دانلود پایان نامه درمورد نظام بین الملل، سیاست بین الملل، توانایی ها، روابط بین الملل

دانلود پایان نامه ارشد

والتز، ویژگی آنارشیک ساختار بین المللی، مانع از شکل گیری تفاهم و همکاری برای پایان بخشیدن به وضعیت جنگی است. البته تاکید واقعگرایان ساختاری بر وجود وضعیت جنگی، به این معنا نیست که جنگ را پدیده ایی روزمره در سیاست بین الملل معرفی نمایند، بلکه معتقدند در چنین شرایطی، ساختار نظام کشورها را به سوی جنگ سوق می دهد.) بیلیس و اسمیت، 1383ص336)بی شک تاثیرگذارترین و برجسته ترین چهره نوواقعگرایی یا واقعگرایی ساختاری، کنت والتز و اثر برجسته وی کتاب ” نظریه سیاست بین الملل (1979 میلادی) می باشد.

Robert Gilpin (3) (2)Morgenthau, Hans
2-1-2-2 کنت والتز و نوواقعگرایی
والتز، در کتاب سیاست بین الملل خود به بازبینی نظریه واقعگرایی کلاسیک پرداخت. کتابی که بی شک از مهمترین مدون نظری روابط بین الملل محسوب می شود که بیشتر از هر اثر دیگری در روابط بین الملل به آن استناد می شود. در این کتاب، والتز به ارائه و توضیح نظریه واقعگرایی ساختاری خود می پردازد که به واقع توضیحی ساختاری یا سیستمیک از سیاست بین الملل است. وی سیاست بین الملل را قلمرو ضرورت و سیاست قدرت معرفی می کند) مشیرزاده، 1391ص108)
والتز کلیه مفاهیم به کار گرفته شده در واقعگرایی کلاسیک مانند آنارشی، قدرت، منافع ملی و تمایز میان سیاست داخلی و سیاست بین الملل را می پذیرد اما مهمترین انتقادی که والتز به واقعگرایی کلاسیک دارد، تقلیل گرا بودن آن است. از دیدگاه نظری والتز، باید نظریه ایی ارائه نمود که بتواند نوعی تبیین کل نگر از ساختار نظام بین الملل به دست دهد. والتز در کتابش به نام ” انسان، دولت و جنگ (1964میلادی) تلاش می کند سه علت یا تصویر را برای توضیح جنگ در روابط بین الملل مشخص کند. تصویر اول، ذات بشر که والتز علت جنگ را در ذات بشر یا افراد خاصی از نوع بشر جستجو می کند. تصویر دوم، دولت یا دولت هایی خاص که دارای ایدئولوژیهای خاص سیاسی می باشند. و تصویر سوم، وقوع جنگ بر مبنای خصوصیت آنارشیک نظام بین الملل. والتز در کتاب نظریه سیاست بین الملل خودش، دو تصویر یا دو علت اول را تقلیل گرایانه می داند و معتقد است که خصوصیات نظام را به افراد یا واحدها محدود می سازد. از این روست که نوواقعگرایی یا واقعگرایی ساختاری، برای فهم سیاست بین الملل، به جای سطح تحلیل واحد یا سطح تحلیل ملی، از سطح تحلیل نظام بین الملل استفاده می کند. والتز معتقد است، دو تصویر اول با شناخت اجزاء و ویژگیها و تعاملات آنها در پی شناخت کل اند، اما نمی توانند پیامدهای سیاسی بین المللی را تبیین کنند. وی بهترین توضیح قابل قبول را تبیینی ساختاری یا سیستمیک معرفی می کند.
