دانلود پایان نامه درمورد موازنه قوا، واقع گرایی، نظام بین الملل، موازنه قدرت

دانلود پایان نامه ارشد

واقعی اتحاد شوروی می دانند که اتحاد شوروی پذیرفت که دیگر قادر به برابری استراتژیک با آمریکا نیست واین اقدام شوروی به معنای تسلیم در برابرخواست آمریکا ونقطه پایان جنگ سرد است که بر اساس این رویداد بسیار مهم همه جهان بصورت زنجیروار و بخصوص جهان سوم و بطور متمرکزتر منطقه خلیج فارس دچار نوساناتی سیاسی گردید.
براساس محوریت موضوع برای مطاله امنیت درجهان سوم(منطقه خلیج فارس)، توجه به موارد زیر حائز اهمیت می باشد:
١.نقش محوری امنیت:بدین معنی که سطح پایین انسجام اجتماعی و مشروعیت رژیم علت اصلی نبود امنیت ملی در کشورهای جهان سوم است.
٢.امنیت متغیر کلیدی:دغدغه رهبران جهان سوم در ارتباط با امنیت دولت و رژیم ،تابعی از آسیب پذیری است که در مرحله دولت سازی در این کشورها وجود دارد. این امر موجب می شود تا متغیر امنیت ملی در تعیین موقعیت جغرافیایی ،مالکیت و انتخاب تکنولوژی پروژه های سنگین با اهداف نظامی نقش ایفا کند.
۳.بی ثباتی:به طور کلی منازعه در جهان سوم منجر به گسترش پناهندگی به دولت های همسایه و کشورهای توسعه یافته خواهد شد.
می توان گفت که نظریه پردازی و مطالعات امنیتی در خصوص جهان سوم در طی دوران جنگ سرد پدید آمد و هسته اولیه این فعالیت بررسی مطالعات رئالیستی امنیت و میزان انطباق آن با مسائل جهان سوم بود.نظریه پردازان جهان سوم و دیگر نظریه پردازان فعال در مسائل امنیتی جهان سوم رهیافت امنیتی رئالیستی را کمتر قابل تعمیم به جهان سوم می دانستند و معتقد بودند که بررسی مسائل امنیتی جهان سوم نیازمند نظریه پردازی و مطالعات مستقل تری است.( ،عبدالله خانی،١۳٨٩ص139)که فقط بر دولت تمرکز نداشته باشد و دیدگاهی نو و علمی را ارائه بدهد.
2-2-2 امنیت در دیدگاه نو واقع گرایی
نظام نوین ژئوپلیتیک جهانی در برگیرنده عناصری است که معرفی آ نها کلید درک مفاهیم مورد نظر است. قدرت، اصلی ترین عنصر این ساختار را تشکیل می دهد.(حیدری، ١٢١ص١۳٨۵)قدرت و رقابتهای قدرتی برای ایجاد برتری نسبت به رقیبان، پیوسته هسته مرکزی مباحث و کارکرد ژئوپلیتیک پویا بوده است. برتری خواهی، سلطه جویی و یا ایجاد کنترل بر امور منطقه، بخشی از جهان یا بر کل جهان در اصطلاح،هژمونی گفته می شود که هدف اصلی در باز یهای ژئوپلیتیک است.( مجتهدزده، ١۳٧ص١۳٨١)
پارادایم واقع گرایی به ویژه موج نوین آن ، یعنی ساختارگرایی ، بر سطح سیستمی متمرکز است. در این سطح از منظر تحلیل درونی ، موضوع امنیت بین الملل مطرح می شود. بقای سیستم بین الملل به عنوان بالاترین ارزش محسوب می شود ، ولی به دلیل حاکمیت وضع طبیعی و اصل آنارشی ، ساختار سیستم به عنوان مهمترین ویژگی آن و مبنای انگیزه ها و الگوهای رفتاری به شمار می آید. بر این اساس مهمترین تهدید علیه ارزش های اساسی ، تهدیدات ساختاری است که از نحوه توزیع قدرت در سیستم بین الملل شکل می گیرد ، به این ترتیب بقا بالاترین ارزش حیاتی سیستم ، تهدیدات ساختاری به عنوان مهمترین تهدید و دولت ها مهمترین کارگزار و همچنین عدم توزیع مناسب قدرت به عنوان مهمترین آسیب پذیری مطرح می شود و بر این اساس مفهوم امنیت یا