دانلود پایان نامه درمورد قرن نوزدهم، فرم و عملکرد، دوران باستان

دانلود پایان نامه ارشد

. عملکرد در معماري در کنار دو واژه ” صورت”1 و “ساختار”2 يکي از سه اصل حاکم بر معماري مي شناسند. پيشينه مفهوم عملکرد به دوران باستان برمي گردد .کليد ورود به بحث عملکرد تقسيم بندي سه گانه اي شناخته مي شود که ويتروويوس ارائه کرده است ((stein& spreckelmeyer ,1999,10. بنا بر نظر او مفهوم عملکرد بايد فراهم کننده فايده ( يوتيليناس3)، استحکام ( فرميتاس4)، و زيبايي ( ونوستاس5) باشد. منظور از فايده را مي توان جاي دهي مناسب فضايي تعبير نمود . او در ترتيب ذکر اين سه اصل در ترکيب سه گانه اولويت را به فايده داده زيرا به نظر او اولين شرط يک معماري مطلوب فايده از نظر کارايي آن است. به نظر کان آنچه عملکرد خوانده مي شود بسيار بنيادي تر از فعاليت ها يا نياز هاي انسان در نسبت با معماري است و اين تحقق چيزي نيست جز تحقق حقيقت زندگي انسان در ساحت اثر معماري. بدين سان اين تحقق، آرمان ها و آرزوهاي ازلي انساني و حقيقت زندگي انسان را ممکن مي سازد. اين تحقق خود عملکرد مي باشد((Louis I.khan,1962.
از نظر لغوي عملکرد يا فانکشن عبارت است از فعاليت طبيعي يا مناسب يک شيئي يا يک فرد ، يا عمل شيئي بر شيئي ديگر((shorter oxford, 1997. در قرن بيستم کاربرد جديدي از واژه عملکرد گسترش پيدا کرد که در آن بنا ها خود به منزله عمل کننده بر مردم يا شرايط اجتماعي تعبير مي شدند. اين تعبير از واژه عملکرد ، عمل اجتماع بر تعيين فرم بناها است که توجه بسياري را به خود جلب کرده است ( (forty,2000.174. از نظر تاريخي ، از قرن هجدهم تا اوايل قرن بيستم ، مي توان حداقل شش کاربرد مختلف براي عملکرد يا واژه فانکشن شناسايي کرد :
1-13-1-1 عملکرد به مثابه استعاره اي مربوط به رياضي:
عملکرد در رياضي که عبارت بود از نسبت يا مطابقت ميان دو يا چند مقدار ، نخستين بار در قرن هفدهم، توسط رنه دکارت به کار رفت ( berggren& singer,2006,function).عملکرد به مثابه استعاره اي مربوط به رياضي ، به مفهوم نقد نظام کلاسيک تزيين به کار گرفته شد. کارلو لدلي6 در دهه 1970؛ واژه عملکرد را که لايبنيتز7 در قرن هفدهم براي شرح ترکيب متغيرها به کار برده بود از رياضيات گرفت. تصور لدلي از عملکرد، ترکيب نيروي مکانيکي و ماده در هر اثر معماري است. بر اين اساس برآيند نيرو هاي موجود در بنا که برخاسته از ويژگي هاي مصالح به کار رفته است ، خود تعيين مي کند که فرم حاصل از کاربرد يک ماده خاص چکونه بايد باشد . بنابراين اين عملکرد ماده است که به صورت يک نيرو يا ترکيب نيرو هاي غير مرئي در اثر معماري نقشي تعيين کننده مي يابد ( (forty,2000.174.
1-13-1-2 عملکرد به مثابه استعاره اي زيست شناسانه، براي بيان مقصود :
عملکرد به مثابه استعاره اي زيست شناسانه دو گونه مطرح شده بود. در نوع نخست آن عملکرد عبارت بوده است از توصيف مقصود بخش هاي ساخت در ارتباط با هم و در ارتباط با کل. در علم نوين زيست شناسي که در اواخر قرن هجدهم توسعه يافت ، ارگان ها بر اساس عملکردي که در ارگانيزم به مثابه يک کل داشتند و نيز بر اساس رابطه مراتبي شان با ارگان تحليل مي شوند. عملکرد به اين مفهوم ، ارتباط نزديکي با ساختار8 داشت، زيرا اين شناسايي عملکرد يک عضو يا يک ارگان بود که استنتاج ساختار را ممکن مي ساخت (.( forty,2000,175 براي ويوله-لو-دوک، عملکرد مفهومي مهم و بنيادي در ارتباط با چنين معنايي که نقش هر بخش را در ساختار بيان مي کند ، ريشه در استعاره اي زيست شناسانه داشته است و مبناي کاربرد واژه عملکرد را در دنياي انگليسي زبان از نيمه دوم قرن نوزدهم شکل داده است.

