دانلود پایان نامه درمورد عوامل خطر، ارتکاب جرم، افراد بزهکار، بهداشت روان

دانلود پایان نامه ارشد

تامين سلامت و نشاط خود و ديگران (ايماني، 1382:120). هر چند عوامل روان شناختي و بهداشت رواني، خود طيف گسترده اي از عوامل وراثتي، باليني و محيطي را تشکيل مي دهد و از حوصله اين بحث خارج است، ولي در هر صورت حضور افراد بيمار رواني در فضاهاي شهري موجب ناامني آن فضا خواهند بود.
نقش حضور محسوس عوامل انتظامي و پليس در فضاهاي شهري، به عنوان عوامل غير فضايي و کالبدي موثر نيز در بروز رفتارهاي آنوميک کاملا محسوس است. ” پليس در شهر که عموما به عنوان ضابط دستگاه قضايي، مسئول امنيت و حفظ آرامش جامعه مي باشد، نقش مهمي در پيشگيري از جرايم و يا جرم خيزي و آشوب در جامعه و فضاي شهري ايفا مي کند. امروزه ضريب امنيت در جوامع، توسط پليس لايق و کارآمد بالا مي رود و در مقابل پليس ناکارآمد و ناآموخته روند مبارزه با جرايم را در جوامع مختل مي کند.
نقش پليس در ايجاد امنيت تا جايي است که در کشورهاي پيشرفته اصلاح پليس و اتخاذ تدابير جديد در نهاد پليس در رئوس برنامه هاي امنيتي و سياسي دولت هاي آنان است. در واقع … توجه به نقش پليس از آن جهت حائز اهميت است که آنان حافظان رسمي و واقعي نظم اجتماعي اند. کشف و پيشگيري از جرم، از جمله کارکردهاي اساسي پليس به شمار مي آيند…”(گليزان، 1376:32). بنابراين، آن دسته از فضاهاي شهري که پليس و عوامل انتظامي در آن حضور محسوس دارند، مسلما مجالي براي بروز رفتارهاي آنوميک به افراد بزهکار اجتماعي نخواهد داد.
با توجه به تقسيم عوامل موثر بر پيدايش آنومي در فضاهاي شهري به دو دسته مذکور ( عوامل فضايي – کالبدي و عوامل غير فضايي و غيرکالبدي) ، ادبيات مربوط به پيشگيري از جرم نيز به دو دسته کلي تقسيم مي شود: پيشگيري از جرم با تاکيد بر کاهش فرصت هاي ارتکاب جرم، پيشگيري از جرم با تاکيد بر روش هاي اجتماعي.
در روش کاهش فرصت هاي ارتکاب جرم، از طريق برنامه ريزي شهري، بر کاهش فرصت هاي محيطي، فيزيکي و فضايي محلي تمرکز دارد. بهترين تدابير استفاده شده در اين روش عمدتا مبتني بر اقدامات طراحي و برنامه ريزي ايجاد فضاهاي قابل دفاع است. فرضيه اين روش در پيشگيري از جرم اين است که، انجام جرم و تخلف در فرصت هاي ايجاد شده، انتخاب مي گردد. بنابراين راه حل موثر، مشکل تر ساختن انتخاب براي مجرم و کاهش فرصت هاي جرم و رفتارهاي ضد اجتماعي مي باشد. در روش هاي اجتماعي پيشگيري از جرم نيز به طور معمول بر روي علل بنيادي و اصل وقوع جرم متمرکز مي شوند.، که عبارتند از: شرايط اقتصادي نامناسب ( براي مثال بيکاري)، نابرابري اجتماعي( براي مثال فقر) و شرايط نامناسب فرهنگي (براي مثال تبعيض نژادي و قومي)؛ در اين چارچوب نيز بر تدابير و راهکارهاي خاصي نظير: آموزش ها و اطلاع رساني در رسانه هاي گروهي بر ضد خشونت، گسترش فعاليت هاي تفريحي و سرگرمي هاي سالم، توسعه اجتماعي ( مانند برنامه هاي اشتغال محلي و …) و … متمرکز مي شوند. دو روش پيشگيري اجتماعي و کاهش فرصت ها در تقابل با يکديگر نيستند. راهکار مناسب در حقيقت راهکاري است که ترکيبي از هر دو روش باشد. پس ازن موضوع را مي توان اين گونه جمع بندي نمود:
