دانلود پایان نامه درمورد هوش معنوی، هوش هیجانی، تفکر انتقادی، متون اسلامی

دانلود پایان نامه ارشد

وگشاده رویی، کنجکاوی و عشق برای تمام مخلوقات
– داشتن صلح وآرامش نسبت به خویشتن (حقیقت، خداوند، وذات حقیقی)
– هدایت درونی: آزادی درونی همراه با مسئولیت و خرمندی در اعمال
هوش معنوی به تعریف کینگ(2008) عبارت است از :« مجموعه ای از مجموعه ای از توانایی های ذهنی است که با آگاهی، یکپارچگی واستفاده انطباقی امور غیرمادی ومتعالی وجودی فرد هم راستا است که با آگاهی، یکپارچگی واستفاده انطباقی امور غیر مادی ومتعالی وجودی فرد هم راستا است وبه نتایجی چون تفکر وجودی عمیق، افزایش معنا، شناخت خود متعالب و تسلط بر حالت های معنوی میانجامد.”هوش معنوی در مدل کینگ به شکل نمودار2-7 می باشد.

نمودار2-4- مدل هوش معنوی دیوید کینگ

وی چهار مؤلفه هوش معنوی را براساس ادبیات موجودچنین میکند:
1- تفکر وجودی انتقادی- ظرفیت تفکر انتقادی درباره معنا، هدف ودیگر موارد وجودی/ متافیزیکی(مانند وجود، مرگ، کائنات)برای رسیدن به نتایج یا فلسفههای وجودی اصلی واندیشیدن درباره امور غیر وجودی در ارتباط با وجود یک فرد (از یک دیدگاه وجودی) وهمچنین دلالت بر این دارد که فرد میتواند بصورت منتقدانه طبیعت وذات هوش معنوی را مورد بررسی قرار وبصورت نقادانه در مورد واقعیت، جهان خارج از زمان و فضا در مورد مرگ و در مورد مسائل دیگر وجودی که از نظر فلسفی بحث میشود تأمل کند.کلمه وجودی این معنا را میرساند که این قسمتی از هوش اجزای وجودی را شامل میشود، بنابراین از این زاویه اگر نگاه کنیم میتوانیم بگوییم که تفکر وجودی در مورد وجود خود فرد و دیگران بحث میکند بر مبنای بعدهای پیچیده ومتغییر وجود این طور استنباط میشود که تفکر در وجود خود فرد در برگیرنده عوامل از قبیل، زندگی مرگ، واقعیت، خودآگاهی جهان بیرون، حقیقت و عدالت و وجود شخص در جهان و سایر عوامل از این قبیل صحبت میکند. لازم به گفتن هست که تفکر انتقادی وجودی نقش اساسی در معنویت دارد، همچنین قسمتی از هوش میباشد و این مسئله در الگو و مدل هوش مورد بررسی قرار میگیرد.
در بسیاری از موارد مسائل وجودی به عنوان هدف نهایی زندگی وسؤال از هدف غایی در زندگی مطرح میشود آنگونه که ناسل(2004) توصیف کرده است این توانمندی سوالات وجودی را مورد بحث وبررسی قرار میدهد وازهدف غایی انسان سؤال میکند و در مورد منشأ ومعنای زندگی سؤال می پرسد.مولانا این مسأله را اینگونه مطرح میکند
از کجا آمده ام آمدنم بحر چه بود به کجا میروم آخر نممایی وطنم
گاردنر (2004) هوش وجودی را به عنوان هوشی که سوالهای کلان را به میان میکشد تعریف کرده است.
هوش معنوی از این نظر با پیشرفت تحصیلی ارتباط دارد که کنجکاوی دانش آموزان را برانگیخته میکند وکنجکاوی در دانش آموزان انگیزۀ جستجو ویادگیری ایجاد میکند؛ همچنین این بعد هوش معنوی یکی از اساسی ترین ابعاد هوش معنوی است وسؤالات کلانی را که انسانها نمیتوانند با منطق و عقلانیت به آنها پاسخ بدهند سعی میکند از طریق معنویت ومعنوی پاسخی مناسب برای آنها پیدا کنند.پس تفکر انتقادی یکی از متغیرهای واسطه ای است که هوش معنوی را به پیشرفت تحصیلی متصل میکند.
