دانلود پایان نامه درمورد قیمت سهام، بازار سهام، عرضه و تقاضا

دانلود پایان نامه ارشد

پایهای را برای پیشبینی سود، عرضه و تقاضا، قدرت صنعت، توانایی مدیریت و مسائل ذاتی دیگر که بر ارزش بازار سهام و پتانسیل رشد آن تأثیر گذارند مورد مطالعه قرار میدهد. اطلاعات منتج میتواند به شما برای حفظ چشمانداز به شما کمک کند. به طور قطع برخی جنبههای حرکت قیمت در بازار سهام ورای منطق است و گمراه کننده برای هر شخص با ذهنی منطقی. بنیاد ها – آن وقایع ذاتی در مورد شرکت – میتوانند برای پیش بینی عملکرد مالی و تا اندازهای حرکات قیمت سهام مورد استفاده قرار گیرد. بسیاری از سرمایهگذاران از روشهای بنیادی استفاده میکنند. روشهای غیر بنیادی در مجموع به نام تحلیل تکنیکال شناخته میشوند. هر دو تحلیل بنیادی و تکنیکال از روندها استفاده میکنند اما به طرق مختلف. رویکرد بنیادی از اطلاعات تاریخی ( نرخ سود سهام، سود، یا فروش برای مثال) برای پیشبینی نتایج سرمایهگذاری استفاده میکند. تحلیلگران تکنیکال از روندها استفاده میکنند. تجزیه و تحلیل تکنیکال بسیار بصری است و تا حد زیادی فرضیۀ مقدم عرضه و تقاضا را نادیده میگیرد به جای آن اعتقاد دارد که روندهای قیمتها اخیر ( نمایش داده شده به صورت نمودار) حرکت آیندۀ قیمت را دیکته میکنند. ایدۀ سطح حمایت و سطح مقاومت برای تئوری چارتینگ ضروری است. این سطوح از مطالعۀ تغییرات اخیر قیمت سهام مشتق شده اند. زمانی که قیمت به زیر سطح حمایت (پایینترین قیمت مورد انتظار) یا بالای سطح مقاومت (بالاترین قیمت مورد انتظار) حرکت میکند، حرکت قیمتیای خارج از حیطۀ محرز است. حتی کسانی که بر تحلیل بنیادی قسم میخورند باید بدانند که تحلیل تکنیکال مفید است. هرچند تحلیل تکنیکال و اندیکاتورها ذاتاً کوتاه مدتاند. تحلیل بنیادی اگر به عنوان پژوهش برای چشم اندازهای بلند مدت مورد استفاده قرار گیرد میتواند ابزار ارزشمندی باشد، اما نه برای دنبال کردن حرکت روزانۀ قیمت سهام، عکس العمل بازار به اخبار یا شایعات و محبوبیت موقت یکی از گروه های صنعتی نسبت به دیگری. سرمایه گذاران موفق باید بلند مدت را در نظر بگیرند و اینجاست که تحلیل بنیادی ارزشمند است. به عنوان یک معتقد به تحلیل بنیادی و ارزش آن باید اعتقاد داشت که میتوان تصمیمات عقلانی و منطقی گرفت (Thomsett, 1998, 2-3).
