دانلود پایان نامه درمورد شرکت در انتخابات، نظام ارزش ها، توسعه شهر

دانلود پایان نامه ارشد

تغيير ساختار و كاركرد شهر و يا انباشتگي شهري رخ مي‌دهد. در واقع افت ساختاري هنگامي رخ مي‌دهد كه شهر ديگر برآورده كننده نيازهاي ساكنين و تامين كننده پايه اجتماعي جامعه نباشد.
افت اقتصادي: گسترش فن آوري جديد در كشورهاي پيشرفته باعث ركود صنايع سنگين و بنابراين بيكاري مي‌شود. بيكاري توان اقتصادي ساكنين را پائين مي‌آورد،
افت اجتماعي: مهاجرت خانوارهاي قديمي ساكن در مراكز شهري در كشورهاي پيشرفته در اثر جريانات برنامه ريزي شده (مثل توسعه شهركهاي جديد در حومه) و يا غير برنامه ريزي شده (ركود صنايع سنتي و بيكاري و آلودگي و افت كالبدي و …) باعث تجمع افراد محروم و ناسالم اجتماعي و مهاجران از خارج از شهر، اقليتهاي قومي، نژادي و مذهبي در بخش داخلي شهر مي‌شود كه خود روند افت بافت شهري را ادامه مي‌دهد.
افت كالبدي: به تدريج با افت اجتماعي و اقتصادي، افت كالبدي نيز آشكار مي‌شود. واحدهاي تجاري و مسكوني فرسوده. قطعات زمين متروكه و خالي، تاسيسات زيربنايي كهنه و ناكارا تجلي افت كالبدي بافت شهري مي‌باشند.
افت محيطي: افت كالبدي و استفاده نامناسب و بيش از حد منابع محيطي و عدم ترميم آثار سوء عنوان شده بر محيط، آلودگي هوا و آب و فضولات شهري به تخريب و افت وسيع بافت شهري مي‌انجامد.

نمودار 2-13: فرآيند فرسودگي محلات قديمي شهر

منبع: مطالعات شرکت مشاور نقش پيراوش
2-6-2. ويژگي هاي اساسي بافت هاي فرسوده شهري
معيارهاي اساسي شناسايي و تشخيص اين گونه از بافت ها به شرح ذيل است:

عمر ابنيه:
بيش از 80 درصد از ساختمان ها در اين بافت ها داراي قدمتي بيش از 50 سال مي باشند و يا اگر در 50 سال اخير ساخته شده باشند، فاقد استانداردهاي فني هستند و به گونه اي که غيراستاندارد بودن آن ها از ظاهر ساختمان قابل تشخيص است. ابنيه اين بافت ها عمدتاً تاب مقاومت در برابر زلزله اي با شدت متوسط را ندارد.
دانه بندي:
ابنيه مسکوني واقع در اين گونه بافت ها عمدتا ريز دانه بوده و مساحت عرصه آن ها به طور متوسط کمتر از 200 مترمربع مي باشد:
نوع مصالح:
مصالح به کار رفته در اين گونه بافت ها عمدتا از انواع خشتي، خشت و آجر و چوب و يا آجر و آهن بدون رعايت اتصالات افقي و عمودي و فاقد سيستم سازه اي مي باشد.
تعداد طبقات:
اکثر ابنيه در بافت هاي فرسوده، يک يا دو طبقه مي باشد.
وضعيت دسترسي:
بافت هاي فرسوده که عمدتا بدون طرح قبلي ايجاد شده اند. عمدتا از ساختاري نامنظم برخوردارند و دسترسي هاي موجود در آن ها عمدتا پياده مي باشد، به گونه اي که اکثر معابر آن بن بست يا با عرض کمتر از 6 متر بوده و ضريب نفوذپذيري در آن کم است.
وضعيت خدمات و زيرساخت ها:
بافت هاي فرسوده به لحاظ برخوداري از خدمات، زير ساخت ها و فضاهاي باز و سبز عمومي دچار کمبودهاي جدي است. (عليزاده، 1387: 47).

