالش ها و فرصت ها.
2. 1. 2. حمايت ها
نظام سياسي براي حركت و انجام كارويژه هاي (استخراجي، تنظيمي، توزيعي) خويش احتياج به انرژي دارد كه از طريق حمايت ها فراهم مي گردد. دو دسته حمايت هاي اصلي عبارتند از:
الف. مشاركت در حمايت از رهبران گروه هايي كه سياست گذاري مي كند يا مي خواهند مناصب عمومي را براي تعيين خط مشي كسب كنند؛ همچنين حمايت از گروه هاي معارض دولت. يا رأي دادن به نامزدهاي سياسي و … .
ب. حمايت هاي مادي مثل پرداخت ماليات و عوارض، كارهاي عام المنفعه، خدمات نظامي و قضايي، اطاعت از قوانين و مقررات، توجه به دستورات حكومتي، حفظ اقتدار، سمبل ها و مراسم رسمي.
يكي از آثار حمايت ها، مشروعيت اقدامات اعضاي نظام و قانون شناختن تصميمات آنهاست (قوام، 1373: 35).
تازماني كه حداقل همگرايي در مورد گرايش ها براي حمايت از قوانين اساسي ايجاد نشود، نظام از انرژي لازم براي تبديل تقاضاها به سياست برخوردار نخواهد شد. در حقيقت حمايت از نظام سياسي شامل حمايت هايي از جامعه، رژيم و دولت است كه اين ها در دنياي واقعي از يكديگر مجزا نيستند.
البته در مورد اين كه نظام سياسي براي تبديل تقاضاها به تصميمات به چه ميزان حمايت نياز دارد و چه تعداد از اعضاي آن بايد از رفتارهايش پشتيباني كنند، بايد گفت كه اين موضوع بستگي به شرايط مختلف و در نظام هاي گوناگون متفاوت است. در شرايطي كه در مورد پايه ها و اصول اساسي نظام توافق و اجماع كلي وجود داشته باشد، مخالفت نسبت به پاره اي از سياست ها، قوانين و تصميمات نمي تواند سبب مورد سؤال قرار گرفتن مشروعيت نظام شود ولي در شرايطي كه نظام با بحران توزيع قدرت دست و پنجه نرم مي كند و بر سر اصول اساسي توافق كلي حاصل نشده است، حتي سطح بالاي پشتيباني از پاره اي از تصميمات و سياست ها به هيچ وجه نمي تواند ذخيره حمايتي براي نظام به شمار آيد. به طور كلي گرچه ممكن است ميزان رفتار حمايتي اعضاي نظام سياسي در حدي باشد كه آن را پا بر جا نگه دارد، ولي آن چه اهميت دارد تعادل ميان رفتارهاي حمايتي و خصومت آميز است. جامعه از دو طريق مي تواند موجد رفتار حمايتي براي نظام سياسي شود؛ يكي كم و كيف داده هايي كه به نحوي از انحاء پاسخگوي تقاضاهاي اعضاي جامعه باشد و ديگري فرآيند سياسي كردن. که در ادامه به توضيح اين دو مي پردازيم.
1. 2. 1. 2. كم و كيف داده ها
يكي از راه هاي تقويت پيوند ميان اعضاي جامعه و نظام سياسي، ارائه داده هاي مناسب از سوي نظام به جامعه براي تأمين خواست ها و نيازهاي اعضاي آن است. گرچه شايد بتوان از طرق گوناگون در كوتاه مدت با برانگيختن احساسات و ايجاد هيجانات، مردم را اغفال كرد، اما در بلند مدت پاسخ هاي عملي نظام بايد براي اعضاي جامعه مجاب كننده باشد؛ زيرا داده ها متشكل از تصميمات سياسي است كه اين خود انگيزه هاي لازم را براي حمايت از نظام فراهم مي آورد.
در بسياري از موارد گروه هايي همانند احزاب سياسي كه در صدد كنترل حكومت هستند، مبادرت به ذخيره سازي پشتيباني مي كنند، بدين ترتيب در شرايطي كه حكومت قادر به متقاعد كردن پيروان خويش نباشد، مي تواند از اين ذخيره پشتيباني در جهت پيشبرد اهداف خود بهره گيرد. يكي از اشكال ذخيره سازي حمايتي در جوامع

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درمورد علم اقتصاد، دانشگاه تهران، نهج البلاغه، منابع معتبر Next Entries دانلود پایان نامه درمورد منابع قدرت، شبکه روابط