دانلود پایان نامه درمورد هوش معنوی، جهان بینی، وظیفه شناسی، سطوح مهارت

دانلود پایان نامه ارشد

و…).
تبیین نوبل34 (2000، به نقل از ایمونز،2000) از هوش معنوی چنین است: یک توانمندی ذاتی و فطری انسان است لیکن مانند هر استعداد و موهبت دیگر به شیوه های گوناگون و به درجات مختلف در جمعیت انسانی بروز می کند . وی بر مؤلفه های ایمونز (2000) صحه می گذارد، ولی دو مؤلفه دیگر برآن ها می افزاید:
1) درک هوشیارانه این نکته که واقعیت فیزیکی و جسمانی درون یک واقعیت بزرگتر و چند بعدی که ما به وسیله خودآگاه و ناخودآگاه هر لحظه با آن در تعامل هستیم تشکیل می شود.
2) به دنبال سلامت روانشناختی خودو همه انسان ها بودن.
ویگلزوورث(2004) هوش معنوی را توانایی رفتار توأم با شفقت و حکمت ،همراه با حفظ صلح درونی و بیرونی (متانت) بدون در نظر گرفتن شرایط می داند. به اعتقاد وی شفقت و حکمت با هم مظهر عشق را تشکیل می دهند، اهمیت متانت (ادب) هم به این علت است که بر حفظ تعادل، آرامش و در واقع رفتار با شفقت و حکمت با دیگران تمر کز می کند، و به عبارت« بدون در نظر گرفتن شرایط » نشان دهنده این است که ما می توانیم مسالمت آمیز بودن و محبت آمیز بودن رفتار های خود را حتی در شرایط تنش حفظ کنیم. به گفته ویگلزوورث(2004) این چیزی است که ما در رهبران معنوی خود تحسین می کنیم.
وی براساس تعریف بالا در خصوص هوش معنوی مدل جالبی را ارائه کرده است. به این منظور وی فهرستی از چهار مجموعه شامل 21مهارت را تهیه کرده است که باور دارد معرف هوش معنوی هستند. این فهرست در جدول 2-1 آمده است. همان گونه که خواهیم دید به جز ویگلزوورث (2004) افراد دیگری نیز وجود دارند که هوش معنوی را به عنوان مجموعه ای از مهارت ها در نظر گرفته اند.

جدول2-1: مهارت های هوش معنوی از دیدگاه ویگلزوورث(2004)
آگاهی جهان شمول
آگاهی ازروابط متقابل امور در کل زندگی
آگاهی از جهان بینی دیگران
درک وسیع زمان
آگاهی از محدودیت ها و قدرت درک انسان
آگاهی از قواعد معنوی
تجربه یگانگی متعالی
آگاهی از خود نفسانی و خود عالی
آگاهی از جهان بینی خود
آگاهی از هدف( رسالت) زندگی
آگاهی از سلسله مراتب ارزش ها
پیچیدگی ذهنی
آگاهی از خود نفسانی و خود عالی
تسلط اجتماعی/ حضور معنوی
یک معلم یا مربی معنوی عاقل ومؤثر بودن
یک عامل تغییر عاقل ومؤثر بودن
تصمیم گیری های دلسوزانه و خرد مندانه
حضور آرام وشفا بخش

تسلط برنفس خود /خود عالی
تعهد به رشد معنوی
حفظ تسلط خود عالی
زندگی کردن برای اهداف و ارزش ها
حفظ ایمان در سختی ها
براساس توصیف ویگلزوورث (2004) هر کدام از این 21 مهارت دارای پنج سطح است. سطح صفر بدان معنی است که فرد هنوز شروع به توسعه آن مهارت نکرده است . سطح 5 بالاترین سطحی هر مهارت است و حتی در سطح 5 نیز شخص «کامل» تلقی نمی شود به خاطر اینکه همیشه فضا برای رشد وجود دارد.این سطوح مهارتی در جدول 2-4 بیان شده اند.

