دانلود پایان نامه درمورد مصرف مواد، سوء مصرف مواد، بهداشت روان

دانلود پایان نامه ارشد

که تغيير يابي در آن زياد است و وقتي اعضاء قديمي آن را ترک مي‏کنند اعضاء جديد گرفته مي‏شود (Kaplan & Sadock’s, 2007: 19).

روان‏درماني گروهي در بيمارستان
کندل53 (2005) معتقد است که،گروه‏درماني جزء مهمي از تجربه درماني بيماران بستري در بيمارستان نيز هست. در بخش گروه‏ها ممکن است به انحاء مختلف سازمان داده شوند. تمام بيماران ممکن است با تمام کادر درماني ملاقات کنند (يعني روانپزشکان، روانشناسان، پرستاران ) که ملاقات اجتماعي هم خوانده مي‏شود. ممکن است يک گروه 15 تا 20 نفره با کادر درماني ملاقات کنند، که ملاقات تيمي ناميده مي‏شود، و گروه‏درماني کوچک معمولي مرکب از 8 تا 10 نفر که با يک يا دو نفر درمانگر ملاقات مي‏کنند، اگر چه اهداف هر گروه‏درماني فرق مي‏کند، برخي از اهداف مشترک نيز دارند: بالا بردن آگاهي بيماران از خود از طريق تعامل با ساير اعضاء گروه، که پسخوراندي براي رفتار آن ها بوجود مي‏آورد، فراهم آوردن امکان کسب مهارت‏هاي اجتماعي و بين فردي براي بيماران، کمک به بيماران براي انطباق با بيمارستان، بهبود بخشيدن روابط بيماران و کارکنان. به علاوه يک نوع ملاقات گروهي نيز فقط با شرکت کارکنان بيمارستان صورت مي‏گيرد که هدف آن بهبود بخشيدن روابط بين کارکنان و تأمين حمايت متقابل و تشويق در کار روزمره آنان با بيماران است. ملاقات‏هاي اجتماعي و تيمي بيشتر در مدارا با مسائل اداره کردن بيماران مفيدترند تا ايجاد بينش، که بيشتر در قلمرو گروه‏هاي کوچک است.

گروه‏هاي بستري و سرپائي
هر چند عوامل درماني ايجاد کننده تغيير در گروه‏هاي کوچک بيمارستاني نظير گروه‏هاي سرپايي است، برخي تفاوت‏هاي کيفي وجود دارد. مثلاً، تغيير نسبتاً زياد در گروه‏هاي بيمارستاني فرآيند همبستگي را دچار پيچيدگي مي‏کند. اما اين واقعيت که تمام اعضاء گروه در بيمارستان بستري هستند به پيدايش همبستگي کمک مي‏کند، همانطور که تلاش درمانگر براي پروراندن اين فرآيند با تأکيد بر ساير وجوه تشابه کمک کننده است. سهيم شدن در اطلاعات، جامعيت دادن، و پالايش عوامل درماني عمده درگروه‏درماني در بيمارستان است. هرچند به علت اصول و تعداد جلسات پيدايش بينش در گروه‏هاي سرپائي محتمل‏تر است، معهذا، ممکن است فقط در يک جلسه نيز بعضي از بيماران بينشي تازه از وضع رواني خود به دست آورند. از کيفيات ويژه گروه‏هاي بستري تماس وسيعي است که بيماران خارج از گروه‏درماني دارند، چرا که با هم در يک بخش زندگي مي‏کنند. اگر بيماران در مورد اين تماس‏هاي وسيع در جلسات گروه‏درماني صحبت کنند، يادگيري بين فردي تسهيل خواهد شد. به علاوه، تعارض‏هاي بين بيماران و کارکنان را مي‏توان پيش‏بيني نمود و حل کرد (رضاعي، 1391: 135).