روش بنیادی شامل سه مرحله است: بررسی اقتصاد کلان و عوامل سیاسی اجتماعی، بررسی صنعت و در نهایت بررسی شرکت است. انتخاب سهام از کلیه ابعاد مورد ارزیابی دقیق و همه جانبه قرار میگیرد. که در نهایت پس از انتخاب شرکت قیمت ذاتی شرکت نیز محاسبه می شود. در بررسی اقتصادی و عوامل سیاسی اجتماعی، کلیۀ زمینههای اقتصادی که به طور مستقیم یا غیر مستقیم بر عملکرد صنایع و شرکت ها تأثیر گذار هستند مورد بررسی قرار میگیرند. رویدادهای اجتماعی و سیاسی و پیش بینی تأثیر احتمال هریک از آن ها بر اقتصاد کشور و همچنین عوامل اقتصاد کلان (یا کل سیستم اقتصادی کشور) میتواند در تصمیمگیری سهامدار در خرید و فروش سهام شرکتها نقش عمدهای داشته باشد. دامنۀ این عوامل بسیار متنوع است و طیف گستردهای را دربر میگیرد. این موارد به طور عمده شامل بررسیهای زیر می شود: نرخ رشد اقتصادی، نرخ رشد اشتغال، نوسانات نرخ بهره، رشد سرمایهگذاری، نوسانات نرخ ارز، کسری بودجه، برنامههای عمرانی و اقتصادی دولت، چشمانداز برنامههای پنج ساله، تغییر تراز پرداخت ها، حسابهای ارزی دولت، تغییر مقررات و قوانین، میزان رشد بخشهای مختلف اقتصادی شامل صنعت کشاورزی و خدمات، رشد و میزان صادرات و غیره. همچنین عوامل سیاسی اجتماعی مانند بروز تنشها، رخدادهای مهم سیاسی و… نیز به نوبه خود بر اوضاع عمومی بازار سهام میتواند حائز اثرات مثبت یا منفی باشد. مشاهدۀ شرایط مثبت و امیدوار کننده در واقع بیان کنندۀ شرایط لازم برای سرمایه گذاری میباشد، که بررسی اقتصاد تکمیل شده و مرحلۀ بعدی مطالعه بر روی صنایع میباشد.
در بررسی صنعت در هر برهه از زمان، با توجه به شرایط اقتصادی کشور و خط مشی اعمال شده توسط دست اندر کاران اقتصادی میتوان شاهد تأثیرگذاری بر روی صنایع مختلف باشیم. به عنوان مثال، دولت میتواند به منظور حمایت از صنایع داخلی بر روی کالاهای مشابه خارجی تعرفه و حقوق گمرکی نسبتاً زیادی وضع کند و یا در مواردی ممنوعیت ورود اعلام نماید. در بررسی صنعت عواملی مانند جایگاه صنعت در اقتصاد کشور، عمر و سنوات فعالیت صنعت، میزان صادرات هر صنعت، ارز آوری و ارز بری هر صنعت، مزیت اقتصادی صنایع مختلف، بازار هدف محصولات صنعت، ارتباط صنعت با صنایع دیگر و … ارزیابی میشود. لازم به ذکر است که دو عامل نوع صنعت و اقتصاد کلان جزو عوامل بیرونی هستند که غالباً شرکتها و خود بورس بر آنها کنترلی ندارند. مرحلۀ بعدی در بررسی بنیادی، انتخاب شرکت از میان صنایع پیشرو و موفق است. فعالیت اقتصادی شرکت های تولیدی و صنعتی با توجه به تقاضای بازار برای کالای تولید شده میتواند در سودآوری آن نقش به سزایی داشته باشد. به عنوان مثال شرکتی که عرضه کنندۀ انحصاری کالای خاصی به یک بازار باشد میتواند بر قیمت آن اعمال قدرت بیشتری نماید و در نتیجه سود بالای شرکت مزبور تضمین شده است. در این مرحله بررسی شرکت از طریق چهار گروه: نسبتهای نقدینگی، فعالیت، سوددهی، بدهی صورت میگیرد. که در نهایت پس از انتخاب شرکت می توان ارزش ذاتی و قیمت واقعی سهام را نیز محاسبه و برآورد کرد (رفیعی امام، 1387، 15).
