دانلود پایان نامه درمورد مکتب کپنهاگ، امنیت ملی، جنگ جهانی دوم

دانلود پایان نامه ارشد

کسب امنيت را به معناي فقدان تهديد مي دانند.
(29/1/1390 http://www.parsine.com )
2-نئورئاليسم24 (نوواقع گرايي):
نئورئالیست ها معتقدند كه در نظام آنارشيک بين الملل امکان همکاري بسيار محدود است. با وجود اين که دولت ها ممکن است از همکاري و همگرايي سود اقتصادي ببرند، اما عوايد اقتصادي تحت الشعاع منافع سياسي قرار مي گيرد. دولت ها همواره از چگونگي توزيع عوايد ناشي از همکاري نگرانند و از آن مي ترسند که ديگران بيشتر از آن ها از همکاري سود ببرند.بنابراين به رغم آن که ممکن است سود يا دستاورد مطلق (absolute gain) ناشي از همکاري زياد باشد، اما براي آن ها آن چه اهميت بيشتري دارد دستاورد نسبي (relative gain) است که اگر به زيان آن ها باشد، مانع از همکاري يا تداوم آن خواهد شد. پس اين آنارشي است که در ميزان همکاري و حوزه هاي آن محدوديت ايجاد مي کند. (29/1/1390 http://www.parsine.com )
از نظر نئورئاليست‌ها دولت ها به جاي اين که به همکاري (خصوصاً همکاري هاي امنيتي) به عنوان عاملي جهت تامين منافع دو طرف بنگرند، هميشه در حال مقايسه اين مساله هستند که کشورشان در مقايسه با کشوري که با آن همکاري مي کنند، چقدر بيشتر به دست مي آورند. فلذا چون دولت ها هميشه تلاش مي کنند منافع و دستاوردهاي خود را در محيط بين المللي که سرشار از رقابت، بي اعتمادي و بي ثباتي است به حداکثر برسانند، بنابراين دستيابي به همکاري هاي به خصوص امنيتي دشوار و حفظ آن دشوارتر خواهد بود.دولت ها از اين وضعيت آگاه هستند و اگرچه آنها به پيمان هاي همکاري نظامي مي پيوندند و موافقتنامه هاي کنترل تسليحاتي امضا مي کنند ولي ضمن حفظ احتياط معتقدند که در نهايت بايد امنيت ملي را خود آنها تامين کنند. (29/1/1390 http://www.parsine.com )
3-ليبراليسم25؛ اولويت آزادي بر امنيت
مكتب ليبراليسم برخلاف واقع گرايان، جنگ را واقعيت انکارناپذير تحولات نظام بين الملل نمي داند. هرچند ليبرال ها نيز بر هرج و مرج گونه بودن نظام جهاني اذعان دارند و نظام بين الملل را فاقد اقتدار مرکزي همچون نظام داخلي مي دانند، اما كانون توجه خود را روي آزادي متمركز كرده اند. آن ها اعتقاد دارند كه روزي جهانيان آزادي خود را فداي کسب امنيت کرده‌اند، لذا هم اكنون بايد جهت کسب آزادي، ناامني را پذيرفت. (29/1/1390 http://www.parsine.com )
4-سازه‌انگاري26؛ نگاهي اجتماعي به امنيت
مكتب سازه انگاري به عنوان يكي ديگر از مهمترين مكاتب فكري در روابط بين الملل، با تعديل خواسته هاي حداکثري در دو رويکرد رئاليسم و ليبراليسم، کيفيت حيات اجتماعي، نظامي، اقتصادي و… سيستم بين الملل را بازخواني مي‌كند تا درک مطلوب و نزديک تر به حقيقت را کسب نمايد. مطالعات امنيتي که با رويکرد سازه‌انگاري انجام گرفته است، تلاش دارد تا فرايندهاي تحول اجتماعى و بين‌المللى را در ارتباط با يکديگر مورد ارزيابي قرار دهد.