البته از دیدگاه والتز هر نظریه سیستمی را نیز نمی توان غیر تقلیل گرا نامید و معتقد است هر نظریه سیستمی باید نشان دهد که چگونه سطح ساختار یا سیستم از واحدهای در حال تعامل متمایز است. وی معتقد است که محدود ساختن سیستم یا ساختار به واحدهای در حال تعامل به دو علت رسا نیست. نخست اینکه، این امر سیستم را به اجزای در حال تعاملش تقلیل می بخشد که همین امر منجر می شود به جای تمرکز بر ساختار، بر اجزای تشکیل دهنده آن تمرکز صورت گیرد. دوم اینکه، چنین رویکردی باعث می شود تا امکان جداسازی ساختار از اجزای در حال تعاملش وجود نداشته باشد که در نتیجه چنین نگرشی، امکان بررسی تاثیرات ساختار بر رفتار دولت ها و اجزای آن وجود ندارد. ساختار ابتدا با تعامل واحدها شکل می گیرد ولی بعد از شکل گیری، ساختار رفتار دولت ها را تعیین می کند. ساختار بر اساس ترتیب واحدها تعریف می شود و تغییر در این ترتیبات، تغییرات ساختاری را به دنبال دارد و نه تغییر در سطح واحدها. ساختار و واحدهای نظام، مفاهیمی اند که درارتباط با کارگزاران و کارگزاری اند اما با اینها یکی نیستند) همان، 109-113)
پرسش مهمی که والتز به آن توجه می کند این است که، چگونه واحدهای نظام بین الملل علی رغم تفاوتهای گوناگون، رفتار مشابهی را در سیاست خارجی دنبال می کنند؟ والتز معتقد است، ساختار بعد از شکل گیری توسط واحدهای در حال تعاملش، رفتار آنها را تعیین می کند. ساختار شرایط محدود کننده رفتار است و رفتار دولت ها را در محدودیت به وجود می آورد. روند غیر مستقیمی که چنین پدیده ایی را ایجاد می کند و به بروز رفتارهای خاصی ختم می شود، یک جریان دوسویه است که از طریق جامعه پذیری کنشگران و رقابت میان آنها عمل می کند. به این معنا که دولت ها به تدریج و با توجه به بازخوردی که از نتیجه رفتارهایشان دریافت می کنند، طریقه مطلوب عمل را در می یابند. به عبارت دیگر، بهترین نوع عملکرد را در محیط انتخاب می کنند که چنین امری شباهت در رفتار آنها را در پی خواهد داشت. رقابت نیز چنین تاثیری دارد. به این معنا که دولت ها متوجه می شوند که برای توانمند بودن در رقابت با دیگران و حفظ خود باید، بهترین نوع عملکردشان را اتخاذ نمایند که همین امر شباهت در رفتار آنها را در پی خواهد داشت. بنابر این ساختار مستقل از واحدها و ویژگی آنها و تعاملات میان آنها، تعیین کننده رفتارشان است) همان، 115)
برخی والتز را، متاثر از نظریه انسجام ارگانیک دورکیم می دانند و معتقدند همانگونه که راگی بیان کرده، سیستم یا ساختار مانند یک کل ارگانیک است که رفتار دولت ها را، هم محدود می کند و هم آن را شکل می دهد. این ساختار ارگانیک است چون واحدهای آن علی رغم تفاوت هایشان، مشابه هم عمل می کنند و این شباهت نتیجه تنظیم رفتار آنها توسط ساختار محدود کننده است. والتز معتقد است، این کل ارگانیک به مثابه سیستم مبتنی بر ” خودیاری ” عمل می کند. به این معنا که، واحدهای سیستم در کنار یکدیگر به سر می برند و مطابق ضرورتهای ساختاری موجود عمل می کنند و در غیر این صورت و عمل نکردن آنها مطابق این ضرورتهای ساختاری، از بین خواهند رفت. والتز، سیستم خودیاری را سیستمی می داند که اگر اعضا در آن سیستم به خود مساعدت ننمایند و یا کمتر به چنین روندی بپردازند، یا به اهداف خود نمی رسند و یا به خود آسیب می رسانند و درنهایت در خطر نابودی قرار می گیرند) حاجی یوسفی، 1381ص1013)
