دانلود پایان نامه درمورد پیشرفت تحصیلی، یشرفت تحصیلی، تفکر انتقادی، هوش معنوی

دانلود پایان نامه ارشد

باشدو معیار آخر تعیین پیشرفت تحصیلی درطی چند سال ویا یک دوره تحصیلی است( دودانگه1376).
گیج و بردانیر، انگیزه پیشرفت رابیش تر درونی تلقی کرده اند و آن را در ارتباط با موفقیت و شکست تعریف کرده اند تا برمبنای تأیید و عدم تأیید، مثلا وایت1( 1959) معتقد است که در جریان رشد، موجود زنده مرتباً نیازی درونی به مقابله با محیط را به نمایش می گذارد. از دید وایت، انگیزه شایستگی، رفتارهایی چون کنجکاوی، تسلط یافتن ودستکاری کردن محیط رادر برمی گیرد. یادگیری و پیشرفت تحصیلی، به هر میزانی که در خدمت مقابله مؤثر با محیط باشند و شامل تجربه هایی باشند که تازه وجالب بوده، حس کارآیی را در فرد بالا ببرند، به همان میزان برای آن ها از نظر درونی انگیزه وجود خواهد داشت. اما نیاز برای احساس کارایی ضرورتاً در جهت کارهای تحصیلی هدایت نمی شود (کریمی، 1387).
استیپک معتقد است دانش آموزانی که انگیزه پیشرفت دارند، در مقایسه با دانش آموزانی که انگیزه پیشرفت کمی دارند، به مدت طولانی تر در انجام دادن تکلیف استقامت می کنند و به جای این که شکست خودشان را به عوامل بیرونی مانند دشواری تکلیف یا شانس نسبت دهند، آن را به تلاش نکردن(وضعیت درونی وتغییر پذیر) نسبت می دهند و تلاش خود را دو چندان می کنند تا موفق شوند(اسلاوین،1385).
گلدر(2001) با تأکید پرداختن تفکر انتقادی به عنوان عوامل مؤثر در پیشرفت تحصیلی بیان میدارد که دانشجویان با مهارتهای تفکر انتقادی پایین نمیتوانند در پیشرفتهای علمی، تکالیف شخصی، اکتساب مهارتهای زندگی و حتی پیدا کردن مشاغل مناسب موفقیتهای چشمگیری را بدست آورند. او یکی از مشکلات کنونی را عدم توجه به تفکر انتقادی بعنوان مهارتی کارساز در اکتساب علوم مختلف وکاربست صحیح آن در موقعیتهای گوناگون میداند.گلدر معتقد است اگرچه موفقیت در یک اجتماع دانش مدار نیازمند رشد تفکر مهارتهای تفکر در سطح بالاست ولی توجه محافل علمی به این مهم بسیار اندک است. تقریباً هر کسی با این مسأله موافق است که یکی از مهم ترین وبنیادی ترین اهداف یادگیری در هر مقطعی، کمک به رشد مهارتهای عمومی، مخصوصاً تفکر انتقادی است. بنابراین، توجه به این نکته ضروری است که فراگیران نمیتوانند این مهارتها را به خودی خود و به صورت اصولی و منطقی فرا بگیرند. پس مهمتربن و اساسی ترین اقدام در این راستا عبارتست از تغییر کمی و کیفی نظام های یاددهی- یادگیری چگونه اندیشیدن به آن ها از طرف دیگر میباشد(گلدر،2004).
عوامل مؤثر بر پیشرفت تحصیلی
آموزش دانش آموزان با هدف پیشرفت آنها در زمینه تحصیلی صورت می گیرد. مطالعه عوامل مؤثر بر پیشرفت تحصیلی مسألهای پیچیده است، چرا که آن یک عنصر چند بعدی است،و به رشد جسمی، اجتماعی و عاطفی دانش آموز مربوط است. بسیاری از پژوهشگران قبلی بر روی تأثیر توانایی های ذهنی وشناختی برپیشرفت تحصیلی تأکید می کردند. اما به مرور زمان مشخص شد هر چند توانایی های ذهنی و شناختی تا اندازه ای با پیشرفت تحصیلی رابطه دارند وتا حدود زیادی پیشرفت تحصیلی را پیش بینی می کنند، اما تنها کلید موفقیت تحصیلی نیستند. به همین دلیل محققان در سال های اخیر متوجه یکسری از عوامل غیر شناختی شده اندکه می تواند در پیشرفت تحصیلی و به طور کلی موفقیت مؤثر باشند(گلمن1995،و بار- اون1997).
