دانلود پایان نامه درمورد شاعران معاصر، شالوده شکنی، قرن نوزدهم، حقوق انسان

دانلود پایان نامه ارشد

را عوض كنند و هم تفكر و انديشة حاكم بر آن را – البته نه در همة شعرهايشان- .به اين ترتيب ناچاريم اين واقعيت را بپذيريم كه شعر معاصر ايران، تنة اصلي اش را در درون فرهنگ سنتي كه ريشه در اعماق جامعة ايراني دارد بازتوليد مي كرده و مي كند.اين بدان معني است كه – براي نمونه- شاعران معاصر در ايران از مدرنيسم يا پست مدرنيسم تنها دركي كتابي دارند درنتيجه نمي توانند به جريان جهاني شعر نزديك شوند. براي رسيدن به اين منظور بايد پيش از همه چيز جهان امروز و دستاوردهاي عظيمش را در پهنة حقوق انساني، رفتارهاي مدني و ‌نگرشهاي فراخدامن تر از هستي تجربه، ‌درك و دروني كرد تا بتوان با فرم هاي تازه و جريان هاي تازة ادبي در جهان همسو و همنوا شد.111
ميرزا آقا عسگري كه به همه چيز با بينشي شبه عرفاني- فلسفي مي نگرد ، انسان و جهان را يكي مي پندارد كه به همه چيز سيطره دارد و بر همين اساس به همه چيز يك پيشوند ” فرا” مي افزايد : “فرا جهان” ،‌ “فرا انسان”،‌ و تا جايي پيش مي رود كه شعر برون مرزي را هم آغاز گر سبك “فراسو” مي داند . به اين معني كه از هر جهت كه نگاه كني، فَراسْت.
وي معتقد است:”فلسفه روز به روز فردي تر مي شود. اينترنت به وطني جهاني امكان تجلي مي دهد . كامپيوتر جاي تخت شاهي را مي گيرد . جهان كهن در حال احتضار است. مرزهاي فرهنگ ملي همچون خطوط روي آب لرزان و محو مي شوند. شاعر امروز براي پيش رفتنش و براي پيش بردن ادبيات، ناگزير خواهد شد از برج عاجش به شبكة جهاني و همگاني اينترنت نقل مكان كند.”112اين ها عقايد ميرزا آقا عسگري متولد1330 ش. در همدان است كه از پاييز سال 1363ش. مقيم آلمان شد.113 وي براي شاعر امروز توصيه مي كند كه براي پيش رفتن و پيش برد ادبيات و جهاني شدن بايد جهان وطن و شايد فراتر از آن بود. بايد آنگونه كه خود مي گويد برميهن و ملت و فرهنگ و تاريخ و هر چيز ديگري كه قلمرو انسان را محدود كند، خط نسيان كشيد:

“خوب!/ حالا مي گويي چه كنم؟!/ با روح مردگان به ويرانه هاي اساطيري برگردم و / برگ هاي سوخته ام را بيابم و / بر شاخه هاي زمستاني ام بچسبانم؟!/ چه حرفي مي زني!/ بر روي آن خرابه ، پردة نسيان مي بينم/ بي هوده حكم صادر نكن! (سپيدة پارسي ، ص 148)
شايد استاد مسلم ادبيات، سعدي شيرازي كه به جرأت مي توان گفت:”روح بزرگش، آن چنان فراگير و جهان شمول است كه دشمنايگي و تفرقه را به كناري مي افكند و از اين منظر است كه گنجايشي به اندازة همه جهان پيدا كرده است”، پذيرفتن چنين پندهايي را خطا و شنيدنش را روا مي داند و به همين مناسبت مي گويد: “گرت راهي نمايد راست چون تير ازو برگرد و راه دست چپ گير”114
در”جهاني بودن” سعدي كه شاعر قرن هفتم هجري قمري است ، همين بس كه امرسون- نويسنده و متفكر معروف آمريكايي در قرن نوزدهم- مي گويد:”سعدي بازبان همة ملل واقوام عالم سخن مي گويد و گفته هاي او مانند هومرو شكسپير و سروانت و مونيتي هميشه تازگي دارد.” امرسون كتاب گلستان را يكي از اناجيل و كتب مقدسة ديانتي جهان مي داند و معتقد است كه دستورهاي اخلاقي آن، ‌قوانين عمومي و بين المللي است.115
رمز جهاني شدن سعدي كه وي نيز نزديك سي سال از عمر خويش را در سفر گذرانده است، فرسنگ ها با نسخة پيچيده شدة ميرزا آقا عسگري فاصله دارد. وي كه درباب لزوم سفر اشارات فراوان دارد، خود مردي جهان ديده بود و دنياي آن روز را به خوبي شناخته و با بسياري از طبقات اجتماعي، حشر و نشر داشته است. او از اين سفرها، توشه ها و تجربه هاي معنوي و همين طور شنيده ها و ديده هاي بسيار اندوخت كه در گفتار او منعكس است.بی شك اين جمله درست است كه”سعدي با نگاهي عميق به سنت، نوآوري هاي خود را شكل داده است”116و اين بزرگداشت پاداش وسعت انديشه و جهان بيني خاص اوست.
شايد بتوان گفت”انسان”ي كه شاعران معاصر امروز از آن دم مي زنند و انسانيت را ملاك جهاني بودن مي دانند- به نحوي سنجيده تر و ريشه دارتر- همان است كه سعدي در قرن هفتم با عنوان”آدميت” از آن ياد مي كند. منظور سعدي از آدميت، همان روح لطيفي است كه با خداوند پيوند الست بست و خاص و مقرب درگاه الهي گشت، ‌روحي كه اسير زندان تن شده و صفاي خود را در زرق و برق هاي دنيايي فراموش كرده است و اينك وظيفة سعدي در مقام آزادة انديشمند اين است كه آن لطيفة غيبي يعني انسانيت او را به وي يادآور شود يعني آنچه بناي همة شرايع و اديان آسماني ست.117