ترس از چنین پیامدهایی، سبب آن می شود که دولت ها به شکلی عمل نمایند که در نهایت نوعی توازن قوا حاصل گردد. علت موفقیت و برتری برخی از دولت ها، در مقایسه با دیگر بازیگران، توانایی آنها در تطبیق خود با ضرورتهای ساختاری موجود است. از این رو برای بررسی و تحلیل سیاست بین الملل، باید ضرورتها و الزامات ساختار مورد شناسایی قرار گیرند. برای شناخت الزامات ساختاری نیز، باید خود ساختار نظام بین الملل را درک نمود. بر اساس دیدگاه والتز ساختار نظام بین الملل از سه ویژگی برخوردار است:
الف)اصل نظم دهنده
والتز، اصل نظم دهنده را آنارشی می داند. به این معنا که، برخلاف سیاست داخلی که دارای حاکم واجد حق حاکمیت می باشد، سیاست بین الملل فاقد چنین حاکم و حاکمیتی است. از این رو نظم در سیاست داخلی به دلیل وجود حاکم و حاکمیت به صورت عمودی یا هرمی توسعه یافته است و در سیاست بین الملل به شکل افقی. زیرا همه دولت ها دارای حق حاکمیت هستند و هیچ حاکمیتی مافوق آنها برای ایجاد نظم بین آنها وجود ندارد. والتز، این شرایط را آنارشیک یا سیاست بدون حکومت برتر مرکزی می نامد. آنارشی به عنوان اصل نظم دهنده ساختار، محدودیت هایی را بر رفتار واحدها تحمیل می نماید که نتیجه این اعمال محدودیت ، تشابه عملکرد و رفتار واحدها می باشد. به این معنا که، واحدها در این شرایط آنارشیک به افزایش و بیشینه سازی قدرت خود به منظور حفظ بقای خویش، روی می آورند و تضمین امنیت داخلی در مقابل نیروهای خارجی، به عنوان مهمترین هدف سیاست خارجی دولت ها قلمداد می شود.
از دیدگاه والتز، آنارشی شرایطی را ایجاد می کند که در آن، واحدهای مستقل دارای حق حاکمیت برای حفظ بقا و امنیت شان، بر توانایی های خویش تکیه می کنند و آنارشی است که سبب می شود نظام بین الملل به شکل یک سیستم مبتنی بر خودیاری درآید. والتز معتقد است، حمایت از خود در برابر تهدیدات خارجی و مسئولیت حفظ بقای هر کشور، نهایتا مسئولیت خود آن کشور است که این همان اصل خودیاری است. خودیاری سبب می شود واحدها، برای دفاع از خود و بقای خود به افزایش و بیشینه سازی قدرت نظامی شان بپردازند. از این رو در یک نظام آنارشیک، هدف اصلی دولت ها، یعنی افزایش و بیشینه سازی قدرت در جهت تضمین بقا و امنیت، تا زمانی که آنارشی به عنوان اصل نظم دهنده ساختار وجود دارد، باقی خواهد ماند. والتز معتقد است که آنارشی تا مدتها، به عنوان اصل نظم دهنده ساختار و سیستم بین الملل باقی خواهد ماند)حاجي يوسفي،1381ص1013-1015)
ب)تفکیک کارکردهای واحدها
