دانلود پایان نامه درمورد مدت استفاده، دندانپزشک

دانلود پایان نامه ارشد

برنامه‏هاي موسيقي درماني براي هر سني از نوزاد تا سالمند و براي هم? بيماري‌ها از نقايص حسي و حرکتي و معلوليت‏هاي جسمي تا اختلال‏هاي رواني، رفتاري و بيماري‌هاي مزمن رو به مرگ به کار گرفته مي‏شود. اين فن به تقويت توانايي‏ها و کاهش ناراحتي‏ها و ناتواني‏هاي آنها کمک مي‏کند. برنامه و روش‌هاي موسيقي درماني متنوع و متناسب با نياز افراد تنظيم و تجويز مي‏شود. محورهاي اصلي برنامه‏هاي موسيقي درماني شامل شنيدن موسيقي مناسب و انتخابي، نواختن موسيقي در شکل‏هاي فردي و گروهي (بديهه نوازي)، خواندن ترانه‏ها و آواگري‏هاي مناسب فردي و گروهي، بحث و گفتگو در مورد موسيقي و مفاهيم آن، حرکت‏هاي موزون، تمرين پيرامون تصورهاي هدايت شده با موسيقي، نمايش و قصه پردازي‏هاي موسيقايي و ساختن آهنگ و ترانه است.
موسيقي ابزار موسيقي درمانگر است. موسيقي درمانگر مي‏کوشد تا از اين زبان به طور روان و مؤثر استفاده کند. تمرين و برنامه‏هاي موسيقي درماني در شکل فردي و گروهي قابل تنظيم است. جلسه‏هاي گروهي مي‏تواند شامل گروه‏هاي همگن و يا گروه‏هاي ناهمگن باشد که فعاليت‏هاي آنها در يک گروه قابل جمع و برنامه‏ريزي است (Henry, 1995: 43).

سازه‏هاي موسيقي درماني
در موسيقي درماني از انواع سازه‏هاي کلاسيک، ملي و محلي حتي سازها و ابزارهاي صوتي دست ساز، بر حسب نياز استفاده مي‏شود. هدف اصلي در موسيقي درماني، توانبخشي بيماران و درمان بيماري است و قصدآموزش موسيقي و يا نوازندگي وجود ندارد. سازها، ابزارهاي صوتي، نوارهاي موسيقي، رقص و فعاليت‏هاي موزون همه وسيله و واسطه‏اي براي درمان است. از اين رو موسيقي درمانگر مي‏تواند بر حسب نيازهاي درمانجو و اهداف و برنامه‏هايي که تنظيم کرده، از سازهاي مختلف کلاسيک، محلي و فرهنگي خود استفاده نمايد و حتي سازهاي ساده‏اي بسازد که با کمک آن بتوان بهتر به اهداف درماني دست يافت.
هر چه صداي ساز ساده، زيبا و جذاب باشد، درمانجو ارتباط بهتري با آن برقرار مي‏کند و درمان مؤثرتر واقع مي‏شود. موسيقي درمانگران مي‏توانند بر اساس امکانات، سازهاي محلي و عادت‏هاي شنوايي منطقه خود با استفاده از سازهاي کلاسيک، و ملي، سازهاي جديدي طراحي و از آن بهره‏ گيرند. فقط در هنگام طراحي و ساخت اين سازها بايد به سادگي، ارتباط و تماس بدني راحت با آن، صدادهي زيبا و تا حد امکان صداي استاندارد دقت شود (Goldstein, 1985: 48).
در حال حاضر در ايران از سازهاي گوناگون خانواده اُرف و همچنين برخي از سازهاي کلاسيک و اصيل چون پيانو، گيتار، ارگ، سه تار، تار و ضرب و…استفاده مي‏شود. افزون بر اينها تعدادي سنتور ساده نيز براي موسيقي درماني ساخته شده است. از جمله برنامه‏هايي که در مؤسسه آموزشي و پژوهشي موسيقي درماني ايران و در کلاس‏هاي موسيقي درماني اجرا مي‏شود، مي‏توان فعاليت‏هاي ريتميک بر اساس ملودي‏ها و ترانه‏هاي ايراني، حرکت‏هاي موزون براي تقويت مهارت‏ها، همخواني و همنوازي ساده و جلسه‏هاي بحث و گفتگو در مورد آهنگ‏ها وترانه‏ها وشنيدن قطعه‏هاي گوناگون و تن آرامي با موسيقي براي بزرگسالان را نام برد (زاده محمدي، 1380: 30).

