دانلود پایان نامه درمورد نمایشنامه، فرهنگ و زبان، شاعران معاصر، زبان و فرهنگ

دانلود پایان نامه ارشد

محافل ادبی ایرانی در کشورهایی همچون سوئد ، آلمان و آمریکا شکل گرفت. از این میان می توان به کسانی همچون شهرنوش پارسی پور ، رضا براهنی و نادر نادرپور اشاره کرد که تا سال ها در محافل رسمی ادبیات ایران بعد از انقلاب اسلامي نامی از آنها برده نشد.28

1- 6 انواع ادبیات برون مرزي
1- 6-1 داستان
داستان مهاجرت را مي توان به دو بخش رمان و داستان كوتاه تقسيم كرد. به گزارش مليحه تيره گل – نويسنده و منتقد- “با اينكه در طي دو دهة گذشته رمان هاي بسيار خوبي در خارج از ايران آفريده شده و با وجود تحولي كه از نظر نزديك شدن به زبان دروني و رواني آدمي در اين گونه ادبي به چشم مي آيد، هنوز درخشش كمي و كيفي آن به پاي ستاره هاي داستان كوتاه نمي رسد.”29
در داستانِ کوتاه ‏برون مرزي، حادثه محوري تر است، و به ‏موضوع هايي مثل بحران دو جنس، فشار سنت، تن کامگي ، ويراني روزمرگي، اختلاف دو نسل، شکست، ‏پدرسالاري، بيهودگي در جوامع مدرن، بحران مردانگي و شورش زنانگي توجه بسيار مي  شود؛ به عنوان نمونه: ‏مي توان به مجموعة داستان هاي زير اشاره كرد: “دوازدهمي” بهمن فرسي، “سلاح سردِ” علي عرفان، “رخ”جواد جواهرِي، “زماني عاشق بودم “کوشيار ‏پارسي، “فردا مي بينمت” سودابه اشرفي، “پرسه ” خسرو دوامي، “يک روز آفتابي ” حسين نوش آذر.30
ادبیات معاصر ایران از جمله ادبیات داستانی در خارج از ایران به دو شکل گسترش یافت. برخي به ترجمة آثار نویسندگان مطرح ایران مثل بهرام صادقی، هوشنگ گلشیری ، محمود دولت آبادی و احمد محمود و جمال میرصادقی پرداختند و برخی نیز به بهانة تاثیرگذاری بر محیط زندگی دركشورهاي ميزبان به زبان مردم آن كشور نوشتند و آثار خود را از طریق آن زبان عرضه کردند و مخاطبان تازه ای یافتند .31
داستان مهاجرت با پرداختن به مسئلة فرد مهاجر در مجموع توانسته به نگرانی های انسان مدرن، چه مهاجر و چه غیر مهاجر بپردازد. حسین نوش آذر- نويسنده- در گفت و گویی توضیح داده است كه استفاده از خودآگاهی نویسنده به کنش نویسندگی و روایت پردازی از برجسته ترین ویژگی های داستان های مهاجرت است.32

1- 6-2 ترجمه
ترجمه از ديگرفعاليت هاي پركار مهاجران است كه با قوت و ضعف دركيفيت ،جريان دارد. البته اگر انتظارداشته و داريم كه “ترجمه” راهي باشد براي شناخته شدن ادبياتمان در جهان ، ابزار درست يا تكيه گاه محكمي براي رسيدن به نتيجة دلخواه در اختيار نداشته و نداريم . این معضل بیشتر به نحوة ارتباط ما با زبان های غربي و با ارگان ها و بنیادهای فرهنگی غرب ( چه در بعد فردی و چه اجتماعی و سیاسی – دولتی) مربوط می شود. متاسفانه در اين پيوند، ارگان ها وبنیاد مسئول، فعال و دلسوز – چه مستقل ، چه دولتی- نداشته و نداریم. اين درحالي است كه کوشش هاي گاه گاه و پیوندهای براهنی در آمریکا و فرانسه ، قاسمی-نويسنده- در فرانسه، معروفی- نويسنده- در آلمان ، خاکسار- نويسنده- در هلند و … نتایج بعضا” چشمگیری هم به بار آورده است تا حدي كه در سال های اخیر چندین اثر از این نويسندگان ترجمه ، منتشر و یا اجرا شده و پس از نقد و بررسی جایزه گرفته است.33

