دانلود پایان نامه درمورد نادر نادرپور، بهشت زهرا، امام زمان

دانلود پایان نامه ارشد

صدايي– هرچند بسيار اندك – به چشم مي خورد. اين گونه تكرارها علاوه بر اينكه براي گوش لذت بخش است؛ آنگاه كه تداعي گر معنايي خاص باشد خلاقيت هنري محسوب مي شود و كشف آن ، مخاطب را به وجد مي آورد. چنانكه از نمونه ها پيداست ، تداعي معناي خاص بيشتر در همحروفي اتفاق مي افتد و به نظر مي رسد شعراي برون مرزي در اين بخش از موفقيت بيشتري برخوردار بوده اند. البته موارد ناموفق نيز داريم كه همحروفي را تنها با هدف ايجاد موسيقي كه گوشنواز باشد آورده اند. در تكرار عين واژه آنجا كه تداعي معناي خاصي مدنظر شاعر است ، بسيار هنرمندانه و خلاق است به خصوص در شعر خويي و آنجا كه براي تاكيد است ، گاهي موفق است – مانند خويي – و گاهي نيست – مانند كرباسي -. در صد خلاقيت و موفقيت در همه به يك اندازه نيست . مثلا” در شعر اسماعيل خويي مي بينيم كه از تكرار واژه “آب” به زيبايي باز و بسته شدن دهان ماهي متصور مي شود و به دنبال آن معناي ظريف و عميقي كه در آن نهفته است به ذهن مي رسد كه: با اينكه ماهي در آب است ولي پيوسته سرود آب مي خواند.
تكرار، در شعر ژاله نيز انعكاس صدا در كوه را به خوبي القاء مي كند. همين طور صداي خُر خُر در گلو و خفگي را.از ميان شعراي جوان تر هم زيبا كرباسي در شعر ” دل من است اين سه تار” و ” ماه نيمه” و گراناز موسوي در شعر ” عنكبوت” به خوبي از عهده اين كار برآمده اند و تجربه هاي موفقي در صنعت تكرار ارائه كرده اند. در حالي كه صفاري ، ميرزا آقا عسگري، فلاحتي و حتي كيانوش به جنبه القاء‌معني چندان توجهي نشان نمي دهند و بيشتر بر روي تاكيد و ايجاد موسيقي صرف ، كار كرده اند.
مثلا” در شعر ” ماه نيمه” زيبا كرباسي براي القاء اضطراب و بي قراري، “تيپ تيپ” ، “جيك جيك”، و “هق هق” را به كار مي برد و وقتي در پايان شعر مي خواهد آرامش حاكم بر فضاي شعر را بيان كند مي نويسد: “تيپ تاپ/ تيپ تاپ و اين نوع تكرار به خوبي گويا و رساست.

2-1-1-2 موسيقي معنوي
موسيقي معنوي از تقابل يا تضاد و هر نوع تناظري كه در مفاهيم باشد،‌ايجاد مي شود و در چند حوزه قابل بررسي است:

2-1-1-2 -1 ايهام
ايهام وقتي اتفاق مي افتد كه شاعر با انتخاب كلمه اي دو معنايي، ذهن خواننده يا شنونده را بر سر دو راهي بگذارد به صورتي كه در يك لحظه نتواند تصميم بگيرد كه كدام يك را انتخاب كند. وقتي دو احتمال، روياروي يكديگر قرار مي گيرند ، نوعي موسيقي معنوي پديد مي آيد كه در خواننده يا شنونده ايجاد لذت هنري مي كند و” هرچه دربارة‌‌آن بيشتر بينديشيم امتداد اين موسيقي را بيشتر احساس مي كنيم.”55اينك نمونه هايي از آن در شعر برون مرزي:

“انگار شهريور بود/ مثل تير اما/ رد شدي در من” (گراناز موسوي،آوازهاي.. ، ص 26)
تير به دومعني: 1- چهارمين ماه سال كه با شهريور تناسب دارد و2- به معني گلوله يا تيرِ كمان ، كه با فعل “رد شدن در”‌تناسب دارد. و مثل تير رد شدن كنايه ايست از به سرعت گذشتن.