دوگروه ساز
همان گونه که اشاره شد سازهايي که در موسيقي درماني به کار مي‏آيند از نظر شکل، اندازه، صدادهي و جنس متنوع است. اين سازها معمولاً از لحاظ شنيدن و حرکت دادن، خوش صدا و خوش دست بوده و افراد به راحتي مي‏توانند آن را به کار بگيرند و بنوازند.
به طور کلي سازهاي موسيقي درماني در دو گروه سازهاي ملودي و سازهاي ضربي جاي مي‏گيرند (Hanser, 1985: 48).

بيماران پزشکي
زاده محمدي (1380) درباره اين موضوع چنين عنوان مي‏کند که:دانش پزشکي دنيايي پيچيده و گسترده دارد. هر بيماري با علايم مشخص و به دلايل گوناگون به وجود مي‏آيد و درمان‏هاي مختلفي نيز براي او ممکن است.
امروزه براي درمان بيشتر بيماري‌ها روش‌هاي دارويي و غير دارويي وجود دارد. پزشکان سعي دارند تا حد امکان ميزان داروها و مواد شيميايي را کمتر و به جاي آن روش‌هاي غير دارويي مانند ورزش، هنر و رژيم غذايي را به کار برند. آن چه مسلم است بيماري‌هاي جدي نيازمند داروست، اما براي درمان همين بيماري‌ها نيز از روش‌هاي غير دارويي به طور جانبي وحمايتي استفاده مي‏شود تا فرد درمان خود را با روحيه‏اي بهتر و شاداب‏تر دنبال کند.
از ميان درمان‏هاي حمايتي، روش هنردرماني در بسياري از کلينک‏هاي دنيا رواج پيدا کرده است. اين روش با استفاده از ابزارهاي پيشرفته، شرايط مناسبي را براي تقويت نيازهاي گوناگون پزشکي و حمايت از درمان آن فراهم کرده است.
ريدر109 (1992) درپنجاه سال گذشته تحقيقات بسيار زيادي انجام شده که تأثير مثبت موسيقي را بر ناراحتي‏هاي مختلف ثابت کرده است. مطالعات مختلفي که تاکنون انجام شده، نشان مي‏دهد که موسيقي بر بسياري از بيماري‌ها از جمله ناراحتي‏ها تنفسي، بيماري‌هاي قلبي و کاردياک، دردهاي کليوي، بيماري‌هاي کودکان، ناراحتي‏هاي قبل و بعد از عمل جراحي، دردهاي زايمان، کُما، سوختگي و عوارض سرطان اثر مثبت داشته است. موسيقي بر بسياري از علايم بيماري‌هاي ياد شده تأثير معني دار و در مواردي هم بدون تأثير بوده است.
تحقيقات نشان مي‏دهد که موسيقي از طريق تأثير بر هورمون‏هاي مختلف، ضربان قلب و فشار خون، تغيير پتانسيل الکتريکي عضله‏ها و همچنين تقويت مهارت‏ها و حرکات بدن و زمينه‏هاي روان‏شناختي وارد عمل شده است. به عبارت دقيق‏تر موسيقي با تحريک مرکز عواطف در مغز (سيستم ليمبيک) بر اعصاب مرکزي و خودکار واکنش‏هاي بيوشيمي و عضلاني اثر گذاشته و هم چنين با تأثير بر حافظه و يادآوري خاطرات و احساس‏هاي گذشته تغييراتي را در شرايط فيزيولوژيک و پزشکي بر جاي مي‏گذارد.
راده محمدي (1380) در باره اثرات موسيقي درماني موارد زير را بيان مي‏کند که، تحقيقات موسيقي ـ پزشکي نشان مي‏دهد که موسيقي به چند گونه بر سلامت، آسايش و رفاه بيماران پزشکي اثر مي‏گذارد:
پيشگيري، آموزش و يادگيري
کاهش دردهاي گوناگون پزشکي و دندانپزشکي
کاهش تنش ها و نگراني‏هاي ناشي از جراحي، آسيب‏ها و بيماري‌ها
توانبخشي بعد از جراحي، آسيب‏ها و تصادف‏ها
کاهش خستگي حاصل از تنوس‏هاي عضلاني و کارکرد ماهيچه‏ها
کاهش عوارض جانبي داروها
کاهش مدت استفاده از داروها
کاهش طول مدت درمان و بستري

