دانلود پایان نامه درمورد هوش معنوی، یشرفت تحصیلی، پیشرفت تحصیلی، رگرسیون

دانلود پایان نامه ارشد

کرد.

جدول شماره 4-15: ارزشیابی نمرات به تفکیک رشتههای مختلف به وسیله آزمون تحلیل واریانس یک طرفه (ANOVA)

متغیرها
میانگین و انحراف استاندارد
نمرات به تفکیک رشتهها

آماره F

سطح معنیداری

ریاضی

تجربی

انسانی

هوش معنوی
میانگین
62.0543

10.262
63.5806

11.354
55.7634

15.724
9.928
0.000

انحراف استاندارد

مهارتهای تفکر انتقادی
میانگین
18.0543

5.38897
18.8602

5.06177
19.5914

4.46054
2.201
0.113

انحراف استاندارد

معدل
میانگین
15.86

1.925
15.62

2.010
15.29

1.761
2.088
0.126

انحراف استاندارد

باتوجه به دادههای جدول بالا، در سطح معناداری 0.05، فقط متغیر “هوش معنوی” است که در آن اختلاف نمرات بین رشتههای نظری مختلف معنادار است. اما در مهارتهای تفکر انتقادی و معدل، این اختلاف معنادار نیست.
اما به کمک آزمون مقایسهای تعقیبی (Post hoc) TUKEY برای مشخص کردن اینکه کدامیک از دو رشته باعث معناداری اختلاف در نمرات هوش معنوی شدهاند، این نتیجه به دست آمد که اختلاف نمرات بین جفت رشتههای علوم انسانی و علوم تجربی و نیز علوم انسانی و علوم تجربی در سطح معنادری 0.05 معنادار بوده و تنها دو رشتهی علوم ریاضی و علوم تجربی هستند که نمرات هوش معنوی آنها معنادار نمیباشد و با هم اختلافی ندارند.

فرضیه 7: پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دختر دوره متوسطه را میتوان از میزان هوش معنوی و مهارتهای تفکر انتقادی پیشبینی کرد.

برای این منظور از رگرسیون چندگانه خطی بهره گرفتهایم. در این مدل پیششرفت تحصیلی به عنوان متغیر وابسته و متغیرهای هوش معنوی و مهارتهای تفکر انتقادی به عنوان متغیرهای مستقل یا پیشگو میباشند.
جدول شماره 4-16: مدل رگرسیون خطی چندگانه برای پیشبینی پیشرفت تحصیلی به وسیلهی هوش معنوی و مهارتهای تفکر انتقادی
مدل رگرسیونی
مجموع مربعات
درجه آزادی
میانگین مربعات
آماره F
سطح معناداری
رگرسیون
ماندهها
کل
129.435
879.817
1009.252
2
275
277
64.717
3.199
20.228
0.000

از آنجا که سطح معناداری برای ورود متغیر نمرات مهارتهای تفکر انتقادی 0.99 و ضریب رگرسیونی آن در مدل برابر صفر به دست آمده است (هم به کمک روش گام به گام، هم روش پسرونده و هم روش پیشرونده)، مدل رگرسیونی تنها یک متغیر پیشگو -که همان هوش معنوی است- خواهد داشت.

جدول شماره 4-17: ضریب تعیین و ضریب تعیین تعدیل شده
R
R^2
R^2 تعدیل شده
0.358
0.128
0.122

مقدار ضریب تعیین در این مدل برابر 0.128 است که گویای این مطلب است که 12 درصد از تغییرات پیشرفت تحصیلی توسط هوش معنوی قابل تبیین است که البته مقدار بالایی نیست. ضریب تعیین تعدیل شده تفاوت چندانی با ضریب تعیین ندارد و این به این معنی است که متغیر پیشگوی اضافی در این مدل وجود ندارد.
جدول شماره 4-18: آزمون واریانس یکطرفه (ANOVA) برای آزمون معناداری مدل رگرسیون
مدل رگرسیونی
ضرایب استاندارد نشده
ضرایب استاندارد شده
مقدار t
سطح معناداری

