دانلود پایان نامه درمورد صاحبان سهام، روانشناسی، حقوق صاحبان سهام

دانلود پایان نامه ارشد

شده در تالار بورس، نرخ مقطوع مالیات برابر 22.5% سود خالص (قبل از کسر مالیات) خواهد بود که بعضاً با توجه به موارد خاص میتواند کمتر از این مبلغ نیز باشد.
اندوختۀ قانونی: جزیی از حقوق صاحبان سهام بوده که بخشی از سود سالیانۀ شرکت تا سقف مشخصی را بنا به الزامات قانونی به این حساب منتقل خواهد گردید، که این الزامات شامل حداقل 5% سود خالص هر سال تا سقف 10% سرمایۀ شرکت خواهد بود.
سایر اندوختهها: این سرفصل نیز بخشی از حقوق صاحبان سهام میباشد که بنا به تصمیمات هیأت مدیره و مجمع عمومی، برای اهدافی خاص که از آن جمله میتوان به طرحهای توسعۀ آتی شرکت اشاره نمود از سود پس از کسر مالیات کسر و به این حساب منتقل خواهد گردید.
سود و زیان انباشته: این حساب نیز جزیی از حقوق صاحبان سهام میباشد که جزء تقسیم نشده ی EPS شرکتها به آن منتقل میشود و عموماً شرکتها در راستای جلوگیری از خروج نقدینگی و حفظ قدرت رقابت، بخشی از درآمد هر سهم را به این حساب منتقل مینمایند. اما در هر صورت باید گفت که تمام EPS سالانۀ یک شرکت (به استثنای بخش مالیات) مستقیم یا غیر مستقیم متعلق به صاحبان سهام خواهد بود و اینها هستند که در نهایت از آن بهره خواهند برد. که این نسبت با استفاده از فرمول ذیل قابل محاسبه خواهد بود:
EPS=(شرکت (شده تحصیل)بینی پیش سود کل)/(منتشره سهام تعداد)
(شهدایی، 1390، 134)

2-3-2 تحلیل تکنیکال چیست؟
تحلیل تکنیکال فرآیند تجزیه و تحلیل قیمتهای تاریخی اوراق بهادار به منظور تعیین قیمتهای احتمالی آینده میباشد. این کار با مقایسۀ رفتار جاری قیمت (یعنی انتظارات جاری) با رفتار قابل مقایسۀ قیمت تاریخی برای پیشبینی یک نتیجۀ معقول انجام میشود. یک تحلیلگر تکنیکال ممکن است این فرآیند را به عنوان این حقیقت که تاریخ خودش را تکرار میکند تعریف کند در حالیکه دیگران به گفتن این بسنده میکنند که ما باید از گذشته درس بگیریم (Achelis, 2000, 6).

2-3-2-1 فلسفه یا منطق
سه مبحث ابتدایی به عنوان پایههای مباحث فلسفی و منطقی تحلیل تکنیکال به شرح ذیل می باشد:
همه چیز در قیمت لحاظ شده است.
قیمتها بر اساس روندها حرکت میکنند.
تاریخ تکرار میشود.