بيماران روانپزشکي
زندگي انسان فراز و نشيب‏هاي گوناگوني دارد. ناراحتي جزء طبيعي زندگي روزمره است.
هر کسي در زندگي بايد تنش و نگراني را تجربه کند تا نسبت به مسائل و رويداد‏ها درک بيشتري پيدا کند. بسياري از تنش‏ها، و اکنش‏هاي طبيعي روح ما در مقابل مشکلات زندگي روزمره قابل تحمل و گذراست. اما برخي از آنها از حد توان، فشار بيشتري دارد و در صورت تداوم، عصبيت و بيماري مي‏آورد. در اين حال توجه و مراقبت لازم بوده و بايستي پيش بيني‏هايي براي مواجه شدن با چنين شرايطي انجام شود.
به هر حال همه در زندگي درد و استرس را تجربه مي‏کنند. تنش هاي روحي مانند اضطراب و اندوه و يا ترس و نگراني علايمي هستند که ما را نسبت به وضعيت عمومي بدن آگاه مي‏کنند. به طور معمول اضطراب و تنش وقتي شديد و مکرر باشد علامت اصلي و مقدمه اي براي اعلام فشار و نابساماني دروني است. اضطراب مي‏تواند به طور مستقيم مانند دلشوره و هول و هراس و يا به طور غير مستقيم در واکنش‏هاي فيزيولوژيک بدن مانند ضربان قلب، نبض، فشار خون، تنفس و در اصل در ترشح هورمون‏ها تغييراتي به وجود آورد. اين تغييرات باعث حساسيت زياد بيمار و کاهش آستانه تحمل او مي‏شود و در نهايت بيماري را آشکار مي‏کند و يا شدت مي‏بخشد (Levine, 1982: 65).
از نظر روانپزشکي به طور کلي دو گروه ناراحتي رواني وجود دارد. گروه اول ناراحتي‏هايي با عوارض سبُک است و بيشتر از مسائل و مشکلات زندگي و محيط نشأت مي‏گيرد، اين بيماري‌ها به خوبي قابل پيشگيري و درمان است. گروه دوم ناراحتي‏هايي است که عامل سرشتي داشته و تأثير محيط نابسامان آن را آشکار مي‏کند. اين بيماري‌ها با عوارض شديد براي مدت طولاني نياز به درمان دارويي دارند.
به طور کلي بيمار رواني به بيماري اطلاق مي‏شود که رفتار او موافق و سازگار با انتظار اجتماع و فرهنگ جامعه نيست و در زندگي فردي و يا اجتماعي او مشکلاتي به وجود مي‏آورد.
همان‏گونه که اشاره شد در توضيحي کلي بيماران رواني به دو دست? روان‏نژند و روان‏پريش طبقه‏بندي مي‏شوند.
روان‏نژند‏ها اختلال‏هاي نسبتاً خفيف و سبُکي دارند و اضطراب علامت اوليه آنهاست. در بعضي مواقع اين اضطراب به طور مستقيم در قالب ناسازگاري ديده مي‏شود و در برخي موارد نيز توسط مکانيزم‏هاي مختلف دفاعي تغيير شکل پيدا کرده و با علامت‏هايي از قبيل دردهاي بدني و يا وسواس، بدبيني و بدگماني و… بروز مي‏کند. اين گروه بيماران به علت سبُک بودن بيماري، تماس خود را با واقعيت و جامعه حفظ مي‏کنند. آنها همچنان به کار و فعاليت‏هاي روزمر? خود مي‏پردازند، اگر چه رفتارشان در بعضي مواقع مرضي است.
در مقابل روان‏پريش ها اختلال‏هاي جدي و شديدي دارند. در بعضي از انواع اين بيماري مانند اسکيزوفرني، ارتباط با واقعيت و زندگي طبيعي قطع شده و بيمار حتي در انجام عادي‏ترين تکاليف و وظايف روزمره ناتوان است. اين بيماران پس از بستري شدن و مصرف دارو علايم مرضي خود را بر طرف و دوباره به زندگي طبيعي روي مي‏آورند.
درمان‏هاي دارويي و غير دارويي بسياري براي ناراحتي‏هاي رواني و رفتاري توصيه شده است که بيشتر آنها مفيد و کارساز است. علت اين که تعداد زيادي از مردم در گوشه و کنار شهر از بيماري رنج مي‏برند، تنها به دليل عمق و شدت مرض آنها نيست بلکه دليل عمده آن عدم درمان درست و عدم رسيدگي به موقع آنهاست.
همچنان که درمان‏هاي دارويي پيشرفت‏هاي حيرت انگيزي به دست آورده است، درمان‏هاي غير دارويي نيز روش‌ها وابزارهاي معتبر و متعددي را شامل مي‏شود. هنر درماني يکي از شيوه‏هاي قديمي و رايج است. امروزه به طور استاندارد و کلاسيک براي درمان انواع بيماري‌ها از اين نوع درمان با روش‌هاي مدون و نظام‏مند استفاده مي‏شود. در اين ميان موسيقي درماني جلوه‏اي خاص و ويژه دارد. روش‌هاي موسيقي درماني به دليل ايجاد ارتباط، تخليه احساس‏ها، افزايش بصيرت و خود آگاهي نسبت به خود و محيط تأثير بسيار بارزي دارد (Galagan, 1996: 871).

