دانلود پایان نامه درمورد صاحب نظران، ارتکاب جرم

دانلود پایان نامه ارشد

بنابراين احتمال بزهکاري افرادي که در محله هاي پرجمعيت و فقير نشين شهرها يا آلونک ها و زاغه هاي حاشيه شهرهاي با حداقل امکانات رفاهي زندگي مي کنند، به مراتب بيش از افرادي است که در محلات کم جمعيت و مرفه شهرها سکونت دارند.
طبق آماري که در فرانسه تهيه شده است. 96% از دختران مجرمي که در موسسات مختلف نگهداري مي شوند، متعلق به خانواده هاي غيرمرفه و محلات فقيرنشين بوده اند.” (بينا : 1375 : 84)
پيشگامان مکتب اکولوژي شهري، که همه مسائل اجتماعي از جمله ميزان جرايم را در رابطه با تفاوت ها و خصيصه هاي مکاني جستجو مي کردند، نظرشان بر اين بود که انواع جرايم، بزهکاري ها، نزاع ها و … همه در نتيجه پاره شدن تعهدات رايج ميان مردم است. آنها معتقدند سازمان شکني گروهي از مردم و بروز رفتارهاي آنوميک مربوط به نامتجانس بودن بيش از اندازه محلات و مناطق داخلي شهرهاست (شکوئي : 1369 : 105). در اين خصوص شاو61 و مک کي62 پس از تحقيق درباره 55998 طفل و نوجوان بزهکار از 10 تا 16 ساله که تسليم دادگاه هاي اطفال شده بودند، ثابت نمودند که نرخ تبهکاري در مرکز شهر شيکاگو بالاتر از ساير محلات آن بوده است. کليفورد شاو63، استاد دانشگاه شيکاگو، معتقد بود که بزهکاري در يک شهر بيش از آن که به جمعيت شهر بستگي داشته باشد به محلات آن مربوط مي شود. نيچه فرو 64و زيگل65، دو محقق ايتاليايي، در سال 1899 تاثير سوي زندگي در ميان اجتماع نامناسب را مورد مطالعه قرار دادند.
در فرانسه نيز ژان بوشرون 66توزيع تبهکاري اطفال و نوجوانان را در پاريس و حومه آن بررسي کرده و نشان داده است که قسمت اعظم بزهکاران در حومه فقير نشين پاريس سکونت داشته اند.
برجس67 نيز به مطالعه بزهکاري اطفال و نوجوانان در يک شهرک 12 هزار نفري پرداخته و چنين نتيجه گيري کرده است که مجرميت در يک ناحيه آن شهرک سه برابر نواحي ديگر همان شهرک مي باشد.
بنابراين امروزه اثر جرم زاي محلات پرجمعيت و فقير نشين يا مناطق حاشيه اي شهرها، که اهالي آن ها دچار مشکلات متعدد اقتصادي و فرهنگي هستند، به اثبات رسيده و نقش دوستان، همسايگان و ساکنان محلات نيز در سوق دادن اطفال و نوجوانان به ارتکاب جرم انکار ناپذير مي باشد.” (پيشين : 84)
در گذشته ساختار فضايي هر يک از محلات شهري به ويژه در بافت هاي قديمي شهرهاي ايراني، از يک انسجام فضايي برخوردار بود؛ به طوري که اين نوع ساختار فضايي که حدود محله را مشخص مي کرد و آن را از ساير محلات متمايز مي ساخت، شامل معابر، دروازه ها، مساجد، حمام ها، مرکز محله و … مي شد. پيامد اجتماعي انسجام ساختار فضايي محله به انسجام اجتماعي و نيز امنيت و جلوگيري از رفتارهاي ناهنجار و آنوميک در هر يک از محلات منجر مي شد.
هر چند که صاحب نظران مطرح کم تر به اين جنبه پرداخته اند، ولي به نظر نگارنده اين موضوع در شهرهاي قديمي ايران بسيار حائز اهميت بوده است و خود موجب پايداري محله و هويت بخشي به آن مي شده است.