2-3-2-1-1 همه چیز در قیمت لحاظ شدهاست
شاید بتوان ادعا کرد جملۀ همه چیز در قیمت لحاظ شدهاست پایه و اساس تحلیل تکنیکال است. تا زمانی که به درک درستی از این جمله نرسیده باشیم شاید پیشروی در یادگیری فن تکنیکال کار بیهوده ای باشد. یک تحلیلگر تکنیکال در ابتدا به این باور رسیده است که هر چیزی که بتواند در قیمت تأثیر گذار باشد اعم از فاکتورهای سیاسی، فاندامنتالی، جغرافیایی و یا سایر فاکتورها در قیمت یک سهم لحاظ شده است. پس از درک و پذیرش جملۀ فوق به عنوان مقدمۀ تحلیل تکنیکال به این نتیجه میرسیم که تحلیل قیمتها تمام آن چیزی است که ما به آن نیاز داریم. برای اثبات عدم صحت این ادعای مغرورانه، زمان زیادی صرف شده و نتیجهای حاصل نشده است. همۀ تحلیلگران تکنیکال بر این باورند که تغییرات قیمت تابعی از عرضه و تقاضا است. چنانچه تقاضا بیش از عرضه باشد آنگاه قیمت صعود خواهد کرد و اگر عرضه بر تقاضا پیشی گیرد قیمت کاهش خواهد یافت. این تغییرات اساس تمام پیش بینیهای اقتصادی و بنیادی میباشد. برداشت تکنسینها از این اصل به این صورت است که اگر قیمت به هر دلیلی بالا رفت پس باید تقاضا بر عرضه غلبه کرده و علل فاندامنتالی تأثیر خود را گذاشته باشند و چنانچه قیمت سقوط کرد دلایل فاندامنتالی و بنیادی بیاثر شدهاند. جملۀ عجیب پایانی در مورد فاندامنتال نباید شما را متعجب کند. منطق در این مبحث ما را به اینجا رهنمون میکند که یک تحلیلگر تکنیکال نیز به نوعی مباحث فاندامنتال و بنیادی را مورد مطالعه قرار میدهد. قریب به اتفاق تحلیلگران تکنیکی بر این باورند که نیرویی که جهت عرضه و تقاضا را تغییر میدهد، برآیند تغییرات فاندامنتال و مربوط به اقتصاد بازار میباشد و همین نیرو بر قیمت ها تأثیر میگذارد. نمودارها هرگز به تنهایی علت بالا یا پایین آمدن قیمت نیستند. آنها نشان دهندۀ میزان تأثیر یا عدم تأثیر عوامل پایهای بازار هستند. این یک قانون است که تحلیلگر تکنیکی به هیچ وجه دخالتی در عوامل تأثیر گذار برقیمت نمیکند. بیشتر اوقات در آغاز یک روند و یا در نقطۀ تغییر جهت قیمت از افزایش به کاهش یا برعکس هیچ کس به طور قطع دلیل این تغییر جهت را نمیداند. ولی تحلیلگر تکنیکی به سادگی و با استفاده از الگوها میتواند این تغییر را به موقع شناسایی کند و پایداری آن را بسنجد. باید در خاطر داشت که مادامی که یک تحلیلگر تکنیکی بر این عقیده باقی بماند که همه چیز در قیمتها لحاظ شده است موفق خواهد شد که از بسیاری از افراد با تجربۀ بازار (که از این ابزار استفاده نمیکنند) سود بیشتری کسب کند. پذیرش جملۀ “همه چیز در قیمت لحاظ شده است” به عنوان اولین قدم مساوی است با پذیرش اهمیت بررسی قیمت. با استفاده از بررسی روند قیمت به کمک ابزارهای تکنیکی مختلف مانند نوسانگرها، یک تحلیلگر تکنیکال میتواند بهترین گزینهها را تشخیص دهد و انتخاب کند. یک تحلیلگر لزوماً نبایستی از بازار باهوشتر باشد و یا قادر باشد که پیشبینیهای متحیرانهای دربارۀ تغییرات قیمت انجام دهد. او میداند که دلایل زیادی برای نوسان قیمت وجود دارد و صرفاً بر این باور است که لزومی به دانستن این دلایل برای پیش بینی تغییرات قیمت وجود ندارد.

2-3-2-1-2 قیمتها بر اساس روندها حرکت میکنند
ضروری است که این مفهوم را بپذیریم که قیمتها بر اساس روندها حرکت میکنند. هدف از ترسیم نمودار قیمت، شناسایی روند و پیشبینی جهت حرکت این روند است پیش از آنکه قیمتهای آتی، روند آینده را مشخص کنند. در حقیقت تعداد زیادی از تحلیلگران بر این باورند که ماهیت روندها یکسان است و همواره کافی است که روند فعلی را ارزیابی کنیم. نظریۀ ثابت شدهای نیز وجود دارد که میگوید قیمتها بر اساس روندها حرکت میکنند و یا به عبارت دیگر قیمتها دوست دارند که روند فعلی خود را حفظ کنند؛ به جای آنکه تغییر جهت دهند. این قانون به نوعی بیان دیگری از قانون اول نیوتون درباره ی حرکت است. شاید بتوان آن را این گونه نیز مطرح کرد که قیمتها به روند فعلی خود ادامه میدهند تا زمانی که عوامل بازدارندۀ حرکت آنها را متوقف کند. این قانون یکی از ادعاهای محکم تحلیلگران میباشد. آنها معتقدند که روندها تا زمانی که عوامل خارجی بر آنها تأثیر نگذاشته جهت خود را حفظ میکنند.

