دانلود پایان نامه درمورد ویژگی های شخصیت، ویژگی های شخصیتی، بهبود عملکرد، پیامدهای رفتاری

دانلود پایان نامه ارشد

انسان دارای مبنای شناختی است. با وجود این راه‌های دیگری هم برای نفوذ انسان‌ها و كنترل كردن آن‌ها وجود دارد؛ كه از آن جمله می‌توان كاربرد(راهبردهای) قدرت، دستورات مستقیم، تقاضا كردن و نظایر آن‌ها را نام برد. البته در بسیاری موارد، تسلیم شدن به نفوذ و به‌عبارت دیگر، همنوایی اجتماعی، جنبه‌ی سازگارانه دارد؛ مثلاً رانندگی كردن از سمت راست خیابان در كشور ما یك سازگاری ساده با معیارهای ایمنی است؛ اما در انگلستان عكس این عمل، یعنی راندن از سمت چپ خیابان جنبه‌ی سازگارانه دارد.
چگونگی واكنش ما به دستورات یا خواسته‌های دیگران، در موقعیت‌های گوناگون متفاوت است. مسلّم است كه ما به تقاضای یك دوست كه از ما كمكی خواسته است، به همان شكل پاسخ نمی‌دهیم كه به تقاضای یك فروشندۀ سیّار كه برای فروش كالایی به در خانۀ ما آمده و سعی دارد ما را متقاعد كند كه كالای او را خریداری كنیم. هر بار ما با كوششی كه از سوی دیگران برای نفوذ در رفتار یا نگرش خود مواجه می‌شویم، باید تصمیم بگیریم كه تسلیم بشویم و یا مقاومت كنیم. در مقابل چنین فرایندی، موضوع “كنترل” نهفته است، یعنی میزان كنترلی كه ما احساس می‌كنیم بر زندگی خود داریم در مقابل میزان توان دیگران در تحت تأثیر قرار دادن ما چه اندازه است (کریمی، 1377).
هنگامی كه جوئل شارون (1379) از میزان نفوذ و تأثیر فرد صحبت می‌كند، می‌گوید: «شناخت این‌كه فرد ممكن است بر افراد دیگری كه با آن‌ها كنش متقابل دارد، تأثیر بگذارد بسیار آسان است. درك این‌كه چگونه ممكن است فردی بر جامعه و الگوهای اجتماعی آن تأثیر داشته باشد، دشوار است. با وجود این، بعضی افراد اگر در “زمینه‌ی اجتماعی” كه مساعدت با چنین تأثیری است، عمل كنند و اگر پایگاه قدرت نیرومندی داشته باشند، بی‌تردید تأثیر بسیار زیادی بر جای خواهند گذاشت. شناخت این نكته مهم است كه كوشش برای تأثیر بر جامعه در تضاد با سلطه‌ی آن دسته از الگوهای اجتماعی دیرپایی قرار می‌گیرند كه معمولاً افرادی كه از این الگوها نفعی می‌برند از آنها دفاع می‌كنند».
نفوذ اجتماعی سه نوع مهم از پیامدهای رفتاری را به دنبال دارد:
پذیرش110: پذیرش یعنی اجابت یك درخواست صریح و مستقیم در حضور دیگران. مردم هنگام پذیرش  یك درخواست مستقیم ممكن است، قبلاً با آن درخواست موافق باشند یا مخالف؛ یا ممكن است نظری در مورد آن نداشته باشند.
اطاعت111؛ در موقعی كه درخواست‌های دیگران را قبول نمی‌كنیم، دیگران ممكن است به دومین پیامد رفتاری نفوذ اجتماعی یعنی “اطاعت” متوسل شوند. اطاعت عبارت است از انجام یك دستور صریح كه معمولاً صادركننده‌ی آن شخصی قدرتمند یا دارای پایگاه بالای اجتماعی است. چون اكثر ما از كودكی یاد گرفته‌ایم به افراد صاحب قدرت احترام بگذاریم و از آن‌ها(مثل معلمان، پدر و مادر، پلیس) اطاعت كنیم. اطاعت از مظاهر قدرت، یك امر متداول و نشانه‌ی پختگی است(فرانزوی، 1381).