عدم امنیت تجلی می یابد. علاوه بر آن در دیدگاه واقع گرایی ساختار سیستم می تواند مبنای شکل گیری تهدیدات بیرونی علیه واحدهای سیستم محسوب شود و در حقیقت مذکور ، سطح پیوند بین امنیت ملی و بین المللی را در دیدگاه واقع گرایی را نشان می دهد. در نهایت اینکه در پارادایم واقع گرایی سطوح امنیت بر محور دولت کشور ساماندهی می شود، چرا که در سطح فردی ، وضع طبیعی هابز ، افراد را ملزم به شرکت در قراردادهای اجتماعی و شکل بخشیدن به دولت به عنوان کارگزار امنیت می نماید که هم در سطح فردی و هم در سطح کلی خود ، می تواند عاملی برای شکل گیری امنیت یا بروز ناامنی در قالب تهدید علیه ارزش های اساسی به حساب آید. علاوه بر آن در سطح سیستمی امنیت نیز دولت ها به عنوان کارگزار اصلی در ایجاد امنیت یا ناامنی در نظر گرفته می شوند ( قاسمی ، ١۳٨٨ص ۳۳٨)
با این تفاسیر نوواقع گرایی، دو تصویر ازامنیت در نظام جهانی را پیش روی قرار می دهد: توازن قوا و هژمونی(جمشيدي1386ص787)
2-2-2-1 موازنه قوا
چارچوب نظری نوشتار نظریه « موازنه قوا » در چارچوب مكتب رئالیسم ساختاری والتز است. همین طور موازنه قوا به عنوان یك نظریه خرد در ذیل نظریه كلان رئالیستی راهنمای دولت ها است كه در شرایط آنارشی تنها سازو كاری است كه در كنار سازو كارهایی همچون قدرت هژمون و نیز دیپلماسی صلح را حفظ مینماید . ( ابراهيمي و ديگران،1392ص108-109)
دررهیافتی تاریخی ،موازنه قوا سه معنا دارد:
1-موازنه به معنای برابری کامل نیروهای سیاسی در نظام دو دولتی (دو قطبی) است
2-موازنه در نظام سه دولتی (سه قطبی)به معنای موجودیت است که در ان دو دولت (قدرت) دارای نیروهای برابرند ودولت سوم نیز نقش موازنه را در میان انان به خصوص هنگام بر هم خوردن ان ایفا می کند.
3-موازنه چیزی شبیه هژمونی است،هرچند ممکن است این مفهوم متناقض به نظر برسد.
یکی از طاحب نظران اصلی موازنه ی قوا نیز موازنه را در چهار معنا به کار برده است.:
١- سیاستی با هدف توزیع قدرت
٢- توصیفی از هر نوع وضعیت واقعی در سیاست بین الملل
۳- توزیع نسبتا برابرقدرت در سطح بین المللی
۴- توصیف هر نوع توزیع قدرت سیاسی در روابط بین الملل (عبدالله خانی،1389ص ۳٩۳-۳٩٦ (در جایی دیگرو بطور دقیق تر ،موازنه قوا بر اساس کارکرد شناسی و کاربرد شناسی ،بیشتر مبتنی بر رهیافتی تاریخی به هشت نوع تقسیم شده است:
1-موازنه به مثابه توزیع قدرت
2- موازنه به مثابه تعادل
3-موازنه به مثابه هژمونی
4-موازنه به مثابه ثبات و صلح
5- موازنه به مثابه بی ثباتی و جنگ
6-موازنه به مثابه سیاست قدرت
7- موازنه به مثابه قانون عام تاریخی
8-موازنه به مثابه نظام و راهنمای عملی در سیاستگذاری
موازنه قوا به عنوان راهبرد یا الگوی امنیتی بیشتر در چهارچوب «موازنه به مثابه توزیع قدرت»،«موازنه به مثابه تعادل»و«موازنه به مثابه نظام و راهنمای عمل»کاربرد دارد(همان)
بسیاری معتقدند که موازنه قوا تنها ساختار سازنده مهم بین المللی است . کنت والتز معتقد است که نظریه روابط بین الملل نهایتاً حول توازن قوا می چرخد . بسیاری از تاریخ نگاران روابط بین الملل ، اگرنگوییم همه آنها ، بیشتر توجه خود را معطوف به تغییرات و جابجاییها در موازنه قوای بین المللی می کنند .
