دانلود پایان نامه درمورد عام و خاص

دانلود پایان نامه ارشد

3-4-2- تعريف واژگان
بر اساس لغتنامه دهخدا محصور به معناي دربندان شده، احاطه کرده شده، محاط شده از ديوار و حصار و محبوس ميباشد. در شهرسازي نيز به فضايي محصورگفته ميشود که توسط عناصر کالبدي يا نمادين محاط شده باشد. به عبارت ديگر اگر فضا به هر روشي در ساختاري محبوس شود، فضايي محصور پديد ميآيد. کيفيت محصوريت فضايي توسط هفت عامل پيوسته تعيين ميشود: اندازه، شکل، تداوم، ارتفاع،بدنه، کفسازي، ويژگيهاي معماري ساختمانهاي پيرامون و مجسمه. و کميت محصوريت فضايي، اساسا بر فاصله چشم ناظر از ارتفاع بدنه محصور کننده محاسبه ميشود.
بررسي تطبيقي عوامل کيفي محصوريت فضايي در شهرسازي سنتي ايران و اروپا
هدف از بررسي نمايش تمايز محصوريت مطلوب، در فرهنگها و اقليمهاي متفاوت است. به اين منظور سعي ميشود تفاوت کميت و کيفيت محصوريت از ابعاد مختلف در نمونهاي از شهرسازي سنتي اروپا(با پيشينه شهرسازي کهن) و ايران مقايسه شود.

3-4-3- اندازه
شهرسازان اروپايي معتقدند که هر چه فضاهاي شهري بزرگتر باشد، ايجاد تاثير سه بعدي قوي سختتر است. از اين رو حداکثر اندازه پلازا را 200در500فوت (67 در170متر) و اندازه بهينه آن را 200در 275فوت (67 در90متر) پيشنهاد ميکنند. صاحب نظران اين زمينه معتقدند که ابعاد بزرگتر از اين سبب خردشدن و درهم کوبيده شدن فرد ميشود، بديهي است که اين ابعاد حاصل مطالعه و بررسي پلازاهاي مهم اروپايي ميباشد که در دورههاي قبل شکل گرفته است. در مقابل فضاهاي شهري ايستا در ايران با دو مقياس کاملا متفاوت شکل گرفتهاند؛ ميدانهاي حکومتي با مقياس کلان، مانند: ميدان نقش جهان اصفهان با ابعاد 163 در 510 متر يا ميدان توپخانه تهران با ابعاد 110در 220 متر و ميدان و ميدانهاي محلي با مقياس متوسط و خرد. نکته حائز اهمين حس فضايي و روانشناختي است که استفاده کننده عام و خاص ايراني از ابعاد نکته حائز اهميت حس فضايي و روانشناختي است که استفاده کننده عام و خاص ايراني از ابعاد وسيع ميدانهاي کلان مقياس مانند نقش جهان دارد. دريک بررسي آماري از مجموع 120نفر مصاحبه شونده، 97 درصد افراد در اين ميدان از حس فضايي مطلوبي برخوردارند و براي تعريف فضا واژههايي چون شکوه، عظمت، و آرامش را به کار ميبردند. از سوي ديگر با توجه به ميزان فراوان بارندگي و نياز به تابش آفتاب در فضاهاي عمومي غربي، به نظر ميرسد در اين نوع اقليم، ابعاد وسيعتر فضايي و محصوريت کمتر، مطلوبيت بيشتري را نزد استفاده کنندگان به وجود آورد در حالي که در مقايسه فضاهاي عمومي اصلي و حکومتي ايران و اروپا، فضاهاي ايراني بزرگتر و از درجه محصوريت عيني پايينتري برخوردار است.

3-4-4- ارتفاع چهارچوب بدنه
ارتفاع بدنههاي محصورکننده، مرزهاي فضايي را به صورت آشکار و پنهان به وجود ميآورد. در اکثر فضاهاي شهري اروپايي، در حالي که ارتفاع غالب بدنهها 4تا6 طبقه است و به تناسب آن ميزان محصوريت بالا ميباشد، يک عنصر مرتفع شاخص، مثل برج ساعت و يا حتي بدنه کليسا، محصوريت فضايي را افزايش ميدهد.
در اين شکل از محصوريت، يک عنصر عمودي که تراز ارتفاعي آن از سطوح مجاور بيشتر است، ميتواند مرزهاي پنهان فضايي ايجاد کند و فضا را با ابعاد گستردهتري تعريف کند. ايجاد اين نوع محوريت ذهني در اکثر فضاهاي شهري سنتي ايران به چشم ميخورد. در اکثر اين فضاها در حاليکه ارتفاع غالب بدنهها دو طبقه است، عنصري شاخص مثل گنبد، منار، سردر بازار و… علاوه بر افزايش ذهني ارتفاع فضا، ميزان محصوريت فضا را هم افزايش ميدهد. بارزترين نمونه آن ميدان نقش جهان است که تناسب عرض به ارتفاع با احتساب بدنه غالب در عرض ميدان 13 به 1است ولي ارتفاع چهار عنصر شاخص بلند؛ ورودي مسجد امام، گنبد و ورودي مسجد شيخ لطف الله، عمارت عالي قاپو و سردر قيصريه(در حالي که کمتر از 5 درصد سطح بدنه را شامل ميشود) ميزان محصوريت ميدان را بسيار بيشتر از ارتفاع بدنه غالب ميدان (7متر) افزايش ميدهد.

