دانلود پایان نامه درمورد نمایشنامه، نمایش نامه، علوم تجربی، آموزش و پرورش

دانلود پایان نامه ارشد

می‌شد، و نه معماری محسوس،‌‌ همان طور که نئوکلاسیک‌ها معتقد بودند.
دوم، از آنجا که همه خلقت خاستگاه مشترکی دارد، پس مشاهده دقیق و تمام کمال هر جز ممکن است بصیرتی از کل به آن دست دهد. هر اندازه که چیزی فساد کمتری داشته باشد یعنی، هرچه از طبیعت خود کمتر دور شده باشد حقیقت بیشتری را در بردارد. لذا نویسنده‌ای رمانتیک ترجیح می‌داد طبیعت و انسان فاسد نشده طبیعی را به عنوان موضوع خود برگزیند، ویا انسانی را برگزیند که بر علیه موانع غیر طبیعی در جامعه ساخت داده شده و دیوان سالار برخاسته است.
سوم، انسان دارای هستی‌ای دوگانه است: جسم و روح، جسمانی و روحانی، فانی و ابدی، متناهی و نامتناهی. انسان به واسطه ذات دوگانه‌اش، همواره با خویشتن در تضاد است؛ از سویی مجبور به زندگی‌ای جسمانی است، از سویی دیگر روح او در لب فرا رفتن از این محدوده است. بنابراین در حالی که آرزوی دست یابی به هستی یا جامعه‌ای آرمانی را دارد، خود خواهی‌ها و محدودیت‌های دیگرش مانع اویند. در این بین هنر جای والای می‌یابد، چون هنر است که به انسان مجال می‌دهد تا «تمامیت» حقیقیِ خود را باز یابد. زیرا لحظه خلاقیت هنری و تجربه زیبا‌شناختی، او را موقتاً از محدودیت‌های انسانی و هستی جدا‌کننده روزمره‌اش آزاد می‌سازد. هنر قادر است امور فوق محسوس را محسوس گرداند، زیرا حقیقت ابدی و متعالی را صورتی مادی و غیر مجرد می‌بخشد، چنانکه با حواس محدود انسانی قابل درک باشد؛ از طریق این لحظات سرشار از حقیقت ابدی است که انسان امکانات هنری، اجتماعی، و سیاسی خود را به تمامی درمی‌یابد.
چهارم، برای مشاهده وحدت نهایی در پشت این کثرتِ ظاهری و بی‌پایانِ وجود، تخیلی استثنایی لازم است. که تنها یک هنرمند ممتاز و یک فیلسوف از آن برخوردار است. بنابراین هنر همچون فلسفه دانشی بر‌تر، و هنرمند نیز موجود بر‌تر است. که قادر است علاقمندان دیدن و شنیدن هنر را راهنمایی کند.
«رمانتیک‌ها بر خلاف کلاسیک‌ها، در آثار خود بر جنبه‌های فردی، توانائی‌ها و الهامات تاکید کرده و احساسات را بر افکار متقدم می‌دانستند و معتقد بودند که نه تنها زیبائی‌ها، بلکه زشتی‌ها را نیز باید روی صحنه به نمایش گذارد.» (ملک‌پور: ۱۳۶۴، ۲۵۳)
روشنگری فلسفه‌ای بود که می‌خواست با قدرت عقل، نوآوری در قلمرو علوم تجربی، سیاسی، دینی و آموزشی دیدگاه تازه‌ای درباره بشر پیش بکشد و برای عقل، طبیعت، پیشرفت و دین نقش‌های تازه‌ای بیافریند. چشم و ادراک شهودی جایش را به مشاهدات میکروسکوپی داد و با آشکار شدن رازهای طبیعت، آدمی آموخت که بر آن سروری و خدایی کند. به راستی هم عقل و علوم تجربی یا طبیعت باهم ساخته بودند تا در برابر خرافه، استبداد، نظام طبقاتی و بی‌عدالتی اجتماعی غلبه کنند.
«همگانی دانستن طبیعت آدمی یکی از دستاورد‌های روشنگری بود که چون تیغ دو دم عمل می‌کرد، هنگامی که سخن از آموزش و پرورش، برنامه‌های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی پیش می‌آمد، سردمداران روشنگری با خیالی آسوده آدمی را موجودی شکل پذیر و ماده خام مثبتی برای دگرگونی‌های اجتماعی می‌دیدند و برای نسخه‌های همگانی صادر می‌کردند. در عین حال، رابطه تازه‌ای میان روشنگر و روشنی یافته پدید آمد، رابطه‌ای یکسویه که در آن روشنگر از نوک هرم اجتماعی به پایین می‌نگریست و حکم صادر می‌کرد.» (قادری: ۱۳۸۶، ۲۹)

