دانلود پایان نامه درمورد كشورهاي، انساني، كشور

دانلود پایان نامه ارشد

دانشمندان و كارشناسان و انديشمندان اين دو كشور به ديگر كشورها به ويژه آمريكا بود كه سرزميني مهاجرپرور است. جامعه ايالات متحده آمريكا يك جامعه مهاجرپذير و نخبه‌پرور است و به همين سبب توانايي جذب آراء و فرهنگ‌هاي مختلف را بيش از اروپا دارا است.(قاسمی 1387، 113).
پس از خاتمه جنگ جهاني اول و به قدرت رسيدن هيتلر در آلمان، سياست‌هاي نژادپرستانه‌اي تدوين و اجرا شد كه بسياري از اقليت‌هاي ديني نظير يهوديان تحت آزار و اذيت و محروميت از حقوق اجتماعي و انساني خويش قرار گرفتند. در نتيجه متخصصان و انديشمندانی چون ماركس هوركهايمر33، تئودور آدورنو34، هربرت ماركوزه35 و… مجبور به جلاي وطن شدند.
نازي‌ها با بيرون راندن يا نابود كردن برخي از بهترين مغزهاي علمي اروپا، كه بسياري از آنان يهودي بودند، شديدا به كارايي نظامي خود لطمه زدند. متفقين به جستجوي اين مغزها پرداختند و آنان را در پروژه «مانهاتان36» كه نخستين بمب اتمي را توليد كرد، به كار گماردند. ديگران نقش‌هاي برجسته‌اي در زمينه‌هاي گوناگون از مطالعات استراتژيك [راهبردي] و علوم سياسي گرفته تا روانكاوي به عهده گرفتند. (علی آبادی 1380، 596).
فرار مغزها يا به تعبير بهتر مهاجرت نخبگان موجب انتقال سرمايه‌هاي انساني از كشورهاي عقب‌مانده به سمت دنياي توسعه‌يافته مي‌شود. اين پديده نخستين بار و به صورت جدی در دهه‌ي 1960 به صورت مهاجرت انديشمندان و متخصصان كشورهاي در حال توسعه به ايالات متحده‌ي آمريكا، كانادا و اروپاي غربي ظهور كرد. در محاسبات اقتصادي كشورهاي صنعتي، جذب هر فرد تحصيل‌كرده با مدرك كارشناسي ارشد يا دكتري از كشورهاي جهان سوم برابر با يك ميليون دلار برايشان منفعت دارد. به اين ترتيب، ملاحظه مي‌شود كه كشورهاي جهان سوم با وجود دارا بودن 80 درصد جمعيت جهان، تنها 20 درصد درآمد و يك درصد توان علمي جهان را در اختيار دارند.(صحبتی ها و دیگران 1392، 274).
در آغاز دهه‌ي 1970 ميلادي مسئله [فرار مغزها] از ابعاد اجتماعي و فرهنگي و مقايسه‌ي كشور مبدأ و مقصد و در قالب الگوهاي مهاجرت پيگيري شد. در دهه‌ي 1980 ميلادي به جاي بحث از «فرار مغزها» از اصطلاح «چرخش مغزها» استفاده شد. اما اينك عده‌اي بر اين اعتقادند كه در كشورهايي مثل تايوان و كره جنوبي چرخش مغزها و در برخي ديگر از كشورها مانند هندوستان، فرار مغزها وجود دارد. (علی آبادی 1380، 596).
از لحاظ آماري، مهاجرت نخبگان از نيمه‌ي دوم قرن بيستم روند افزايشي داشته است. فقط طي دهه شصت ميلادي، چهارصد هزار نفر نيروي انساني ماهر به كشورهاي صنعتي پيشرفته مهاجرت كرده‌اند. بر اساس آمار و اطلاعات، در فاصله‌ي سال‌هاي 1960 تا 1987م، تعداد هشتصد و بيست و پنج هزار متخصص به آمريكاي شمالي مهاجرت كرده‌اند.(سیدمیرزایی 1383، 91-90).