“رود خشك/ از ماهي گذشت/ و دريا/ تنها در ياد گوش ماهيان ماند” ( همان، ص 9)
اينجا نيز گوش ماهيان را هم مي توان گوشِ ماهيان خواند و هم گوشْ ماهيان.

“حالا/ باقي ميم است و داغ ياد نون/ و از تنوري كه مي شناختي/ باقي يك تن” ( همان، ص 34)
نون هم مي تواند به معناي حرف الفبا باشد و هم به معني نوني كه در تنور پخته مي شود.

“ياد آن زمان كه نسيم كافي بود/ – تا هزاران تيغ به زخم زخم تن بوزد/ يادِ آن زمانِ وزيدنِ تيغ/ و حسِ هستيِ سوز” ( مهدي فلاحتي،‌ص 88)
اينجا نيز سوز هم مي تواند به معناي سوز و سرما به نسيم و وزيدن برگردد و هم به معني سوزش به زخم.

نتيجه:
از نمونه هاي ارائه شده كاملا”‌مشخص است كه كاربردايهام در شعر جوان تر ها نمود بسيار محسوس تري دارد.
2-1-1-2 -2 تلميح
تلميح “اشاراتي است كه به بخشي از دانسته هاي تاريخي، اساطيري و فرهنگي و ادبي خواننده مي شود و از آنجا كه در تقابل يكديگر قرار مي گيرند، نوعي لذت تداعي و نوعي موسيقي معنوي ايجاد مي كند”.56 وقتي شعر ژاله اصفهاني را مرور كنيم ، به نام تعداد زيادي از اشخاص بزرگ مذهب، تاريخ ،ادب و اسطوره بر مي خوريم كه هر كدام ، سرگذشتي، حكايتي يا افسانه اي را به ياد مي آورند كه در اينجا به برخي از آنها اشاره مي كنيم : ‌فردوسي،‌ خيام ،‌سعدي ،‌حافظ،مولانا، سهراب، سايه ،‌بهار،‌فروغ ، آرش، ‌رستم ، دانته ، داوينچي،جواهر لعل نهرو، نلسون ماندلا، مصدق،‌تاگور،‌اقبال ، ابومسلم و خرمدين، ، چنگيز ، تيمور، هلاكو،‌دارا،‌سكندر، مزدك، ‌بودا ، ‌آدم ، حوا، زردشت
اسماعيل خويي نيز از اسامي مذهبي، ادبي و اسطوره در شعرش بهره مي گيرد . اينك نمونه هايي از تلميح در شعر وي :
” كازانوا”ي پير/ روزي نگاه كرد در آينه ،/ ديد” كووازيمودو” شده است؛/ و زار زار گريست / بر ” اوتللو”ي بي تدبير: / وقتي كه شمع را و ” دزدمونا” را كُشت و / در آن فضاي بسته و تاريكي سياه تر از مرگ ،/ در تابش تابنده اي از روشناي فسفريِ رشك و كينه،/ ديد كه – اي واي ! – / او، خود، ” ياگو” شده است!” (زين سايه سارپربرگ، صص 287و288)
در ذيل براي اختصار ، تنها به موارد ديگر تلميح ، در شعر خويي اشاره مي كنيم ازجمله:
اسماعيل، ابراهيم، عيسي و مريم، يوسف،‌حوا،‌محمد(ص)، امام زمان،‌ذوالجناج،‌ذوالفقار، شيطان، قرآن، تورات،حافظ، فروغ ، رستم و سهراب، تهمتن، رخش، سياوش، قاف، سيمرغ، فرهاد،دون ژوان، كازانوا(نويسنده و عاشق پيشه اي ونيزي كه از سال 1725 تا 1798 زندگاني كرد و در كامجويي از زنان – همچون دون ژوان- نامي افسانه اي يافت)57، كوواازيمودو(گوژپشت بسيار زشت و نيكدلي است در رمان “گوژپشت نتردام “‌از ويكتور هوگو)، اتلو( سردار و عاشق نگونبخت در نمايشنامه شكسپير)، دزدمونا( دلبر و دلدار ناكام اتتلو)، ياگو( دشمن خوني اتللو)، رومئو، ژانوس (در افسانه شناسي رومي ، خداي نگهبان دروازه ها) ، ونوس(خدابانوي زيبايي و بهار و شكفتن)، آناهيتا(در افسانه شناسي ايراني كمابيش همان ونوس است)، بهرام(خداي جنگ و دلاوري)، اهورا(خداي يگانه در آيين زردشت)، كسانتيپ(همسر سقراط بود ،‌در تاريخ فلسفه نمادي از زشت رويي و بدخويي است)، مدوسا ( ماده ديوي است با گيسواني از مار و نگاهي كه در نگاه هر كس بيفتد او را بر جا سنگ مي كند. پرسه ئوس ، پسر زئوس، سرانجام او را كشت و سرش را به ارمغان براي آتنا خواهر خود برد.)، آتنا( خدا بانوي دانش و هنر و صنعت)58 سيزيف،‌
مهدي فلاحتي نيز در صفحه 32 كتابش به گندم هاي ممنوع اشاره مي كند و ميرزا آقا عسگري هم در صفحات 15 و 126 كتابش به فرشته هاي كاتب و انا الحق حلاج اشاره دارد.
بخشي از محفوظات ذهني عباس صفاري نيز در اين موارد و اشخاص، خلاصه مي شود: مادونا، پيكاسو، اميلي برونته ، استفن كينگ، چارلز برونسون، ماريا ترزا، لئونارد كوهن:‌ شاعر و آوازه خوان كانادايي ، نصرت فاتح علي خان:‌از قوالان درجه اول پاكستان، مادران پلازا كه به مادراني گفته مي شود كه از زمان جنگ كثيف در آرژانتين هر يك شنبه با عكس فرزندان گم شده خويش در ميادين تجمع مي كنند .، جين دو : اصطلاح آمريكايي و عنوان قانونيِ بي خانمان ها و مردگان مؤنث فاقد كارت شناسايي است ، ‌پرنده بي پا كه پرنده اي در اساطير سرخپوستان آمريكاي شمالي است. ، تَنكا: از فرمهاي غنايي شعر ژاپن، ياردسِل:حراج خانگي، فروش اشياء مازاد بر احتياج در حياط جلوي خانه ‌