2-6-3. انواع فرسودگي بافت هاي شهري:
در يک تقسيم بندي کلي مي توان فرسودگي را به دو دسته فرسودگي نسبي و فرسودگي کامل تقسيم کرد. فرسودگي نسبي فرسودگي است که در يکي از عناصر فضاي شهري يعني کالبد با فعاليت رخته مي کند و به دنبال خود باعث فرسودگي نسبي فضاي شهري مي گردد.
فرسودگي کامل فرسودگي است که فرسودگي در هر دو عنصر فضاي شهري يعني کالبد و فعاليت در آن رخنه کرده باشد و به دنبال آن باعث فرسودگي کامل فضا شود. بر اين اساس مي توان معادلاتي را تشکيل داد که بيانگر انواع فرسودگي باشد. گروهي از اين معادلات مي تواند به صورت زير باشد:
1- فرسودگي نسبي فضا= فعاليت فرسوده + شکل(کالبد سالم): معادله اول
2- فرسودگي نسبي فضا= فعاليت سالم + شکل (کالبد فرسوده) : معادله دوم
3- فرسودگي کامل فضا= فعاليت فرسوده+ شکل (کالبد فرسوده): معادله سوم
در معادله ول فرسودگي نسبي شامل فعاليت هايي است که با وجود کالبدي سالم، باعث فرسودگي نسبي فضاي شهري شده است. اگر بتوان فعاليت شهري را از فرسودگي رهايي بخشيد مي توان فعال بودن فضاي شهري را تامين کرد. در اين حالت بدون دگرگوني عمده در کالبد فضاي زندگي خود را از سر مي گيرد. در اين حالت مي توان از ابقاي سازمان فضايي سخن گفت. اين عمل اندک اندک و به صورت مداوم سعي بر آن دارد تا با جذب يا کاهش حداقل فرسايش در فعاليت از فرسايش کالبد و در نهايت فرسايش جلوگيري کند.
عمل ابقا را مي توان در قالب مجموعه اي از اقدامات “بهسازي”97 گنجاند. بهسازي به مجموعه اقداماتي گفته مي شود که با اندک تغييراتي در فعاليت موجبات افزايش عمر اثر را فراهم مي گرداند. در هر يک از اقدامات مربوط به بهسازي مداخله اي چشمگير در کالبد صورت نمي گيرد، زيرا کالبد در شرايط مناسبي به سر مي برد و تنها با جايگزيني عملکرد مناسب فعاليت از فرسايش فضاي شهري مطلوب و معاصر سازي بود (حبيبي و مقصودي، 1381: 15-16) در معادله دوم فرسودگي نسبي شامل کالبد است که با وجود فعاليت مناسب باعث فرسودگي نسبي فضاي شهري شده است. در اين معادله اگر بتوان کالبد را از فرسودگي رهانيد مي توان از احياي مجدد فضاي شهري سخن گفت. در اين حالت عمل احيا صورت مي گيرد. احيا سعي بر آن دارد تا با حذف فرسايش در کالبد از فرسايش عملکرد و به تبع آن از فرسايش فضاي شهري جلوگيري نمايد. عمل احيا را مي توان در قالب مجموعه اي از اقدامات “نوسازي”98 گنجاند.
نوسازي دربرگيرنده مجموعه اقداماتي است که با تغييرات برنامه ريزي شده در کالبد علاوه بر طولاني شدن عمر اثر به احياي آن نيز مدد مي رساند. در نوسازي بر فعاليت دايمي فضا تاکيد شده و با ايجاد تغييراتي در کالبد، آن را معاصر مي کند و به ايجاد فضاي شهري فعاليت منجر مي شود. در معادله سوم فرسودگي به شکل کامل صورت پذيرفته است و هم کالبد و هم فضا از حيز انتفاع خارج شده و شهر با مساله مخروبه ها و متروکه ها مواجه است. خروج از متروکه ها و مخروبه ها فضاي شهري را با عمل تخريب و بازسازي مواجه مي کند. عمل تخريب و ساخت مجدد يا دوباره سازي سعي بر آن دارد تا با جايگزيني ساخت جديد بر روي ساخت قديم و با تاکيد بر سه ويپگي اصلي شهر (شالوده، نماد و مرکزيت) فرسودگي را از بين برده و فضاي شهري معاصر را ايجاد کند. مجموعه اقدامات مربوط به تخريب و شناخت مجدد را مي توان در قالب اقدامات مربوط به “بازسازي”99 گنجاند. جدول انواع فرسودگي و نوع اقدام و نوع مرمت و مقياس و جدول شيوه اقدام و هدف و اصول در بافت هاي فرسوده شهري را نشان مي دهد.