۳-۱-۲- درام نویس
نگرش رمانتیسم بر آن بود که خوشبختی و حقیقت تنها در قلمرویی روحانی قابل حصول‌اند، و دریافت کامل آن در هستی‌ای زمینی ممکن نیست به علاوه، چون روح به عنوان بخشی از مطلق، ابدی و نامتناهی است و ذهن انسان با محدودیت‌های زمینی‌اش قادر به دریافت حقیقت در تمامیت آن نیست، بنابراین درام نویس رمانتیک تکلیف بسیار سنگینی بر دوش داشت. چرا که نه تنها حقیقت بر‌تر فراسوی دسترس او قرار دارد، بلکه شهود عمیقی که به او، به عنوان موجودی استثنایی، نسبت داده می‌شودبه تمامی قابل حصول نیست. زیرا ابزار‌هایی که در اختیار دارد طبیعتاً بسیار محدودند (بر همین سیاق محدودیت‌های انسانی به یک توهم بیشتر شباهت دارد تا هدفی دست یافتنی. نیاز‌های اجرایی نمایش برای رمانتیک‌ها بسیار دست وپا گیر می‌نمودند، و بسیاری از درام نویسان، چون به محدودیت‌های صحنه واقف بودند، از نوشتن جزئیات صحنه خودداری می‌کردند و ترجیح می‌دادند نمایش نامه‌هایی خواندنی بنویسند، زیرا چنین نمایشنامه‌هایی، فارغ از محدودیت‌های اجرایی، قادرند تخیل خواننده را به پرواز درآورند.
«رمانتیسم با خود تحولات و تغییرات بسیاری در نمایشنامه نویسی از لحاظ محتوا و ساختمان ایجاد کرده و قواعد نئو کلاسیک‌ها را در این زمینه، به خاطر آزادی شکل و محتوا کنار می‌نهد.» (ملک‌پور: ۱۳۶۴، ۲۵۵)
آثار شکسپیر از نظر رمانتیک‌ها رهیافتی بسیار نزدیک به هدف آن‌ها داشت، در نتیجه الگوی آن‌ها شد. از نظر بسیاری نویسندگان رمانتیک شکسپیر به معنای رهایی از محدودیت‌ها تلقی می‌شد، و آن‌ها آثار بی‌سامان و قطعات گسیخته خود را با استناد به شکسپیر توجیه می‌کردند. این ذهن‌گرایی و فقدان انضباط است که نویسندگان رمانتیک را از گوته و شیلر جدا می‌سازد، وگرنه نقاط مشترک فراوانی بین آن‌ها وجود دارد. اگر چه گوته رمانتیسم را «بیمارگونه» توصیف کرده است، اما «فاوست» با آن میدان عمل گسترده، با تصویری که از ستیزه ابدی انسان ترسیم می‌کند، و با کوششی که در احاطه بر هستی متنوع و نا‌متناهی به کار می‌برد، تجسم عینی بسیاری از افکار رمانتیک‌ها و چکیده بسیاری از افکار خود او و ادبیات آلمانی بین سالهای ۱۷۷۰تا ۱۸۳۰محسوب می‌شود.