نتيجه:
با بررسي و دقت نظر در تلميحات يك شاعر به راحتي مي توان حوزه فكري او را دريافت. مثلا”‌ از شخصيت هايي كه در شعر ژاله اصفهاني به آنها بر مي خوريم كاملا”‌روحية حماسي و مبارز ژاله را در مي يابيم.
تلميحات شعر خويي نيزبا مطالعات فلسفي و اندوخته هاي فلسفي ذهن او مطابقت دارد و همين باعث غناي شعر او شده است. هرچه دايرة علمي ، فكري و فرهنگي شاعر گسترده تر باشد، تلميح مي تواند در شعر او نمود بيشتري داشته باشد و در نتيجه به شعرش غناي بيشتري ببخشد. در ميان شاعران مورد بررسي ما ، تنها عباس صفاري است كه تلميحاتش كمتر رنگ شرقي و ايراني دارد و اين برگرفته از تاثير محيط زندگي اوست كه كاملا”‌در شعرش نمود پيدا كرده است.چنين تاثيراتي از يك جهت مثبت و از جهتي منفي است. شاعر با اين كار شايد بتواند معلومات جديدي به گنجينه اطلاعاتي زبان فارسي بيفزايد ولي به همان نسبت نيز مي تواند معرف نمادهاي فرهنگي و ملي و مذهبي وطنش باشد . در اين صورت است كه به زبان شعري غني دست يافته و به وظيفه ملي خويش عمل كرده است.
و ناگفته نماند كه نبودن يا كمرنگ بودن تلميح در شعر شاعران جوان تر برون مرزي ، زنگ خطري است كه بايد ابتدا به گوش شاعر برسد .