1-13-1-3 عملکرد به مثابه استعاره اي زيست شناسانه در نظريه ارگانيک فرم :
در ديگر استعاره زيست شناسانه ، عملکرد از تصور ارگانيک فرم برخاسته بود. بر اين اساس نسبت ميان عملکرد و فرم و به عبارتي تبعيت فرم از عملکرد توجيه مي شود . چنين استعاره اي از عملکرد، مبناي اظهارات معروف لويي ساليوان9 درباره فرم و عملکرد را نيز فراهم آورده بود. هراشيو گريناف10، مجسمه ساز و نظريه پرداز هنري آمريکايي، نخستين فرد ميان انگليسي زبان ها بود که از واژه عملکرد در زبان انگليسي استفاده کرد. منظور او از عملکرد ، که ميان بيان صريح مقصود کارکردي بنا از يک سو و تصور متعالي تر بيان ظاهري فرم ارگانيک از سوي ديگر تعبير مي کرد، به هر حال مفهومي زيست شناسانه بود ( forty, 2000,177-178). عملکرد گريناف نه تنها بر مبناي تصور متقدم رمانتيک از فرم ارگانيک شکل گرفته بود، همچنين واضح است که گريناف به عملکرد به مثابه ي ارضاي نيازهاي انسان کمتر توجه داشت تا به منزله روشي براي دستيابي به هدف معمارانه قرن هجدهم، يعني بيان شخصيت11 مناسب : ” تطابق متحورانه يک بنا با موقعيت و کاربردش، شخصيت و بيان را به مثابه محصول مطمئن آن تطابق ارائه مي کند” ( forty, 2000, 178 ).
1-13-1-4 عملکرد به معناي کاربرد :
تا اواسط قرن نوزدهم در هر دو زبان انگليسي و فرانسوي ، واژه فانکشن ، با رواجي محدود ، به معناي فعاليت هايي بود که براي يک بناي خاص يا قسمتي از يک بنا در نظر گرفته شده اند. گريناف و ويوله-لو-دوک هر دو عملکرد را بدين معنا به کار مي بردند ( forty,2000,179). چنين معنايي از عملکرد در قرن بيستم دوباره به يکي از معناهاي رايج عملکرد به ويژه در معماري مدرن تبديل شد.
1-13-1-5 عملکردي به منزله ترجمه واژه آلماني زاخليش12 :
ريشارت اشترايتر13، براي نخستين بار واژه زاخليش را از نظر ريشه لغوي به معناي چيز بودن14 است، بدون داشتن هيچ معادلي در زبان هاي انگليسي و فرانسوي وارد ادبيات معماري کرد. واژه زاخليش در آلماني به معناي هر چيز واقعي ، منطقي و عملي است. بر همين اساس اشترايتر به سال 1896، براي بيان رويکردي واقع گرا در خانه که در برگيرنده آسايش جسمي و به طور هم زمان بيان کننده انديشه خانگي بودن بوده است ، از واژه “زاخليش کايت”15 استفاده کرد. او در مقاله ديگري در همان سال زاخليش کايت را معادل واقع گرايي يا رئاليزم16 ناميد، يعني کامل ترين ارضاي الزامات عملکردي بودن[ تسوک مسيگ کايت17]، آسايش ، سلامتي. پيش از سال 1914، تنها خانه هاي فرانک لويد رايت بودند که زاخليش کايت مثبت ، مستقيماً بر اساس زندگي را با تکيه بر ابتدايي ترين عملکردهاي ساکنان نشان مي دادند. اين معيار يعني، تحقق زندگي ساکنان بنا بود که کيفيت زاخليش معماري را تعيين مي کرد.
1-13-1-6 عملکردي به منزله ترجمه واژه آلماني تسو کمسيگ18 :
موتزيوس واژه آشنا تر تسوک مسيگ کايت را به معناي متناسب با مقصود بودن به کار برد. واژه آلماني تسوک که از نظر لغوي به معناي مقصود است ، نزد آلماني زبان ها هم به معناي ارضاي نيازهاي آني مادي يا فايده و هم به معناي مقصود ارگانيک دروني يا سرنوشت- به مثابه عملکرد نزد ساليوان بوده است ( forty,2000,181). پيش تر ، کارل فردريک شينکل ، عملکرد را در بيان مقصود بخش هاي مختلف يا مقصود يک کل تعريف کرده بود که مترادف مقصودي بود که بنا بايد فضا و امکانات لازم را براي آن مهيا کند ( Hilberseimer,1964,18) . ميس فان در سخنراني اي در سال 1924، مقصود ( تسوک) يک بنا را معناي واقعي آن درهمه دوره ها ناميد . با اين حال، به دليل ترجمه عبارت او به واژه فانکشن در انگليسي ، منظور او به سادگي اشتباه برداشت شده است. کاربرد واژه تسوک مسيگ کايت به جاي زاخليش کايت به وضوح نشان مي دهد که منظور ميس بيان مقصود بنا بوده است، نه بيان منطقي ساخت (forty , 2000, 183-184).
1-13-1-7 معناي عملکرد در عملکرد گرايي :
يکي از راه هاي دستيابي به شناختي عميق تر نسبت به ماهيت عملکرد گرايي و معناي عملکرد نهفته در آن ، مطالعه اين جمله هاي کليدي و توجه به نظر معماراني است که اين جمله ها را ذکر کرده اند :
1-13-1-7-1 فرم از عملکرد تبعيت مي کند :
ساليوان تلاش مي کرد تا معماري ارگانيک که در آن فرم از عملکرد تبعيت مي کند خلق کند. عملکرد تنها به معناي عملکرد در نظر گرفته شده ، مي توانست به مفهوم آن چه از پيش در وجود چيزي نهفته شده است و خود را در فرم متجلي مي کند ، در جمله ” فرم از عملکرد تبعيت مي کند ” گنجانده شود ( Michl,1995).
1-13-1-7-2 خانه ماشيني براي زندگي است :
هر چند لوکربوزيه در مورد عملکرد در معماري مستقيماً سخني نگفته است ، اما جمله مشهور و بحث انگيز او يعني ” خانه ماشيني براي زندگي است ” چهره معماري عملکرد گرا در جنبش مدرن پديد آورد. همان طور که هواپيما ماشيني براي پرواز است ، خانه نيز ماشيني براي زندگي است. يک هواپيما بسيار درست کار مي کند، زيرا مسأله آن که پروتز است به دقت تبيين شده است. اما در يک خانه، هنوز مسأله اصلي آن که زندگي است، زندگي انسان عصر حاضر، تبيين نشده است ( Le Corbusier, 1989,110). او زماني که بر زيبايي تناسبات خوب اشاره مي کند به همان اندازه به کارايي عملکردي توجه داشت که به تجربه زيبايي شناختي اهميت مي داد ( Guiton, 1981,86). اتو واگنر19 خاطر نشان ساخته بود که” فرم هاي جديد ريشه در ساختار جديد ، مصالح جديد، وظايف و انديشه هاي جديد انسان دارند” و بنابر اين ” همه فرم هاي مدرن بايد مطابق با مصالح جديد و نياز هاي جديد زمان ما باشند (Munz & kunstler,1966,14 ) . اما عملکردي که او در نظر داشت، در رابطه انسان و نيازهاي او تبيين مي شد:” وظيفه شناسايي صحيح نياز هاي انسان اولين شرط لازم براي آفرينش موفق معمار است”Capon,1999-b,76) ).