“اخيراً مطالعات متعددي به اجرا در آمده است که ساکنان، فضاي شهري را بيشتر بر مبناي محله مسکوني شان درک مي کنند تا محل کارشان که به فضاي کار جمعي تعلق دارد… افزون بر آن، احساس تعلق داشتن به اهالي محله به همان اندازه نيرومند است که محدوده هاي آن به وضوح قابل درک باشد.
محله بايد داراي مرکز اقتصادي باشد؛ مرکزي که نخست فروشگاه هاي مواد غذايي را در بر مي گيرد، اغلب در پيرامون يک ميدان به وجود مي آيد و چندين عنصر جذاب ديگر به ويژه حداقلي از خدمات همگاني به آن اضافه مي شود…” (باستيه و دزر: 1377 : 441).
بدين ترتيب ساختار فضايي محلات حداقل با مشخص بودن محدوده هاي آن و نيز برخورداري از يک مرکز شکل مي يابد. ساختار فضايي مشخص به افزايش احساس تعلق مي انجامد و زمينه مناسبي براي کنترل نظارت اجتماعي به وجود مي آورد.

2-3-5-1-5- توزيع ناعادلانه خدمات و عامل محروميت از امکانات عمومي
” براي تبيين خشونت هاي شهري علل مختلفي را مطرح کرده اند، در ايالات متحده آمريکا جوانان محروم از امکانات، تا کنون بارها از شورش، آتش زدن خودروها و غارت فروشگاه ها براي رساندن پيام خود به مسئولان و جامعه استفاده کرده اند.” (عامري سياهوئي : 1379 : 21). اين تجهيزات و امکانات بيش از پيش زياد و متنوع اند، ايجاد آنها پرهزينه است و کارکردشان گران تمام مي شود. خدمات، امکانات و تجهيزات را مي توان بر اساس اهداف آنها طبقه بندي کرد… امکانات و خدمات درماني ( درمانگاه هاي رايگان ، زايشگاه ها، بيمارستان هاي عمومي و تخصصي، خدمات فوريتي و …) امکانات ورزشي- امکانات مذهبي- امکانات فرهنگي، پست و مخابرات- امکانات امنيتي ( آتش نشاني و پليس)، روشنايي معابر، کمک هاي اجتماعي ( مرکز تامين اجتماعي، کاريابي، حمايت اجتماعي و …) شبکه هاي توزيع آب، گاز، برق و … امکانات و مراکز عرضه و توزيع مواد غذايي و …” (پيشين : 324)
در اين خصوص قدر مسلم وجود مراکز تفريحي ، خدمات عمومي، مراکز آموزشي و … همچنين توزيع فضايي عادلانه آن ها در ميان محلات شهري مي تواند عامل بازدارنده رفتارهاي اعتراض آميز و ونداليسم اجتماعي شود. البته در اين ميان نيز مي بايست به ايجاد مراکز اشتغال و کارآموزي جوانان تا حدي که امکانات فضايي، ساختاري و الگوهاي سازگار کاربري زمين در مناطق مسکوني و يا مناطق اطراف آن را فراهم سازد نيز توجه نمود. امروزه، موضوع ناامني در شهر، نشان از عدم جامعه پذيري گروه هايي از شهروندان دارد. عده اي با استفاده از امکانات موجود در شهر، موقعيت هايي خاص مي يابند که افراد ديگر از آن محروم مي مانند. طبعا کساني که محروم مانده اند، ممکن است در اعتراض به اين مسئله و با کوشش براي کسب اين امکانات ( با روش غيرقانوني) موجب پاره اي ناامني هاي شهري شوند.
به طور کلي ” به طرز قابل ملاحظه اي، اين خانواده هاي فقيرند که از خشونت هاي شهري در رنج و عذابند. اين گونه استدلال مي شود که وجود بي عدالتي هاي گسترده در ثروت، بهره مندي از خدمات و تمرکز آن در متن شهر، خود شاخصي از انحطاط سلامت اجتماعي جامعه است. اگر اين موضوع حقيقت دارد، پس پيگيري و کاهش اختلافات و نابرابر هاي درآمد در شهرهاي کشورهاي در حال توسعه، امري ضروري محسوب مي شود.