گروه‏هاي خودياري
بيلو54 (2003) عنوان مي‏کند که، گروه‏هاي خودياري55 از افرادي ترکيب مي‏يايند که قصد مقابله با مسأله‏اي خاص يا يک بحران زندگي را دارند. اين گروه‏ها که معمولاً با هدفي خاص به وجود مي‏آيند. چندان به تحقيق عوامل روان‏پويائي فردي يا تغيير بارز عملکرد شخصيتي نمي‏پردازند. اما چنين گروه‏هائي به بالا بردن رفاه و سلامت رواني بسياري از مردم کمک کرده‏اند. از خصوصيات بارز گروه‏هاي خود ياري همگوني آن‏ها است. اعضاء گروه دچار اختلالات مشابهي هستند، و در تجارب همديگر شريکند ـ خوب و بد، موفق و ناموفق. به اين ترتيب، اعضاء گروه به همديگر مي‏آموزند، از همديگر حمايت مي‏کنند، و موجب رفع احساس بيگانگي، که معمولاً در افراد کشانده شده به سوي اين گروه‏ها وجود دارد، مي‏گردند.
گروه‏هاي خودياري روي همبستگي تأکيد مي‏کنند، که در چنين گروه‏هايي بسيار قوي است. به‏علت مشابهت مسائل و علائم اعضاء گروه، يک پيوند عاطفي قوي و خصوصيات ويژه‏اي در گروه پديد مي‏آيد که کيفيت التيام‏بخش معجره‏آسائي به آن نسبت داده شده است. نمونه‏هاي گروه‏هاي خودياري عبارتند از: گروه الکليک‏هاي بي‏نام56 قماربازان بي‏نام57 پرخوران بي‏نام58.
نهضت گروه‏هاي خودياري در حال اوج‏گيري است. گروه‏هاي خودياري از طريق عرض? پذيرش، حمايت متقابل، و کمک به رفع الگوهاي رفتاري غيرانطباقي يا حالات احساسي که دست اندرکاران سنتي بهداشت رواني عموماً موفقيتي در درمان آن‏ها بدست نياورده‏اند، نيازهاي اعضاء خود را برآورده مي‏سازند، گروه‏هاي خودياري و گروه‏هاي درماني در حال نزديک شدن به هم هستند: گروه‏هاي خودياري به اعضاء خود کمک مي‏کند تا بتوانند از الگوهاي رفتاري نامطلوب دست بکشند و گروه‏هاي درماني هم به اعضاي خود کمک مي‏کنند که دريابند چگونه به وضعي که بودند و هستند افتاده‏اند (پورافکاري، 1391: 137).

خشونت و پرخاشگري
هر چند گزارش‏هاي خشونت و پرخاشگري نادراست، اين احتمال وجود دارد که عضوي از گروه به طور فيزيکي به عضوي ديگر يا درمان‏گر حمله کند. حمله ممکن است در درون‏گروه يا بيرون از آن روي دهد. احتمال چنين رويدادي را مي‏توان از طريق انتخاب دقيق اعضاء گروه کاهش داد. بيماراني که سابقه ثابت شده رفتار تهاجمي داشته‏اند و بيماران پسيکوتيک که احتمال خشونت از جانب آن‏ها وجود دارد، نبايد در گروه جاي داده شوند. درزمينه‏هاي موسساتي که گروه‏درماني معمولاً در آن‏ها انجام مي‏گيرد، بايد تدابير کافي براي ممانعت از وارد شدن خطر فيزيکي نسبت به افراد ديگر اتخاذ شود ـ مثلاً نگهبانان يا مأمورين مي‏توانند به عنوان ناظر حضور داشته باشند (رضاعي، 1391: 137).