جدول : توزيع درصد مهاجران داراي تحصيلات عالي از كل مهاجران به آمريكا، در 1990م
كشور
درصد
آفريقاي جنوبي
16/77
تايوان
6/77
هند
08/75
آفريقا
42/74
مصر
71/74
غنا
58/72
ايران
05/70
فيليپين
69/67
اقيانوسيه
53/61
كره
30/53
آمريكاي جنوبي
25/46
چين
93/40
آمريكاي شمالي
21/17
مكزيك
6/12
جدول از سیدمیرزایی 1383، 91
نكته شايان توجه در اين توزيع، اين است كه با توجه به هزينه تحصيل در دانشگاه‌هاي آمريكا، ورود نخبگان به آن كشور موجب صرفه‌جويي در هزينه‌هاي آموزشي، دست كم معادل 130 تا 280 ميليارد دلار است. چنين دستاوردي سود سهل‌الوصولي براي كشورهاي مقصد تلقي مي‌شود، زيرا رقم عمده‌اي از فارغ‌التحصيلان، ماندن در آن كشورها و جذب شدن در اقتصاد و صنعت آنها را ترجيح مي‌دهند. براي مثال، «در دوره ده ساله منتهي به 1996م، 63 درصد از فارغ‌التحصيلان كشورهاي در حال توسعه، اقامت و ماندن در ايالات متحده را برگزيده‌اند. يكي از عوامل عمده ماندگاري نخبگان در كشورهاي آمريكا و همچنين اتحاديه اروپا و ژاپن، تفاوت‌هاي فاحش شرايط زندگي علمي بين كشورهاي مبدأ و مقصد نخبگان است. مثلاً در بخش تحقيق و توسعه در اين سه منطقه و در زمينه نشر، 5/4 برابر و در آمار اختراعات ثبت شده، 10 برابر تفاوت وجود دارد». با توجه به روند موجود و استمرار شرايط نامتعادل اقتصادي، سياسي و اجتماعي، اگر تفاوت‌ها رو به افزايش نباشد، رو به كاهش نيز نخواهد بود. علاوه بر اين، در نتايج تحقيق در علل مؤثر بر مهاجرت نخبگان خاورميانه، به عواملي نظير دستيابي به شاخص‌ها و استانداردهاي بالاي زندگي، فرصت‌هاي مناسب براي تحصيل فرزندان و تنفر از شرايط سياسي كه هر كدام به ترتيب 6/60، 68/50 و 5/37 درصد نشان مي‌دهند، حاكي از ادامه وضعيت موجود است. در ساختار اقتصادي دوگانه كه تفاوت‌هاي بنيادي انكارناپذير آن ملاحظه شد، نمي‌توان به پر شدن خلاءها و تفاوت‌ها ميان پاره‌اي مشخصه‌هاي اقتصادي و اجتماعي نظير سطوح دستمزد، قابليت جذب، هزينه تحصيلات، آموزش‌هاي برنامه‌ريزي شده‌ي رشد جمعيت، نرخ سود اقتصادي باثبات، جايگاه نيروي انساني ماهر، پويايي فناوري و علمي كه هر كدام مطالعه مستقلي را طلب مي‌كند، نگاه خوش‌بينانه داشت.(سیدمیرزایی 1383، 92-91).
اما گفتني است كه در مهاجرت نخبگان نبايد بر حسب معمول مبدأ و مقصد را منحصر به كشورهاي در حال توسعه از سويي و كشورهاي توسعه‌يافته‌ي صنعتي از سوي ديگر دانست، زيرا بر اساس يافته‌هاي كميته پارلماني منابع انساني، دانش و فناوري كشور انگليس اگرچه به سال‌هاي دوردست مي‌رسد، مي‌توان دريافت كه اين جريان حتي در داخل مجموعه كشورهاي صنعتي نيز ديده مي‌شود؛ به گونه‌اي كه متغيرهايي چون امكانات حرفه‌اي در ايالات متحده، درآمد شايان توجه در آن كشور، نارضايتي از شرايط حرفه‌اي در كشور مبدأ، جايگاه و منزلت نخبگان در آن و بالاخره نااميدي و افسردگي عمومي، به ترتيب عوامل و محرك‌هاي حركت نخبگان انگليسي به ايالات متحده آمريكا بوده است.