نمودار شماره2-14: عوامل موثر در تمايل به مشارکت در شهرهاي ايران

منبع: مطالعات شرکت مشاور نقش پيراوش

2-7. شهروند
2- 7-1. تعريف
شهروندي وضعي است که مجموعه اي از حقوق، وظايف و تعهدات را همراه با برابري، عدالت و استقلال در خود دارد. شهروندي نه موقعيتي اثرپذير، بلکه حالتي اثرگذار است و با سلطه سازگاري ندارد. ويژگي هاي کليدي معروف شهروندي که آن را از تابعيت صرف متمايز مي کند، وجود يک اخلاق مشارکت است. شهروندي نه يک موقعيت منفعلانه، بلکه يک موقعيت فعالانه است. حقوق فردي ما تنها هنگامي معنادار هستند که به وسيله احساس تعهد به ديگران حمايت شوند، ديگراني که هم حقوق ما را به رسميت مي شناسند و هم به ما در ايجاد و پايدار ساختن نهادهاي اجتماعي که تحقق حقوق را ممکن مي سازند، ياري مي رسانند. ما با افزايش مسئوليت ها، شهروندي را نه به عنوان يک موقعيت منفعلانه بلکه به عنوان يک موقعيت فعالانه مي پذيريم. براي اينکه محتواي شهروندي دموکراتيک شود، مشارکت همه شهروندان در حد توانايي شان ضروري است (فالکس، 1381: 208) وقتي شهروندي وجود ندارد، در واقع شهري وجود نخواهد داشت و به جاي مقياس شهري، با مقياس ابنيه هاي منفرد با آدمک هايي در درون آن مواجه خواهيم بود که هيچ ارتباطي با محيط اطراف خود ندارند. در چنين شهري است که افراد به جاي شهروند، بيشتر محله وند هستند و هيچگونه تعلق خاطري به شهر و جامعه خود ندارند (رهنمايي و اشرفي، 1386: 27).

2-7-2. عناصر و هويت شهروندي
از نظر کانت شهروندي عبارت است از توانايي و استعداد راي دادن، اما کسي در جامعه مستقل است که فقط جزئي از جامعه مشترک المنافع نباشد؛ بلکه عضوي از آن باشد، يعني جزيي که مي خواهد بر اساس گزينش خود در جامعه عمل کند (کانت، 1380: 170). وي سپس بين مفهوم شهروند فعال و منفعل تميز قايل مي شود و حتي شهروندان منفعل را فاقد شخصيت مدني مي داند. از گفته هاي کانت مي توان دريافت که شهروند به مفهوم خاص، نمودار عضويت و فعاليت مشخص در جامعه به منظور ساختن اجتماع خويش است. شهروند فقط جايي به معني واقعي و به مفهوم فعال آن وجود دارد که در امور سياسي، اقتصادي، اجتماعي و اداره شهر خويش مشارکت کند و در تعيين خط مشي سياسي جامعه خويش از طريق انتخاب آزاد و عمومي نقش ايفا کند. بر اين اساس هويت شهروندي از سه عنصر مکمل و جدايي ناپذير تشکيل شده است که عبارتند از: حقوق، تکاليف و مشارکت مدني. (توکلي، فرحناز، 1380: 13).
واژه حقوق دلالت بر روابط شهرنشينان با يکديگر و رابطه آنها با دولت دارد. واژه حقوق به معني جمع حق نيست، بلکه بايد آن را حقوق و تکاليف مردم در قبال يکديگر و در برابر دولت حاکم دانست. (السان، مصطفي، 1383).
بنابراين داشتن حقوق بدون تکاليف متقابل نيست. از سوي ديگر، تنها داشتن حق و تکليف و آگاهي از آن نيز کافي نيست. بلکه اين حقوق اگر مطالبه نشود و به راستي به اجرا درنيايد هيچ معنا و سودي نخواهد داشت. از اين رو تلاش براي محترم شمردن حقوق فردي از جمله وظايف هر شهروند است. واژه تکليف نيز عبارت است از رشته اي از رفتارهاي مدني واقعي که از کوشش هاي ساده براي اطلاع يافتن درباره مسايل روز تا شرکت در انتخابات را شامل مي شود. مشارکت نيز بيان کننده نظام ارزش ها و اعتقادات اخلاقي در مفهوم شهروندي است (ارفه، گي، 1377).