در اين خصوص، افرادي همانند «کاتزنشتاين27» نقش موثري در ارايه نظريات جديد ايفا نمودند. بعد از او انديشمندان ديگري همانند «مايکل بارنت28» و «الکساندر ونت29» قالب‌هاي تحليلى «اجتماع امنيتى» را طراحي نموده و به اين ترتيب از واقع‌گرايان سنتي و همچنين واقع‌گرايان جديد فاصله گرفتند.
سازه‌انگاران بر اين اعتقادند که معادله قدرت و امنيت در شرايط موجود تغيير يافته است. در اين ارتباط، قدرت با شاخص‌هاي متفاوتى از دوران گذشته همراه مى‌باشد.
رويکرد سازه‌انگاران نشان مى‌دهد هنجارها به عنوان انتظارات جمعي، اقدام به تعيين اعتبار و به رسميت شناختن هويت بازيگران نموده و بدين ترتيب آنها را به وجود مي‌آورند. از نظر آنها انتظارات بين‌المللى بر منافع، سياست‌هاي داخلي و هويت بازيگران تاثير بسياري دارد، اما انتخاب‌هاي بازيگران ملي بر روي ساختارهاي بين‌المللي نيز تاثير مي‌گذارد.در نتيجه تلاش براي پل زدن بين نظام‌هاي داخلي و بين‌المللي يکى از رويکردهاي عمده سازه‌انگاران است و اين مسئله باعث شده تا آنان امنيت داخلي و خارجي بازيگران را با يکديگر مرتبط بدانند. پيوند شاخص‌هاي مربوط به امنيت داخلى و بين‌المللي، بيانگر آن است که کشورها در روند تامين اهداف استراتژيک خود نيازمند بهره‌گيري از الگوها و شاخص‌هاي نرم‌افزاري مي‌باشند. در اين ارتباط، ماهيت تهديدات نيز دگرگون شده است. بر اساس اشکال جديد تهديد، استراتژي کشورها براي مقابله با تهديدات طراحي شده است. (29/1/1390 http://www.parsine.com )
بر اين اساس سازه انگاران سرچشمه امنيت و ناامني را در نحوه تفکر بازيگران نسبت به پديده ها و موضوعات، خصوصاً منافع و تهديدات مي دانند.از منظر سازه انگاري امنيت بيش از قدرت بر ميزان درک و فهم مشترک بازيگران از يکديگر استوار است. سازه انگاران به تاثير هنجارها در رفتارهاي بين الملل اهميت قائل اند. هنجارها را نيز موضوعي بين الاذهاني ميان جهان طبيعي و جهان اجتماعي مي دانند. اين درک و فهم مشترک و ظهور هنجارهاي خاص بنيانگذار مفهوم امنيت نوين در تعاملات بين المللي مي شود. سازه انگاران جهت معضلات امنيتي جهان در خصوص موازنه قدرت بحث هويت و در مورد معماي امنيتي ايده هنجاري مطرح مي کنند تا از مسير حصول امنيت پرده گشايي کنند.
5-مكتب كپنهاگ30؛ امنيت چند بُعدي
تئوري هاي جديد مطالعات امنيتي مانند مکتب کپنهاگ، به رغم آن كه امنيت ملي را مرکز ثقل و گرانيگاه مطالعات خود قرار داده اند، با اين حال معتقدند که اگر دولتي نتواند اميد به زندگي را در بين شهروندان تامين و تضمين کند، از لحاظ امنيت اجتماعي و امنيت عمومي فاقد کارآمدي باشد و امنيت اقتصادي و زيست محيطي را تامين ننمايد، فاقد هر گونه امنيت ملي است.
باری بوزان به عنوان یکی از مهم ترین نمایندگان مکتب کپنهاگ در خصوص امنیت معتقد است که بایستی امنیت را برابر با رهایی از تهدید تعریف نمود و از نظر وی امنیت در نبود مسأله دیگری به نام تهدید درک می شود. این تعریف باری بوزان به تعریف امنیت در دوران جنگ سرد که مضیق و تک بعدی و مورگنتایی بود نزدیک است، ولی خود بوزان امنیت را پس از جنگ سرد، دیگر در نبود تهدید سنتی تعریف نمی کند، او می گوید: «امنیت را باید چندبعدی نگریست که ابعادی مانند مهاجرت، سازمان های جنائی فراملی و فروملی، محیط زیست و رفاه اقتصادی را شامل می شود». از نظر بوزان، دولت دیگر تنها مرجع امنیت محسوب نمی شود، افراد، گروه های فراملی، سازمان های غیردولتی فراملی و فروملی رسانه ها و تروریسم همگی در وجوه امنیت مرجع هستند.
