دانلود پایان نامه درمورد واقع گرایی، موازنه قوا، نظام بین الملل، سیاست بین الملل

دانلود پایان نامه ارشد

تفاوت عمده میان شرایط داخلی جوامع با شرایط نظام بین الملل، که کنت والتز علت این تفاوت را نه در جنگ و مخاصمه، بلکه در ساختار متفاوت این دو می داند، به خودیاری به عنوان” قاعده الزامی عمل ” اهمیت دوچندان می بخشد. اینکه در شرایط آنارشیک نظام بین الملل، برخلاف جوامع داخلی حاکمیت برتری برای تضمین امنیت وجود ندارد و هر کشور خودش مسئول حفظ امنیت و بقای خویش می باشد. البته در این مسیر، تامین امنیت برای یک کشور ممکن است منجر به نا امنی یا احساس نا امنی دیگر کشورها شود. شرایطی که واقعگرایان آن را تنگنای امنیت یا معمای امنیت می نامند. شرایطی که اقدامات و تدارکات نظامی یک کشور احساس تردیدی را در ذهن کشور دیگر ایجاد کند مبنی بر اینکه این تحرکات جنبه دفاعی و تضمین امنیت دارند یا برای مقاصد تهاجمی صورت می گیرند. واقعگرایان در مورد ایجاد شرایط تنگنای امنیت، دو دیدگاه دارند . واقعگرایان ساختاری تنگنای امنیت را ویژگی پایدار سیاست بین الملل می دانند. در مقابل واقعگرایان تاریخی معتقدند که تنگنای امنیت از طریق موازنه قوا قابل تعدیل می باشد.
واقعگرایان ساختاری معتقدند، در نظام خودیاری، حتی اگر سیاست آگاهانه ایی برای تقویت موازنه قوا وجود نداشته باشد، موازنه قوا شکل می گیرد. والتز معتقد است موازنه قوا بدون توجه به تمایلات کشورها شکل می گیرد. در فضای آنارشیک نظام بین الملل، کشورها برای حفظ بقا و امنیت خود در مقابل کشورهای تهدید کننده آنها، به ایجاد ائتلاف هایی اقدام می کنند که هدف آنها کنترل و موازنه قوا در برابر تهدیدات است. البته تمامی واقعگرایان معتقدند که، موازنه قوا شرایط با ثباتی نیست و این شرایط، چه از طریق جنگ و چه از طرق مسالمت آمیز، از بین می روند و موازنه های جدید شکل می گیرند. بر این اساس، نتیجه ایی که حاصل می شود بیانگر این مطلب است که دولتها در بهترین حالت، می توانند بدترین پیامدهای تنگنای امنیت را کاهش دهند اما نمی توانند از آن بگریزند. دلیل این وضعیت لاعلاج، نبود اعتماد در نظام آنارشیک بین الملل است که اصلی ترین پیامد آن خودیاری است.) بیلیس و اسمیت،1383ص348-364)
تمامی واقعگرایان، در مورد اصول بنیادین فوق، به عنوان محورهای اساسی واقعگرایی توافق نظر دارند. بر این اساس، دولت سالاری، بقا و خودیاری، محورهای اصلی و اساسی واقعگرایان در ارائه نظریاتشان می باشد.

2-1-1-2 تفاوت نو واقعگرایان با واقعگرایان
می دانیم که تفاوتهایی میان نئو رئالیسم و رئالیسم وجود داردکه به اختصار چند مورد از آنها را مورد اشاره قرار می دهیم :
١- رئالیست ها معتقدند که دولت تنها بازیگر اصلی در نظام بین الملل است، ولی نئو رئالیست ها معتقدند که علاوه بر دولت ،سایر بازیگران نظیر سازمان های بین المللی و نهاد های غیر دولتی نیز نقش دارند و همانند نئولیبرالیسم ها معتقد به بازیگران مختلط هستند.