از اين روست که در ميان جوامع فقير، مردان بيش ترين آسيب مستقيم از خشونت را مي بينند و احتمالا گناهکارترين افراد از خشونت شهري به حساب مي آيند. به عنوان مثال در آمريکا، مردان سياه پوست به احتمال زياد بيش تر به دليل جنايت مي ميرند تا دلايل ديگر و اميد به زندگي در مردان سياه پوست در برخي از شهرهاي آمريکا ( مثل نيويورک) حدود 30 سال کمتر از کشورهاي کم درآمدي مانند بنگلادش است”. (باتل : 1997 : 97)

2-3-5-1-6- وجود مسکن هاي ناسالم
مدت هاي زيادي است که فرضيه رابطه مسکن نامناسب ( به عنوان متغير مستقل)، با جرم ( به عنوان متغير وابسته ) از سوي پژوهشگران به اثبات رسيده است.
به عبارت بهتر، همبستگي بسيار شديدي بين ناسالم بودن مسکن و بزهکاري کودکان و جوانان ملاحظه شده است. مثلا در لوس آنجلس مشاهده شده است که در مسکن هاي ناسالم نسبت بزهکاري جوانان 68 در هزار در مقابل 10 در ده هزار در محلات عادي است؛ در فرانسه 74% موارد بزهکاري در محلاتي که مساکن ناسالم وجود دارد، ملاحظه شده است.
گرچه به دشواري مي توان اين عامل را از ساير عوامل جدا کرد، ليکن به هر صورت مي توان پذيرفت که مسکن نامناسب و معيوب از دو طريق محيط مساعدي براي ايجاد جرم به وجود مي آورد:
نخست به دليل بر هم زدن روابط عاطفي کودک و والدين از همان ابتداي زندگي؛ دوم به دليل اين که هر گونه زندگي فردي و اجتماعي را جز در کوچه و خيايان براي نوجوانان غير ممکن مي سازد. اثبات اين مدعا با ارائه يک برهان خلف روشن شده است، هنگامي که مسکن مجرم را تغيير داده اند، مشاهده شده است که در رفتار فرد تغييراتي حاصل مي شود.
مثلاً هنگامي که در شهر بروکسل در دو منطقه مخروبه مسکن جديد بنا شد، ميزان و نسبت جرايم کاهش قابل ملاحظه اي يافت. در انگلستان، موگي68 مشاهده کرده است که پس از تغيير مسکن در محيط خانوادگي بهبودي محسوس حاصل شده است. در فرانسه مطالعات چومباردولو نشان مي دهد که با تغيير مسکن نامطلوب، افراد حداقل به طور ذهني احساس بهبود در زندگي خود داشته اند.
در اين جا بايد اضافه کنيم که تغيير مسکن براي اينکه تاثير لازم را داشته باشد؛ مي بايست با توجه به برخي اطلاعات روان شناسي، مانند عادات فرهنگي، روابط موجود و مستقر بين افراد و امثال آن صورت پذيرد… بنابراين کيفيت مسکن يکي از مسائل اساسي زندگي شهرنشيني است و بايد ديد تا کنون چه پاسخ هايي به اين نياز داده شده است. (توسلي : 1355 : 64)
هم چنين “پژوهشي که توسط آژانس خانه سازي دولت فدرال آمريکا انجام گرفته، نشان مي دهد که خانه هاي نامناسب عامل مهمي در تمام اشکال کجروي هاي اجتماعي به خصوص بزهکاري جوانان مي باشند… خانه هايي که کودکان کجرو بدان وابسته اند، معمولا جايي نامناسبند و از هيچ گونه امکاناتي برخوردار نيستند (فرجاد : 1363 : 128). وضعيت ساختمان و حتي تعداد طبقات، کيفيت و وضعيت ظاهري آپارتمان از نظر نور کافي،بهداشت، موقعيت قرارگيري،وضعيت آلودگي صوتي، کاربري هاي مجاور، وضعيت دسترسي، فرسودگي کالبدي و … و به طور کلي کيفيت و سلامت ساختمان مسکوني بر کيفيت و سلامت زندگي تاثير مي گذارد.