برای چندی بعدی بودن امنیت بایستی تأثیر فرهنگ، جغرافیا محیط زیست، تمدن و مذهب و از همه مهم تر هویت را فهمید. بوزان می گوید: «جهان آرمانی، جهانی نیست که در آن هر کس موفق شود به امنیت دست یابد، بلکه جهانی است که در آن دیگر نیازی به گفت و گو و بحث بر سر امنیت نباشد.
مکتب کپنهاگ نقطه نظرات کسانی که امنیت را فقط در چارچوب عینی و جدا از ذهن و افکار افراد تلقی می کنند، رد کرده و آن را به عنوان موضوعی بین ذهنی تعریف می کند. بوزان نقطه آغاز مسأله امنیت را ذهنی و مبتنی بر تصمیم بازیگران معرفی می کند. او بیان می دارد که: «مسأله امنیت در اجتماع شناخته می شود، زیرا بازیگران می توانند به آن رجوع کنند و برخی پدیده ها را به عنوان تهدید نگاه کنند و دیگران را وادار نمایند که از وضعیتی امنیتی شده و الزامات آن پیروی نمایند». بنابراین به نظر نمی رسد که این مسائل صرفاً در ذهن های بسته وجود داشته باشد، بلکه یک ویژگی اجتماعی است. (عبد الله خانی 1389 ،126)
باري بوزان به عنوان نماينده اصلي مکتب کپنهاگ معتقد است که امنيت ديگر مفهوم سنتي خود را که در چارچوب مدل وستفاليايي31 بود، از دست داده و امروزه امنيت چندبعدي شده است. بوزان معتقد است که امنيت ملي و امنيت بين المللي به وسيله امنيت منطقه اي معنا و مفهوم مي يابد.
در نتيجه سياست خارجي مناسب هر کشوري با توجه به مكتب کپنهاگ، سياستي است که به امنيت چندبعدي توجهي ويژه نمايد و براي کسب امنيت ملي خويش، نگاه ويژه اي به امنيت منطقه اي خود داشته باشد. بر اين اساس سياست خارجي به اين دليل بايد به امنيت نگاه چندبعدي داشته باشد که به عنوان مثال، تهديدات اقتصادي متفاوت از تهديدات نظامي است. تهديدات اقتصادي خارجي ممکن است از جانب اقتصاد جهاني صورت بگيرد؛ چرا که هيچ کشوري به تنهايي توان مقابله با اقتصاد جهاني را ندارد و تصميمات آن ها، هر چند هم غيرمنصفانه باشد، امنيت اجتماعي را متاثر مي سازد..(عبداله خانی 1389، 133).
مكتب كپنهاك با رد فردمحوري در مرجع امنيت، تمركز خود را بر دولت به عنوان مرجع امنيت قرار مي‌دهد و معتقد است با توجه به نقش دولت به عنوان نيرومندترين بازيگر در نظام بين‌الملل كه مسائل بين‌المللي، دولتي و نيمه‌دولتي را حل و فصل مي‌كند و بزرگترين نقش را در تأمين امنيت دارد، بايد به دولت به عنوان مرجع امنيت نگاه كرد. دولت‌ها در نظام بين‌الملل به رغم شباهت‌هايي كه با هم دارند، تفاوت‌هايي نيز با يكديگر دارند و به عنوان مرجع امنيت آنها را در شرايط متفاوتي قرار مي‌دهد.