ضرایب
انحراف استاندارد

مقدار ثابت عرض از مبدا
مهارتهای تفکر انتقادی
هوش معنوی
3.427
0.000
0.052
0.634
0.022
0.008

0.000
0.358
5.408
0.008
6.351
0.000
0.994
0.000

برای مدل پذیرفته شده، تنها نمرات هوش معنوی به عنوان متغیر پیشگو هستند که ضریب رگرسیونی آن در معادله رگرسیون 0.05 میباشد؛ یعنی اگر یک واحد افزایش در نمرهی هوش معنوی داشته باشیم، نمرهی پیشرفت تحصیلی به اندازه 0.05 افزایش خواهد داشت. مقدار ثابت عرض از مبدا هم به این معنی است که دانشآموزی با نمرهی هوش معنوی 0، دارای نمرهی پیشرفت تحصیلی 3.42 خواهد بود و چون دانشآموزی با نمرهی هوش معنوی صفر وجود ندارد، این تعبیر صرفا تعبیری نظری میباشد.
اما اگر خواسته باشیم مدل رگرسیونی پیش بینی پیشرفت تحصیلی را براساس خرده مقیاسهای هوش معنوی به دست آمده است ، نتیجه به صورت زیر خواهد بود که در آن براساس روش پیشرونده تنها دو خرده مقیاس CEI و TA وارد میشوند. نتایج به صورت زیر میباشند:

جدول شماره 4-19: مدل رگرسیون خطی چندگانهی پیشبینی پیشرفت تحصیلی به وسیلهی خرده مقیاسهای هوش معنوی
مدل رگرسیونی
مجموع مربعات
درجه آزادی
میانگین مربعات
آماره F
سطح معناداری
رگرسیون
ماندهها
کل
161.759
847.793
1009.252
2
275
277
80.879
3.082
26.244
0.000

جدول فوق نشان میدهد که مدل رگرسیون با دو خرده مقیاس یاد شده معنادار است.
جدول شماره 4-20: ضریب تعیین و ضریب تعیین تعدیل شده
R
R^2
R^2 تعدیل شده
0.376
0.142
0.138

ضریب تعیین برابر 0.14 بدست آمده که نشان میدهد 14 درصد از تغییرات پیشرفت تحصیلی توسط این دو خرده مقیاس قابل تبیین است.

جدول شماره 4-21: آزمون واریانس یکطرفه (ANOVA) برای آزمون معناداری مدل رگرسیون
مدل رگرسیونی
ضرایب استاندارد نشده
ضرایب استاندارد شده
مقدار t
سطح معناداری

ضرایب
انحراف استاندارد

مقدار ثابت عرض از مبدا

CEI

TA
3.357
0.102
0.075
0.469
0.026
0.030

0.275
0.170
7.156
3.988
2.477
0.000
0.000
0.014

در جدول بالا ضرایب رگرسیونی آورده شده که مقدار استاندارد این ضرایب (پس از تقسیم ضرایب استاندارد نشده به انحراف استاندارد) برای CEI و TA به ترتیب برابر 0.275 و 0.170 میباشد که نشان میدهد خرده مقیاس CEI نقش بیشتری در تبیین پیشرفت تحصیلی دارد.