این محققان در تبیین اهمیّت عوامل غیر شناختی در موفقیّت به نتایج قابل ملاحظه ای دست یافته اند و نشان داده اند که چنانچه این اندازه های غیر شناختی را برای پیش بینی موفقیت به اندازه های هوش شناختی اضافه کنیم، پیش بینی موفقیت به طور معنا داری با احتمال بیشتری امکان پذیر می شود، تا اینکه تنها از اندازه های هوش شناختی استفاده کنیم.
در نظام تعلیم وتربیت ما دانش آموزان با یک هدف آموزش می بینند و آن موفقیت آنان در زمینۀ تحصیلی، شغلی و…است، اما معیار وملاک موفقیت چیست؟ آیا معیار، تنها داشتن یک مغز علمی موفق است؟ در گذشته جواب این سؤال مثبت بود، اما امروزه نظریه های زیاد و جدیدی ارائه شده اند که این دیدگاه را نه تنها نمی پذیرند، بلکه به کلی رد می کنند، مثل نظریه هوش چند گانه گاردنر 1(2004)، نظریه هوش هیجانی2 بار آن ( 1988) پس ما می توانیم بگوییم که موفقیت به هوش شناختی صرف بستگی ندارد، بلکه به چندین نوع هوش بستگی دارد. هوش شناختی به تنهایی معیار موفقیت فرد نیست، بلکه در تبیین موفقیت علاوه براین هوش باید به هوش اجتماعی و هیجانی، معنوی نیز پرداخت.
پیشرفت تحصیلی یعنی اینکه؛ سطح مورد انتظار آموزشی برآورده شود و سازمان آموزش و پرورش به اهداف از پیش تعیین شده نزدیک تر شود. پیشرفت تحصیلی یعنی افزایش میزان یادگیری، افزایش سطح نمرات و قبولی دانش آموزان در دروس و پایه تحصیلی و در تعریف دیگر می توان گفت: چنانچه آموختههای آموزشگاهی فرد متناسب با توان و استعداد بالقوه او باشد و در یادگیری فاصلهای بین توان بالقوه و بالفعل او نباشد، می توانیم بگوییم که دانش آموز به پیشرفت تحصیلی نائل گردیده است درصورتی توان بالقوه دانش آموز به بالفعل تبدیل می شود که رشتۀ منتخب دانش آموز همسو با توان، استعداد و خواسته های درونیش باشد، به عبارت دیگر با خودآگاهی کامل که یکی از مؤلفه های هوش معنوی از دیدگاه زوهر و مارشال(2000) می باشد و با شناخت نیازها و ارزش های درونی خود دست به انتخاب رشته بزند.
امروزه با تغییر در دیدگاه نظری در خصوص عوامل تشکیل دهنده هوش(IQ)، نمی توان آن را پیش بینی کننده موفقی برای پیشرفت تحصیلی محسوب نمود(گلمن65 :1995). گاردنر معتقد است یک نوع واحد و یکپارچه هوش نیست که موفقیت در زندگی را تضمین می کند، بلکه طیف وسیعی از هوش وجود دارد که سبب مو فقیت فرد در حیطه های مختلف زندگی می شود.
بنابراین دانستن اینکه شخص فارغ التحصیل ممتازی است، تنها به این معنی است که او در جنبه هایی که با نمره سنجیده می شود، بسیار موفق بوده است، اما درباره این که او به فراز و نشیب های زندگی چه واکنشی نشان می دهد، چیزی به ما نمی گوید (ثمری، 1386: 92). در نظام آموزشی ما نیز این مشکل وجود دارد که صرفا به توانایی تحصیلی و رشد شناختی دانش آموز توجه می شودو هوش معنوی یعنی مجموعه ای از صفاتی که بی اندازه در سرنوشت افراد اهمیت دارند، چرا که توانایی ها و شایستگی های معنوی از عوامل تعیین کننده و تأثیر گذار بر پیشرفت تحصیلی محسوب می شوند.
