دانلود پایان نامه درمورد نمایش نامه، نمایشنامه، قرن نوزدهم، فئودالیسم

دانلود پایان نامه ارشد

بعد اجتماعی را می‌سازد. زندگی در خانه‌،نژاد و مقام اجتماعی و وابستگی‌های سیاسی در شکل گیری شخصیت بسیار مهم است. در تئا‌تر آبسورد این بُعد اجتماعی به شکل خاصی پرداخت می‌شود.

ت) ُبعد اعتقادی
شخصیت‌های تئا‌تر آوانگارد، عمدتاً تالمات، احساسی، عاطفی و فلسفی نویسندگان از زندگی معنای آن می‌باشد وبه این دلیل در ریختن آن‌ها تخیل نقش عمده‌ای را ایفاء می‌کند و از این جنبه با گونه‌های دیگر ادبیات نمایش تفاوت دارند.
«فرق عمده‌ای بعد اجتماعی شخصیت در تئا‌تر رئالیستی، ناتورالیستی و حماسی و به ویژه تئا‌تر سیاسی-تبلیغی با تئا‌تر آبسورد وجود دارد. در نمایشنامه‌های نوع اول، شخصیت‌ها دارای پایگاه و شعور طبقاتی مشخصی هستند که طبق مقتضیات و حتی واجبات آن طبقه عمل می‌کنند. در تئا‌تر آوانگارد ضد رئالیستی، قشر اجتماعی و طبقه به این صورت طرح و مدخلیت داده نمی‌شود.» (همان، ۵۶)
نویسندگان آبسورد شخصیت‌های خود را از قشر بورژوازی یا خرده بورژوازی انتخاب کرده‌اند، یا آنکه از مجموعه صفات بشری، کاریکاتوری خلق کرده‌اند که فقط نمایشگر مجموعه صفات است و ربطی به طبقه اجتماعی ندارد. برخی هم به ساختن شخصیت‌های مثالی و تمثیلی که نمایشگر نوع بشری است پرداخته‌اند، و وضع اجتماعی او را عمدتاً مورد چشم پوشی قرار داه‌اند. در نمایش نامه‌های آبسورد مظالم اجتماعی بیشتر از بعد فلسفی و روانی بررسی می‌شوند. نه از دیدگاه اقتصادی و طبقاتی مثلاً اگر در این گونه نمایش نامه‌ها اشاره به امپراتور‌ها می‌شود، بیشتر به این خاطر است که او مظهر نوع بشر است و هر بشری برای خود امپراتوری کوچکی است، با این تفاوت که امکان بزرگ شدن را از دست داده است و نویسنده با طرح امپراتور، در حقیقت امپراتوری را تحلیل می‌کند که امپراتور نیز قربانی آن است.

فصل چهارم
بررسی نمونه‌های مطالعاتی

4-1- ویتسک
در سال 1836 بوشنر شروع یه نوشتن ویتسک میکند.اثر اقتباسی از یک اتفاق واقعی در آلمان که در آن سربازی در نزدیکی محل زندگیاش همسرش را به جرم خیانت به قتل میرساند.

۴-۱-۱- اندیشه
ویتسک نه تنها سرچشمه تاریخی «اکسپرسیونیسم» است، بلکه کل مسأله تراژدی مدرن را به روش تازه‌ای پیش می‌کشد.
«ویتسک اولین تراژدی واقعی از زندگی عادی است. این نمایشنامه به پندار نهفته در درام یونان، دوره الیزابت، و نو کلاسیک به دیده تحقیر می‌نگرد: پنداری که رنج تراژیک را مزیت جدی آدم‌های بلند مرتبه می‌دانست. تراژدی دوران باستان نیم نگاهی به طبقات پایین می‌اندازد، اما فقط به صورت گذرا، گویی از آتش مهیبی که در داخل قصر سلطنتی شعله ور است، جرقه‌ای بیرون بجهد. بعلاوه، شاعران رنج‌های وابسته به طبقات پست را با ویژگی قناس یا کمیک بودن نقش می‌زدند. نگهبان در آگاممنون و پیک در انتیگون در پرتو عمل تراژیک حرکت می‌کنند، اما آن‌ها خلق شده‌اند تا ما به آن‌ها بخندیم.» (اشتاینر: ۱۳۸۶، ۳۳۲)
وارد کردن این رگه کمدی از این واقعیت ناشی می‌شود که این آدم‌ها، به خاطر جایگاه اجتماعی یا درک خود، در خور رخداد‌ها و مناسبت‌های بزرگ که در آن‌ها ایفای نقش می‌کنند، نیستند. بر گرد چهره‌های بزرگ شکسپیر ملازمان دون‌پایه گوناگون حلقه می‌زنند. اما رنج‌های خودشان بازتاب وفادارنه رنج پادشاه است، مثل باغبان در ریچارد دوم، و یا مکثی برای شوخ طبعی، مثل صحنه دربان در مکبث.
موضوع‌های که در طول نمایش نامه به هم پیوند می‌خورند و به پرسوناژ‌ها و موقعیت‌هایشان ارتباط می‌یابند. برخی از این موضوع‌ها در آثار دیگر بوشنر هم دیده می‌شود، موضوعهایی نظیر «تنهایی»، «حسادت» و «انتقام».