2- تولید معنای شخصی- توانایی نتیجهگیری معنی و هدف شخصی از کلیه تجربیات فیزیکی و ذهنی، شامل ظرفیت خلق وتسلط (مانند زندگی براساس) هدف زندگی
3- آگاهی متعالی- ظرفیت تشخیص ابعاد/ الگوهای متعالی در خویشتن (به عبارت دیگر، خویشتن فرا فردی ومتعالی) در دیگران، ودر دنیای فیزیکی (به عبارت دیگر کل نگری) در خلال حالت آگاهی عادی، به همراه ظرفیت تشخیص ارتباط بین خویشتن فرد ودنیای فیزیکی.
4- گسترش وضعیت آگاهانه – توانایی ورود وحضور حالت برتر/معنوی هشیاری (به عبارت دیگر، هشیاری خالص، هشیاری کیهانی، یگانگی، وحدت) با تصمیم فردی (مانند تفکر وتامل عمیق، مراقبه، دعا وغیره).
هر چند در کشورهای غربی سعی شده است که معنویت و هوش معنوی در چهار چوب فرهنگ آنان تعریف ومؤلفههای آن مشخص گردد، اما به نظر می رسد در فرهنگ اسلامی ایرانی متون فراوانی وجود داردکه در آن ها از عمیق ترین صفات، حالات و کیفیت معنوی صحبت شده است.
همچنین شخصیت های زیادی وجود دارند که می توان با مطالعه ویژگی ها وصفات آنها به مؤلفه های بسیارعمیقی از معنویت و هوش معنوی دست یافت. برای مثال خداوند در قرآن کریم سورۀ مؤمنون آیه های 2 تا 10 ویژگی های مؤمن را چنین برشمرده است:
مؤمنان در نمازشان فروتند و خشوع دارند. یعنی کاملاً توجه اش به خداوند جلب می شود (توانایی برای تجربه هشیاری عمیق ومراقبه).
– همانا کسانی که از کار و سخن بیهوده روگردانند. یعنی هدفمندی در امور زندگی وانجام امور برای رسیدن به رضای خداوند (هدفمندی وتقدّس بخشیدن به امور زندگی).
– آنان که زکات می پردازند وبر عهد و پیمان خویش پایبند هستند و در انجام نماز خویش دقت نظر دارند.(ظرفیت برای رفتار پرهیز کارانه). در فرهنگ اصیل اسلامی نیز به طور ضمنی هوش معنوی مورد توجه فراوانی قرار گرفته است. هوش معنوی باعث فهم آیات قرآنی می شود و موجب می گردد افراد کلام انبیاء را راحت تر و با عمق بیشتردرک نمایند. هوش معنوی که در قرآن در مورد صاحبان آن صفت اولوالالباب به کار رفته است، باعث می شود افراد به جوهرۀ حقیقت پی ببرند و از پردههای اوهام عبور نمایند. عوامل مؤثر درهوش معنوی که در متون اسلامی تقوا و پرهیز کاری قلمداد شده است، به همراه تمرینات روزمره از قبیل تدبر در خلقت، تدبر در آفاق و انفس، روزه داری، عبادات، خواندن قرآن و تدبر صادقانه در آیات قرآن می توانند نقش اساسی در تقویت هوش معنوی داشته باشند.( غباری بناب ودیگران، 1386،صص 137-136).
جامی(1381) براساس متون مذهبی مؤلفه های ایمان و معنویت را چنین عنوان کرده است:
1- مشاهده وحدت در ورای کثرت ظاهری
2- تشخیص ودریافت پیام های معنوی از پدیده ها و اتفاقات
3- سؤال ودریافت جواب معنوی در مورد منشأو مبدأ هستی(مبدأومعاد)
4- تشخیص قوام هستی وروابط بین فردی برفضیلت عدالت انسانی
5- تشخیص فضیلت فراروندگی از رنج وخطا و به کارگیری عفو وگذشت در روابط بین فردی
6- تشخیص الگوهای معنوی وتنظیم رفتار برمبنای الگوی معنوی
7- تشخیص کرامت و ارزش فردی وحفظ و رشد وشکوفایی این کرامت
8- تشخیص فرآیند رشد معنوی و تنظیم عوامل درونی و بیرونی در جهت رشد بهینه این فرآیند معنوی
9- تشخیص معنای زندگی ، مرگ وحوادث مربوط به حیات ، نشور، مرگ و برزخ، بهشت و دوزخ روانی