2-1-1-2 -3 تضمين
آوردن بيت يا قسمتي از شعر شاعر ديگري رادر شعر، تضمين مي گويند. در شعرهاي برون مرزي در كنار تضمين از شعراي بزرگ ادب فارسي مثل حافظ ، سعدي ، مولانا ، سنايي ، ناصرخسرو و شعراي معاصر: فروغ ،‌شاملو، آتشي، نيما و … از ترانه هاي آشنا و محفوظ در اذهان عامه هم تضمين مي شود. به نمونه هايي از تضمين در شعر برون مرزي نگاه مي كنيم:

تضمين ترانة مراببوس، شاعر : حيدر رقابي (هاله)59
“تذرو مي خواند: / ” مرا ببوس ، مرا ببوس. براي آخرين بار./ خدا تو را نگهدار/ كه مي روم به سوي سرنوشت / به جست و جوي سرنوشت…/ سرشك غم ميفكن ، براي من به دامن/ پرستو: مگر آهنگ رفتن داري؟ / تذرو: / آري…” (ژاله اصفهاني، مجموعه اشعار ،ص 101)

تضمين از حافظ:
“كشتي نشستگانيم، اي باد شرطه برخيز/ باشد كه باز بينيم ديدار آشنا را/ اي باد شرطه برخيز، برخيز پر تلاطم/ بر بادبان دراويز،‌ بگشاي راه ما را ” (همان، ص 130)

تضمين از حافظ :
خوب زيبا! / اين “شكايت” نيست :/ “شكري با شكايت” مي كنم/ اي دلنواز/ اي يار! (اسماعيل خويي، جانانه ، ص 24)
و:
…. و بعد / “شاهد عهد شباب…”/ حافظ جان! مي بيني ؟/ من نيز/ پيرانه سر/ باز عاشقم و همچنان ديوانه ام” (اسماعيل خويي، بازگشت به بورجو – ورتزي، سايت)

تضمين از ناصرخسرو:
” چون نيك نظر كرد پر خويش در آن ديد گفتا ز كه ناليم كه از ماست كه بر ماست”

“آن پَر كه تير دشمن را پرواز داد/ و تيشة توانايش / از ريشه/ ساق نودميدة پرواز عاشقانة ما را شكست،/ خود ،/ از بال ما برآمد و در بال ما نشست…” (همان)

تضمين از سنايي:
“گواه عاشق آن باشد كه سردش بيني از دوزخ دليل رهرو آن باشد كه خشكش يابي ازدريا “

“- گواه مي گيرم خورشيد را- / از درياهاي كينه گذشتم / بي آن كه تر شده باشم (همان)

تضمين از نيما يوشيج: “برقي سياهتاب”
شك است يا حسد/ آن “سبزچشم هيولا”/ كه خانه مي كند در جان آدمي/ وز سبز ژرفكاو نگاهش/ هرچه اي/برقي سياهتاب/ مي يابد / در چشمان آدمي برقي سياهتاب” (اسماعيل خويي، زين سايه سار پر برگ،ص293)

تضمين از شاملو: “با دست هاي عاشقت ،/ آنجا/ مرا …”

“بنگر كدام كنجي از بهشت دلت/ ميعادگاه من بود/ تا يادگاه من هم باشد/ و آنجا / با دست هاي عاشقت ، / آنجا / مرا/ بنيادكن مزاري” ( اسماعيل خويي، جانانه ،‌ص 72)

تضمين از سليم تهراني:
“سليم هند جگرخوار خورد خون مرا چه روز بود كه راهم به اين خراب افتاد”

“در گورستان پارسي گويان كشمير/ كه خونشان را قرنها پيش/ هند جگرخوار خورده است/ تا شانزدهمين قطعة بهشت زهرا/ و سنگ قبر معلم رياضي مان/ …/ يك مشت خاك/ مخرج مشترك تمام سنگ قبرهاست” ( عباس صفاري، كبريت خيس، صص72و73)

تضمين از نادر نادرپور:
“در سرزمين ناشناسان آنقدر ماندم/ كز من كسي با چهره اي ديگر پديد آمد”

” دورتر از خاك تازه نادرپور/ كه آنقدر در سرزمين ناشناسان ماند/ كز او كسي با چهره ات ديگر پديد آمد / و عاقبت با همين چهرة ديگر/ به خاك سپرده شد”(همان،‌ص 73)

تضمين ترانه هاي “كمكم كن” و “من آمده ام”، خواننده: فائقه آتشين
“كمكم كن”/ بوي صداي مانده ام نفسم را

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درمورد تكرار، موسيقي، سايه، (همان، Next Entries دانلود پایان نامه درمورد زبان و فرهنگ