جدول2-2: سطوح پنج گانه مهارت های مربوط به هوش معنوی از نظر ویگلزوورث(2004)
توانایی توضیح درمورد درک نفس خود را از جمله منشأ آن و نقشی که در رشد معنوی ایفا می کند دارد
سطح 1
توانایی مشاهده نفس خود را در عمل دارد و می داند چه چیز باعث طغییان نفس می شود.
سطح2
آگاهی و توانایی «گوش دادن» به صورت دوره ای به خود متعالی به عنوان صدایی متفاوت از نفس خود را دارد.
سطح3
صدای خود متعالی را واضح می شنود و درک می کند که خود می تواند «صداهای متعدد» داشته باشد. به صدای خود متعالی در تصمیم گیری های مهم بها می دهد.
سطح4
صدای خود متعالی واضح و مداوم است.نفس نیز حاضر است و یک مشاور با نشاط برای خود عالی است. دیگر مبارزه ای بین صداها وجود ندارد.بلکه فقط «یک صدا» حس می شود. صدای خود متعالی (خود معتبر ،یا روح).
سطح5
در برخی دیگر از تبیین ها نیز هوش معنوی به عنوان مجموعه ای از مهارت ها در نظر گرفته شده است. که این دیدگاه با سطوح مهارتی ویگلزوورث (2004) همخوانی دارد.
ولمن (2001) اجتماعی بودن و ادراک فرا حسی را دو مهارت اساسی هوش معنوی معرفی می کند . مؤسسه آگاهی سنجی 35در آمریکا (2005، به نقل از فرامرزی و همکاران 1388) شش مهارت برای هوش معنوی تعریف کرده است که شامل دلسوزی برای دیگران، احساس ملکوتی، خرد ورزی، توانایی گوش دادن، توکل بر خدا، و تعهد و ایمان می باشد. همچنین اسمیت (2005) نیز 10 مهارت هوش معنوی را بدین گونه شرح می دهد:
1) تجربه معنوی : وجود فعالیت و تجربه های خاص مذهبی
2) مقابله با استرس: استفاده از ایمان و اعتقاد مذهبی برای حل مسائل و فشارهای زندگی 3) هدفمند بودن: داشتن هدفی مشخص در زندگی با در نظر گرفتن مسائل مذهبی
4) پرستش گاه : تمایل به مکان های مذهبی و رهبری مذهبی
5) خارج شدن از اصول : فاصله گرفتن از اصول و عقاید کلیشه ای [ تقلیدی و بدون تعقل] در زندگی 6) محوریت اعتقادات: تاثیر مذهب در رفتار وعملکرد (مانند خوردن آشامیدن،و پوشش)
7) مقررات مذهبی: رعایت قوانین و فرمایشات مذهبی در زندگی
8) نیایش: دعا کردن و اعمال مذهبی در زندگی
9) تحمل کردن : تحمل اعتقادات سایر مذاهب و برخورد اصولی و منطقی با آنان
10) مفاهیم دینی: اعتقاد به مفاهیم اساسی دینی (مانند خالق یکتای جهان ، روح، وزندگی پس از مرگ)
لینتون36 (2009؛ به نقل از غباری بناب ودیگران 1386 ) برای معرفی افراد دارای هوش معنوی بالا سعی در توصیف ویژگی های ذهنی به علاوه خصوصیات آن ها دارد. وی در یک پژوهش کیفی بر روی مدیران موفق خارجی و چینی شاغل در چین نشان داده است که آن ها برای دست یابی به نتایج خارق العاده از هوش معنوی بهره می برند. وی پنج خصلت مشترک را که بین مدیران دارای هوش معنوی بالا وجود دارد بر می شمارد:
1) آن ها سخت کوش اند
2) به کاری که می کنند عشق می ورزند و از آن انرژی می گیرند.
3) ارزش های خود را شناخته و به آن پایبندند.