۴-۱-۲- درامنویس
بوشنر اولین کسی بود که باعث شد جدی بودن و شور و حال تراژدی پایین‌ترین سطوح مردم را پوشش دهد. او جانشینانی داشته است: تولستوی، گورکی، سینج92، برشت. اشتاینر بر این باور است که اگر بوشنر نبود پس برشتی هم در کار نبود. ولی هیچکدام با قدرت بلامنازع ویتسک برابری نکرد.
«درام آن گونه زبانی است که چنان زیر فشار احساس باشد که کلمات معنای ضمنی، ضروری و آنی ایما و اشاره را در خود داشته باشند. در همین سوار بودن بر این فشار است که بوشنر سرآمد است.» (همان، ۳۳۴)
بوشنر همانند شکسپیر دریافت که ذهن، در اوج سختی می‌کوشد مرزهای نحو زبان عقلانی را سست کند. قدرت بیان ویتسک به گونه فاحشی در برابر عمق عذاب او کم می‌آورد. که این جان کلام این اثر است.
«بوشنر به کمک عناصر دراماتیک دوران اجتماعی سال‌های پس از ۱۸۱۵ را در آلمان ترسیم می‌کند پس از شکست ناپلئون در جنگ واترلو ۱۸۱۴ دولت‌های اروپای قصد داشتند جامعه بزرگ اروپا را به سال‌های پیش از انقلاب فرانسه ۱۷۸۹ برگردانند و موفق هم شدند. در نتیجه پس از سال ۱۸۱۵ سراسر اروپا را نظام‌های دیکتاتور و مستبد فرا گرفت و با هزینه عظیمی که ماشین جنگ بلعیده بود وضع اقتصاد قاره اروپا به هم ریخت. فقر و تنگدستی بیداد می‌کرد و مردم برای پیدا کردن کار و نان به شهر‌ها ریختند و در کارگاه‌ها و کارخانه‌ها با دستمزد ناچیز استثمار می‌شدند. به همین دلیل مبارزات اجتماعی به آرامی شکل می‌گرفت. در عرصه هنر هم رفته رفته مکتب «رمانتیسم» با دادن شعار‌ها و هم سویی با آرمانهای مردم کارگر آثار گوناگونی پدید آورد و از این راه به تحریک جامعه پرداخت. به خصوص در آلمان که این نهضت پررنگ‌تر و فعال‌تر از سایر نقاط اروپا بود.» (حسینی مهر: ۱۳۹۱، ۱۵۹)
بوشنر بر خلاف هبل تمایل شدیدی به عدالت اجتماعی داشت لبه تیز حمله‌ها و انتقاد‌هایش بدون تردید به سوی سیستم زورمند حکومت هاست.
وضعیت اجتماعی پس از سال ۱۸۱۵ از دیدگاه بوشنر در وهله نخست در تقابل دو طبقه متخاصم معنا می‌شود. طبقه فقیر و طبقه ثروتمند. در این نمایش‌نامه به خوبی می‌توانیم این مقابله طبقاتی و برخورد اجتماعی را ببینیم که در قالب پرسوناژ‌ها نشان داده می‌شود.