2-3-2-1-3 تاریخ تکرار میشود
بخش بزرگی از مباحث تحلیل تکنیکال و مطالعۀ رفتارهای بازار، مشابه روانشناسی در انسانها میباشد. به عنوان مثال الگوهای نمودارهایی که یکصد سال پیش ترسیم شدهاند دقیقاً منعکس کنندۀ تأثیر مسائل آن دوره از نظر روانشناسی در روند قیمتها هستند. این تصاویر به وضوح روانشناسسی بازار را آشکار میکنند. از زمانی که الگوها به خوبی در گذشته عمل کردهاند فرض شده که در آینده نیز به همان خوبی جوابگو خواهند بود. پایه و اساس آنها اصول روانشناسی است که این امر باعث میشود که آنها را به عنوان اصول ثابت بپذیریم و بتوانیم به آنها اعتماد کنیم. بیان دیگری از این موضوع این است که بگوییم: تاریخ تکرار میشود و این کلیدی است برای پیش بینی آینده از طریق تحلیل گذشته و یا این که بگوییم آینده چیزی نیست جز تکرار گذشته ( مورفی، 1384، 2-5).

2-3-2-2 اندیکاتور (شاخص)
شاخص تکنیکال، مجموعهای از نقاط اطلاعاتی است که از فرمول بندی دادههای قیمت یک سهام حاصل میشود. دادههای قیمت، شامل قیمت باز شدن، بالاترین قیمت، پایینترین قیمت و قیمت بسته شدن (قیمت پایانی) میباشد. برخی شاخصها ممکن است فقط قیمت بسته شدن را به کار برند در حالیکه برخی دیگر حجم سهام معامله شده و قیمت باز شدن را هم در فرمول وارد میکنند. نحوۀ کار اینگونه است که دادههای قیمت وارد فرمول میشود و بدین ترتیب یک نقطۀ اطلاعاتی ایجاد میگردد. در واقع فرمول هر شاخص مانند یک تابع عمل میکند، به این صورت که دادههای قیمت، ورودی این تابع و نقاط نمودار شاخص، خروجی آن میباشند (از وصل نقاط خروجی نمودار شاخص به دست میآید).
یک نقطۀ اطلاعاتی به تنهایی توضیح زیادی در اختیار ما قرار نمیدهد و ایجاد یک شاخص نمیکند؛ بلکه یک مجموعه از نقاط اطلاعاتی در یک دورۀ زمانی لازم است تا یک شاخص تکنیکال به وجود آید و بتوان بر اساس آن به تجزیه و تحلیل پرداخت (لطفی،درویش، 1385، 14). به منظور تسهیل انجام تحلیل، شاخصهای تکنیکی معمولا به صورت یک نمودار بالا یا پایین نمودار قیمت نشان داده میشوند. این کار سبب میشود مقایسۀ نمودار قیمت و نمودار شاخص ساده تر انجام پذیرد.

2-3-2-3 یک اندیکاتور یا شاخص چه چیزی را ارائه میکند؟
یک شاخص تکنیکال ابزاری است که از طریق آن میتوان رفتار قیمت را تحلیل کرد. برخی شاخصها مانند میانگین متحرک، از فرمولهای ساده به دست میآیند و نحوۀ عملکرد آنها به سادگی قابل فهم است؛ اما برخی دیگر مانند استوکاستیکها فرمولهای پیچیدهتری دارند و برای درک کامل آنها نیاز به مطالعۀ بیشتری هست. صرف نظر از میزان پیچیدگی فرمول شاخصهای تکنیکال، این شاخصها می توانند نگرش مناسبی نسبت به قدرت و جهت حرکت قیمت سهام ارائه دهند. به عنوان مثال میانگین متحرک میتواند به تعدیل و همگن کردن اطلاعات کمک کند. میانگین متحرک، حرکتهای تصادفی و بی نظمیهای قیمت را حذف میکند و نگرشی یکنواختتر نسبت به رفتار قیمت ارائه میدهد (لطفی، درویش، 1385، 15).

