دانلود پایان نامه درمورد هویت یابی، هویت حرفه ای، برنامه آموزشی

دانلود پایان نامه ارشد

محیطی ضرورت تغییر در رفتار افراد را مطرح می سازد، این افراد علاقه‌ای به جستجوی اطلاعات تازه ندارند. یک نمونه روشن از هویت بسته، افرادی هستند که دارای دیدگاه خاص سیاسی هستند که آن را از طریق تجربه کسب کرده اند و به آن متعهد شده اند و در طول زمان با استحکام این تعهد، تغییر ناپذیر شده اند. این شخص علاقه ای به شنیدن حرفهای تازه ندارد و در مقابل تقاضاهای محیطی جملاتی از قبیل «من به آنچه اعتقاد دارم، آگاهم و نیازی به اطلاعات بیشتر ندارم»، «من قادر به تصور هر نوع تغییر هستم» را به زبان می آورد. از نظر والد هویت کسب شده واقعی با توجه به دیدگاه اریکسون همیشه «تنش فعال» و ارزیابی دائمی و پذیرندگی نسبت به موارد جایگزین را در بطن خود دارد، ولی فرد دارای هویت بسته علی رغم تجربه بحران و تعهد اولیه، فاقد این ویژگی مهم است. نوع دیگری از هویت که توسط مارک بنت156 (1996) به عنوان یک موضوع مطرح در حوزه رشد طرح گردیده هویت توسعه یافته157 می باشد. این نوع هویت به صورت گسترش خویشتن یک فرد در افرادی که او خود را مسئول آنان می داند مشخص می شود، نمونه این نوع هویت در احساس شرم یک مادر به دلیل عمل ناشایست فرزندش دیده می شود. بنت (1996) در بررس این موضوع در کودکان پنج و یازده ساله به این نتیجه رسیده است که در کودکان یازده ساله ای که مسئول مراقبت از کودکان کوچکتر هستند این گسترش محدوده احساس مسئولیت حتی در برابر افراد دیگر دیده می شود که او از آن با عنوان هویت گسترش یافته یاد می کند.
جهت و زمان هویت یابی
در نظریه اریکسون جریان هویت یابی در دهه دوم زندگی آغاز می شود. اریکسون (1968) در بیان مراحل رشد شخصیت، پنجمین مرحله از مراحل رشد روانی اجتماعی را مرحله ای می داند که در آن بحران هویت ظاهر می شود. حل موفقیت آمیز این بحران به کسب هویت و عدم حل آن به سردرگمی منجر می گردد. اریکسون (1968) چنین فرض می کند که نیاز به تشکیل یک هویت و یا یک تعریف از خود جزء ضروری برای عملکرد موفقیت آمیز در حوزه های عشق و کار در بزرگسالی است. به نظر او فردی که می داند کیست، چه ارزشهایی دارد و جهت انتخابهای او در زندگی چه می باشد، به منبع موثری برای سرمایه گذاری مناسب در حوزه هایی از قبیل حرفه، نقشهای خانوادگی، نقش جنسی، و عقاید سیاسی و مذهبی مجهز می باشد. با توجه به این موضوع این دوره از بلوغ تا سال های دانشکده می‌تواند ادامه پیدا کند. با پیشرفتهای فنی و صنعتی و ایجاد فاصله میان رسش جنسی تا دوره کسب شغل و انجام فعالیتهای بزرگسالی، نوجوانان با نوعی عدم قطعیت درباره نقش های مربوط به بزرگسالی مواجه هستند. از نظر اریکسون (1968)در دوره های مختلف زمانی، جوانان سعی دارند تا خود را امواج پیشرفتهای فنی و تغییرات محیطی، اقتصادی و اعتقادی انطباق دهند. اگر جوان احساس کند که محیط سعی دارد به صورت افراطی او را از بیان خود باز دارد و مانع این شود که چگونه با اراده خود قدم بعدی را بردارد، ممکن است مقاومت کند و همانند تمامیل طبیعی سایر موجودات که وقتی با فشار مواجه می شوند گاه تا حد مرگ از خود مقاومت نشان می دهند او نیز دست به مقاومت می زند. از نظر او در محیط هایی که سردرگمی و ناامیدی معمول است و درباره هویت اخلاقی و جنسی افراد به دیده شک و تردید نگاه می شود، بزهکاری و شخصیتی مرزی امری غیر معمول نیست. در این دوره عاشق شدن به صورت کلی و یا موقتی جنبه جنسی ندارد. عشق در این دوره تلاشی برای رسیدن به یک تعریف از هویت خویش است. برای این کار نوجوان تصویری که از خود دارد را به دیگری که موضوع عشق اوست فرافکنی می کند.