توجه به نظم اجتماعي و ايجاد ساز و کارهاي نهادينه براي تامين امنيت، همزاد تمدن است. اساسا زندگي با انسان هاي ديگر از طريق نهادهايي که اين زندگي کردن را با هم تنظيم مي کنند و امنيت آن را فراهم مي سازد، ميسر مي شود.
نياز به نظم اجتماعي و امنيت در جوامع شهري به صورت مستقيم داراي بازتاب هاي فضايي و کالبدي مي شود و از همان ابتدا فرم و ساختار کالبدي- فضايي شهرها به منظور تامين چنين نيازي شکل گرفتند..
از اين روست که اساسا نظم فرم و نظم اجتماعي شهر، نمي توانند جدا باشند، بلکه به صورت موازي توسعه مي يابند و متقابلاً يکديگر را الهام مي دهند.
تامين نظم اجتماعي در هر جامعه شهري، مستقيما در راستاي امنيت قرار مي گيرد و با تامين امنيت نيز هر يک از جرايم عليه اموال و اشخاص ( به عنوان رفتارهاي آنوميک) امکان بروز نمي يابد. حال که روشن است نظم فرم و نظم اجتماعي شهر متقابلاً در يکديگر تاثير دارند، مي توان اين چنين نتيجه گرفت که با تمهيدات فضايي و کالبدي معطوف به هدف اين مطالعه، مي توان تاثير مطلوبي بر روي نظم اجتماعي، امنيت و کاهش رفتارهاي آنوميک از جمله جرايم شهري به وجود آورد. با وجود اين بايد توجه نمود که عوامل مختلف و متعدد در سطوح مختلف در پيدايش آنومي در جامعه، شهر و فضاهاي شهري موثر هستند.
بررسي ها حاکي از آن است که در سطح جامعه؛ عوامل موثر هر يک داراي طيف گسترده اي از متغيرها و شاخص ها مي باشند. متغيرها و شاخص هاي عوامل اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و محيطي موثر در پيدايش آنومي در جامعه همواره در ارتباط با يکديگر داراي رابطه علت و معلولي و به عنوان يک سلسله علل وابسته مطرح هستند که از يک سو به عنوان نتيجه تجمع و رشد آن در طي زمان، و از سوي ديگر با ماهيت مخفي بودن قسمت اعظم آنها مجال بروز يافته اند.
در اين شرايط، عوامل اجتماعي موثر در پيدايش آنومي در هر جامعه به عنوان مشکل اجتماعي آن جامعه تلقي مي شود و هنجارهاي پذيرفته اجتماعي نمي تواند در مديان عمل جامه تحقق بپوشانند.
از طرفي مسئله اجتماعي، يا آنچه که رفتار انحرافي يا نابهنجار شناخته مي شود به فرهنگ و هنجارهاي آن جامعه بستگي دارد و از طرف ديگر خود به شدت تحت تاثير عوامل اقتصادي و بحران هاي احتمالي در آن هستند و تاثير همه اين عوامل در يک بستر محيطي نامطلوب، تشديد مي شود. بنابراين روابط ميان عوامل ياد شده و متغيرهاي زير مجموعه آنها به صورت اندرکنش متقابل مطرح است.
نمودار شماره 2-7: روابط ميان عوامل موثر در پيدايش آنومي در جامعه