10- درک حضور خداوندی در زندگی معمولی
11- درک زیبایی های هنری و طبیعی و ایجاد حس قدردانی و تشکر
12- داشتن هوش شاعرانه که معنای نهفته در یک قطعه شعری را بفهمد
13- داشتن ذوق عشق و عرفان که در آن عشق به وصال منشأ دانش است نه استدلال وقیاس
14- هوش معنوی باعث فهم آیات قرآنی می شود و موجب می گردد افرادکلام انبیا را راحت تر و با عمق بیشتر درک نمایند
15- هوش معنوی در فهم داستان های متون مقدّس واستنباط معنای نمادین این داستان ها کمک فراوانی می کند.
16- هوش معنوی که در قرآن درمورد صاحبان آن صفت اولوالالباب به کار رفته است. باعث می شود افراد به جوهرۀ حقیقت پی ببرند واز پرده ای اوهام عبور نمایند.
چنانچه مؤلفههای ذکر شده از طریق روش تحلیل عاملی مورد بررسی قرار گیرند می توان براساس این مؤلفه ها به عوامل مهم هوش معنوی دست یافت. برای مثال مشاهده وحدت در ورای کثرت رامی توان یکی از مؤلفه های مهم هوش معنوی شمرد وکسانی که دارای این ظرفیت باشند، خداوند را در بسیاری از امورکه در ظاهر متفاوت هستند در می یابند چنان که بابا طاهر (قرن 5 ق، به نقل ازغباری بناب، 1386 ) این مسأله را اینگونه می گوید:
به صحرا بنگرم صحرا تو بینم به دریا بنگرم دریا تو بینم
به هر جا بنگرم کوه و در دشت نشان از قامت رعنت تو بینم
همچنین داشتن ذوق عشق و عرفان و وصال به خداوند متعال نیز از عوامل مهم هوش معنوی است که جنبۀ انگیزشی و هیجانی هوش معنوی قلمداد می شود. طوری که مولانا (الف، قرن7ق، ص 9،به نقل از جامی1382) اینگونه عشق را توصیف می کند:
کافرم از درد وجهان،عشق بود خوشتر از این
دیدۀ ایمان شود جلوه ازآن، پوست شود پر زر ازین عشق بود کان هنر، عشق بود معدن زر
دوستشود جلوه از آن، پوست شود پرازاین
واژه فراست در متون ادبی نیز به هوش معنوی ارتباط پیدا میکند. گوهرین صادقانه و مخلصان حقیقی شریعت و طریقت عطا می شود وعلتش هم ایمان صحیح ومؤثر وتوجه و مراقبه کامل سالک است. در امور مربوط به سلوک. وکاملان و مشایخ از آنجا که در این ایمان و توجه همیشه راسخ بوده و به حد کمال واقعی آن رسیده اند پیوسته صاحب فراست اند”(ص301).
مولانا نیز چنین گفته است:
ما به دل بی واسطه خوش بنگریم
کز فراست ما به عالی منظریم
خواجه عبدالّله انصاری (قرن 5 ق ، ص،312) در بحث فراست سه وجه را مشخص کرده است : ” تفرس به تجربت (واین همت ممیزان است) وفراست استدلال (واین همت عاقلان است) وفراست نظر دل (واین نشان بدان نور است که مؤمنان در دل دارند”. این سه وجه در واقع همان تجربه کردن با حواس، منطق واستدلال وشناخت عقلانی واشراق از طریق دل است.
بنابراین به نظر می رسد در متون اسلامی وادبی اندیشه ها و مفاهیم بیشماری درمورد معنویت وجود دارد که می توان از آن ها در روشن کردن ویژگی ها ومؤلفه های هوش معنوی سود برد. با این حال بررسی و توجه به این متون اسلامی و ادبی نیاز به یک دیدگاه و شیوه نوینی دارد که هماهنگ با روش های علمی امروزی در روان شناسی باشد.
مبا نی رشدی هوش معنوی
ویگلزوورث(2004) چهار هوش بدنی (فیزیکی) ،منطقی،هیجانی، و معنوی را با در نظر گرفتن ترتیب رشدی آن ها دریک دیاگرام هرمی(شکل 2-8) نشا ن داده است:

شکل2-1: ترتیب رشدی پدیداری انواع هوش (ویگلزوورث،2004)

همان گونه که از شکل 2-8 برمی آید برای داشتن هوش معنوی بایستی قبلاً انواع دیگر هوش به ترتیب به وجود آمده باشند. از منظر روانشناسی رشد و به اعتقاد ویگلزوورث (2004) ، کودکان ابتدا مهارتها و تسلط های فیزیکی و حرکتی بر بدن خود و اشیاء به دست می آورند (هوش فیزیکی40). سپس مهارتهای زبانی، مفهومی و محاسباتی آنها رشد می کند که در درس خواندن به کار آن ها می آید (هوش منطقی) . بعد از آن در افرادی که تمایل به گسترش روابط خود با دیگران دارند هوش هیجانی رشد می کند ( هوش هیجانی).
هوش معنوی زمانی رشد می کند که فرد به دنبال درک معنای مسائل ، رویدادها، وکل زندگی می گردد و سؤال می کند که آیا آنچه می بینیم همه آن چیزی است که وجود دارد (هوش معنوی) ؟ بااین حال شواهد پژوهشی برای تأیید نظر ویگلزوورث (2004) در خصوص مبانی رشدی هوش معنوی یافت نشد. همچنین پژوهش هائی که نشان دهد هوش معنوی چگونه تحول و تکامل می یابد به دست نیا مد. لذا به نظر می رسد که در این زمینه ها خلاء پژوهشی وجود دارد.
ویگلزوورث (2004) اعتقاد دارد که هوش هیجانی، هم برای ایجاد هوش معنوی تا حدی لازم بوده ،و هم با تقویت هوش معنوی رشد می یابد . برای این بخش از عقیده ویگلزوورث (2004) حمایت های پژوهشی وجود دارد. یافته های فرامرزی و همکاران (1388) براساس برآورد تحلیل رگرسیون نشان داد که هوش معنوی با هوش هیجانی رابطه معنی داری دارد و این ارتباط در ابعاد مختلف هوش معنوی و هیجانی مشاهده می شود آنها نتیجه گرفتند که هوش معنوی بالاتر سبب هوش هیجانی بالاتری می شود. از نظر آن ها تقویت هوش معنوی که همان اطاعت پذیری از خداوند است باعث بهبود رفتار اجتماعی، احترام به عواطف و احساس ها و رعایت حقوق دیگران ویا به عبارت دیگر، بهبود و تقویت هوش هیجانی می شود. همچنین به گفته فرامرزی و همکاران (1388) مطالعات مؤسسه آگاهی سنجی در آمریکا (2005) و مطالعات رأس (2005)، تامپسون (2002) اوسوالد (2004)، وان لیوین و

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درمورد هوش معنوی، جهان بینی، وظیفه شناسی، سطوح مهارت Next Entries دانلود پایان نامه درمورد تفکر انتقادی، برنامه درسی، آموزش و پرورش، خود تنظیمی