دانلود پایان نامه درمورد نظام بین الملل، توانایی ها، سیاست بین الملل، بازدارندگی

دانلود پایان نامه ارشد

از وقوع جنگ نمی باشد اما این نظریه برای شکل دهی به نمادهایی که امنیت دسته جمعی را تقویت می کند از بروز رقابت های همه جانبه و افراطی بین کشورها جلوگیری می نماید . منطق اساسی امنیت دسته جمعی دو وجهی است :
اول مکانیسم موازنه که در چارچوب امنیت دسته جمعی فعالیت می کند و باید مانع از جنگ شده و در مقایسه با مکانیسم های موازنه که در یک محیط هرج و مرج گونه فعال است و با قدرت جلوی تجاوز را بگیرد .
دوم سازمان امنیت دسته جمعی با نهادینه کردن همه بر ضد یکی به ایجاد نوعی محیط بین المللی کمک می کند که در آن ثبات به جای رقابت از طریق همکاری ایجاد خواهد شد . نظام امنیت دسته جمعی در طول یک پیوستار از یک سازمان امنیت دسته جمعی ایده آل گرفته تا یک سازمان امنیت دسته جمعی قابل قبول را شامل می شود . این سازمان ها از نظر تعداد اعضاء دامنه جغرافیایی ، ماهیت تعهد نسبت به اقدام جمعی متغیر و متنوع هستند .
در مجموع اصول ، معیارها ، ویژگیها و در نهایت ملزومات شکل گیری و استمرار حیات یک نظام امنیت دسته جمعی را می توان در محورهای زیر خلاصه کرد :
١- نظام امنیت دسته جمعی مستلزم پذیرش و تعهد به اصل همه برای یکی ، از کشورهاست که در چارچوب مکانیسم خود تنظیمی و هماهنگ با سایر اعضاء به نفع یکدیگر وارد عمل می شوند .
٢- تصمیم گیری درنظام امنیت دسته جمعی مبتنی بر اتفاق آراست و کلیه اعضا باید از حق رای مساوی برخوردار باشند.
۳- نظام امنیت دسته جمعی نباید در اثر نیاز به طراحی یا اقدام علیه یک تهدید خارجی ادراک شده مشخص و ایجاد شود بلکه باید به منظور واکنشی به تهدیدات احتمالی غیر دقیق طراحی گردد.
۴-هر اندازه حوزه فعالیت و دربر گیرندگی نظام امنیت دسته جمعی گسترده تر باشد به نوع ایده ا ل آن نزدیک تر می شویم .
۵- یکی از شروط و ملزومات شکل گیری این نظام حاکم نبودن روح خصومت و دشمنی بر نظام امنیت دسته جمعی است .
٦- غیر قابل تفکیک بودن امنیت در نظام امنیت دسته جمعی از ویزگی های این نظام است .
٧- اهداف و وظایف نظام امنیت دسته جمعی را می توان در قالب سه مجموعه : حفظ صلح و احیای صلح وایجاد صلح قرار داد.
هژمون:
واژه هژمونی از زبان یونانی گرفته شده است و به معنای رهبری می باشد و در ادبیات روابط بین الملل و علوم سیاسی به نفوذ و اقتدار غالب به ویژه یك كشور بر دیگری تعریف می شود. براساس این متغیر کلیدی یکی ازالگوهای مرسوم برای ایجاد چارچوب امنیتی الگوی هژمونیک است که بر اساس غلبه منافع یک مجموعه از کشورها بر دسته‌ای دیگر و کاربرد عملیاتی ابزارهای نظامی و اقتصادی برای اعمال سیاست بازدارندگی طراحی می‌شود. براساس این الگو، صف دوستان و دشمنان کاملاً مشخص و از یکدیگر تفکیک می‌شود. به عبارت دیگر، ”هر که با ما نیست برماست“.