رابطه ویتسک با سروان تحت شرایط خشک ارتش است: یک افسر عالی رتبه و یک گماشته دون پایه؛ یکی فرمان می‌راند،دیگری فرمان می‌برد. ویتسک برای فرمانده‌اش مشروب، تهیه می‌کند، سر و ریش‌اش را اصلاح می‌کند وانعامی نصیبش نمی‌شود. ویتسک برای مخارج زندگی‌اش نه از دکتر بابت آزمایشات پولی می‌گیرد و نه از سروان. ویتسک شب‌ها به اتفاق دوستش به جمعآوری هیزم مشغول است. در هر صورت رابطه‌ای این ویتسک با سروان نمونه بارز فرهنگ فئودالی است و به قول عوام «تقدیر» و به گفته فریب کاران مذهبی «خواست خداوندی» همین است و قابل تغییر نیست. این نظام فئودالی جایگاه ثابتی برای انسان در نظر می‌گیرد که انسان نه پیشرفت کند ونه سقوط. طبقه محروم و فرو دست بدون هیچ حقوق مدنی و شرعی باید تابع طبقه حاکمه باشد و با حسرت چشم سخاوت و گشاده دستی آن‌ها بدوزد.
«با برگشت نظام کهنه، پوسیده و فاسد اجتماعی، بازگشت شاهان و اربابان، که مسئولیت سرکوب مردم و همچنین حفظ امنیت خود را به ارتش سپردند تا جلوی هر گونه اعتراضی را بگیرند. به همین دلیل در بیشتر شهرهای آلمان پادگان‌ها مثل قارچ روئید و یک زندگی یکنواخت و خسته کننده نظامی را برای مردم به خصوص برای خود افسران و سربازان به وجود آمد. بی‌دلیل نیست که بوشنر فضای حاکم این نمایشنامه را میان نظامی‌ها برده و مکان اصلی و محوری را سربازخانه قرار داده است. و همچنین بی‌دلیل نیست کسانی نظیر سروان از زندگی ملال آور و انگلوار خود رنج می‌برند و نمی‌دانند بیشتر اوقات خود را چگونه سپری کنند. آن‌ها از هرگونه حرکت، تلاش و ریتم تند در زندگی هراس دارند، و به عنوان نمایندگان نظام فئودالیسم هیچ دورنما و افقی برای زندگی ندارند، هیچ آینده‌ای در انتظارشان نیست جز نابودی و اضمحلال، درست مانند نظام فئودالیسم در اروپای قرن نوزدهم که پانزده سال بعد با شروع قیام‌های نظام جدیدی سرکار آمدند و رمانتیسم هم رفته رفته جایش را به رئالیسم سپرد.» (همان، ۱۶۱)
حاکمان ستمگر آزادی انسان را تنها از طریق کنترل دائمی و تحت اطاعت قرار دادن آن‌ها می‌دانستند، و به قول دکتر که در نمایش نامه بورژوازی تازه به دوران رسیده را نمایندگی می‌کند:
«ماهیچه مثانه تحت اطاعت انسانه… بشر موجودی است آزاد و این شخصیت مستقل در انسان‌ها است که تجلی پیدا می‌کنه به طرف آزادی. جلوی ادرار رو نشه گرفت؟! این حقه بازیه!» (بوشنر،1392: ۲۱)
چیزی که از نمایش پیداست تفکر و ایدئولوژی در نیمه اول قرن نوزدهم در میان مردم عامی با سرزنش روبرو می‌شد و آن‌ها را در ین زمینه به هیچ وجه لایق نمی‌دانستند. و از سو‌ی دیگر طبقه متوسط و بورژوازی نوخاسته آلمان نسبتا منطقی‌تر و زمینی‌تر می‌اندیشدند. به همین دلیل به سوی علوم طبیعی و انسانی روی آوردند و جامعه را نسبت به دوره پیشین خود مدرن‌تر ارزیابی می‌کردند. اما در نگاه به انسان و آزادی‌های ضرور در جامعه، سخنان و برنامه‌شان با روش و دیدگاه نظام پیشین یکسان بود.