«دوگلاس» پیشرفت تحصیلی را به چند عامل که عبارت بود از :
1- سلامت دانش آموز
2- تعداد افراد خانواده
3- کیفیت مدرسه
ربط داد. به نظر می رسد که مهمترین عامل تنها عبارت بود از: میزان علاقه والدین به تربیت فرزندانشان. دوگلاس دریافت که علاقه والدین وتشویق آنان در جریان رشد سنی کودکان به طور فزاینده ای در کسب موفقیت تحصیلی اهمیت می یابد(توحیدی،15،1384).
لوین(منبع پیشین) در تحقیقی که به میزان همبستگی بین هوش و پیشرفت دروس مختلف پرداخته ، به این نتیجه رسیده است که میزان همبستگی بین آن ها(10+) 50+ درصد است. البته ممکن است که این مقدار در دوره های دبیرستان ودانشگاه کاهش پیدا کند.
صمدی(1385) در پژوهشی تحت عنوان «هوش معنوی» بیان می کند که کشف وجود تجربه های معنوی افراد، تعیین حوزه قلمروهای ویژه در اعصاب ، وجود منطقه خدادر مغز وساختار معماری مغز در حل مسأله ، زمینه هایی رابرای باور پذیری وجود هوش معنوی به دست می دهد.
لاکی و براس (2004، به نقل از گرین ونوبل،2010) دریافتند که عقاید وباورهای معنوی نه تنها باعث افزایش میزان یادگیری و استفاده از دانش آموخته می شود، این توانایی ها شامل حافظه، سرعت پردازش، بیان، قدرت تجسم، آنالیز ادراکی انگیزه وپشتکار می باشد.
براساس یافته های جوکیس و باروس (2000؛ به نقل از گرین و نوبل2010:30) دانشجویانی که عقاید معنوی بسیار قوی داشتند از دانشجویانی که عقاید مادی گرا داشتند نسبت به جهان پیرامون خود بیشتر کنجکاو بودند، هم چنین تمایل بیشتری برای کسب تجربیات تازه داشتند، برای اهداف خود آگاهانه تلاش می کردند و کمتر نگران عقاید ونظرهای دیگران درباره خود بودند.
جمع بندی فصل دوم
در این فصل ابتدا به ادبیات پژوهشی تحقیق پرداخته شد و هر کدام از متغیرها به تفصیل مورد مطالعه قرار گرفتند و در نهایت به بررسی مطالعات پیشین در زمینه مسائل مرتبط با ویژگی های شخصیتی و شبکه های اجتماعی پرداخته شد. در این راستا مقالات، کتب، پایان نامه ها و سایت های بسیاری مورد بررسی قرار گرفت؛ که محقق بر اساس دیدگاه خود نسبت به پژوهش مطالب را در قالب ارائه شده به رشته تحریر در آورده است.