برخلاف جامعه داخلی که واحدهای تشکیل دهنده آن بر اساس تقسیم کار اجتماعی، به صورت تفکیک شده کارکردهای مشخصی دارند، در نظام بین الملل به دلیل اینکه دغدغه اصلی، تامین امنیت و تضمین بقا می باشد، چنین تفکیک کارکردی و تقسیم کاری وجود ندارد. واحدهای نظام بین الملل به لحاظ کارکرد، شبیه یکدیگر می باشند و همگی به دنبال بیشینه سازی و افزایش قدرتشان برای تضمین امنیت و بقای خودشان می باشند. والتز معتقد است تا زمانی که اصل نظم دهنده ساختار، آنارشی، ثابت است، کارکرد واحدها هم ثابت خواهد ماند. بدین سبب واحدهای ساختار رفتاری را انجام می دهند که توسط اصل نظم دهنده از پیش برایشان تعیین شده و آنها مطابق آن عمل می نمایند)همان،1015-1016)
ج)توزیع توانمندی ها
والتز معتقد است، تنها ویژگی ساختار که متغیر است، توزیع توانمندی ها است. توزیع توانمندی ها در نظام بین الملل، عامل تمایز واحدهاست وتعیین می کند که هرکدام تا چه اندازه از توانایی تامین امنیت برخوردارند. والتز توانایی ها را ویژگی ساختاری می داند زیرا، جایگاه هر واحد در ارتباط با واحدهای دیگر، به لحاظ توانمندی ها است که اهمیت پیدا می کند. به دنبال همین موضوع است که والتز از نحوه توزیع قدرت در یک نظام بین المللی سخن به میان می آورد. بدین ترتیب نظام تک قطبی، دو قطبی و چند قطبی به وجود می آیند که به نوبه خود شرایط متفاوت امنیتی، و به تبع آن تاثیرات متفاوت بر رفتار دولت ها را در پی خواهند داشت.
با توجه به آنکه دو ویژگی اول و دوم ساختار، یعنی اصل نظم دهنده، آنارشی، و عدم تمایز کارکرد واحدها، ثابت می باشند، و تنها ویژگی سوم ساختار یعنی توزیع توانایی ها است که تغییر می کند، از این رو می توان ساختار نظام بین الملل را با توزیع توانایی ها مساوی در نظر گرفت. بر اساس نظر والتز، ساختار شکل دهنده سیاست بین الملل است و خود را بر واحدها تحمیل می نماید. ساختار نه تنها بر رفتار دولت ها تاثیر می گذارد، بلکه از طریق تحمیل محدودیتها بر دولت ها، سیاست بین الملل را شکل می دهد.
نوواقعگرایی، برای سیاست بین الملل استقلال عمل در نظر می گیرد و نظریه پردازی در مورد آن را امکان پذیر می سازد. نوواقعگرایی، مفهوم ساختار سیستمی را بسط می دهد که طی آن بتوان درک نمود چگونه ساختار نظام و تنوعات در آن، واحدهای تعاملی و نتایجی را که آنها به بار می آورند، تحت تاثیر قرار می دهد. به عبارت دیگر، این ساختار است که به رفتار سیاسی واحدها جهت می دهد و آنها را محدود می کند. همچنین نوواقعگرایی توضیح می دهد که چگونه ساختار بدون توجه به مختصاتی که به قدرت و موقعیت مربوط می شود، بر رفتار و نتایج تاثیر می گذارد. از این رو نوواقعگرایی سطح تحلیل را نظام بین الملل قرار می دهد و معتقد است که ساختار نظام بین الملل نوع و قواعد بازی را تعیین می کند)قوام، 1390ص85)
مبحث دیگر والتز که به ویژه در دهه 1990 مطرح شد، گسترش تدریجی و کنترل شده سلاحهای هسته ایی است. والتز معتقد است که گسترش تدریجی و کنترل شده سلاحهای هسته ایی نه تنها باعث بی ثباتی بین المللی نمی شود، بلکه باعث می شود منطق بازدارندگی در سطحی وسیعتر عمل نماید)مشیرزاده،1391ص117)

بخش دوم
(امنیت)
2-2-1 جهان سوم پس از جنگ سرد
برخی ،٢١سپتامبر١٩٨٩را به عنوان تاریخ تسلیم

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درمورد واقع گرایی، موازنه قوا، نظام بین الملل، سیاست بین الملل Next Entries دانلود پایان نامه درمورد موازنه قوا، واقع گرایی، نظام بین الملل، موازنه قدرت