3-1-2- روان‏درماني خانواده و زوج‏درماني

زوگر59 (2003) روان‏درماني خانواده را هر نوع روش روان‏درمان‏بخش تعريف مي‏کند که آشکارا بر تغيير تعامل بين اعضا خانواده تمرکز کرده و در پي بهبود کارکرد خانواده به عنوان يک واحد، يا زير سيستم‏هاي آن، و يا کارکرد تک‏تک اعضاي خانواده مي‏باشد. هدف روان‏درماني خانواده و زوج درماني هر دو ايجاد تغيير در کارکرد ارتباطي است. در اکثر موارد، معطوف به ايجاد تغييراتي ديگر، معمولاً در کارکرد افرادي خاص از خانواده است. روان درماني خانواده با هدف ترميم شکاف بين والدين و فرزندان بالغ آن نمونه از استفاده از روان‏درماني خانواده متمرکز به اهداف ارتباطي است. روان‏درماني خانواده معطوف به افزايش مداري خانواده با بيمار اسکيزوفرنيک و کاهش هيجانات ابراز شده خانواده در نمونه‏اي از روان‏درماني معطوف با اهداف ارتباطي (در اين مورد، کارکرد فرد با اسکيزوفرني) نيز اهداف خانوادگي است. درسال‏هاي اوليه روان‏درماني خانواده، تغيير در نظام خانواده براي ايجاد تغيير در فرد کافي شمرده مي‏شد. هدف درمان‏هاي جديدتر تغيير در افراد همچنين سيستم خانواده، معمولاً معطوف به تکميل تعامل‏هايي است که بر روابط بين فرد با فنون خاص که رفتار فرد متمرکز است تأکيد مي‏نمايد.

3-1-3- رفتا‏درماني جدلي

اينهان ( 2000) اين‏گونه بيان مي‏کند که، رفتار درماني جدلي(DBT) نوعي روان‏درماني است که در اصل براي بيماران خود آزار مزمن که دچار اختلال شخصيت مرزي و رفتار شبه خودکشي60 دارند تدوين شد. در سال‏هاي اخير، کاربرد آن براي ساير انواع اختلال رواني گسترش يافته است. روش آن التقاطي است و از مفاهيم حمايتي، شناختي، و درمان‏هاي رفتاري در آن استفاده شده است. رد برخي از اجزاء آن را مي توان از ديدگاه درماني فرانتس الکساندر با عنوان تجربه هيجاني اصلاحي يافت، اجزايي ديگر از ان نيز از برخي مکاتب فلسفي شرقي (مثلZen) گرفته شده است.
بيمار به طور هفتگي ملاقات مي‏شود و هدف آن بهبود مهارت‏هاي بين فردي و کاهش رفتار خود تخريب با استفاده از فنوني شامل اندرز دادن، استعاره، قصه‏گويي،و رويارويي بين روش‌هاي ديگر است. بيماران مبتلا به اختلال شخصيت مرزي، مخصوصاً در مدارا با احساس‏هاي دوگانه که از ويژگي‏هاي اين اختلال است کمک مي‏شوند.

3-1-4- بيوفيدبک

بيوفيدبک يا پسخوراند زيستي به ثبت و نمايش تغييرات کوچک در سطوح فيزيولوژيکي بُعد پسخوراند مربوط است. نمايش ممکن است بصري باشد، مثل يک مقياس بزرگ يا باريکه‏اي از نورها، يا صوتي باشد به بيماران ياد داده مي‏شود که با استفاده از فيدبک به دست آمده از نمايش به عنوان يک راهنما سطوح پارامتر را تغيير دهند. بيوفيدبک بر اين عقيده مبتني است که سلسله اعصاب خودکار را مي‏توان از طريق شرط‏سازي عامل تحت کنترل ارادي درآورد. بيوفيدبک را مي‏توان به تنهايي يا توأم با آرميدگي مورد استفاده قرار داد. به عنوان مثال‏، بيماران مبتلا به بي‏اختياري ادرار بيوفيدبک را به تنهايي براي باز گرداندن کنترل عضلات لگني مورد استفاده قرار مي‏دهند. بيوفيدبک در توان بخشي اختلالات عصبي هم مورد استفاده قرار مي‏گرد. مزاياي بيوفيدبک ممکن است با آرميدگي که به بيماران ياد داده مي‏شود تقويت شد. (Kaplan & Sadock’s, 2007: 203)

استفاده از ابزار
نوع دستگاه بيوفيدبک مورد استفاده بستگي به بيمار و نوع خاص علامت دارد. مؤثرترين ابزار عبارتند از: الکتروميوگراف61 که پتانسيل‏هاي الکتريکي الياف عضلاني را مي‏سنجد، الکترو آنسفالوگراف62 که امواج آلفاي مغز را که در حال استراحت توليد مي‏شوند ـ مي‏سنجد، واکنش پوستي گالوانيک63 که کاهش هدايت پوستي را در حالت استراحت و آرامش نشان مي‏دهد، و ترميستر64 که کاهش حرارت پوست را در حالت تنش به‏ علت انقباض عروقي محيطي مشخص مي‏سازد (پورافکاري، 1392: 134).