فصل پنجم: بحث، نتیجه‌گیری و پیشنهاد‌ها

مقدمه
در این فصل با توجه به مباحث گفته شده در فصل سوم و نیز براساس تجزیه وتحلیل اطلاعات بدست آمده از اجرای پرسشنامه ها که در فصل چهارم ذکر شد، به بحث و نتیجه گیری در خصوص فرضیه های تحقیق می پردازیم.
بدین منظور فرضیههای تحقیق، را مورد بحث قرار می دهیم و علاوه بربیان تأیید یا رد شدن فرضیه های تحقیق، آن ها را با نتایج قبلی مقایسه کرده و هر جا لازم باشد به تبیین های نظری خواهیم پرداخت.
مجموع مباحث فوق ما را به نتیجه گیری نهایی رهنمون میسازد سپس پیشنهادهایی برای پژوهش های بعدی در این حیطه مطرح میشود. سرانجام محدودیت هایی که در پژوهش حاضر وجود داشته اند بیان میشود.
فرضیه اول : بین هوش معنوی با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دختر، همبستگی وجود دارد.
به عنوان فرضیه اول انتظار می رفت که بین هوش معنوی و پیشرفت تحصیلی رابطه وجود داشته باشد. نتایج تحلیل همبستگی به شیوه پیرسون نشان میدهد که بین هوش معنوی و پیشرفت تحصیلی رابطه مثبت(35/ 0r=-،005/0P) وجود دارد. بنابراین فرضیه اول محقق بر وجود رابطه مثبت بین هوش معنوی و هوش هیجانی رد نمیشود. طبق نظر پژوهشگر اگر انجام کاری برای فردی معنا داشته باشد حاضر است وقت و انرژی بیشتری را برای کاراختصاص دهد.
مک شری و همکاران (2002) تأکید می کنند که هوش معنوی زیر بنای باور های فرد است که سبب اثر گذاری بر عملکرد وی میشود، به گونه ای که شکل واقعی زندگی را قالب بندی میکند. هوش معنوی باعث افزایش قدرت انعطافپذیری و خودآگاهی انسان شده است؛ به طوری که در برابر سختی ها و مشکلات بردباری و صبوری بیشتری دارند. در واقع، هوش معنوی ظرفیتی برای الهام است و با شهود و نگرش کل نگر به جهان هستی، در جستجوی پاسخی برای پرسشهای بنیادی زندگی و نقد سنتها و آداب ورسوم میباشد. همچنین با توجه به نتایج تحقیق لاکی و براس (2000، به نقل از گرین و نوبل،2010) دانشجویانی که به باور های معنوی قوی تری دارند، قدرت بیان، قدرت تجسم، انگیزه وپشتکارو روحیه آماده تری برای کسب تجربیات جدیدو یادگیری دارند، همچنین طبق تعریف مک مولن(2003) ، هوش معنوی بالا باعث شهود و بصیرت در انسان میشود درحالی که استرس ضد شهود است، می توان نتیجه گرفت هوش معنوی ترس واسترس را از بین میبرد.
تبیینی که با توجه به نتیجه این فرضیه می توان ارائه داد این است که دانش آموزانی که هوش معنوی بالایی دارند، هنگام رویارویی با چالشهای بزرگ تسلیم نمی شوند و به فعالیتهایشان ادامه میدهند احساس رسالت میکنند و برای زندگی خودشان هدف دارند و برای رسیدن به هدفشان برنامه ریزی میکنند، و همچنین دانش آموزانی که هوش معنوی بالایی دارند انسانهای ذهن آگاهی هستند ؛تمرکز بیشتری در کلاس درس دارند مطالب را بهتر یاد میگیرند و به پیشرفت تحصیلی میرسند؛ در مقابل دانش آموزانی که هوش معنوی پایینی دارند، به دلیل اینکه انسانهای ایگو محوری هستند(خود محور)حاضر نیستند نقاط ضعفشان را بپذیرند وبه همین دلیل تلاشی برای برطرف تردن نقاط ضعف خود نمیکنند ، به همین دلیل به پیشرفت تحصیلی نمیرسند.
در یک تعریف نسبتاً جامع، می توان هوش معنوی را ظرفیت یادگیری ، تمامیت دانش کسب شده و توانایی سازش یافتگی با محیط دانست.هوش معنوی بیانگر مجموعه ای از توانایی ها، ظرفیت ها و منابع معنوی می باشد که کاربست آنها در زندگی روزمره می تواند موجب افزایش انطباق پذیری فرد شود. در تعریف های موجود در هوش معنوی، به خصوص نقش آن در حل مسائل وجودی و یافتن هدف در اعمال و رفتارهای زندگی روزمره تأکید شده است(زوهر ومارشال2000، ولمن،2001، ناسل2004،کینگ،2008).
نتایج پژوهش های خارجی، که همسو با این فرضیه می باشند نشان میدهد که بین هوش معنوی، هوش هیجانی، صلاحیتهای شخصی، و سلامتی ذهن همبستگی بالائی وجود دارد (مؤسسه آگاهی سنجی آمریکا ، 2005، راس 1، 2005، تامپسون2، 2002، اوسوالد 3، 2004، وان لیوین 4و کاسولر5، 2004، و الکینز6 و کاوندش 7، 2004، به نقل از فرامرزی و همکاران، 1388). پرتیوای8 و همکاران (2009، به نقل از حسینیان وهمکاران ،1390) نیز رابطه معنی داری بین سطوح هوش هیجانی و معنوی ومیزان موفقیت دانش آموزان در استفاده از زبان به دست آوردند. کینگ(2008) هوش معنوی با افسردگی، پرخاشگری، اضطراب وخصومت رابطه منفی دارد.
در پژوهش دیگری کینگ (2008،2009)نشان داد بین هوش معنوی با حساسیت اجتماعی، رضایت از زندگی و فعالیت رابطه مثبت وجود دارد.
از بین نتایج تحقیقات داخل کشور نتایج اربابی و همکاران(1392) که به بررسی همزمان رابطه هوش معنوی وهوش هیجانی با پیشرفت تحصیلی پرداخته، و همچنین نتایج پژوهش ، قندی(1391)و فراهنگ پور(1390) که به بررسی رابطه بین هوش معنوی و پیشرفت تحصیلی پرداخته همسو می باشند.