1-13-2 سازمان( ( organization و سازمان مردم نهاد يا سمن Non government) Organization)
سازمان عبارت است از يک رشته روابط منظم و عقلايي که بين افرادي که وظايف پيچيده و متعددي را انجام مي دهند و کثرت تعداد آنان به قدري است که نمي توانند با هم در تماس نزديک باشند، به منظور تامين اهداف مشترک خاصي برقرار مي گردد. براي تشکيل هر سازمان سه عمل صورت مي گيرد: 1- تقسيم کار 2- اختيار و مسئوليت 3- روابط
تقسيم کار: مجموع وظايفي که اجراي آن براي نيل به هدف معيني لازم است با رعايت هماهنگي و کنترل به نحوي که از تداخل وظايف و يا تکرار آنها جلوگيري شود، بين افراد واحدهاي مختلف سازماني تقسيم مي گردد. لازمه تشکيل يک سازمان در درجه اول تقسيم کار و طبقه بندي وظايف است.
اختيار و مسئوليت: لازم است در هر سازمان حدود اختيارات و مسئوليت هاي شاغل هر شغل جهت جلوگيري از ايجاد هرج و مرج و خودمختاري و برقراري نظم و انضباط، معلوم و مشخص گردد.
روابط: براي همکاري افراد در يک گروه و نيل به اهداف مشخص بايد روابط آنها با هم معلوم گردد