۳-۱-2-1- درام آلمان
در میان رمانتیک‌ها تنها دو تن شلگل و تیک83 عمیقاً به درام پرداختند. از طریق سخنرانی‌ها و مقالات خود نظرگاه رمانتیک‌ها در آلمان و کشورهای دیگر اروپایی صورت بندی کرد و رواج دادند. شاید شلگل نخستین منتقدی باشد که کلاسیسم و رمانتیسم را در برابر هم قرار داد، و این نگرش از طریق نفوذ او تقریباً به همه کشورهای دیگر راه یافت. به نظر او شکسپیر بزرگ‌ترین درام نویس همه اعصار است، توسط او و حلقه رمانتیک‌ها آثار شکسپیر در اوایل قرن نوزدهم در مجموعه‌های نمایش آلمان اجرا می‌شدند. شلگل در نقدهای خود توجه اندکی به شکل دراماتیک نشان می‌داد، و بیشتر به «حالت» تراژیک و کمیک می‌پرداخت، زیرا بر آن بود که رهیافت‌های دیگر از دل همین حالات برمی‌خیزند. بنابراین از نظر او ماده اصلی درام را حالت، احساسات و شخصیت نمایشی تشکیل می‌داد، و داستان‌پردازی تمهیدی بود که تنها نویسندگان درجه دوم را خوش می‌آمد. چنین برخوردی با عناصر دراماتیک افکار منتقدان پس از شگل را تحت نفوذ گرفت، و توجه آن‌ها را از ساختار و به تخیل و رویا معطوف داشت. یافته‌های جدید علم وارد درام شد و درام شکل دیگری گرفت. روانکاوی، عقل‌گرایی و نگاه دوباره به انسان و فرد باعث به وجود آمدن شخصیت‌های متفاوتی شد وکنش‌های اعجاب آوری روی صحنه شکل گرفت.
«گئورگ بوشنر84» که ارتباط اندکی با نویسندگان گروه آلمان داشت، پایدار‌ترین شهرت را به دست آورد. بوشنر تنها سه نمایشنامه نوشت. «مرگ دانتون» درامی است که مرکب از چند بخش، و در دوران وحشت پس از انقلاب فرانسه اتفاق می‌افتد. شخصیت مرکزی این نمایشنامه آرمان گرایی است که هدفهای بزرگ خود را حقیر می‌یابد، و می‌ترسد که مبادا آرمانهای بزرگش تنها امیال نفسانی سرکوب شده‌ای بیش نباشد. حساسیت فوق العاده او راه به جایی نمی‌برد، در نتیجه به معنای هستی شک میکند، و کارش به نومیدی و مرگ می‌انجامد. ویتسک در سال ۱۸۳۶ یکی از نخستین نمایش نامه‌هایی است که شخصیت‌های اصلی آن را طبقات پایین اجتماع تشکیل می‌دهند، و بوشنر با آن‌ها همدردی می‌کند. شخصیت اصلی نمایش نامه مردی است که به خاطر محیط پست و طبقه موروثی خود تحقیر می‌-شود. موضوع نمایش نامه ویتسک منادی طبیعت گرایی در تئا‌تر بود، و مصالح ساختاری و دیالوگ آن پیشاهنگ اکسپرسیونیسم شناخته می‌شود.
نظرگاه‌ها و شیوه‌های فنی بوشنر از دوران خود بسیار جلو‌تر بود، و هنگامی که حدود سال ۱۹۰۰ توسط «ماکس راینهارت85» دوباره کشف شد، آثارش با معیارهای اوایل سده بیستم بسیار تازه می‌نمودند. از آن هنگام تا کنون بوشنر یکی از مهترین درام نویسان سده نوزدهم شناخته می‌شود. مرگ نابهنگام‌اش تاریخ درام اروپا را دست خوش تغییر قرار نداد و نبوغ‌اش از تئا‌تر خیلی زود گرفته شد.

۳-۱-2-2- درام فرانسه
تئا‌تر کلاسیک دوباره اشاعه پیدا کرد و جای شگفتی است که دیگر بار تئاتر‌های بولوار توانستند نمایش‌های واقعاً محبوب ارائه بدهند. این نمایش‌ها آثاری ملودراماتیک بودند و نه تراژدی‌های که مد نظر ناپلئون بود. در این دوران در فرانسه نمایش‌های ملودرام که معمولاً از موضوعهای اخلاقی و همراه با موسیقی و نوعی باله ترکیب می‌شدند، با استقبال مواجه شدند.
ویکتورهوگو توانست مخالفان جنبش رمانتیک را به زانو درآورد و جنبش رمانتیک، در فرانسه پذیرفته شد. ازمیان کسانی که درفرانسه به شیوهی رمانتیک نمایش نامه نوشتند، می‌توان به «اکساندر دوما86»، «آلفرد دو موسه87» اشاره کرد.