آمار نشان مي‌دهد كه در سال 2004، 20 ميليون مهاجر متخصص در كشورهاي عضو OECD زندگي مي‌كردند كه افزايش 70 درصدي نسبت به ده سال گذشته آن داشته است در حالي كه تعداد مهاجران غيرمتخصص در اين مدت افزايش 30 درصدي را تجربه كرده‌اند. علت اين رشد به خوبي شناخته شده است. از طرف عرضه، جهاني شدن اقتصاد دنيا تمايل به انباشتن سرمايه انساني را تقويت مي‌كند و اين خود انتخابي را ميان مهاجران بين‌المللي افزايش مي‌دهد. در طرف تقاضا كشورهاي ميزبان سياست‌هاي انتخابي بر اساس كيفيت را در پيش گرفتند و امروزه در جذب استعدادهاي جهاني رقابت مي‌كنند. طبق ادبيات سنتي فرار مغزها، اين پديده اثرات منفي بر اقتصاد كشورهاي مبدأ دارد. ديدگاه مرسوم در مورد فرار مغزها از اثرات مضر مهاجرت نيروي انساني متخصص بر اقتصاد كشورهاي مبدأ تأكيد دارد. طبق اين ديدگاه نااطميناني در مورد احتمال مهاجرت وجود ندارد و بنابراين مهاجرت سرمايه انساني به طور مستقيم انباشت سرمايه انساني را تحت تأثير قرار مي‌دهد و كاهش در انباشت سرمايه انساني نيروي كار در اقتصاد كشور مبدأ بهره‌وري افراد باقيمانده را خواهد كاست و در نهايت موجب كاهش رفاه مي‌شود. كاهش در رفاه از راه‌هاي ديگري نيز ممكن است ايجاد شود. براي مثال اگر هزينه‌هاي آموزش از طريق دولت تأمين شود، حفظ سطح انباشت سرمايه انساني نيازمند هزينه عمومي بيشتر و دريافت ماليات‌هاي بيشتر از افراد باقيمانده در كشور است كه باعث كاهش رفاه خواهد شد(طیبی و دیگران 1390، 72).
حسابداري ملي كشورهاي صنعتي به وضوح نشان مي‌دهد كه جذب هر فوق ليسانس يا دكترا از كشورهاي جهان سوم يك ميليون دلار سود دربردارد و به همين لحاظ نيز كشورهاي جهان سوم عليرغم دارا بودن 80 درصد جمعيت جهان، تنها يك درصد توان علمي و بيست درصد درآمد جهاني را به خود اختصاص داده‌اند.(شریعت 1380، 49).
4-3 ابعاد مختلف مهاجرت نخبگان
مهاجرت نخبگان بيش و پيش از هر چيز مسئله‌اي اجتماعي و موضوع مطالعه‌ي رشته‌هايي چون جامعه‌شناسي (به طور اعم) و جمعيت‌شناسي (به طور اخص) است. براي توصيف اين پديده‌ي اجتماعي از اصطلاحات ديگري نظير «مهاجرت صلاحيت‌ها»، «مهاجرت مغزها»، «جذب مغزها» و به ويژه «فرار مغزها» استفاده مي‌شود. اگر هر يك از اصطلاحات مذكور را براي توصيف اين پديده به كار ببريم، ناگزير بايد به مفهوم هر دو جزء اين اصطلاح نظر داشته باشيم. هر يك از اصطلاحات ياد شده از يك سو حاكي از تحرك و جابجايي فرد يا افرادي از يك جامعه بيشتر به دليل نارضايتي از وضعيت خود و از سوي ديگر بيانگر قشري خاص و گزينش شده از هر جامعه است كه از آن با عناويني چون نخبه، مغز، متخصص و… ياد مي‌شود. شايد بر همين اساس هم باشد كه اغلب از اصطلاح فرار مغزها براي توصيف اين وضعيت استفاده مي‌شود چرا كه علاوه بر اشاره به مهاجرت اين قشر خاص به ماهيت غيرطبيعي و بيشتر اجباري اين پديده نيز اشاره دارد. پديده‌ي مهاجرت نخبگان موضوعي جديد نيست و نمونه‌هاي تاريخي قابل توجهي از زمان يونان باستان تا عصر حاضر مي‌توان براي آن برشمرد. اما اهميت يافتن و توجه عمومي به اين وضعيت به دليل حجم گسترده‌اي از تحرك متخصصين است كه از دهه‌هاي آغازين قرن بيستم شكل گرفت و از دهه‌هاي مياني اين قرن، به ويژه از اوايل دهه‌ي 1960، به عنوان يك معضل ملي و بين‌المللي مورد توجه جهاني قرار گرفته است.(خلیلی 1381، 425-424).