جورج و مکينلي69 در کتاب اکولوژي شهري در اين خصوص جمله اي را از وينستون چرچيل نقل مي کند که ” ما ساختمان هايمان را شکل مي دهيم و سپس ساختمان هايمان ما را شکل مي دهند…” (جورج و مکلينلي : 1970 : 46)
به طور کلي، وضعيت مسکن و طرح آن مي تواند از دو راه تاثير گذار بر افزايش خشونت ها و جرايم شهري و متاثر از آنها باشد. نخستين راه اين است که؛ ساختمان هايي با طراحي ضعيف مي توانند در ضعف سلامتي، گسترش سندروم بيماري، انزواي جسمي و افسردگي نقش بسزايي داشته باشند. خصوصا اين که مورد آخري، يعني افسردگي بر زنان تاثيرگذارتر است. علاوه بر اين ساختار محيطي مي تواند شرايط انتقال خشونت را فراهم کند. طبيعت بغرنج و پيچيده مناطق مسکوني شهري، هم در کشورهاي پيشرفته و هم در کشورهاي در حال توسعه، جنايات خياباني ( مثل کيف زني، جيب بري و غيره) را آسان و ترس را ترويج مي کند، از اين رو کيفيت مساکني که در حاشيه اين خيابان ها قرار دارند تحت تاثير قرار مي گيرد”. (پاتل70 : 1997 : 99)
موري71 از بعد ديگري به موضوع مسکن مي پردازد. مهم ترين فرضيه تحقيق موري را مي توان چنين بيان کرد: کودکان خانواده هايي که فضاي مسکوني کافي در اختيار ندارند، نابهنجاري هاي رفتاري بروز مي دهند و از نظر پيشرفت تحصيلي نيز دچار شکست و عدم موفقيت مي شوند. رفتارهاي تهاجمي يا پرخاشگرانه و همچنين احساس ناامني از ويژگي هاي رفتاري اين گروه از کودکان ذکر مي گردد. موري تحقيق خود را روي کودکان کلاس هاي چهارم و پنجم ابتدايي انجام داد. ميزان رفتارهاي پرخاشگرانه و احساس ايمني کودکان آزمودني، به وسيله آزمون هاي رواني اندازه گيري شد. سپس براي خانواده هر کودک يک شاخص تراکم ( نسبت تعداد اعضاي خانواده به تعداد اتاق ها ) و يک شاخص ” تراکم تعامل هاي خانواده ” محاسبه شد. اين تحقيق نشان مي دهد: کودکان خانواده هايي که فضاي مسکوني کافي در اختيار ندارند، رفتارهاي تهاجمي و عصبي بيشتري بروز مي دهند . اين گروه از کودکان در مقايسه با آنهايي که فضاي کافي در اختيار دارند، از نظر پيشرفت تحصيلي نيز ناموفق بوده، احساس امنيت کم تري مي نمايند (مرتضوي : 1367 : 83). بدين ترتيب در صورت هرگونه ناهنجاري در وضعيت ساختمان، تا حدودي مي توان انتظار ناهنجاري رفتاري ساکنين ساختمان را نيز در داخل ساختمان، و نيز خارج از آن ( فضاهاي شهري ) انتظار داشت. از اين روست که زاغه نشيني و سکونت در سکونت گاه هاي غيررسمي و بافت هاي مشکل دار فرسوده، اغلب با ناهنجاري هاي اجتماعي و رفتارهاي آنوميک همراه مي گردد.

2-3-5-1-7- الگوي کاربري زمين و کميت و کيفيت فعاليت
هرگونه الگوي کاربري زمين تاثيراتي بر شهر و در نتيجه

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی ایران و چین، اقتصاد کشور، خلیج فارس، خاورمیانه Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی سیاست خارجی، وزارت امور خارجه، منافع اقتصادی، ایران و چین