2: بین مهارتهای تفکر انتقادی با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دختر، همبستگی وجود دارد.
مقدار آماره نشان دهندهی همبستگی بسیار کم و نزدیک به صفر و در سطح معناداری 0.05، آزمون همبستگی معنادار نمیباشد. بنابراین با افزایش یا کاهش پیشرفت تحصیلی، در مورد کاهش یا افزایش مهارتهای تفکر انتقادی هیچ پیشبینیای نمیتوان انجام داد.
در رابطه با یافته که بین گرایش به تفکر انتقادی و پیشرفت تحصیلی رابطه منفی وغیر معناداری وجود دارد. یعنی هر چه دانش آموزان از گرایش به تفکر انتقادی و پیشرفت تحصیلی بالاتری برخوردارند، دارای پیشرفت تحصیلی پایین تری هستند می توان اینگونه تبیین نمود که احتمالاً پرسش و کنجکاوی در محیط های آموزشی به نوعی سرکوب می گردد. و همین موضوع باعث میشود دانش آموزانی که تفکر انتقادی بالایی دارند انگیزه ای برای پیشرفت تحصیلی نداشته باشند. پژوهش های آموزشی نشان داده است که بر مبنای مهارتهای تفکر انتقادی، می توان مقدار میانگین نمرات سالیانه (بهرنز،1996؛ تاب 1997؛ واتسون وگلیزر، 1980)، نمرات دروس (واتسون وگلیزر،1980؛ ویلسون و واگنر،1987)، پیشرفت و موفقیت تحصیلی دانشجویان ودانش آموختگان (گاریت و والف ، 1978 ؛ به نقل از علیوندی وفا ، 1385)، با نمرات آزمون ورود به دانشگاه و نمرات تفکر انتقادی دانشجویان (اطهری،1386) را پیش بینی کرد.
به رغم این همه تأکید و تلاش نظام های آموزشی بر یکپارچه کردن تفکر انتقادی با تمام دروس و در تمام مقاطع تحصیلی هنوز شاهد هستیم که آموزش رسمی هم چنان در سطح گستردهای مشغول

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درمورد تفکر انتقادی، هوش معنوی، پیشرفت تحصیلی، یشرفت تحصیلی Next Entries دانلود پایان نامه درمورد هوش معنوی، تفکر انتقادی، برنامه درسی، پیشرفت تحصیلی