٢- رئالیست ها بر این عقیده هستند که سرشت انسان ها بد است و همین ماهیت بد باعث جنگ می شود،ولی نئو رئالیست ها و در راس آنها والتز معتقد است که به خاطر سرشت بد انسان وسیاست قدرت نیست بلکه این ساختار سیستم بین الملل است که آنان را بدان سمت سوق می دهد.(رابرت جکسون،١۳٨۵،ص ٧۴)
۳- سطح تحلیل رئالیست ها خرد(دولت) و سطح تحلیل نئو رئالیست ها کلان(ساختار نظام بین الملل)است.
۴- رئالیست ها معتقدند که مدیریت سیستم بین الملل بر اساس قدرت آگاهانه وبا برنامه ریزی صورت می پذیرد ،ولی نئو رئالیست ها بر خلاف رئالیست ها بر این عقیده هستند که سیستم بین الملل به صورت خودکار توسط قدرت های بزرگ اداره خواهد شد.
۵- رئالیست ها معتقد به ساختارهای عینی و بدنبال منافع ملی و امنیت  ملی هستند و رهبران دولت ها در اداره سیاست خارجی شان با توجه به ضرورت های منافع ملی عمل می کنند ، ولی نئو رئالیست ها معتقدند که دولت ها خود به خود به سمت منافع ملی حرکت می کنند و احتیاج به برنامه ریزی نیست.زیرا رهبران دولت ها همواره به طور خودکار منافع ملی را تعقیب می کنند.
٦- نو واقعگرایی والتز بسیار کمتر از واقعگرایی کلاسیک شیلینگ به دیپلماسی و هنر سیاست می پردازد. (رابرت جکسون،١۳٨۵ص ١١۵-١١٧)
٧- برخلاف رئالیست ها که بهره گیری از زور را یکی از مختصات طبیعی سیاست بین الملل می دانند،.نئورئالیست ها تمایل چندانی به استفاده از زور نشان نمی دهند و توجه به همکاری دارند. (قوام،١۳٨۴ص ٨٩)
2-1-2 شیفت پارادایمی از واقعگرایی به نو واقعگرایی
با پایان ناگهانی جنگ سرد،بحران فکری در میان رئالیست ها رخ نمود چرا که رهیافت آنها نتوانسته بود فروپاشی شوروی و پایان جنگ سرد را پیش بینی کند ؛ به همین ترتیب دانشمندان رئالیست سر تسلیم فرود آورده(دهقانی١۳٨١:32) و از اواخر دهه ٦٠و اوایل دهه١٩٧٠ یکسری ایراداتی به رئالیست ها وارد گردید که آنها نتوانستند به نوعی جوابگوی مسائل مطرح شده باشند که می توان موارد ذیل را به اختصار مورد اشاره قرار داد :
1- وارد شدن جنگ سرد در اوایل دهه١٩٨٠ به مرحله نوینی از رقابت تسلیحاتی میان شرق و غرب.
2- وجود بازیگران متعدد در عرصه بین الملل علاوه بر دولت و تاثیر آنها بر نظام بین الملل.
3-قدرت صرفا جنبه نظامی نیست ،با توجه به شکست آمریکا در جنگ ویتنام با وجود قدرت نظامی مطرح.