1-13-2-1 واحد20 سازماني :
يک جزء از کل دستگاه را تشکيل مي دهد که مسئول اجراي يک رشته فعاليت مرتبط است.

1-13-2-2 رده21 يا طبقه سازماني:
از تعدادي واحدهاي سازماني تشکيل مي شود که در رديف هم قرار دارند.

1-13-2-3 تثبيت22 سازمان :
کليه مؤسسات وسيع به منظور تثبيت سازمان رسمي خود و تسجيل روابط و اختيارات کارمندان، متوسل به وضع مقررات و موازيني مي شوند که به وسيله قانون و اساسنامه و… تدوين مي گردد. اما شرح روابط و اختيارات نبايد به قدري غير قابل انعطاف باشد که مانع پيشرفت امور گردد.
قوانين و مقررات: اساسنامه مؤسسات و بنگاه هاي خصوصي بايد طبق قانون، تدوين و به تصويب مراجع برسد. وجه مشترک جميع اين مقررات اساسي آن است که اختيار روساي سازمان را محدود مي کند. زيرا تغيير اصول اساسي سازمان و اداره مؤسسات مربوط، بدون تصويب مراجع بالاتر امکان پذير نيست. فقط اصول سازمان در اساسنامه تصريح مي گردد.اختيارات مربوط به تعيين جزئيات سازمان بايد به مقامات اجرايي تفويض گردد.

1-13-2-4 راهنماي23 سازمان:
وسيله موثري به منظور شرح وظايف، اختيارات و تکاليف متصديان مشاغل مختلف سازمان و توضيح روابط آنها با يکديگرمي باشد.کليه مشاغل به وسيله نموداري در راهنماي سازمان مشخص مي گردد تهيه راهنماي سازمان و شرح شغل موجب تسهيل تفويض اختيارات مي گردد.

1-13-2-5 مشخصات24 مشاغل سازمان :
وظيفه: نوع شغل و مقاصد

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درمورد استان تهران، محله حصار، شناخت علم، توسعه شهر Next Entries دانلود پایان نامه درمورد آموزش و پرورش، حقوق بشر، اهداف سود