جوانان در برابر کسانی که در رنگ، هوش، سلیقه، زمینه فرهنگی و طرز لباس پوشیدن با آنها فرق دارند، تا شکیبا هستند و این ممکن است یک دفاع ضروری به دلیل فقدان حس هویت باشد. نوجوانی آخرین مرحله کودکی است، اما مرحله نوجوانی تنها زمانی کامل می شود که افراد بتوانند از هویت تبعی خود در کودکی به نوع تازه ای از هویت برسند که خودشان انتخاب کرده اند و به آن تعهد دارند. باید توجه داشت که افراد مختلف و جوامع متفاوت از نظر مدت و شدت مراسم نوجوانی با هم تفاوت دارند. جوامع دوره ای را بین کودکی و بزرگسالی به افراد داده اند که دوره ناپختگی و عدم مسئولیت است. اریکسون (1968) این دوره را با عنوان مهلت خواهی روانی اجتماعی158 می شناسد که در آن به نوجوانی باید مهلت داده شود تا خود را دریابند. از نظر اریکسون هر جامعه ای باید برای نوجوان فرصتهایی فراهم آورد که در آن به جوانان با دیده اغماض نگاه شده و انتظار تعهد از آنها کمتر باشد. البته جوامع از این نظر با هم تفاوت دارند و گاهی جوانان با آتش هیجانات درونی در شرایط بی بازگشتی قرار می گیرند و به این دلیل مهلت خواهی با شکست روبرو می شود. با شکست دوره ی مهلت خواهی افراد به تعریفی زود هنگام از خود می رسند، زیرا محیط و شرایط حاکم از آنها خواستار تعهد بوده اند. هویت زمانی شروع می شود که نقش همانندسازی با والدین و دوستان همکلاسی در مراحل قبل به پایان رسیده باشد و افراد ارائه یک تعریف از خود را آغاز کرده باشند. از نظر اریکسون جامعه نقش مهمی در کسب فردیت دارد، اگر یک جوان در مرحله ای حساس احساس ناخشنود می کند، جامعه باید به او راه هایی را ارائه دهد تا بتوانند تغییر کند و چیزی متفاوت از قبل باشد، چیزی که از آن ناخشنود بود. جامعه باید به او کمک کند تا چیزی به او اضافه شود تا با آن «هویت یابی» شده و هویت خویش را دریابد.
واترمن (1974)، در مطالعه طولی خود در دانشجویان نشان داد که دانشجویان در نیمه دوم سال آخر دانشگاه در دو حوزه حرفه ای و اعتقادی افزایش قابل توجهی در حالت هویت کسب شده از خود نشان می دهند که از نظر او تأییدی بر دیدگاه اریکسون (1968-1959) بود.
در مطالعه دیگری توسط آدامز و فیچ159 (1982) که با ارائه گزاش مطالعه طولی یک گروه 148 نفری از دانشجویان سالهای اول، دوم و آخر در سالهای 1976 و 1977 پرداخته، این موضوع مورد تأکید قرار گرفت که نیمی از دانشجویان در طول زمان در حالت هویت خود ثبات داشتند و نیمی دیگر یا پیشرفت داشته و یا حالت عقبگرد داشتند. آدامز و فیچ وجود ثبات در حالت هویت اکثریت دانشجویان را، تأیید تحقیقات پیشین می دانستند.