شکل گیری دکترین نیکسون در سال ١٩٦٩،دکترین کارتر در سال ١٩٨٠،شکل گیری جنگ عراق علیه ایران و اعمال سیاست «موازنه منطقه ای »بین کشورهای ایران و عراق در روند جنگ تحمیلی در سالهای ٨٨-١٩٨٠وپس از آن جنگ دوم خلیج فارس می تواند جلوه هایی از تاثیر گذاری نظام بین الملل بر سیستم امنیت منطقه ای خلیج فارس به شمار می آید.( www.newamerican,center.org)
بر اساس نظریه نو واقع گرایی ، به شرط وجود شروط و شرایط حداقلی چون آنارشی نظام بین الملل و وجود قدرتها و کشورهایی که به دنبال حفظ بقای خود باشند ، ما شاهد بازی موازنه قوا خواهیم بود و این انتخاب از پیش تعیین شده کشورها می باشد. والتز معتقد است که سیاست بین الملل در فضایی عمل می نماید که در آنارشی حاکم است و هیچ قدرت فراملی در آن وجود ندارد و قدرت هدف نهایی محسوب می شود. هرکشوری در وضعیت هابزی قرار دارد که تحت تاثیر فشار دولتهای دیگر قرار دارد. این فشارها موجب شکل گیری انواع متفاوتی از رفتارها در میان بازیگران می گردد، از یک طرف بازیگران نظام بین الملل را مجبور می سازد تا از رفتارهای موفق ترین بازیگران الگو برداری نمایند که این امر منجر به ایجاد واحد های یکسان و همزیستی میان بازیگران می گردد و از طرف دیگر افزایش سریع قدرت یکی از بازیگر ان باعث تحریک سایر بازیگران برای افزایش قدرت می شود و در صورت عدم کفایت ، موجب ایجاد اتحاد میان انها برای جلوگیری از ظهور قدرت هژمون می گردد و زمانی که موازنه قدرت برقرار شد جاه طلبی هژمونیک از بین می رود. بنابر این در وضعیت آنارشی بین الملل  ، موازنه قدرت همچون دست نامرئی ادام اسمیت بازی می کند. نظریه موازنه قوای والتز فرض را بر این می گذارد که کشورها بیشتر تمایل دارند رفتارهای مبتنی بر موازنه را اتخاذ نمایند تا استراتژی دنباله روی را، وپدیده ایجاد موازنه کشورها در برابر سایرین ، در واقع جنبه منحصر به فرد نظام آنارشیک بین الملل است.وی می گوید بازیگران درجه دوم اگر در انتخاب خود آزاد باشند به سمت طرف ضعیف تر می روند و والتز با اطمینان می گوید سیاست موازنه قدرت هر زمانی که دو پیش شرط وجود داشته باشد حکمفرما می شود: یکی اینکه نظم نظمی آنارشیک باشد و دیگری اینکه نظام پر از واحدهایی باشد که به دنبال بقا باشند(سازمند، عظیمی ، نظری ، ١۳٨٩: ٢۵۳) 
اصل اساسی موازنه را میتوان در گرایش کشورها به سیاست حفظ وضع موجود مورد سنجش قرار داد. اگرچه همه واحدهای سیاسی تلاش میکنند موقعیت خود را در جنگ و صلح تثبیت نمایند، اما این موضوع از اهمیت ویژه ای برخوردار است که همه قدرتهای آزاد به مداخله به نفع طرفی در جنگ گرایش دارند که به نظر می رسید در خطر بازنده شدن قرار دارد. تمامی کشورها از این موضوع نگران هستند که بازیگر جدیدی در صدد برآید تا موازنه قدرت را برهم زند.( متقي١۳٩٢ ص  ١٧٦)و به یک قدرت هژمونی در منطقه تبدیل شود.