1-6-3 نقد
از ديگر انواع ادبي در مهاجرت، مي توان به” نقد” اشاره كرد كه .به گزارش ملیحه تیره گل، مي توان این قلمرو را به سه دسته تقسيم كرد:
1- نقدهايي که با اعلام هدف و روش و با تکیه بر تک تک سازه های اثر ادبی ، زاویه های فلسفی متن را گشوده و بر اساس یافته ها ، عنصری از عناصر اثر را تحلیل کرده اند . از جمله ويژگي هايي كه مي توان براي اين گونه نقدها برشمرد يكي استقلال منتقد است از “چارچوب ” تئوری های معین . به بیانی دیگر در این نقدها دانش “تئوریک” به عنوان پشتوانة نقد به کار گرفته می شود نه عنصر آشکاری در متن . از این روست که نام تئوری پردازان و باز گفت های انتزاعی از آثار آنان در” نقد” مهاجرت کمیاب است . و ديگر اينكه این گونه نقد ضمن حمل بار سنگين “شناخت مفهومی” از داشتن مخاطب عام محروم است. چرا که از يك سو درك و دريافت آن “ذره نگری” را طلب می کند- که در بيشتر موارد از حوصلة خواننده خارج است- و از سوی دیگر روشن كردن مسائل فلسفی ، نیازمند زبان ویژه ای است که حتي در زبان های مادر فلسفه، با زبان روزمره فاصله دارد.
یادآوری این نکته لازم است که آن چه به مشکل این نوع متن ها افزوده تشتت در معادل سازی برای واژگان تخصصی است. و شاید این مشکل یکی از دلایلی باشد که بسامد این گونه نقد را در فهرست نقد نویسی برون مرزی پایین نگه داشته است.
2- نقد هایی که نه از راه “تحلیل ” بلکه از راه “تبیین” به توصیف زبان و ساختار و تفکر موجود در اثر مورد بحث پرداخته و خوانشی از خوانش های آن را بازسازی کرده اند . بیشتر این گونه نقدها هم در حوزه “شناخت” فلسفی جای معتبری دارند و از بسامد بالایی برخوردارند .
3- متن هایی که در واقع در گونة معرفی کتاب می گنجند اما واژة نقد را بر پیشانی دارند.آن چه به حضور این گونه متن ها اعتبار می بخشد پراکندگی جغرافیایی و عدم امکان دسترسی همگانی به آثار منتشر شده است.
دربارة شاخه هاي نقد برون مرزي مليحة تيره گل مي نويسد: “یکی از مهم ترین شاخه های نقد در برون مرزهای ایران که در طول زمان به رشد کیفی چشم گیری دست یافته “نقد فمینیستی” آثار ادبی است. متن های این گونه نقد با همة تنوعی که درعرضة “راهکارها” از خود بروز می دهند در شناخت شناسی جامعه ایرانی و در بینش فلسفی منتقدان ادبی ما تاثیری انکارناپذیر داشته اند. حضور فعال مردان منتقد و پژوهنده ای که در مبارزه با ستم جنسی می نویسند34 و تعداد فزاینده آنان شاید گواهی باشد بر تحقق این تاثیر.35
از میان آنان که درخارج از ايران به طور حرفه ای به فارسی نقد می نویسند می توان از ملیحة تیره گل ، محمود فلکی و از کارهای تیزهوشانة بهروز شیدا نام برد.36