رشد و توسعه‌ي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي به چهار عامل اساسي سرمايه، نيروي انساني، مواد خام و دانش و فن وابسته است. اگر كشورها را به دو دسته‌ي مركزي و پيراموني تقسيم‌بندي كنيم بايد اذعان داشت كه كشورهاي پيراموني از چهار عامل ياد شده، عمدتاً مواد خام را دارا مي‌باشند. در اكثر اين دسته از كشورها انباشت سرمايه صورت نمي‌گيرد و آن ها براي سرمايه‌گذاري دست به دامان شركت‌ها يا بانك‌هاي خارجي مي‌شوند. از جهت دانش و فن، مؤسسات تحقيقاتي گوناگون در اين كشورها يا حضوري ندارند يا اگر هستند كار ابداعي و خلاقانه صورت نمي‌دهند. تحقيقات علمي در كشورهاي توسعه‌يافته تمركز يافته و مغزها را به خود جذب مي‌كند. از اين جهت رابطه‌ي ميان تحقيق و توسعه و توليد در كشورهاي پيراموني گسسته مي‌شود و سرانجام اين كشورها از حيث نيروي انساني به شدت دچار كمبود متخصص مي‌شوند.(محسنی 1382، 120).
برخلاف تصور رايج مبني بر آن كه پديده «مهاجرت نخبگان» تنها دامن گير كشورهاي جهان سومي و توسعه‌نيافته است، شواهد نشان مي‌دهد اين معضل بر قاره اروپا و ملل پيشرفته و صنعتي نيز سايه افكنده و مسئولان امر را براي چاره‌انديشي به تكاپو واداشته است. چنان چه جمعي از دانشمندان برجسته و پيش رو در قاره اروپا با انتقاد شديد از سياست‌هاي علمي اتحاديه اروپا، از مسئولان اين اتحاديه خواسته‌اند تا با ايجاد اصلاحات لازم و سرمايه‌گذاري بيشتر از مهاجرت مغزها به ايالات متحده آمريكا جلوگيري كنند. رؤساي 10 آكادمي علوم در اروپا با ارسال نامه سرگشاده‌اي به شوراي رهبران اتحاديه اروپا تصريح كرده‌اند: «درك اين نكته بسيار مهم است كه ايالات متحده آمريكا در جذب استعدادهاي جوان از تمام نقاط دنيا بسيار موفق‌تر از اتحاديه اروپا عمل مي‌كند.» توني بلر37 اذعان كرده است كه مدت‌ها بي‌توجهي و كمبود منابع مالي باعث بخش اعظم فرار مغزها از اين كشور بوده است. وي همچنين گفته است: «مي‌خواهم انگليس را به يكي از بهترين مكان‌ها در جهان براي پيگيري علم تبديل كنم. به اين منظور بايد بودجه مناسب در اختيار افراد قرار بگيرد و هزينه ابزار و زيرساخت تأمين شود.» اين معضل در كشورهاي اروپاي شرقي به شكل حادتري وجود دارد. همچنين فرار مغزها و مهاجرت نيروي انساني متخصص پس از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي نيز بسيار ديده شده است.(اسماعیلی 1385، 139).
در گذشته، اكثر مطالعات بر روي نقش و تأثير مهاجرت بر روي سرمايه فيزيكي و مسائلي چون بازتوزيع درآمد، بازتوزيع نيروي كار و سرمايه انساني و مهارت‌هايي كه ذخيره ملي محسوب مي‌گردند، صورت مي‌گرفت، اما از دهه 1960 به بعد، با وسيع‌تر شدن مقياس مهاجرت و افزايش در تنوع و گوناگوني الگوهاي آن، افزايش در تعداد مؤسسات جهاني و همچنين، تعداد كشورهايي كه درگير پيامدهاي

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درمورد امنیت ملی، کشورهای در حال توسعه، رشد اقتصادی Next Entries دانلود پایان نامه درمورد حقوق و دستمزد، اقتصاد دانش