تمرين‏هاي موسيقي درماني
اسکور110 (1993) به عنوان الگوهايي مورد استفاده و ابتکار مربيان قرار گيرد اشاره مي‏کند:
تنظيم برنامه‏هاي گروهي براي همکاري در نواختن سازها و خواندن ترانه‏ها.
تشکيل گروه کُر و گروه نوازندگي، همچنين برنامه‏هايي که اجراي گروهي، نظم و هماهنگي و نوبت در خواندن و نواختن در آنها رعايت شود.
برقراري ارتباط کلامي و غير کلامي با تمرين‏هاي بديهه نوازي و بديهه خواني.
افزايش همکاري و هوشياري با پيروي از دستورها و رعايت شرايط همخواني و همنوازي.
تقويت مهارت‏هاي حرکتي با انجام حرکت‏هاي موزون و رقص‏هاي ساده.
افزايش اعتماد به نفس و ارزش شخصي با تمرين نواختن و خواندن در گروه و تمرين‏هاي بديهه نوازي.
انجام حرکت‏هاي بديهه‏سازي براي بيان احساس‏ها شخصي.
تقليد آينه‏وار حرکت‏هاي بديهه‏سازي دو به دو يا گروهي، براي مثال موسيقي درمانگر يا يکي از افراد گروه حرکتي موزون و بديهه انجام مي‏دهد و ديگري مانند آينه از او تقليد مي‏کند.
تقويت خلاقيت تصوري با شنيدن موسيقي.
تمرين گسترش تقليد و روحيه کشف از طريق بديهه نوازي.
تقويت و ايجاد مهارت‏هاي حرکتي با ريتم‏هاي گوناگون.
تقويت مفاهيم بدني، درک جوانب و جهت‏يابي هاي فضايي.
افزايش يادگيري با تقليدهاي کلامي موسيقايي.
برانگيختن واکنش‏هاي عاطفي و فکري بيماران براي درک و تشخيص احساس‏ها و رفتار آنها.
ايجاد آرامش عضلاني در تمرين تن آرامي با موسيقي آرام بخش.
تهيه نوارخانه‏اي کوچک از آهنگ‏ها و ترانه‏هاي مورد علاقه بيمار براي استفاده در منزل، تمرين شنيدن موسيقي آرام بخش و ضد اضطراب در منزل براي بيماران روان‏نژند بسيار مفيد

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درمورد گروهي، درماني، موسيقي Next Entries دانلود پایان نامه درمورد بازي، درماني، موسيقي