این الگو در دوران اخیر در مورد مقابله با گسترش تسلیحات هسته‌ا نیز به کار گرفته شده است و در آن رویکردی اجماعی برای مقابله با کشورهای غیر دوست وجود دارد. این الگو شامل جلوگیری از انتقال فن‌آوری، جلوگیری از دسترسی آنها به تسلیحات کشتار جمعی، تسلیحات هدایت شونده دقیق و حتی متعارف می‌شود. در این الگو شیوه دفاعی متکی بر حملات پیش‌دستانه و همچنین اقدامات واکنشی یا به عبارت دیگر پدافند کامل، بازدارندگی و حملات پیش‌دستانه است.
١-١۴ شاخص بندی
درراستای بررسی وبه انجام رساندن این پژوهش همواره موضوع را به ترتیب در ۵ فصل مورد بررسی قرار می دهیم ، به گونه ای که در فصل اول که کلیات تحقیق مورد اشاره قرار می گیرد و در فصل دوم رئالیسم ساختارگرا و مباخث نظری مربوط به پژوهش رادر دو بخش :(1- نوواقعگرایی ،2-امنیت) بررسی می کنیم وسپس با تکیه بر چارچوب نظری خود و در فصل سوم در سه بخش موانع داخلی و خارجی بر امنیت جمعی در منطقه خلیج فارس را بررسی کرده وسپس در فصل چهارم با تکیه بر دو اصل موازنه گرایی و هژمونیک گرایی موانع امنیتی در منطقه پس از جنگ سرد مورد بررسی قرار گرفته و درنهایت فصل پنجم به یک جمع بندی و نتیجه گیری کلی خواهیم رسید.

فصل دوم
(مباحث نظری)

بخش اول
(نوواقعگرایی)

2-1-1 تاریخچه نو واقعگرایی
واقعگرایی به لحاظ زمانی به سه دوره تقسیم بندی می شود: واقعگرایی کلاسیک تا قرن بیستم،واقعگرایی مدرن از1939-1979ونو واقعگرایی از 1979 به بعد ، که سومین تصویر، واقعگرایی ساختاری معاصر نامیده می شود که چهره شاخص آن کنت والتز(1) و کتاب وی ” نظریه سیاست بین الملل ” می باشد. اعتقاد وی بر این است که علت بروز ترس، حسادت، سوءظن و نا امنی در سیاست بین الملل از طبیعت انسان سرچشمه نمی گیرد، بلکه عمدتا به نظام فاقد اقتدار مرکزی مربوط می شود. بر این اساس تعارض می تواند حتی در شرایطی که بازیگران سوءنیتی نسبت به یکدیگر نداشته باشند، ظهور پیدا کند)قوام، 1385ص360-361)
2-1-1-1 مبانی اصلی
به رغم همه تفاوت های موجود در دیدگاههای واقعگرایانه، همه واقعگرایان در سه موضوع مشترکند : دولت سالاری، بقا، خودیاری. این سه موضوع، سه ضلع مثلث واقعگرایان را تشکیل می دهند)بیلیس واسمیت(2) ،1383ص323)اکنون به توضیح و بررسی اجمالی این سه اصل اساسی واقعگرایان می پردازیم.