منبع:صالحي، مرکز مطالعاتي و تحقيقاتي شهرسازي و معماري (1387)

در سطح شهر، تحت تاثير عوامل محيطي نقش و تاثير هر يک از اين عوامل در پيدايش رفتار آنوميک تشديد مي شود. به طوري که بعضاً عنوان مي شود که بزهکاري تابعي از توسعه شهرهاست و آمارها نيز حاکي از معني دار بودن اختلاف فراواني ميزان ارتکاب به جرايم ميان جوامع شهري و روستايي است.
صاحب نظران معتقد هستند که شهرها، شرايط بسيار مساعد محيطي براي بدکاران و مخفي شدن آنها فراهم مي سازد. با وجود اين؛ در پيدايش اين شرايط نيز عوامل متعددي موثر هستند که از جمله مهم ترين آنها اندازه، نرخ رشد، ساختار فضايي محلات، کيفيت توزيع فضايي خدمات و امکانات عمومي، کيفيت مسکن و الگوي کاربري زمين را مي توان برشمرد.
در واقع، هر يک از عوامل به صورت بالقوه در ارتباط و تعامل با يکديگر و يا با اصطکاک با عوامل ديگر برشمرده فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي، نابساماني و ناهنجاري را به همراه دارند.

نمودار شماره 2-8: نقش و روابط عوامل موثر در پيدايش آنومي ( رفتار ناهنجار و مجرمانه ) در شهر

منبع:صالحي، مرکز مطالعاتي و تحقيقاتي شهرسازي و معماري (1387 )

البته مي توانيم ويژگي ها و يا عوامل موثر در پيدايش رفتار مجرمانه را در شهر، به دو بخش عوامل يا ويژگي هاي کالبدي و نيز عوامل يا ويژگي هاي غيرکالبدي تقسيم نماييم. به عبارت ديگر در صورت پيدايش ناهنجاري در هر بخش از يک شهر مي توانيم اين فرضيه را بپذيريم که آن ناهنجاري مي تواند به پيدايش رفتار مجرمانه نيز بيانجامد.

نمودار شماره 2-9: عوامل و ويژگي هاي محيطي موثر در پيدايش رفتار مجرمانه در سطح شهرها

منبع:صالحي، مرکز مطالعاتي و تحقيقاتي شهرسازي و معماري (1387 )
2-3-7- پيشگيري از بزهكاري
پيچيدگي ماهيت بزهكاري پيشگيري را نيز مشكل مي‌كند و رهيافت هاي چندگانه اي را مي‌طلبد كه كليه عوامل خطرزا را در نظر بگيرد. از ديدگاه بهداشت عمومي در پيشگيري از بزه، استراتژي ها و مداخله ها در سه سطح كلي، شامل پيشگيري نوع اول يا اوّليه، پيشگيري نوع دوم يا ثانويه و پيشگيري نوع سوم يا ثالثيه است كه بر اساس سطوح مختلف براي هر جامعه اي متغير است.

نمودار شماره 2-10: نمايش مدل تحليلي بررسي عوامل موثر بر بزهكاري نوجوانان

منبع:صالحي، مرکز مطالعاتي و تحقيقاتي شهرسازي و معماري (1387 )