3-1-5- رفتاردرماني

اصطلاح رفتار65 در رفتاردرماني به اعمال و واکنش‏هاي مشهود شخص اطلاق مي‌شود. رفتار درماني شامل تغيير رفتار بيماراني بر اثر کاهش اختلال کارکرد و بهبود کيفيت زندگي آن‏هاست. رفتار‏درماني شامل يک روش‏شناسي، که تحليل رفتاري ناميده مي‏شود، براي انتخاب راهبردي رفتارهايي است که بايد تغيير يابند و يک تکنولوژي که تغيير رفتاري را موجب مي‏گردد، نظير تعديل پيشايندها يا پيامدها و يا دادن دستورات. رفتار درماني نه تنها در مراقبت بهداشت رواني تأثير گذاشته است، بلکه به عنوان طب رفتاري بين ساير تخصصهاي پزشکي نيز راهي براي خود باز کرده است. رفتار درماني کاربردهاي باليني اصول مطرح شده در نظريه يادگيري را در بر مي‏گيرد (پورافکاري، 1392: 29).

3-1-6- شناخت‏درماني

شناخت‏درماني66 که بوسيله آئرون بک ابداع شد، نوعي روان‏درماني ساخت يافته کوتاه مدت است که براي رسيدن به اهداف درماني از مشارکت فعالانه بيمار و پزشک کمک مي‏گيرد. گرايش آن به مسائل جاري و حل آن‏ها است. درمان معمولاً به صورت انفرادي صورت مي‏گيرد هر چند از روش‌هاي گروهي نيز استفاده مي‏شود. اين نوع روان‏درماني ممکن است همراه با داروها به عمل آيد (رضاعي، 1391: 137).

3-2- فوريت هاي روانپزشکي در بزرگسالان:

روانپزشکي فوريت ها فوق تخصصي از روانپزشکي عمومي شده است که مهارت هاي خاص در مدارا با موقعيت هايي را که براي مدارا با آنها مداخله درماني فوري لازم است، ايجاب مي کند. به دلايل مختلف مثل عيار فزاينده خشونت، افزايش بيشتر نقش بيماري جسمي در ايجاد تغيير در وضعيت رواني، و فراگيري الکليسم و ساير اختلالات سوء مصرف مواد تعداد بيماران فوري رو به افزايش است.
ديدگاه وسيع روانپزشکي فوريت ها فراتر از کار روانپزشکي عمومي رفته و مسائل خاصي نظير سوء مصرف مواد، همسر آزاري و کودک آزاري، خشونت به شکل خودکشي و ديگرکشي، تجاوز به عنف، برخي مسائل اجتماعي نظير بي خانماني، سالمندي، کارائي و کفايت و سندرم نقص ايمني اکتسابي (AIDS) را در بر مي گيرد. روانپزشک فوريت ها بايد در مسائل پزشکي قانوني و مراقبت مباشرتي روز آمد باشد.

فوريت‌هاي درماني:
اکثر ارزيابي هاي روانپزشکي فوري توسط افراد غير روانپزشک در مراکز فوريت هاي عمومي صورت مي گيرد، اما خدمات روان پزشکي اختصاصي بيشتر مورد توجه قرار مي گيرند. بدون توجه به نوع موقعيت، بايد جو امنيت و ايمني غالب باشد. تعداد کافي کارکنان از جمله روانپزشک، پرستار، کمک پرستار و مددکار اجتماعي بايد در تمام اوقات حاضر باشند. مسئوليت هاي خاص، نظير استفاده از مهار فيزيکي، بايد به وضوح تعريف شده و توسط کل تيم مورد استفاده قرار بگيرد. وجود روابط روشن و طرح کلي قدرت اهميت اساسي

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درمورد اختلالات خواب، آموزش مهارت، اختلال اضطراب منتشر Next Entries دانلود پایان نامه درمورد سوء مصرف مواد، بهداشت روان، افراد مبتلا