الف) دولت سالاری
واقعگرایان ساختاری معاصر در سالهای اخیر به دنبال آن بوده اند تا وضوح مفهومی بیشتری را برای معنی قدرت در گفتمان واقعگرایی ارائه دهند. کنت والتز سعی نمود تا این روند را، با جابجا ساختن تمرکز از قدرتبه توانایی ها ، تغییر دهد. والتز اعتقاد دارد، می توان توانایی ها را بر اساس نیروی آنها در حوزه های : میزان
Waltz, Kenneth (1)
جمعیت و وسعت سرزمین، میزان منابع، امکانات اقتصادی، نیروی نظامی، ثبات و توانایی سیاسی، طبقه بندی نمود. فهم پیچیده تر از قدرت بر توانایی یک دولت در کنترل یا تاثیر برمحیط خود، آنهم در شرایطی که لزوما خصومت آمیز نیستند، متمرکز است. (همان، 344)
ب) بقا
بقا پیش شرط دستیابی به تمامی اهداف و منافع ملی محسوب می شود. بقا به عنوان دومین اصلی محسوب می شود که تمامی واقعگرایان را به هم پیوند می دهد و در این مورد اختلاف نظری میان واقعگرایان وجود ندارد که هدف نهایی و دغدغه اصلی همه دولتها حفظ بقا و امنیت می باشد. امنیت و حفظ بقا به عنوان شرط اصلی برای کسب اهداف دیگر به حساب می آید. فارغ از اینکه این اهداف و منافع کسب قدرت بیشتر، پیروزی بر دیگران یا حفظ استقلال باشند. همانگونه که والتز معتقد است، آنسوی انگیزه بقا اهداف و منافع دولتها بی نهایت مختلف است. بر اساس چنین رویکردی، گاه واقعگرایان به موضوع بقا اینگونه نگاه می کنند که؛ ” هدف وسیله را توجیه می کند “و دولتها مجازند برای حفظ خویش حتی موجودیت سیاسی را به مخاطره افکنند.)قوام، 1385ص359-360)
هنری کیسینجر، از اندیشمندان روابط بین الملل در عصر ما و وزیر خارجه ایالات متحده آمریکا در دوران ریاست جمهوری نیکسون، معتقد است که حفظ بقا و امنیت یک کشور مهمترین و اولین و آخرین دغدغه هر دولت است که نه می توان در مورد آن توافق نمود و نه می توان آن را به خطر انداخت. بدین ترتیب، رویه و عملکرد دولت ها و سران کشورها ممکن است به گونه ای متفاوت نمود عملی پیدا کند و حتی به مسئولیت حفظ بقا و امنیت آنها رنگ و لعاب اخلاقی داده شود. (همان) در میان واقعگرایان، اخیرا این موضوع که هدف دولتها کسب امنیت یا قدرت است، منجر به شکل گیری دو گرایش و دیدگاه شده است که پیامدهای مهمی برچگونگی نگرشها نسبت به آینده امنیت و همکاری های بین المللی در پی خواهد داشت.
یک گرایش واقعگرایان دفاعی را شامل می شود. افرادی مانند والتز را می توان در این حوزه از واقعگرایی قرار داد. واقعگرایان دفاعی معتقدند، دولتها امنیت را هدف اصلی خود می دانند و بر اساس این هدف در پی کسب قدرت به میزانی هستند که امنیت و بقای آنان را تضمین سازد. بر اساس این رویکرد، دولتها بازیگران دفاعی قلمداد می شوند و دنبال به حداکثر رساندن قدرت خود نمی باشند. به ویژه زمانی که اینگونه عملکرد آنها) یعنی زمانی که دولتها به دنبال به حداکثر رساندن قدرت خود هستند (به معنی به خطر انداخدن امنیت آنها باشد. واقعگرایان دفاعی بر اساس دیدگاه بقا، معتقدند که وضعیت موجود در عرصه قدرت، رقابت برای کسب قدرت را کاهش می دهد.