4) به جد نسبت به ریشه های فرهنگی خود آگاهی داشته و به آن ها احترام می گذارند.
5) رفتار پسندیده دارند.
از دیدگاه او دو خصلت اول یک زندگی فعال را فراهم می کنند. دو خصلت دوم باعث آن می شوند که انرژی افراد به نتایج مثبت منتهی شود. خصلت پنجم موجبات گسترش و سرایت خصلت های قبل را در میان تعداد بیش تری از افراد فراهم می آورد.
هوش معنوی شامل حس معنا وداشتن مأموریت در زندگی، حس تقدّس در زندگی، درک متعادل از ارزش ماده و معتقد به بهتر شدن دنیاست.(غباری بناب ودیگران ، 1386،ص131).
ایمونز (2000) هوش معنوی را شامل پنج مؤلفه دانست:
1- ظرفیت برای تعالی
2- توانایی برای تجربه حالت های هشیاری عمیق
3- توانایی برای خدایی كردن و تقدس بخشیدن به امور روزانه
4- توانایی برای سود بردن از منابع معنوی جهت حل مسائل
5- ظرفیت پرهیزگاری (تقوی داشتن)
او (2000) عنوان می كند توانایی برای تجربه حالت های هشیاری عمیق و غیر معمول از ویژگی های مهم معنویت است. تعالی و كمال به معنای حركت به سوی اوج، مرزهای فراتر از جهان فیزیكی و آگاهی عمیق از خودمان است.
همچنین عرفان آگاهی از واقعیت نمایی است، یك حس یگانگی و وحدت كه مرز تمام اشیاء و پدیده ها ناپدید می شود و یك كلیت واحد به وجود می آید. اگر كمال گرایی را به عنوان مؤلفه اصلی هوش معنوی در نظر بگیریم در قرآن كریم چنین آمده است «ای انسان، تو در حركت به سوی پروردگارت هستی و او را ملاقات خواهی كرد »(سوره انشقاق، آیه 6).
مؤلفه دیگر هوش معنوی تقدس بخشیدن به امور روزانه است، یعنی تمام اموری كه فرد انجام می دهد علاوه بر یك هدف اختصاصی یك هدف كلی و مقدس هم دارد، هنگامیكه یك عمل با هدفی مقدس صورت می پذیرد كیفیت متفاوتی دارد، در دیدگاه اسلام تأكید فراوانی در این خصوص شده است كه در
هنگام شروع كار و انجام امور روزانه با نام خدا و برای رضای او انجام شود.
چهارمین مؤلفه هوش معنوی به رابطه دین و معنویت با مهارت های حل مسأله اشاره دارد، بسیاری از افراد در معنا بخشیدن به پدیده های مختلف زندگی كه ممكن است برای آنان سخت و دشوار باشد از باورهای دینی سود می برند و این مسأله می تواند تا حد زیادی به سازگاری آنان كمك كند، برای مثال پارگامنت (1997، به نقل از ایمونز،2000) عنوان می كند كه دین می تواند در كاهش اثرات منفی استرس های زندگی در افراد مؤثر باشد.
پنجمین مؤلفه هوش معنوی صفات پرهیزگارانه است. ایمونز (2000) عنوان می كند رفتارهایی مانند بخشش، شكرگذاری، ایثار و فداكاری، عشق مقدس از جمله صفات پرهیزگارانه است كه از مؤلفه های هوش معنوی به شمار می روند.
خداوند متعال در قرآن كریم می فرمایند «ای كسانی كه ایمان آورده اید، تقوا پیشه كنید و هر كس نگاه كند كه برای فردای خود چه از پیش فرستاده است» (سوره حشر، آیه 18). مفهوم خود كنترلی نیز در متون اسلامی همان عدم پیروی از نفس است كه چه بسا پیروی از آن باعث گمراهی و دوری انسان از تقوی و پرهیزگاری است (رجایی، 1389).