2-3-7-1- پيشگيري اوّليه (سطح اول) : ايجاد يك محيط سالم
در پيشگيري اوّليه به ريشه مسئله و عوامل خطرزاي محيطي توجه مي‌شود. اين نوع پيشگيري سعي بر آن دارد كه امكان درگير شدن با مسئله طوري پيش برود كه هرگز محلي براي رشد مسئله وجود نداشته باشد. به همين علت استراتژي هاي برنامه ضرورتاً طوري انتخاب مي‌شوند كه بتوانند عوامل مخاطره آميز را كاهش دهند، وضع قوانيني كه بعضي از محدوديت ها را ايجاب مي‌كنند از آن جمله اند. براي مثال در جامعه اي كه حمل اسلحه آزاد است، اين آزادي خود يك عامل خطرزاي امكان درگير شدن با مسئله بزه است . بنابراين منع حمل اسلحه يكي از استراتژي ها در آن جامعه خواهد بود. در جدول شماره 1 نمونه اي از استراتژي هاي پيشگيري نوع اول معرفي شده اند.
اگر چه تناقضاتي در بعضي از يافته هاي پژوهش در مورد كنترل بزه وجود دارد، ليکن اکثر يافته ها بيانگر آنند كه برنامه هاي پيشگيري مستقيماً تأثير زيادي در كاهش رفتار هاي بزهكارانه نداشته اند. در مقابل به پژوهش هايي نيز بر مي‌خوريم که نشان داده اند مداخله اوّليه جامعه و خانواده متفقاً در كنترل بزهكاري تأثير دارند. عمده برنامه ريزي هاي اين مداخلات بر اساس يافته هايي است كه نشان مي‌دهند عوامل خانوادگي مانند : طلاق، مرگ والدين، كثرت اولاد، فقدان حمايت هاي رواني و بي توجهي به نياز هاي عاطفي فرزندان، بي انضباطي در خانواده، وجود فرد بزهكار يا ناسازگار اجتماعي، خيانت زن يا شوهر، اختلافات خانوادگي، طرد از خانواده، فقدان زمينه هاي تربيتي مناسب در خانواده، مسكن نامناسب از نظر فضاي فيزيكي و فقر، در تقويت و يا كنترل بزهكاري نقش دارند. عوامل اجتماعي مانند، بي سوادي، رشد بي رويه جمعيت، صنعتي شدن، اختلافات طبقاتي، قوانين تحميلي، بي عدالتي اجتماعي، بيكاري، جنگ، محيط اجتماعي نامناسب (زندگي در جوار بزهكاران)، فقدان امكانات تفريحي سالم و قابل دسترس همه طبقات جامعه، زاغه نشيني، زورمداري سياسي و …، در كنترل و رشد بزه مؤثرند. به همين جهت استراتژي هاي مداخله اي خانواده گرا و جامعه گرا در پيشگيري نوع اول اهميت پيدا مي‌كنند. خلاصه اينكه در سطح اول پيشگيري عمده مسئوليت به عهده خانواده و جامعه است. بسياري از ديدگاه هاي روانشناختي، سن مناسب براي سطح پيشگيري نوع اول را قبل از 8 سالگي مي‌دانند.
2-3-7-2- پيشگيري ثانويه (سطح دوم) : كاهش عوامل خطرزا
در پيشگيري ثانويه، هدف كلي دور نگهداشتن فرد از فعاليت هايي است كه خطر بر چسب بزه را در فرد تقويت مي‌كند، مثل كنترل خشم و خشونت، كنترل هاي خانواده بر رفتارهاي ضد اجتماعي و دوري از دوستان بزهكار. پيشگيري نوع دوم نيز مانند پيشگيري نوع اول، استراتژي هاي برنامه ريزي خود را بر اساس يافته هاي پژوهش ها طرح مي‌كند و تأكيد زيادي بر فرد و يا ارتباطات فرد دارد. به همين جهت استراتژي هاي پيشگيري نوع دوم از طريق يادگيري مهارت هاي زندگي اجتماعي از يك طرف و محيط اجتماعي و ارتباطات فردي از طرف ديگر تأكيد مي‌كند. اهميت اين سطح به عنوان سطح پيشگيري كمك به افراد در معرض خطر است.

2-3-7-3- پيشگيري ثالثيه (سطح سوم) : کنترل موقعيت خطر
پيشگيري سطح سوم سعي مي‌کند موقعيت مسئله را اصلاح و يا در آن مداخله کند و هدف آن پيشگيري از تکرار فعاليت هايي است که جرم شناخته مي‌شوند. براي اين نوع پيشگيري لازم است درگير مسائلي مانند تنبيه، جريمه و بازتواني از طريق نظام حقوقي و قضا شد. پيشگيري نوع سوم، برنامه ريزي مداخله اي و اداره موقعيت هاي خطرناک78 را بر اساس فعاليت هايي تنظيم مي‌کند که ممکن است باعث بزهکاري شوند.

استراتژي هاي پيشگيري از بزهكاري
بهترين تمرين ها براي برنامه ريزي پيشگيري، با توجه به نو بودن مسئله، استفاده از روش هاي مطالعه طولي و طراحي تصادفي است. ارزشيابي هاي زيادي در مورد برنامه هاي پيشگيري در همه سطوح انجام شده است، ليکن نتايج اين

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درمورد بهداشت روان، عوامل بازدارنده، رفتار انسان Next Entries دانلود پایان نامه درمورد مفهوم فضا، عوامل خطر، اعمال مجرمانه، حقوق بشر