در استفاده از شاخصهای مادی، تحلیلها معمولاً از طریق بررسی صورتهای مالی شرکت انجام می شوند. با این صورتها میتوان نسبتهای مالی سودمندی را برای تحلیل شرکت استخراج کرد. تحلیل گران برای شناخت نقاط قوت و ضعف یک شرکت از نسبتهای مالی به عنوان یک ابزار متداول در تجزیه و تحلیل استفاده میکنند. چهار نسبت مالی اصلی در تحلیل عبارتند از: نسبت نقدینگی، نسبت فعالیت، نسبت بدهی و نسبت سودآوری. برخی از شاخصهای مهم و کاربردی در تحلیل شرکت به شرح زیر است:
نسبت بدهی شرکت (Q)
بازده کل شرکت (ROI)
بازده سهامداران شرکت (ROE)
سود و عایدی هر سهم (EPS)
سود نقدی و تقسیمی هر سهم (DPS)
نسبت قیمت به عایدی هر سهم (P/E )
نسبت قیمت به رشد سود (PEG)
نسبت قیمت به فروس (P/S )
ارزش خالص دارایی های شرکت (NAV)

2-3-1-1 نقاط قوت تحلیل بنیادی
گرایش بلندمدت: تحلیل بنیادی برای سرمایهگذاریهای بلندمدت که مبتنی بر گرایش و روند بلندمدت میباشند مفید است. توانایی تشخیص و پیشبینی روندهای اقتصادی، دموگرافی (ساختار جمعیتی)، تکنولوژی و یا روند مصرف میتواند برای سرمایهگذار در تعیین و انتخاب صنایع خوب و یا شرکتها مفید باشد.
تشخیص و تعیین ارزش: به نظر میرسد که تحلیل بنیادی برای شناسایی شرکتهایی که از ارزش خوبی برخوردارند، کمک میکند. تحلیل بنیادی کمک میکند به کشف و شناسایی شرکت هایی با دارایی های با ارزش، ترازنامۀ قوی، سود پایدار و قدرت دوام و تداوم.
فهم تجارت: یکی از مشهودترین پاداش تحلیل بنیادی اما غیر محسوس ، درک کامل از تجارت و داد و ستد است. بعد از تلاش، جستجو و تحلیل، یک سرمایه گذار با درآمدهای کلیدی و عوامل محرک و مؤثر بر سود و منافعی که پشت یک شرکت قرار دارند آشنا خواهد شد. درآمدها و انتظارات منافع آتی می تواند عامل قوی از قیمت دارایی باشند. درک خوب از بازار میتواند به سرمایه گذار کمک کند که از شرکتهایی که تمایل به سقوط و افت دارند دوری کند. درنتیجه درک تجارت، در تحلیل بنیادی به سرمایه گذاران اجازه میدهد که درک خودشان را از محرک ارزش کلیدی در یک شرکت و یا شرکتها در یک صنعت توسعه دهند. قیمت سهام به سختی به وسیلۀ گروه صنایع منعکس میشود. اما با مطالعه در گروهها، سرمایهگذار وضعیت بهتری در انتخاب صنایع دارد.
شناسایی جایگاه شرکت در گروه: سهامها در یک گروه حرکت میکنند. بر اساس تجارت یک شرکت، سرمایه گذاران بهتر موقعیت خودشان را برای طبقه بندی سهام در گروههای وابسته به آنها تعیین میکنند (رفیعی امام، 1387، 124).

2-3-1-2 نقاط ضعف تحلیل بنیادی
محدودیت زمان: تحلیلهای بنیادی ممکن است بینش و آگاهی بسیار خوبی را ارائه دهند، اما میتوانند به طور فوق العادهای زمان بر باشند. مدلهای زمان بر اغلب ارزیابی ضد و نقیضی از قیمت جاری در بازار سهام دارند. همچنین بیشتر سرمایه گذاران انفرادی وقت و دانش کافی برای ارزشیابی کامل شرکت ها را ندارند. تحلیل گران بنیادی بر اساس آمارهای ارائه شدۀ شرکتها تصمیم میگیرند. اگر شرکتی آمار و ارقام دقیقی ارائه نکند پیشبینیها تحقق نخواهد یافت. اگر شرکتی میزان درآمدش را به طور دقیق و درست به شما اعلام نکند تحلیل بنیادی در اینجا به تنهایی نتیجه بخش نخواهد بود و شما نیازمند حسابداری ماهر و با تجربه هستید تا حقایق را برایتان آشکار کند.
مشکل دیگر تحلیل بنیادی این است که استنباطهای شما از میزان درآمد آینده مبتنی بر حدس و گمان است نه بر اساس واقعیت و لذا امکان اثبات آن وجود ندارد.
تحلیل بنیادی سهام شرکتها عوامل روانشناختی تأثیرگذار بر قیمت سهام را در نظر نمیگیرد.