پیشینه داخل کشور:
– بخشی وآهنچیان (1392)، پژوهشی با عنوان” نقش تفکر انتقادی و راهبردهای خود تنظیمی یادگیری ” انجام دادهاند، پژوهش به روش توصیفی مقطعی بر روی 104 نفر از دانشجویان کارشناسی پرستاری 3،5،7 دانشگاه آزاد اسلامی واحد شاهرود در سال تحصیلی 90-89 انجام شد، نمونه به روش نمونه گیری تصادفی طبقهای از میان 290 دانشجوی این رشته انتخاب شد. با استفاده از پرسشنامه راهبردهای انگیزش یادگیری پنتریچ و پرسشنامه سنجش مهارت های تفکر انتقادی کالیفرنیا (فرم ب)، داده های مورد نظر جمع آوری گردید. معدل کل دانشجویان به عنوان شاخص پیشرفت تحصیلی در نظر گرفته شد. برای تحلیل داده ها از آزمون های آماری همبستگی پیرسون، رگرسیون چند گانه، تحلیل واریانس چند متغیره و تحلیل کواریانس استفاده شد. سه متغیر خود تنظیمی یادگیری، خود تنظیمی و معدل دیپلم جمعا 3/31 درصد در پیش بینی پیشرفت تحصیلی دانشجویان پرستاری نقش داشتند ولی فقط ضریب دو متغیر یادگیری خود و معدل دیپلم معنادار بود و تفکر انتقادی مسئول هیچ واریانس معناداری در پیشرفت تحصیلی نبود. این مطالعه نشان داد که معدل دیپلم و راهبردهای خود تنظیمی یادگیری دانشجویان پرستاری در پیشرفت تحصیلی آن ها نقش دارد.
– عاشوری (1392) پژوهشی با عنوان “ارتباط خود کارآمدی، تفکر انتقادی، سبک های تفکر، و هوش هیجانی با پیشرفت تحصیلی دانشجویان پرستاری ” انجام داده است. جامعه آماری این پژوهش شامل همه دانشجویان رشته پرستاری دانشگاه آزاد اسلامی واحد ورامین بود. نتایج نهایی نشان دادند که تفکر انتقادی، هوش هیجانی وتفکر انتقادی به ترتیب با پیشرفت تحصیلی رابطه مثبت داشتند.
– اربابی و همکاران(1392) پژوهشی با عنوان” رابطه بین انواع مختلف هوش و پیشرفت تحصیلی دانشجویان ” رادر بین دانشجویان دانشگاه اصفهان انجام دادند نتایج این تحقیق نشان داد امکان معرفی یک مدل که پیشرفت تحصیلی دانشجویان را براساس هوش هیجانی ومعنوی توضیح دهد وجود دارد. یعنی هوش معنوی و هیجانی به طور همزمان می توانند باعث پیشرفت شوند.
– بهرام علی قنبری هاشم آبادی (1391)در تحقیقی به بررسی رابطه گرایش به تفکر انتقادی ویادگیری خود راهبر در دانشجویان پرستاری ومامایی مشهد ونقش آن در موفقیت تحصیلی پرداختند جامعه آماری این پژوهش، کلیه دانشجویان دانشکده پرستاری ومامایی بودند. نمونه ای به حجم 214 نفر (26 درصد مردو74 درصد زن) انتخاب شد. ابزار مورد استفاده، پرسشنامه های آمادگی برای یادگیری خود راهبر وگرایش به تفکر انتقادی بودند. روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی بود. نتایج حاکی از این بود که بین یادگیری خود راهبر وگرایش به تفکر انتقادی با موفقیت تحصیلی رابطۀ معنا داری وجود ندارد، امّا بین خود راهبری و گزینش به تفکر انتقادی رابطه مثبت ومعنی داری وجود دارد.
– سلیمان نژاد و آیرملویی(1391) پژوهشی با عنوان “رابطه باور های معرفت شناختی و گرایش به تفکر انتقادی در دانش آموزان دوره متوسطه شهر ماکو در سال تحصیلی 91-90 انجام دادند. بر روی سیصد وچهل و شش نفر انتخاب شدند. روش پژوهش روش همبستگی بودند. نتایج حاکی از آن است که بین باورهای معرفت شناختی شومر و پرسشنامه تفکر انتقادی ” کالیفرنیا” بودند، نتایج حاکی از آن است که بین باورهای معرفت شناختی، پیش بینی کننده (استدلال استقرایی) است. همچنین بین باورهای معرفت شناختی دانش آموزان دختر و پسر تفاوت معناداری نیستدر گرایش به تفکر انتقادی را در دختران و پسران پیش بینی کند.

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درمورد تفکر انتقادی، برنامه درسی، آموزش و پرورش، خود تنظیمی Next Entries دانلود پایان نامه درمورد هوش معنوی، تفکر انتقادی، پیشرفت تحصیلی، یشرفت تحصیلی