۳-۱-۳- شخصیت
شخصیت در نمایش نامه، معمولاً انسان یا انسان گونه‌ای است که دارای ویژگی‌های جسمانی، روانی، اجتماعی و اعتقادی خاصی است و نتایج این ویژگی‌ها در گفتار، رفتار، کردار و پندار او تجلی یافته و سبب ظهور پیرنگ نمایشنامه می‌گردد. «ویتسک» و یا «هداگابلر» دو شخصیت هستند که ویژگی‌های جسمانی، روانی، اجتماعی و اعتقادی آن‌ها کاملاً باهم متفاوت است و نتایج این ویژگی‌ها در گفتار، رفتار، کردار و پندار آن‌ها تجلی یافته و سبب پیدایش دو داستان با دو پیرنگ متفاوت گردیده است.
شخصیت نه تنها در ادبیات نمایشی، بلکه اصولاً به عنوان رکنی از ادبیات، همیشه مورد نظر نویسندگان و خوانندگان بوده است. به همین دلیل از عهد باستان، ادیبان دوران، برای بیان تخیلات خود دست به ساختن شخصیت زدند.
ارزش شخصیت در نمایشنامه برای اولین بار توسط ارسطو مطرح می‌شود. شخصیت عبارت است از گرایش و خصلت‌ها و شیوه‌های رفتاری و یکی از ارکان تشکیل دهنده تراژدی است که نمایش نامه نویس در فردی تصور می‌کند تا او عاملی برای ایجاد عملی باشد.
۳-۲- آغاز دوره مدرن
موقعیت انسان در تمام جنبه‌های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی از درون مایه‌ای مهمی است که درنمایشنامه‌های این دوره دیده می‌شود. نقش اگاهی انسان، اشراف داشتن بر موقعیتی که در آن قرار می‌گیرد، بیش از هر عنصر دیگری اهمیت می‌یابد.
در این دوره بود که هنرمندان به این باور رسیدند که هنر نباید در خدمت هیچ هدفی باشد بلکه باید واقعیت خاص خودش را خلق کند. و هر چیزی که در خدمت یک هدف باشد نمی‌تواند هنر لقب بگیرد. فرد متعهد به مدرنیسم، راه نجات هنر را خود بسندگی آن می‌دانست. تنها راهی که هنر برای حفظ حقیقت خود در اختیار دارد حفظ فاصله از جهان اجتماعی است یا به عبارت بهتر ناب و خالص ماندن.
بعد از دوره رمانتیک‌ها در بین سال‌های ۱۹۱۰ تا ۱۹۳۰، هنر کمی انسان را به عقب راند، شاید این واکنشی بود به عذاب روحی هنرمند در جوامع سرمایه داری، و همین طور جوامع تمامیت خواه. مدرنیست‌ها از جهان بیرون رو برگردانده شدند و متوجه دورن خود گشتند، تا بر نفس و زندگی درونی آن تمرکز کنند.
«هرگاه معنای معتبر دیگر در جهان اجتماعی یافت نمی‌شد، آن‌ها در درون خود به دنبال آن می‌گشتند.» (سوزی: ۱۳۸۷، ۳۷) این «توجه به درون» اعتقادی که می‌گفت خودشکوفایی را در رویارویی با خویشتن می‌توان یافت. در دوران اولیه مدرنیست، الهام بخش نوعی الهیات خاص مبتنی بر هستی فرد شد.
«اصل فراگیر مدرنیسم‌‌ همان خودآیینی است. سنگ بنای آن آزادی فردی است، نه مرجعیت اجتماعی. اما ثابت شده است که رهایی از قواعد و قید و بند‌ها به معنای بیگانگی از خود ساحت اجتماعی است.» (همان، ۳۹)
سرمایه داری راه را برای خلاقیت کمی مشکل کرده بود، به گفته مارکس:
«نویسنده یک کارگر مولد است، نه به این دلیل که فکر تولید می‌کند، بلکه به

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درمورد دوران مدرن، آداب و رسوم، انگیزه اخلاق، اندیشه سیاسی Next Entries دانلود پایان نامه درمورد نمایش نامه، نمایشنامه، خودآگاهی، طبقه اجتماعی