1-6-4 نمایشنامه نویسی
در زمينة ادبيات داستانی و ادبيات منظوم از آنجا كه بيشتر نقد نوشته شده، بالندگی بيشتری به چشم می آيد تا نمایشنامه نویسی . درست است که تا کنون كسی به نمايشنامه هايی كه در اين سالها در بیرون مرزهای ایران توسط افراد گوناگون نوشته شده است نپرداخته، ولی به هر حال نمی توان کارهایی که تا به حال انجام شده را نادیده گرفت.
نیلوفر بیضایی از جمله نمایشنامه نویسان برون مرزی است و تا به حال مطالب زیادی در این زمینه در کتاب نمایش منتشر کرده است و به قول خودش این اقبال را داشته که تا کنون دربارة کارهایش چندین نقد مثبت و منفی نوشته شود. وي معتقد است: منتقدان جدی در زمينة نمایشنامه نویسی وجود ندارد. و حتی برخی از منتقدين ادبی با وجود اينكه خودشان هم ممكن است یكی دو نمايشنامه نوشته باشند، هرگز توجه جدی به اين امر نکرده اند. و اين یكی از معضلات جدی است که قضاوت در مورد نمایشنامه از روی شنيده ها انجام می شود بدون اينكه خوانده یا ديده شود. 37

1- 6-5 شعر
از دیرباز ، شعر به عنوان هنری مهم و ارجمند، علاوه بر جایگاهی که در دل و ذهن اجتماع انسانی به خود اختصاص داده ، نقش های زیادی نیز در تاریخ مناسبات انسانی بر عهده گرفته است که از مهم ترین آنها انتقال مواریث فرهنگی و عقیدتی و حفظ شاکلة فرهنگ ها در مواجهه با هجوم های سیاسی ، فرهنگی و تمدنی است. همین امر باعث شده که شعر به علت داشتن چنین ویژگی هایی به عنوان مهم ترین رسانه هنری در ادبیات مهاجرت به ایفای نقش بپردازد.
شعر مهاجرت، زماني شكل مي گيرد كه فرد از سرزمین مادري كه ريشه در زبان و فرهنگ آن دارد دور شود و در سرزمین ديگري با فرهنگ و زباني ديگر دست به آفرينش شعر بزند.

1-6-5-1 شعر مهاجرت و شعر تبعيد
آنگونه كه ادبيات برون مرزي را به دو شاخة مهاجرت و تبعيد تقسيم بندي كرديم ، مي توانيم براي شعر برون مرزی نيز بر اساس علل مهاجرت شاعران ، اين تقسيم بندي را قائل شويم. در فضا و مکان جدید در پي به وجود آمدن احساس و عاطفة‌تازه و با بهره گيري از تخيل، شعر مهاجرت و تبعيد شكل مي گيرد. بايد درنظر داشت كه كيفيت عنصر “خيال” ، مهم ترین مشخصه و وجه تمایز شعر مهاجرت با شعر تبعید است زیرا در شعر تبعید عنصر تخیل بسيار كم رنگ است. آنچه در زیر ژانر تبعید به وجود می آید همه درواقع گرایی محض است و در زیر چارچوب ایدئولوژی فرد قرار دارد.38
دومین تفاوت بارز شعر مهاجرت و شعر تبعید ، تفاوت در پیام رسانی آنهاست . شعر تبعید رابطه تنگاتنگ با سیاست دارد و به تبع این رابطه ، معمولا” سراسر، خشم و نارضایتی است که در برخی موارد هم به ناسزاگويي و فحش ختم می شود ولی شعر مهاجرت، شعر سیاسی صرف نیست. اگرچه همیشه در عمق خویش حزن و اندوه دوری از وطن را همراه دارد ولی می تواند درون مایه های متفاوتی از جمله مسائل اجتماعی، فرهنگی و حتی عشق داشته باشد.
البته در اين تحقيق ، با اهدافي كه پيش از اين نيز ذكر شد، تفكيك مهاجرت و تبعيد ، ضرورتي ندارد. درنتيجه از اين پس به جاي اصطلاح “شعر مهاجرت و تبعيد” ، اصطلاح ” شعر برون مرزي” را به كار مي بريم.