هم‌رنگی112؛ همرنگی یا همنوایی در نتیجۀ فشار  غیر مستقیم گروه انجام می‌گیرد. این امر، ناشی از این واقعیّت است كه در بسیاری از موقعیت‌های اجتماعی، قواعدی برای رفتار(هنجار اجتماعی) وجود دارد، كه معین می‌كند، افراد جامعه در موقعیّت‌های مختلف چه رفتاری باید داشته باشند. غالباً افراد به‌این هنجارها پای‌بندند و خود را به آن‌ها ملتزم احساس می‌كنند. گرچه ممكن است در وهلۀ اول تصور كنیم كه این هنجارها آزادی فرد را محدود می‌كنند؛ اما باید توجه داشت كه بدون وجود آن‌ها جامعه دچار هرج و مرج خواهد شد(آذربایجانی و همکاران، 1385).
2-13-9) نظریه نفوذ اجتماعی113(بیک و همکاران، 2000)
این نظریه اولین بار در سال 1973 توسط آلتمن و تیلور114 پیرامون تکامل روابط بین فردی مطرح شد. نظریه نفوذ اجتماعی بیان می کند که روابط بین افراد همانطور که افراد به طور تدریجی در طول زمان خودشان را برای دیگران افشا می کنند، عمیق تر و با اعتماد بیشتر مستحکم می شود. وقتی فردی تقویت مثبتی از تعامل خود با فرد دیگری دریافت می کند، در طول زمان موضوعات محرمانه تری افشاء می کند و این فرایند چنانچه طرفین احساس مثبت تری نسبت به ارتباط‏شان پیدا کنند، مستحکم تر می شود و نتیجه نهایی آن افشای بیشتر ویژگی های شخصی لایه های درونی تر فرد است. فرایند خود افشایی تحت تأثیر سه عامل اصلی قرار دارد: ویژگی های شخصیتی، ارزیابی های هزینه/پاداش، و زمینه موقعیتی.
ویژگی های شخصیتی؛ مجموعه واکنش های یک فرد در یکسری لایه های نسبتا وسیعی قرار دارد. هر لایه بسامد مربوط به خود را دارد. لایه ها شامل آیتم هایی نظیر “ورزش”، “کار”، “مذهب”، “سیاست”، و حتی شاید “درستی” و “غلطی” در شرایط مختلف است. درون هریک از این لایه ها، تمایلات کلی یا باورها وجنبه های خاصی از آن باورها خواهد بود. بسامد آن لایه نیز به عمقی که آن لایه دارد، اشاره می کند. به عبارت دیگر، برخی از آیتم ها درون هر لایه سطحی هستند در حالی که بقیه عمیق تر هستند. هر فردی ساختاری منحصر به فرد از الگوی لایه ها و بسامدهای آن دارد. عمیق ترین لایه ها آنهایی هستند که به هسته مرکزی نزدیکترند و بیشتر جنبه خصوصی و محرمانه دارد و کمتر برای سایرین قابل مشاهده است. ویژگی های هسته مرکزی ممکن است ماهیت سایر آیتم هایی که به سطح نزدیکترند را تحت سلطه خود داشته باشد و از این آیتم های سطحی تر در پنهان کردن و پوشاندن شخصیت هسته ای فرد استفاده می شود. نظریه نفوذ اجتماعی در واقع بیان می کند که افراد وقتی کسی را پیدا می کنند که با ویژگی های شخصیتی شان تناسب دارند، خواهان پرده برداری از آیتم هایی هستند که به هسته مرکزی نزدیکتر هستند. همانطور که پذیرش دیگران در طول زمان اتفاق می افتد، همانطور هم افراد به تدریج جنبه هایی از خودشان را برای آنها برملا می کنند.