2-7-3. ويژگي هاي شهروند:
ايمانوئل کانت ويژگي هاي ضروري را براي يک شهروند معرفي مي کند که عبارتند از:
1) شهروند از هيچ قانوني اطاعت نمي کند مگر قانوني که خود با آن موافقت کرده است.
2) شهروند با ديگران در وضعيت برابر قرار دارد و هر تحريري به حقوق او، همانند ديگران است.
3) حيات و بقاي شهروند برآمده از حقوق و استعدادهاي خاص او به عنوان عضو جامعه مشترک المنافع است، نه ناشي از گزينش افراد (کانت، 1380: 170).

2-7-4. شهروند سازي: مهمترين وظيفه مقامات محلي
به نظر استوارت، مهمترين وظيفه مقامات محلي و حکومت هاي محلي براي تقويت و بهبود اجتماع محلي و سازمان کارآمد و موثر، “شهروند سازي” است. شهروند سازي عبارت است از فراهم کردن امکانات، تسهيلات و سازوکارهاي لازم براي شهروندان، تا آنها از حقوق شهروندي شان بهره مند گردند و بتوانند به نحو مناسبف وظايف و تکاليف شهروندي خود را در قبال جامعه محلي که در آن زندگي مي کنند انجام دهند. به نظر وي، حکومت هاي محلي در مقايسه با حکومت هاي مرکزي، نقش فعالتري در زمينه تشويق و ترغيب شهروندي سياسي و جلب مشارکت هاي شهروندي دارند.
مارشال حقوق شهروندي را داراي سه حوزه اصلي مي داند:
? حقوق قانوني مدني: همانند حقوق مبتني بر آزادي هاي فردي، آزادي بيان، حق مالکيت، حق بهره مندي از عدالت.
? حقوق سياسي: از قبيل حق رأي و حق شرکت در انتخابات.
? حقوق اجتماعي: از جمله حق بهره مندي از امنيت، رفاه اجتماعي، خدمات مدني و اجتماعي.
در مجموع ديدگاه شهروندسازي معطوف به آموزش شهروندي، تثبيت حقوق و وظايف شهروندي و حمايت از شهروندان به منظور مشارکت شهروندي در جامعه و در تعامل با حکومت محلي است. ( نجاتي حسيني، 1380، ص 15-14)

نمودار 2-15: شکل مدل شهروندي با اقتباس از ايده شهروندي مارشال

منبع: گزارش حقوق شهروندي و فقدان ساختار حقوق شهري، ص 3، به نقل از مارشال، رساله شهروندي و طبقه اجتماعي، 1949

2-8- مديريت شهري
يکي از نيازهاي اساسي محيط هاي شهري، امنيت شهري است که

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درمورد اوقات فراغت، بافت فرسوده، برنامه چهارم توسعه، اوقات فراغت جوانان Next Entries دانلود پایان نامه درمورد توسعه شهر، مواد مخدر، حمل و نقل، اعتماد شهروندان