1-6-5-2 شاعران معاصر برون مرزي ايران
با نگاه به تاریخچه فعالیت های ادبی شاعران برون مرزی در این سه دهه تا حدودی می توان سه دسته در میان آنها مشخص کرد : اول مهاجرینی که پیش از مهاجرت به فعالیت ادبی مشغول بودند و شخصیت شعریشان در ايران شکل گرفته بود . چه بسا آنها مشهور و موفق بوده اند و در اوج شکوفایی ادبیشان جلاي وطن كرده و در کشور میزبان به فعالیت خود ادامه داده اند . ژاله اصفهاني – تولد: 1300ش، مهاجرت: 1325ش- ، محمود کیانوش- تولد: 1313ش.، مهاجرت: 1354ش- و اسماعیل خویی – تولد: 1317 ش. ، مهاجرت: 1363 ش.- از این دسته اند. اينها “شاعراني هستند كه سال های جوانی خود را در دورة خفقان حکومت”شاه” گذرانده و شعر شان از حیث نظام هنری و ماهیت مضمونی در آن دوره ،کمال یافته بود.
دستة دوم، مهاجريني هستند كه همزمان با مهاجرت ، به صورت جدي تر به فعاليت ادبي ادامه دادند ويا با چاپ شعرهایی در نشریات فارسی خارج از کشور فعاليت ادبي خويش را آغاز كردند و اكنون ، دوره تجربی را می گذرانند . ميرزا آقا عسگري (ماني) – تولد: 1330ش.، مهاجرت: 1364ش.- ، مهدي فلاحتي(م. پيوند، تولد: 1337..ش.، مهاجرت: 1358 ش.- ، عباس صفاري، – تولد: 1330ش.، مهاجرت: 1367ش.- ، زيبا كرباسي- تولد:1353 ش.، مهاجرت:1366 ش.- و گراناز موسوي- تولد: 1352ش.، مهاجرت:1362 – از اين دسته اند. شخصيت فكري اين شاعران در سرزمين ميزبان، درحال شكل گرفتن است. دوره هاي سني شاعران برون مرزي تاثير مستقيم بر كيفيت مضموني شعر آنها دارد.
غير از دو دسته اي كه نام برديم ، دسته سومي هم وجود دارند که درکشور ميزبان متولد شده و فرزندان نسل دوم محسوب مي شوند. نسل سوم، در همان سرزمين رشد کرده و درس خوانده اند و به فعالیتهای ادبی روی آورده اند . اگرچه این نسل از شاعران ، با فرهنگ و زبان همان کشوری که در آن زاده شده اند خو گرفته اند ، کما بیش به زبان فارسی _ گرچه مسلط نیستند – ولی می نویسند .از این دسته می توان به سایه ستار اشاره کرد که “در سوئد به سوئدی شعر می گوید و رگه ها و نمادهای شعر شرقی فارسی را در خود دارد و موفق به كسب جایزة “آگوست استریندبرگ” شد. یا نامدار ناصر که ترجمة ادبی می کند و تا به حال کارهای فروغ فرخزاد ، احمد شاملو و … را به زبان سوئدی ترجمه کرده است. و مشغول ترجمة آثاری از عبید زاکانی است”39
اگرچه بعضي معتقدند كه نسل سوم را نمي توان به عنوان شاعر ايراني مهاجر به حساب آورد . از جمله مديا كاشيگر- مترجم و داستان نويس- كه مي گويد :” نسل دوم مهاجرت بيش تر مقيم است تا مهاجر و نسل سوم مهاجرت فقط بومي است”40
محمود فلکی- شاعر- نيز معتقد است : “به تصور من با نسل ما ادبیات مهاجرت هم به نوعی به پایان خودش می رسد.

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درمورد ادبیات مدرن، قرن نوزدهم، صادق هدایت، ادبیات فارسی Next Entries دانلود پایان نامه درمورد دستور زبان، شعر معاصر، افغانستان