واترمن (1982)، در یک جمع بندی درباره زمان هویت یابی بر این موضوع تأکید می کند که در سالهای دانشکده است که آثار و فواید هویت یابی برجسته می شود. او این موضوع را مطرح می سازد که اگر چه مطالعات کمی به بررسی هویت در سالهای قبل از دانشکده پرداخته اند ولی نتایج آنها نشان می دهد فراوانی حالتهای هویت بالاتر مثل هویت کسب شده در گروههای سنی بالاتر بیشتر است. ولی این موارد به عنوان نشانی از مرحله هویت یابی، بسیار کمتر از مراحل قبلی رشد روانی اجتماعی اریکسون می باشند. نظریه پردازان سن 20 سالگی را به عنوان سنی توصیف می کنند که در آن چند وظیفه بر عهده جوان است:
1-تشکیل روابط نزدیک با دیگران که ظرفیت او را برای برقراری روابط نزدیک همسری و والدینی افزایش می دهد (واینفیلد و هاروای160، 1996)
2- کسب هویت فردی به ویژه هویت حرفه ای که از دیدگاه اریکسون (1975) وقتی فرد دوره تشکیل هویت را پشت سر گذاشت و به یک تعهد دباره هویت خود رسید، به کسب هویت دست می یابد. در یک جمع بندی از موضوعهای مطرح شده در این بخش می توان سالهای آخر دبیرستان و آغاز دانشگاه را دوره کسب هویت نامید. به این دلیل در پژوهشهای مختلف دامنه سنی 22-18 به عنوان دوره کسب هویت در نظر گرفته می شود و اکثر گروههای مورد مطالعه در این زمینه، از جامعه دانشجویان انتخاب می شوند.
استمرار تحول هویت بزرگسالی
روگر161(2000) در کتاب خود با عنوان تحول هویت از نوجوانی تا بزرگسالی، مراحل مطرح شده توسط اریکسون در سال های اولیه، میانی و پایانی بزرگسالی را به منزله استمرار هویت می داند و با انتقاد از پژوهشگرانی که تحول هویت را به سال های نوجوانی محدود کرده اند، مراحل تحول هویت را تا پایان عمر در نظر می گیرد.
مار تارودیتی162 و همکارانش (2002) از دانشگاه برکلی کالیفرنیا ضمن ارائه یک برنامه آموزشی، به موضوع هویت به عنوان پدیده ای در تمام عمر نگاه کرده اند. از نظر آنان شرایط زیستی و اجتماعی در کنار نقش های اجتماعی ما را برای این تعریف که چه کسی هستیم آماده می کند. بزرگسالی خود به سه مرحله بزرگسالی اولیه، میانی و پایانی تقسیم می شود به نظر آنان در بزرگسالی اولیه که از 22 سالگی تا سالهای میانی دهه سوم زندگی ادامه دارد، با توجه به نظر اریکسون، افراد سعی می کنند جایگاهی مستقل را در هستی رقم بزنند. ادامه استقلال از والدین و گسترش نقش آنان به عنوان یک مرد یا زن، انتخاب شغل و همسر و تخصص در یک حرفه از پیامدهای این مرحله هستند. در سنین 34 تا 60 سالگی که اریکسون از آن به عنوان باروری در برابر بی حاصلی یاد می کند، موضوع مهم مراقبت و از نسل بعدی دادن چیزی به آنهاست تا ماندگار باشد. در این دوره عملکرد فکری شخص در بهترین حالت است، اگر چه گاهی از نظر جسمی به ویژه در سالهای پایانی این مرحله مشکلاتی دارد. در سال های بعد از 60 که آغاز آخرین مرحله بزرگسالی است با وجود افت شدید جسمیف تحول روانی و اجتماعی استمرار دارد و به ویژه افراد به دنبال معنای تازه ای از خود هستند. به نظر رودیتی و همکاران (2003)، در سه مرحله گفته شده افراد نقش های متعدد اجتماعی و فردی را در ادامه تحولات کودکی تجربه می کنند. نقش های مانند، کارگر یا کارمند، همسر، والدین، رهبر اجتماعی و … که این نقش ها همگی به رشد فردی، روانی و اجتماعی آنها جهت می دهد. به علاوه با ادامه تغییرات جسمی، شناخت، اجتماعی و هیجانی در این مراحل بازنگری هویت ادامه می یابد.