4- شکل گیری قدرت های اقتصادی جدید مثل المان و ژاپن.(قوام،١۳٨۴ص ٨۴)
همانطور که گفته شد در دهه ١٩٧٠پارادایم واقع گرایی دچار بحران گردید و در سطح تجزیه و تحلیل ، وهم و خیال از دولت یکپارچه منسجم ، بحث مفهوم عقلانیت و اهمیت عوامل شناختی و بروکراتیک از مهمترین عناصر چنین بحرانی به شمار می آیند. با این وجود تنها بعد از انقلاب رفتار گرایی بود که چنین معضلاتی حالتی خلاف قاعده به خود گرفتند که این موضوع تهدیدی بالقوه برای اعتبار و پایایی واقع گرایی به حساب می آمد. از آنجا که رفتار گرایی از تمایلات هنجاری و سنت گرایی و متدولوژی تاریخی حاکم بر دیسیپلین انتقاد می نماید ، بنابراین نزاع و جدال بیشتر به روش مربوط می شود تا محتوی . فرد می تواند به طور همزمان واقع گرا و رفتار گرا باشد.با وجود این رفتارگرایی سرانجام سلطه و برتری واقع گرایی را تضعیف کرد ، چرا که متدولوژی مشترکی را برای پژوهش های سیاست داخلی و خارجی در نظر گرفت و ورود مفاهیم ، برداشت ها و استانداردهای جامعه شناختی را به درون حوزه روابط بین الملل توجیه کرد. علاوه بر آن تمایز بین داخل و خارج را که پارادایم واقع گرایی بر آن مبتنی بود، نادیده انگاشت. به عبارت دیگر رفتار گرایی وجوه متمایز روابط بین الملل را از بین برد. به همان میزان که مرزهای بین المللی تضعیف می شد ، امور خلاف قواعد نیز به موضوعات عادی برای پژوهش تبدیل شدند. برای نمونه تاکید بر سیستم داخلی ، تجزیه و تحلیل بازیگران فراملی و تصمیم گیری را امکان پذیر می ساخت. وابستگی متقابل و فراملی گرایی به کلمات کلیدی تبدیل گردیدند. مجموعه ای از جریانات فرامرزی ، دولتها و سایر بازیگران مطرح می شوند.تعریف بازیگران بین المللی از حالت سنتی خود و از اتکا صرف به دولت خارج می شود. در اینجاست که مرحله بحرانی پارادایم واقع گرایی و علم هنجاری روابط بین الملل شروع و پارادایم رقیب پا به عرصه وجود می نهد و واقع گرایی خود را در شکل نوینی بازسازی می کند( قاسمی، ١۳٨٨ص٨٧).
شاید بتوان گفت یکی از دلایل ظهور نئورئالیسم تطابق رئالیسم با مقتضیات عصر حاضر که همان گسترش ارتباطات ، توسعه همکاری های اقتصادی و برجسته شدن نقش اقتصاد در تعاملات بین المللی و ظهور بازیگران غیردولتی است که در نظریه واقع گرایی جای خالی این مسائل نوظهور به شدت احساس می شد. این نظریه تلاش دارد تا این دیدگاه رئالیست ها را که صحنه روابط بین الملل را به حاکمیت قانون جنگل تشیبه می کنند و معتقدند که دولت ها هرکدام رفتار خاص خود را بروز می دهند را با برجسته کردن نقش ساختار تعدیل نمایند .
نوواقعگرایی را بیش از هر چیز می توان تلاشی برای علمی کردن واقع گرایی دانست.در شرایطی که واقع گرایی کلاسیک متهم به آن بود که سنت گرا و غیر علمی است ، برخی از واقع گرایان تلاش کردند روایتی علمی از واقع گرایی عرضه کنند که با معیارهای علمی مرسوم انطباق داشته باشد.(مشیر زاده، ١۳٩۳ص108).
جهان در دهه ١٩٧٠چنان دگرگون شده بود که دیگر واقع گرایی قدرت پاسخگویی را نداشت. بازیگران و موضوعات جدیدی به وجود آمده بودند. بازیگران جدید بین المللی مانند تروریست ها ، شرکت های چند ملیتی ، آژانس های اطلاعاتی و قاچاقچیان مواد مخدر که بدون توجه به مرزها در سطح جهانی فعالیت می کردند و می توان از این هم فراتر رفت و ادعا نمود که این بازیگران جدید تاثیر عمده ای بر سیاست جهانی بر جای می گذاشتند.به دلیل ظهور این بازیگران جدید، یکسری موضوعات جدید نیز بروز کرد که می توان از آن تحت عنوان وابستگی متقابل یاد کرد.موضوعاتی چون آلودگی محیط زیست،انفجار جمعیت ،تسلیحات هسته ای ،کمبود منابع اولیه و فقر را دیگر نمی توان در چارچوب دولت واحد حل و فصل کرد.( محمد خانی ، ١۳٩٠ص85).