ارزیابی های هزینه/ پاداش؛ یکی از عوامل اصلی ای که میزان خودافشایی به دیگران را شکل می دهد، محاسباتی است که افراد از منافع و هزینه های مرتبط با این اقدام دارند. این محاسبه برای هر فرد منحصر به فرد است چرا که هر فرد ارزش های متفاوتی برای رفتارهای متفاوت قائل است و دارای لایه ها و بسامدهای شخصیتی متفاوتی است. پاداش ها و هزینه ها بر مبنای تعاملات فعلی، تعاملات آتی مورد انتظار و جمع بندی ارزشیابی های تعاملات گذشته مورد محاسبه قرار می گیرد. خودافشایی بیشتر تنها زمانی اتفاق می افتد که پاداش ها بیشتر از هزینه ها برآورد شود، در غیر اینصورت این خودافشایی به کندی پیش می رود.
زمینه موقعیتی؛ آلتمن و تیلور (1973) بر این باور هستند که فرایند نفوذ اجتماعی در مراحل آغازین تعامل سریع تر پیش می رود و لایه های خارجی شخصیت راحت تر نفوذ پذیر است و سپس به کندی پیش می رود. افراد در مورد به اشتراک گذاری احساسات و ارزش های هسته ای شان بسیار محتاط هستند به جز با آنهایی که زمان بیشتری در تماس بوده اند، نسبت پاداش به هزینه مثبت، و با لایه های شخصیتی تناسب بیشتری وجود داشته باشد. ارزیابی های هزینه/فایده قبلی اثر زیادی بر واکنش های بعدی به یک رفتار معین دارد. انتظاراتی که نسبت به آینده یک رابطه وجود دارد نیز نقش کلیدی بازی می کند. همچنین برخی از افراد تمایل بیشتری دارند که سریع تر اطلاعات درونی شان را برای دیگران افشا کنند ولی برخی دیگر محتاط تر هستند.
2-13-10) نظریه تسهیل اجتماعی (ساندرز، 1980)
اصطلاح تسهیل یا آسان‌سازی اجتماعی توسط فلوید آلپورت115 در سال 1920  وضع شد. آلپورت درصدد بود تاثیر حضور دیگران بر انجام تکلیف را بررسی کند. او برای بررسی این امر چندین آزمایش انجام داد. نتایج آزمایشات او نشان داد که پاسخ‌های آزمودنیها در تکالیف ساده و پیچیده به هنگام حضور دیگران، هم از نظر کمی و هم از لحاظ کیفی در سطح بالاتری قرار دارند.
با وجود آن‌که نتایج آزمایشات عمومی بر تسهیل عملکرد افراد در حضور دیگران دلالت داشت، آلپورت با دقت نظر بیان کرد که این پدیده در مورد همه افراد صدق نمی‌کند و تفاوت‌های فردی بسیاری در این امر مشاهده میشود. بصورتی که برخی افراد در حضور دیگران خطاهای بیشتری مرتکب میشوند. مطالعات آلپورت، زمینه را برای تحقیق در این زمینه فراهم نمود. تحقیقات بعدی نشان دادند که حضور دیگران همیشه موجب بهبود عملکرد افراد نمیشود و گاهی به آن آسیب میرساند.