۴-۱-۳ شخصیت
فردیت ویتسک از دید علم، دولت نادیده انگاشته می‌شود. فردیتی که انگار قرار است در تیمارستان به تکامل برسد. تنها جایی که متنطر ویتسک است. روانی کلام شکنجه‌گران او، پزشک و سروان، از همه دهشتناک‌تر است، زیرا آنچه که آن‌ها باید بگویند نباید با کلام ادبی تشخص یابد.
ویتسک فرزند نامشروعی را که کلیسا او را نپذیرفته به فرزندخوانگی قبول کرده که به گفته خودش آدم با تقوایی است ولی فقر او باعث می‌شود او به تقوا و مذهب چندان اهمیت ندهد.
«ویتسک:… ما مردم عامی، تقوامون کجا بوده، طبیعت این جوری می‌خواد. ولی من اگه من یه ارباب بودم با یه کلاه و یک ساعت و یک کت و شلوار انگلیسی و یه نطق قشنگ‌، جذاب، اون موقع می‌تونستم آدم باتقوایی باشم. واسه داشتن تقوا آدم باید خوب و برازنده باشه، جناب سروان. من یه مرد فقیرهستم!» (همان، ۱۳)
توصیه سروان به ویتسک که باید تقوا داشته باشد و شهوت و لذت جسمانی خود را کنترل کرد، ویتسک متعقد است که همه مردم فقیر و بدبخت نظیر او، باید سرنوشت را پذیرا باشند. او متعقد است که کنترل بر شهوت و لذات جسمانی، آن هم طبق قوانین و احکام شرعی و تقوا فقط برای «اربابان» مجاز و مقدوراست،
کسانی که زندگیشان نظم و امنیت دارد و می‌توانند خود را با برنامه‌ریزی با آن انطباق دهند.
ویتسک انسانی ستمدیده که اسیر توهمات و درگیر هذیان گویی است معرفی می‌شود که دائماً در معرض یک تهدید و تعدی نامریی و همیشگی است. ویتسک همیشه به دلیل اختلال ذهنی و گیجی و دستپاچگی باعث می‌شود که دوستانش هم از وی دوری کنند و در هر گفتگوی درک متقابل به وجود نیاید. ویتسک انسان خیال‌پردازی که در یک ترس همیشگی و طاقت فرسا به سر می‌برد و همین موضوع او را به انزوای مطلق کشانده است. او حتی با همسرش هم نمی‌تواند راحت حرف بزند.
نمایشگردانی در صحنه ظاهر می‌شود اسبی را به پیش می‌راند و او را یک انسان می‌نامند و حتی برای او فردیتی قائل می‌شود:
نمایشگردان:… بین همه علمای انجمن یه الاغ پیدا می‌شه یا نه؟ (اسب سرش را تکان می‌دهد) عقل ثانوی رو ملاحظه فرمودین؟ بله، به این می‌گن حیوانولوژی، نه فردیت کودن حیوانی، این یک شخصه، یک انسان، یک انسان حیوان… (همان، ۲۹)
این اسب انگار ویتسک است و همچنین موجودات دیگر که به گونه‌ای نمادین معرف قشرهای مختلف جامعه هستند که در چنگال حکومت مستبدانه پادشاهان گرفتارند و زندگیشان چنان سخت و دشوار است که مرگ را به آن ترجیح می‌دهند. نمایشگردان اعلام می‌کند که اگر موجودی کت و شلوار بپوشد و شمشیر ببند بر طبیعت و هستی و حیوانی‌اش غلبه می‌کند و به سوی «تمدن» قدم بر می‌دارد و حتی می‌تواند تا تبدیل شدن به یک انسان فرهیخته پیش برود. با اینکه می‌دانیم حیوان همیشه، حیوان میماند اما می‌تواند در یک فرهنگ ادغام شود و جزء نور چشمی‌های تاجداران و یا عضو انجمن‌های علما محسوب شود. نمایش گردان موقعیت اجتماعی و انسانی ویتسک را به او نشان می‌دهند.
ویتسک زمانی که به وسیله

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درمورد نمایش نامه، نمایشنامه، خودآگاهی، طبقه اجتماعی Next Entries دانلود پایان نامه درمورد نمایشنامه، نمایش نامه، اگزیستانسیال، آرمان گرایی