2-1-2-1 نوواقعگرایی
نظریه واقعگرایی زمینه لازم را برای آنچه رویکرد نوواقعگرایی به نظریه روابط بین الملل نامیده شده، فراهم آورد. نوواقعگرایی در اواخر دهه 1970 میلادی شکل گرفت و مانند واقعگرایی کلاسیک، همچنان دولت را بازیگر اصلی سیاست بین الملل می داند. در شرایطی که واقعگرایی کلاسیک به سندی و غیر علمی بودن متهم می شد، عده ایی از واقعگرایان تلاش نمودند تا رویکردی علمی از واقعگرایی عرضه نمایند. نوواقعگرایی با تدوین قضایایی که در آنها متغیرهای وابسته و مستقل از هم جدا شده اند، و با قرار دادن نظریه واقعگرایی کلاسیک در قالبی مدرن و نوین که مبتنی بر تحلیل های تطبیقی است، در پی احیای دوباره واقعگرایی کلاسیک است. نوواقعگرایی، با ارائه تعاریفی دقیق تر و سازگارتر از مفاهیم کلیدی و تدوین سلسله مباحثی که به طور تجربی قابل آزمون و تحقیق می باشند، دقت سنت واقعگرایی را افزایش می بخشد.) دوئرتی و فالتزگراف، 1384ص195)واقعگرایی از نظر عدم توجه به مسائل اقدصادی مورد انتقاد بود. توجه به مسائل اقتصادی بین المللی از حوزه هایی بود که در نوواقعگرایی مورد توجه واقع گردید. نوواقعگرایی دو مکتب را شامل می شود. نخست، واقعگرایی ساختاری که با کنت والتز و آثار او شناخته می شود که شدیدا متاثر از سازه های سیستمی است. دوم، مجموعه تلاشهایی که گاتفرید کارل کیندرمان آشکارا بر اساس نوشته های هانس. جی مورگنتا صورت داده است و مجموعه ایی شامل سیستمی از روابط تعاملی میان دولتها و سایر سیستمهای اقدام سیاست بین الملل در یک لحظه مشخص یا در یک دوره معین از تاریخ گذشته یا حال است.کنت والتز، مهترین چهره تلاش برای علمی کردن واقعگرایی در چارچوب نوواقعگرایی یا واقعگرایی ساختاری شناخته می شود.
در زمینه های اقدصادی این نظریه نیز می توان، از رابرت گیلپین(2) و استفن کراسنر(3) به عنوان مهمترین چهره ها نام برد که تلاش نمودند توضیحی واقعگرایانه از مسائل اقتصادی و نهادهای بین المللی ارئه نمایند. از دید نوواقعگرایان، قدرت همچنان یک متغیر کلیدی است که بیشتر به عنوان یک ویژگی ضروری در روابط سیاسی مطرح است. اگر ذات شرور بشر، ویژگی مهم و تعیین کننده نزد واقعگرایان کلاسیک قلمداد شود، کانون توجه نوواقعگرایان را ساختار یا سیستم بین المللی تشکیل می دهد. به عبارت دیگر، ساختار یا سیستم است که به روابط میان اعضای سیستم شکل و جهت می بخشد. بر اساس دیدگاه نوواقعگرایان، سیاست بین الملل امری فراتر از خط مشی های خارجی دولت ها و سایر بازیگران در سیستم است. بر این اساس، نوواقعگرایی یا واقعگرایی ساختاری ضمن اقتباس از قالب فکری واقعگرایی کلاسیک درباره سیاست بین الملل، آن دسته از ویژگی های ساختار یا سیستم بین المللی رادر بر می گیرد که چگونگی ارتباط اجزاء با یکدیگر را تعیین می کند)همان، 195-196) از این روست که والتز، از رویکردی نوواقعگرایانه سخن می گوید که بر پایه الگوهای روابط میان بازیگران در سیستمی فاقد حاکمیتی مرکزی و برتر استوار است. به عقیده

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درمورد نظام بین الملل، توانایی ها، سیاست بین الملل، بازدارندگی Next Entries دانلود پایان نامه درمورد نظام بین الملل، سیاست بین الملل، توانایی ها، روابط بین الملل