گرایش دوم که نقطه مقابل واقعگرایان دفاعی قرار می گیرد، به واقعگرایان تهاجمی مربوط می شود. واقعگرایی تهاجمی از سوی جان میرشایمر(1) ارائه شده و این اعتقاد را بیان می کند که هدف نهایی همه دولتها این است که به جایگاه هژمونیک در نظام بین الملل دست یابند. بر اساس این رویکرد، دولتها همواره به دنبال کسب قدرت بیشتر می باشند و اگر شرایط مطلوب و مناسب باشد به دنبال آن هستند تا توزیع موجود قدرت را دگرگون کنند، حتی اگر چنین عملی امنیت آنها را با خطر مواجه سازد. واقعگرایان تهاجمی معتقدند رقابت بر سر کسب قدرت و قدرت بیشتر همواره شدید است زیرا دولتهای تجدیدنظر طلب و دولتهایی که به دنبال کسب جایگاه هژمونیک می باشند، همواره این خطر را می پذیرند زیرا هدف آنها بهبود وضعیت و جایگاه خود
John Mearsheimer, (1)
در نظام بین الملل است.) بیلیس واسمیت،1383ص344-347)
ج)خودیاری
واقعگرایان معتقدند انسانها ذاتا شرور هستند، این شرارت نیز ساختار نظام بین الملل آنارشیک است، از این رو در یک چنین شرایطی باید به اصل خودیاری و قدرت متوسل شد. با توجه به اصل خودیاری، هیچ دولتی برای حفظ بقای خویش تحت هیچ شرایطی نمی تواند به ضمانت دولت دیگری متکی باشد. هیچ کشوری نمی تواند جهت تضمین امنیت و حفظ بقای شما، مورد اعتماد واطمینان باشد.(قوام 1385ص360)
ساختار نظام بین الملل و فضای حاکم بر آن) نبود حکومت برتر مرکزی (فرصت ایجاد دوستی و اعتماد و اطمینان، میان کشورها را نمی دهد. در چنین وضعیتی همیشه در حالتی نامعلوم، که عدم اطمینان مشخصه و ویژگی همیشگی آن است، به سر می بریم. با توجه به همین شرایط است که همزیستی و حفظ بقا و امنیت کشورها، از طریق حفظ و تقویت موازنه قوا ممکن می شود. البته در پاره ایی از مواقع که دولتهای واقعگرا در جستجوی منفعت بیشتر نسبت به سایر کشورها و رقبای شان باشند، شکل گیری محدود از همکاری های بین المللی هم ممکن می شود. برخی از واقعگرایان معتقدند رژیم ها می توانند مسیر همکاری ها را مسطح کنند، در عین حال این امر و امکان تحقق آن را در یک نظام خودیاری بسیار دشوار و محدود می دانند. در یک چنین محیطی که آنارشی ویژگی اصلی آن است، کشورها نمی توانند مطمئن باشند که دیگر دولتها به دفاع از آنها اقدام می کنند، حتی اگر آنها هم پیمان باشند. واقعگرایان، عدم وجود اعتماد بین کشورها را در قالب تمثیلی ” شکار گوزن ” بیان می کنند. کنت والتز نیز در کتاب ” انسان، دولت و جنگ ” اشاره ایی دوباره به این تمثیل روسو دارد. مثال شکار گوزن به خوبی نشانگر اهمیت خودیاری در محیط آنارشیک نظام بین الملل است. این مثال در مورد همکاری پنج مرد هم توان برای شکار یک گوزن است تا به وسیله آن گرسنگی شان را برطرف سازند. از طرفی، هریک از این افراد به وسیله شکار یک خرگوش هم نیازشان برطرف می شود. اگر در حین تلاش گروهی برای شکار گوزن، هرکدام از این پنج نفر موفق به شکار یک خرگوش و رفع گرسنگیش شود، با انجام این اقدام از همکاری با گروه صرفنظر می کند. این عمل وی که پشت کردن به سایر اعضای گروه است، راه سریع کسب منافع وی محسوب می شود و در عین حال با فراری دادن گوزن منفعت فوری وی بر ملاحظات دوستانش پیشی می گیرد. به عقیده برخی از واقعگرایان، شاید مهمترین دلیل یک چنین عملکرد و رویه ایی آن است که کشورها بیشتر به منافع نسبی توجه می کنند تا منافع مطلق. بدین ترتیب مساله این نیست که سود حاصل از همکاریها به نفع همه باشد، بلکه مساله مهم این است که چه کسی ممکن است بیشترین منفعت را نسبت به دیگران کسب کند. با توجه به چنین رویکردی به موضوع منفعت نسبی است که واقعگرایان معتقدند همکاری در نظام خودیاری به سختی حاصل می شود.) بیلیس و اسمیت،1383ص348-364)
به عبارت دیگر،

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درمورد خلیج فارس، جنگ ایران و عراق، امنیت پایدار، ایالات متحده Next Entries دانلود پایان نامه درمورد واقع گرایی، موازنه قوا، نظام بین الملل، سیاست بین الملل