2-3-1-3 برخی از شاخصهای بنیادی مورد استفاده در این پژوهش عبارتند از:
2-3-1-3-1 شاخص P/E
اولین بار که شاخص P/E (نسبت قیمت به درآمد) در نشریات مالی دنیا در سال 1972 میلادی مطرح شد کمتر کسی پیشبینی میکرد که این شاخص چه کاربردهای فراوانی میتواند در بازار اوراق بهادار داشته باشد. یکی از سادهترین و کاربردیترین شاخصها برای نشان دادن عملکرد بازار بورس اوراق بهادار در قیاس با بازارهای یک منطقه و یا عملکرد یک شرکت در قیاس با دیگر شرکتها در بازار بورس، شاخص P/E است.
“نسبت قیمت به درآمد” که از تقسیم آخرین قیمت هر سهم (price) بر آخرین درآمد برآورده شده هر سهم (Earnings Per Share) به دست میآید به عنوان یک شاخص معتبر در ردیف شاخصهای بورس تهران قرار گرفتهاست. مبنای محاسبه P/E برای کل بورس تهران از تقسیم ارزش کل بازار بر جمع سود قبل از کسر مالیات برآوردی شرکتهای پذیرفته شده به دست میآید. چنانچه شرکتی درآمد هر سهم خود را برای سال جاری برآورد و گزارش نکرده باشد، کماکان EPS سال قبل در محاسبه منظور می شود. ضمناً شرکتهایی که زیانده میباشند در محاسبات مربوط به نسبت P/E دخالت داده نمیشوند. بدیهی است در این صورت ارزش جاری شرکتهای فوق نیز از ارزش بازار کم میشوند.
مهمترین نکته در مورد نسبت P/E سهام این است که میتوانید به سرعت و به آسانی سهام شرکتها را با یکدیگر و یا صنایع و گروههای دیگر مقایسه کنید. بسیاری از سرمایهگذاران بر اساس این نسبت اقدام به خرید سهام شرکتها میکنند. برای مثال سرمایهگذاران ارزشی به دنبال شرکتهای ممتازی هستند که سهامشان را به قیمت مناسب به فروش میرسانند و خرید سهام با نسبت P/E پایینتر را ترجیح میدهند. از سوی دیگر سرمایهگذاران در سهام پر رشد، طرفدار سهام با نسبت P/E بالا هستند زیرا به اعتقاد آنان درآمد شرکت نیز در آینده افزایش خواهد یافت.
با این همه، خرید سهام بر مبنای پیشبینی درآمد آیندۀ شرکت برای بسیاری از سرمایهگذاران نتیجه معکوسی به بار آورده، چون گاهی اوقات پیشبینی درآمد آیندۀ شرکت به دلیل خوش بینی تحلیلگران بیش از حد برآورد می شود. با این حال امروزه سوء برداشتهای زیادی نسبت به P/E رایج شده، در واقع نمیتوان به دلیل پایین بودن نسبت P/E یک سهم، اقدام به خرید آن سهام کرده و به دلیل بالا بودن نسبت قیمت به درآمد یک سهم از خرید آن سهم چشم پوشید (گرچه ریسک این کار بیشتر است). به طور کلی میتوان از نسبت P/E برای تعیین ارزش هر سهم در مقایسه با همردهها و کل بازار بهره گرفت. استفاده از نسبت P/E یکی از الگوهای رایج و ساده تعیین ارزش هر سهم است که با ضرب سود مورد انتظار (EPS) با آن، ارزش هر سهم به دست میآید. استفاده از P/E صنعت حدود تقریبی قیمت انتظاری سهم را بهتر مشخص مینماید. نکته قابل توجه این است که اگر بخواهیم شرکتها را براساس شاخص P/E شان با یکدیگر مقایسه کنیم، این مقایسه فقط محدود به شرکتهایی میشود که در یک گروه یا صنعت خاص قرار دارند. درواقع P/E دو شرکت کاملاً متفاوت را برای ارزشگذاری

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درمورد سیستم خبره، تحقیق در عملیات، سیستم های خبره Next Entries دانلود پایان نامه درمورد نقدشوندگی، ارزش دفتری، حقوق صاحبان سهام