باری بوزان معتقد است که يكي از اين تفاوت‌ها، تمايز ميان دولت‌هاي قوي و دولت‌هاي ضعيف است. از منظر مكتب كپنهاك، در مورد دولت‌هاي قوي مي‌توان امنيت ملي را از ديدگاه‌ حفاظت از اجزاي دولت در برابر تهديد خارجي نگريست. در اين صورت ايدة دولت،نهادهاوقلمروآن به خودقابل تعريف وتثبيت مي‌باشندو روش‌هاي پذيرفته شده اصلاح، تغيير و انتقال قدرت وجود دارند و آن‌قدر مورد حمايت هستند كه از تهديد جدي خارجي در امان باشند.‏در مقابل وقتي دولت ضعيف باشد، تنها پايگاه مادي آن به عنوان موضوع امنيت ملي مشخص و روشن است. (عبداله خانی 1389، 132).
باری بوزان معتقد است از آن جا كه ايده و نهادهاي دولت از لحاظ داخلي در معرض تهديد هستند دامنه ملي بودن آنها دقيق نيست. دولت‌هاي ضعيف فاقد ايده پذيرفته شده منسجم براي ايجاد وحدت‌ مي‌باشند، لذا امنيت در اين دولت‌ها از ديدگاه گروه‌هاي رقيب و سازمان‌ها و افراد آنها به عنوان هدف اصلي ديده مي‌شود. در مقابل در دولت‌هاي قوي، مفهوم خارجي امنيت ملي فرصت زيادي را براي بحث درباره مقاصد و راههاي تأمين امنيت ملي فراهم مي‌كند. (عبداله خانی 1389، 132).
به نظر بوزان تفكيك دولت‌هايي كه مسائل مهم امنيتي آن ها جنبه داخلي دارد از دولت‌هايي كه مسائل مهم امنيتي‌شان مربوط به خارج است، براي درك امنيت ملي اهميت دارد. هر قدر دولت ضعيف‌تر باشد، مفهوم امنيت ملي مبهم‌تر مي‌شود و با منافع حكومت‌ها و جناح‌ها در هم مي‌آميزد و جناح‌بندي سياسي داخلي، دولت رابه شدت در معرض نفوذ منافع سياسي خارجي قرار مي‌دهد.‏بنابراين در دولت‌‌هاي ضعيف، تهديد داخلي حكومت در پيوند با نفوذ قدرت‌هاي خارجي است و از اين جهت مسائل امنيتي داخلي اين دولت‌ها غالباً مرتبط با روابط خارجي است. بوزان ايجاد دولت‌هاي قوي‌تر را شرط ضروري براي تأمين امنيت فردي و ملي مي‌‌داند و فقدان دائمي آن ها را از عوامل ايجاد ناامني مي‌داند.
براساس آن چه که در سطور فوق آمد می توان گفت: تعریف امنیت ملی در دوره های زمانی مختلف متفاوت بوده است. رویکرد سنتی به امنیت ملی که با اندیشه های واقع گرایانه همراه است، عمدتاً بر شاخص های مادی و امنیت نظامی تمرکز می نماید. از این نظر، سایر ابعاد امنیت از اهمیت چندانی برخوردار نبوده و صرفاً ابزارهایی برای تأمین امنیت نظامی هستند. این برداشت از امنیت، در دوره بعد از جنگ جهانی دوم و تا اوایل دهه ۱۹۹۰ گفتمان امنیتی مسلط در جامعه دانشگاهی بود.
فروپاشی شوروی و کاهش تهدیدات نظامی علیه قدرت های بزرگ نظام بین الملل، گفتمان امنیتی مسلط دوران بعد از جنگ جهانی دوم را دگرگون کرد. بسیاری از محققان معتقدند که با پایان یافتن جنگ سرد و تغییرات ژئوپلیتیکی بعد از آن، سیاست ها و برداشت های سابق در مورد منافع و امنیت ملی کشور ها منسوخ شده اند و بازنگری بنیادین در منافع و سیاست ها ضروری است. در این راستا، توجه به نقش عوامل وخواسته های اقتصادی در بازتعریف اهداف و سیاست های امنیت ملی به شدت در حال

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درمورد امنیت ملی، محیط زیست، تحلیل اقتصادی Next Entries دانلود پایان نامه درمورد امنیت ملی، کشورهای در حال توسعه، رشد اقتصادی