بحران هويت
بحران به معني تنش و تضاد يا خروج از حالت تعادل و انحراف از حقيقت است. به عبارت دقيق تر «بحران را مي‏توان موقعيت يا ظرف خاصي دانست كه بر اثر آن گروه قومي مورد نظر زنان، مردان… به سبب شرايط خاص تاريخي و يا شرايط نوظهور، از شناخت دقيق حقيقت وجودي و حقوق خويش و نيز شناساندن آنها به ديگران باز ‏مانده‏اند، به شكلي كه نه تنهـا اين گروه در اين رهگذر، بين وهم و واقعيت معلق است، بلكه ديگران نيز از شناختن درست آن، عاجز مي‏باشند.»
افراد در وضعيت بحران هويت اجتماعي، نقش خود را در گروه نمي‏دانند و در سطح كلان‏تر، جامعه كاركرد خود را از دست مي‏دهد، جامعه دچار سردرگمي و آنومي مي‏گردد، نهادهاي اجتماعي از حالت تعادل خارج مي‏شوند و منزلت اجتماعي افراد لطمه مي‏بينند. در مقابل، بحران هويت فردي به معني عدم توانايي فرد، در قبول نقشي است كه جامعه از او انتظار دارد.
مشکل‌ترین مساله جوانی در رشد شخصیت و تثبیت هویت این است که فرد نه تنها بخواهد که بزرگسال باشد و در همین جهت برنامه‌ریزی کند، بلکه باید قادر به تشخیص و پذیرش نیروهای متضاد در شخصیت خود نیز بشود و راه‌های موثرتر کنترل خویش را بشناسد. (حدود 20 الی 25 سالگی). چگونگی تثبیت هویت در جوانی به وقایع مهم در زندگی فرد در این دوره بستگی دارد. به عنوان مثال هویت شغلی و اجتماعی کسی که پس از تحصیلات دبیرستانی به یکی از رشته‌های معلمی وارد می‌شود، با کسی که به یکی از رشته‌های مهندسی وارد می‌شود. متفاوت خواهد بود این هویت‌های گوناگون بطور مسلم تاثیرات خود را بر چگونگی سایر جوانب هویت افراد نیز به جای خواهند گذاشت.
اگر در سال‌های کودکی و نوجوانی خانواده بیشترین تاثیر را بر شکل‌گیری هویت بر عهده داشت، اینک در دوره جوانی، محیط زندگی اجتماعی و خود جوان نقش اساسی در تثبیت هویت ایفا می‌کند. به نظر می‌رسد که تحولات رشد دوره جوانی، بیش از آنکه نتیجه یک تکامل تعامل میان موجود زنده و محیط باشد، یک مجموعه تغییرات پی در پی متاثر از عوامل محیطی است. امروز کمتر کسی را می‌توان یافت که فکر کند رشد شخصیت همراه با کامل شدن رشد بدنی متوقف می‌شود.
شاخصه‏ها‏ي بحران هويت
چگونه مي‏توان بحران هويت را تشخيص داد؟ علائم و نشانه‏ها‏ي آن چيست؟
مطابق مهندسي و برنامه ريزي اجتماعي، علائم و

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درمورد هویت اجتماعی، هویت شخصی، اجتماعی و فرهنگی Next Entries دانلود پایان نامه درمورد اضطراب اجتماعی، سبک هویت، عزت نفس