موازنه گرایی در سیاست بین الملل، محور اصلی قانون قدرت، کشورداری و کنترل راهبردی محیط منطقه ای محسوب میشود .کیسینجر بر این اعتقاد است که این امربخشی از قدرت و قانون طبیعت محسوب میشود . براساس این قانون، در هر قرن کشوری قدرتمند، بااراده و برخوردار از توان ابزاری و معنوی در عرصه نظام بین الملل ظاهر میشود، تا کل نظام بین الملل را مطابق با ارزشهای خود شکل دهد . بازیگران منطقه ای همانند،برای نیل به موازنه قدرت نیازمند به رهگیری از عملگرایی راهبردی می باشد.( همان، ص١٨٨)   
درسالهای بعد از جنگ سرد، زمینه برای نقش

مون قدرت آفرینی بازیگران و قدرتهای منطقه ای در سیاست بین الملل فراهم گردید. این امر، به مفهوم آن است که در ساختار جدید، بازیگران منطقه ای در ایجاد توازن قدرت از جایگاه و اهمیت بیشتری برخوردار شده اند. اگرچه هنوز قدرت های بزرگ در بسیاری از تحولات منطقه ای دارای نقش و جایگاه تأثیرگذار می باشند. این امر، به منزله آن است که در فرآیندهای امنیت منطقه ای نه تنها قدرت های بزرگ از نقش محوری برخوردارند، بلکه بازیگران منطقه ای نیز به موازات قدرت های بزرگ دارای جایگاه و نقش تأثیرگذار تعیین کننده ای هستند.
به طور منطقی زمانی که نظام بین الملل در وضعیت آنارشی بوده و دولت فراملی برای کنترل وضعیت وجود نداشته باشد ، خودیاری به عنوان عمده ترین ابزار شناخته شده کشورها محسوب می شود. فشارهای ناشی از کشمکش در کنار ماهیت بی ثبات بین الملل موجب می شود استراتژی موازنه قدرت علیه کشورهایی که قدرت آنها به سرعت در حال افزایش بوده و جاه طلبی های هژمونیک دارند به نظر عقلانی به نظر می رسد. کشورهایی که به طور متناوب از انجام بازی قدرت  بر اساس این قوانین ناتوان باشند ، سرانجام از میان خواهند رفت ، ولی نباید از نظر دور داشت که کشورهایی که در صحنه جنگل گونه بین المللی عمل می کنند همچون توپ های بیلیاردی نیستند که تنها بر اساس شرایط و موقعیت استراتژی رفتار خود را انتخاب نمایند و آنها بر اساس وابستگی متقابل اقدام به انتخاب استراتژی می کنند.
البته در تکمیل نظریه توازن قدرت، نظریه های جدید دیگری نیز مطرح شده است که از جمله آنها میتوان به نظریۀ توازن تهدید « استفان والت » و نظریه « توازن نرم» اشاره کرد. نظریه توازن تهدید، عنوان می کند که دولتها در برابر هرگونه قدرتی توازن ایجاد نمی کنند بلکه در برابر قدرت تهدید کننده چنین میکنند ، در واقع بیانگر آن است که دولتها تنها در برابر قدرت توازن ایجاد نمی کنند بلکه در برابر تهدید موازنه ایجاد می کنند.

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درمورد نظام بین الملل، سیاست بین الملل، توانایی ها، روابط بین الملل Next Entries دانلود پایان نامه درمورد خلیج فارس، ایالات متحده، اقیانوس هند، نفت و گاز