مک مولن37(2003)، نیز معتقد است ارزشهایی مانند شجاعت، یکپارچگی،شهود ودلسوزی از مؤلفههای هوش معنوی هستند.همچنین وی معتقد است بین بصیرت وهوش معنوی رابطه وجوددارد ودر مقابل، استرس ضد شهود است. وی یکی از راههای افزایش بصیرت را توجه آرامش بخش عنوان میکند. از نظر موران نگرانی، تلاش فزاینده و نافرجامی است که به دلیل تأخیر در تصمیم گیری روی می دهد.
ایمونز معنویت و مذهب را در ارتباط تنگاتنگی میبیند. به عقیده وی پنج ویژگی هوش معنوی عبارتند از:
– استعداد ماورای طبیعت
– توانایی ورود به وضعیت والای معنوی هشیاری
– توانایی انجام فعالیتهای روزمره، روابط با حسی مقدس یا ملکوتی
– توانایی استفاده از منابع معنوی برای حل مشکلات زندگی
– ظرفیت رفتار از روی فضیلت یا پرهیزکاری (نشان دادن بخشش، بیان شکرگزاری، متواضع بودن، ابراز دگر خواهی)
امرام و درایر 38(2007) نیز هفت مؤلفه برای هوش معنوی مطرح كردند:
– هشیاری: آگاهی و خود دانایی رشد یافته
– فیض الهی: زندگی همراه با تظاهر عشق الهی و اعتماد در زندگی
– معنایابی: معنادار بودن فعالیت های روزمره از طریق احساس هدفمندی و یك حس وظیفه شناسی در روبه رو شدن با رنج ها و مشكلات زندگی
– تعالی: حركت فراتر از یك خویشتن منفرد به یك كلیت به هم پیوسته
– حقیقت: زندگی با پذیرش و گشاده رویی، كنجكاوی و عشق برای تمام مخلوقات
– داشتن صلح و آرامش نسبت به خویشتن (حقیقت، خداوند و ذات حقیقی)
– هدایت- درونی: آزادی درونی همراه با مسئولیت و خرمندی در اعمال
سیسک و تورنس 39(2001) مؤلفه های هوش معنوی رادر شش زمینه مطرح کردند:
– ظرفیت ها اصلی : علاقمندی به مسائل هستی وعالم وجود ومهارت های مانند تمرکز ودر خود فرو رفتن، الهام وبصیرت
– ارزش های اصلی : پیوستگی و وحدت، مهربانی، احساس ثبات وتعادل، مسئولیت پذیری وعبادت
– تجربه های اصلی : آگاهی از تجربه های غائی ومعنای آن ها، تجربه های اوج، احساس تعالی، حالت های هشیاری عمیق
– رفتارهای پرهیزگارانه مهم: حقیقت، عدالت ، مهربانی ، وپرستاری
– سیستم نمادی: شهر ، موسیقی، رقص،استعاره، داستان
– حالت های مغزی : از خود بی خود شدن و خلسه
البته مؤلفهها مطرح شده از سوی سیسک وتورنس تا حد زیادی همان مؤلفۀ های است که توسط ایمونز مطرح شده است.
امرام ودایر (2007) هفت مؤلفه را برای هوش معنوی مطرح کردند:
– هشیاری: آگاهی وخود- دانایی رشد یافته
– فیض الهی: زندگی همراه با تظاهر عشق الهی واعتماد در زندگی
– معنایابی: معنادار بودن فعالیت های روزمره از طریق احساس هدفمندی ویک حس وظیفه شناسی در روبه رو شدن با رنج ها ومشکلات زندگی
– تعالی: حرکت فراتر از یک خویشتن منفرد به یک کلیت به هم پیوسته
– حقیقت: زندگی با پذیرش

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درمورد هوش معنوی، سلسله مراتب، برنامه درسی، زندگی روزمره Next Entries دانلود پایان نامه درمورد هوش معنوی، هوش هیجانی، تفکر انتقادی، متون اسلامی