2-3-2-4 چرا از شاخصها استفاده میکنیم؟
شاخصها سه کاربرد مهم دارند: آگاهی دادن زودهنگام از یک حرکت خاص جهت آماده باش، تأیید و تحکیم یک حرکت و پیش بینی حرکات آینده.
اعلان آماده باش: یکی از کاربردهای مهم شاخصها، اعلان آماده باش جهت مطالعۀ دقیقتر رفتار قیمت میباشد. مثلا اگر مومنتوم در حال ضعیف شدن باشد، میتواند سیگنال و نشانهای جهت شکسته شدن خط حمایت باشد. در مقابل شکل گیری یک واگرایی مثبت میتواند اعلانی جهت شکسته شدن خط مقاومت به حساب آید.
تأیید و تحکیم یک حرکت: شاخصها میتوانند در جهت تأیید سایر ابزارهای تحلیل تکنیکال مورد استفاده قرار گیرند. اگر در نمودار قیمت شکست ایجاد شود (به عنوان مثال، پس از مدتی حرکت صعودی، جهت حرکت تغییر کرده و قیمت سهم شروع به نزول کند)، تقاطع میانگین متحرک با نمودار قیمت میتواند تأییدی بر این شکست قیمتی و تغییر جهت حرکت باشد.
پیش بینی حرکات آینده: برخی معاملهگران از شاخصها برای پیشبینی جهت حرکت آتی قیمت استفاده میکنند (همان منبع، 1385، 15).

2-3-2-5 نکاتی درباره استفاده از شاخصهای تکنیکال
“شاخصها فقط و فقط نشانگر هستند!” این مطلب ممکن است به نظر ساده بیاید ولی گاهی، معامله گران رفتار قیمت سهام را نادیده میگیرند و صرفاً بر یک شاخص تمرکز میکنند. میتوان گفت شاخص ها رفتار قیمت سهام را با فرمولهایی فیلتر میکنند، بنابراین شاخصها از قیمت مشتق میشوند ولی انعکاس مستقیم رفتار قیمت نیستند. این موضوع را باید هنگام تحلیل مورد توجه قرار داد. بنابراین هرگونه تحلیل در مورد یک شاخص باید ضمن مدنظر قرار دادن رفتار قیمت صورت گیرد. هرچند ممکن است واضح به نظر آید اما لازم است تأکید کنیم که سیگنالهایی که شاخصهای تکنیکال صادر میکنند، باید با توجه به سایر ابزارهای تحلیل تکنیکال مورد استفاده قرار گیرند. توجه داشته باشید که چگونگی خواندن و تفسیر شاخصها بیشتر یک هنر است تا یک علم. یک شاخص معین ممکن است در ارتباط با سهمهای مختلف الگوهای رفتاری متفاوتی از خود نشان دهد؛ شاخصهایی که برای یک سهم خوب جواب میدهند ممکن است برای سهمی دیگر چنین عمل نکنند. با گذشت زمان از طریق مطالعۀ دقیق و تجزیه و تحلیل شاخصهای گوناگون، تخصص معاملهگر در تفسیر شاخصها افزایش می یابد (همان منبع، 1385، 16)

2-3-2-6 شاخصهای پیشرو (هدایتگر)
شاخصهای هدایت کننده همانطور که از نامشان بر میآید، رای هدایت و سوق دادن حرکت قیمت طراحی شدهاند. این شاخصها پیش از حرکت قیمت حرکت کرده و سیگنال صادر میکنند. محاسبۀ اغلب

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درمورد نقدشوندگی، ارزش دفتری، حقوق صاحبان سهام Next Entries دانلود پایان نامه درمورد سطوح حمایت، قیمت سهام، عرضه کنندگان