در سال 1965 زایونک116 برای توجیه نتایج ضد و نقیض به دست آمده از تاثیر تماشاچی بر عملکرد فرد، نظریه “کشاننده در تسهیل اجتماعی117” را ارائه نمود. نظریه او بر این اساس  است که حضور دیگران یک منبع تهییج یا برانگیختگی است. حضور دیگران بویژه هنگامی که توجه دقیقی به عملکرد فرد دارند موجب احساس برانگیختگی بیشتر می‌شود. این امر به این علت روی می‌دهد که تماشاچیان می‌توانند غیر قابل پیش‌بینی باشند و نوعی احساس عدم اطمینان را در فرد ایجاد کنند. برانگیختگی، پاسخ‌های خوب آموخته شده را در فرد افزایش می‌دهد که در این الگو از آن‌ها به عنوان “پاسخ‌های غالب یا مسلط” یاد می‌شود. در صورتی که پاسخ‌های غالب فرد با انجام تکلیف متناسب باشد برانگیختگی باعث افزایش سطح عملکرد فرد می‌شود ولی اگر پاسخ‌های غالب با عملکرد فرد تداخل داشته باشد بر عملکرد فرد تاثیر منفی می‌گذارد. بنابراین یک بازیگر با تجربه و کهنه‌کار در حضور تماشاچیان بهترین بازی خود را به نمایش می‌گذارد ولی فردی که برای اولین بار نقشی را بازی می‌کند حضور دیگران ممکن است باعث ایجاد ترس شدید و فراموشی مطلب در وی شود. مطالعات اولیه که برای بررسی نظریه زایونک صورت گرفت عموما به نتایج مثبتی دست یافتند. محققین در مطالعات بعدی به بررسی علت برانگیختگی در افراد پرداختند. کوترل118 در سال 1972 بیان کرد که این حضور صرف دیگران نیست که سبب برانگیختگی می‌شود بلکه انتظار قضاوتی است که شخص فکر می‌کند تماشاگران نسبت به عملکرد او خواهند داشت. بنابراین اگر از آزمودنی بخواهیم تکلیف را در مقابل تماشاچیانی که چشمشان بسته است انجام دهد باید برانگیختگی کمتری نشان دهد. آزمایشات، این نظریه را تایید کردند و نشان دادند که اگر تماشاچیان، توانایی‏ ارزیابی عملکرد آزمودنی‌ها را داشته باشند، آزمودنی انگیختگی بیشتری را تجربه می‌کند. بارون119 (1978) معتقد بود برانگیختگی فرد در حضور دیگران به علت تعارض میان دو گرایش است:
1- گرایش توجه به وظیفه.
2- گرایش توجه مستقیم به تماشاگر.
لذا افراد هنگام انجام وظایف مختلف در حضور دیگران بیشتر از زمانی که تنها به تکلیف می‌پردازند دچار حواس‌پرتی می‌شوند. به عنوان مثال وقتی که شما یک سخنرانی را در برابر جمع بزرگی ارائه می‌دهید ممکن است توجه خود را معطوف به فردی کنید که در ردیف آخر به خواب فرو رفته است و این کار حواس شما را از سخنرانی منحرف کند و منجر به برانگیختگی شود و در نتیجه کمتر تحت تاثیر حاضران بیدار قرار می‌گیرید و همین امر به بهبود عملکرد شما می‌انجامد. در مجموع یافته‌ها تایید می‌کند که صرف حضور دیگران برانگیزاننده است و بر عملکرد افراد تاثیر می‌گذارد ولی احتمال مورد ارزیابی دیگران قرار گرفتن، باعث افزایش میزان برانگیختگی و تقویت تسهیل اجتماعی می‌شود (ساندرز، 1980).
2-13-11) نظریه ارزیابی شناختی(آمبروس و کولیک، 1999)
این نظریه در سال 1971 توسط دسی 120 در روانشناسی مطرح شد تا اثرات پیامدهای خارجی بر انگیزش درونی افراد را توضیح دهد. در اين نظریه دو زيرسيستم انگيزشي وجود دارد: يكي دروني است و ديگري بروني. افراد برانگيخته دروني، مركز علّي دروني دارند؛ بدين معنا كه علت رفتاري اين افراد نيازهاي دروني آنها است و كارها را به خاطر پاداش ها و رضايت دروني انجام مي دهند. چنانچه اين افراد رفتارشان را به عوامل شرايطي (سيستم بازخورد و سيستم پاداش) استناد كنند در اين صورت از علل دروني به علل بيروني تغيير مشي داده و درنتيجه باعث كاهش انگيزش دروني آنها مي شود.
متغيرهاي شرايطي اگر به عنوان عامل كنترل كننده رفتار در نظر گرفته شوند، مسئله ساز است. براي مثال بازخورد از منبع بيروني اگر به عنوان كنترل كننده ادراك شود باعث كاهش انگيزش دروني مي شود. ولي اگر

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درمورد عوامل داخلی، عوامل انگیزشی، هنجارهای اجتماعی، فشار اجتماعی Next Entries دانلود پایان نامه درمورد احساس عدالت، رفتار شهروندی، رفتار شهروندی سازمانی، پایگاه اجتماعی