3-4-5- شکل
شکل صفت اصلي مشخص کننده فرم است و نتيجه ترکيب معين وجوه و يالهاي يک فرم ميباشد. از آنجا که شکل در غالب خطي ظاهر ميشود که جدا کننده فرم از زمينهاش است، بنابراين درک ما از شکل يک فرم بستگي به درجه تضاد بصري بين فرم و زمينهاش دارد. فرم به هر ترکيبي که باشد، گرايش استفاده کننده اين است که موضوع آن را در زمينه بصري خود به سادهترين و منظمترين شکل تقليل دهد. هرچه يک شکل سادهتر و منظم تر باشد، آسانتر مشاهده و درک ميشود. با اين مقدمه سادگي فرم و شکل از عوامل مهم جذابيت و خوانايي يک فضاي شهري نيز محسوب ميشود که به طور مستقيم از توده محصور کننده منتج ميشود.
نکته حائز اهميت، ارتباط شکلي فضا با افزايش يا کاهش عيني و دهني ميزان محصوريت است. هر چه شکل فضا به فرمهاي هندسي که ساده و دير آشنايند، تقرب يابد، آسانتر در تصور جايگزين ميشود و استفاده کننده به راحتي ميتواند، خلاهايي را که در امر محصور کردن فضا پيش آمده در ذهن جانمايي کند چرا که درک انسان از کل تا حدودي به قدرت ذهن او در تکميل تصوير مقابل به وسيله برداشت ذهني از پشت سرش بستگي دارد. فرمي که يک درک کلي را بسادگي ميسر کند موثرترين ابزار در اين رابطه ميباشد. بنابر اين حداکثر محصوريت منتج از شکل فضايي در صورت استفاده از اشکال منظم حاصل ميشود. در هندسه اشکال منظم عبارتند از: دايره و مجموعه بينهايتي از کثيرالاضلاعهاي منظم(يعني آنان که داراي اضلاع مساوي متلاقي در زواياي مساويند). مهمترين آنها اشکال اصلي هستند که عبارتنداز: دايره، مثلث و مربع.
بر اين مبنا در مقايسه شکل فضايي، فضاهاي شهري اصلي ايستا در ايرانف منظمتر و اکثرا مستطيل شکل اند و درکنار ساختار ارگانيک فضاهاي شهري پويا، داراي هندسه فضايي آشکارند. در عين حال با توجه به ارتفاع کم توده پيراموني (اکثرا حدود دو طبقه) اين هندسه فضايي، ميزان محصوريت ذهني را افزايش داده است. فضاهاي شهري اصلي ايستا در اروپا نيز، به شکلهاي هندسي بسيار نزديکند ولي اکثرا با شکل کامل هندسي اندکي فاصله دارند. در عين حال افزايش ارتفاع توده محصور کننده، شکل سه بعدي فضا را کاملتر کرده است و ميزان محصوريت عيني را بالا برده است.

3-4-6- کفسازي
کفسازي به عنوان عاملي فرعي در افزايش و يا کاهش ذهني محصوريت موثر است و ميتواند تصور تمرکز و يا فقدان آن را در يک فضاي شهري ايستا القاء کند. هر چند اهميت آن در ايجاد ذهني محصوريت در يک فضاي شهري پويا به مراتب کمتر است. در هر حالت، هنگامي که ساختمانهاي منفرد خود نافذ و موثر باشند و ارتباط طراحي بهتري با هم داشته باشند تنها يک کف صاف ساده که حداقل توجه را جلب کند، مطلوب است، ولي اگر ساختمانها با هم هماهنگ نباشند و يا در چهار چوب پلازا رخنه و شکاف بزرگي وجود داشته باشد، از طراحي دقيق کف پلازا ميتوان براي جبران کمبودها استفاده کرد.
سنتهاي معماري ايران که بر مبناي برگرفتن نگاه از زمين به سوي آسمان بوده است، سبب شده که کمترين طراحي در کف فضاي شهري صورت گيرد و اکثر کف مجموعهاي ساده و يکنواخت است. عنصر معماري شاخصي که در کف تعدادي از فضاهاي شهري ايستا در ايران استفاده شده است؛ حوض است که به گونهاي نمادين انعکاس آسمان در زمين ميباشد. با اين حال اين عنصر شاخص اکثرا سبب نوعي تمرکزگرايي ذهني و تمرکز زدايي اجتماعي شده است. به عبارت ديگر در حالي که مکان مرکزي خالي از حضور انسان است، اين عدم حضور، سبب درک مرکزيت نمادين فضا ميشود به گونهاي مشابه بجز معدودي از فضاهاي شهري اروپايي، مثل کاپيدول و دل کمپو، ساير فضاهاي شهري فاقد کفسازي متفاوت و خاص است ولي همچنان تداوم در سطح غالب است.

3-4-7- تداوم
تداوم به معناي استمرار فضايي است، و از عوامل مهم محصوريت ذهني و عيني يک فضاي شهري محسوب ميشود. تداوم در سه بعد حائز اهميت است: کف، بدنه و آسمان. تداوم در کف از طريق يکپارچگي سطح در غالب طرحي انديشيده و يا تکرار شونده حاصل ميشود. در بدنه از طريق به حداقل رسانده شکاف و بريدگي و ايجاد ريتم و تکرار و در آسمان از طريق طراحي خط آسمان و ايجاد هماهنگي و ريتم در ارتفاع بدنه.

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درباره ساختار خانه، خارج از خانه Next Entries منابع پایان نامه ارشد درباره ساختار خانه، آداب و رسوم