فصل سوم، نتيجه گيري كلي:

پس از مهاجرت شاعران ايراني در آستانة انقلاب اسلامي و سال هاي پس از آن، به وجود آمدن دوپارگي فرهنگي و زباني ميان آنان با شاعران در وطن مانده،‌ فصلي جديد در ادب پارسي گشوده شد. شاعران مهاجر چونان ستاره اي كه از ربايش مداري كه مجذوب آن بوده است خارج شود از مدار مادري دور و به پهنه اي گسترده و متفاوت پرتاب شدند. سرنوشت اين شاعران از دو حالت بيرون نبود: يا سرنوشت ستاره اي را يافتند كه خارج شدن از مدار براي آنها مساوي با سوختن و نابود شدن بود و يا سرنوشت ستاره اي كه با مداري جديد سازگار شد و اكنون گرد محور ديگري در گردش است.
از آنجا كه آفرينش هنري، – آنگاه كه از جان شاعر مايه بگيرد- با كوچكترين تغيير و تحولي در زندگي و احوالات وي، تاثير مي پذيرد ؛ چندان دور ازذهن نيست كه تغييري بدين مهمي كه گاه زندگي شاعر را به مخاطره مي اندازد، در اثر هنري او نقش- چه مثبت و چه منفي- داشته باشد. با توجه به اينكه رفتار و افكار هر كس نسبت به اين تغيير ،يكسان نيست، سرنوشت هر شاعر و به تبع آن سرنوشت هنري او نيز- كه كم از زندگي او نيست- راه متفاوتي را پيموده است. اين سرنوشت هاي متفاوت هنري در كنار هم ، شعر برون مرزي ايران را شكل داده و هويت بخشيده اند و اكنون سه دهه از عمر آن مي گذرد. شعر برون مرزي ايران – به طور كل- در اين سه دهه دو مرحله را پشت سر گذاشته است كه مي توان براي آن در هر مرحله ويژگي هايي برشمرد:
شاعر- با روحيه اي چند برابر حساس تر از مردم عادي جامعه- به هر دليل از زندگي در زادگاه نياكاني و مشاركت در جامعة خويش محروم مانده در محيطي بيگانه، به مردمي بيگانه تر پناه آورده و همدردي مي طلبد؛ روشن است كه در چنين وضعيتي، شعر برون مرزي، ماهيتي به شدت اعتراضي و تندخويانه پيدا مي كند كه برجسته ترين مشخصة شعر برون مرزي در مرحلة اول است. البته در كنار اعتراض، مشخصه هاي ديگري نيز به چشم مي خورد از جمله:
– دلتنگي و اندوه دوري ازوطن
– غمگساري براي ياران و عزيزان و – به طور كلي- مردم ميهن
– درگيري دردناك دروني با تنهايي

در مرحلة بعدي، آنگاه كه دوري از وطن چندان به درازا مي انجامد كه اميد به بازگشت به خاطره اي دور و دست نيافتني تبديل مي شود ، برخي از عزيزان و بستگان شاعر در غياب او مي ميرند و رابطة او با جامعة مادري ضعيف و ضعيف تر مي شود، مرحلة دوم در شعر برون مرزي آغاز مي شود و شاعر، به فاز جديدي از تحولات دروني اش پاي مي گذارد:
– آميختن با جامعة ميزبان
– پذيرفتن سرنوشت تازه و كنار آمدن باآن
– بازتاب زخم هاي روح در لايه هاي پنهان تر و عميق شعر
– كشف دوبارة خود و كشف زندگي دوباره در ميان دو ميهن ، دو فرهنگ و دو زبان
همة اين موارد در ساخت ادبي، گزينش واژه، تصاوير، زاوية ديد و مضمون پردازي آفرينش هنري، تاثير مي گذارد. در اين مرحله است كه اگر شاعران، پرشمار باشند، نوعي تازه اي در ادبيات به وجود مي آورند كه با آنچه در ميهن مي گذرد متفاوت است. نوعي كه نه به تمامي بومي و نه به تمامي غربي است. در حال حاضر، شعر برون مرزي در اين مرحله به سر مي برد و جهان بيني جاري در آن با شعر ي كه در سرزمين اصلي اش- ايران- جريان دارد ، متفاوت است.
در نوشتارحاضر سعي كرده بوديم با انتخاب مناسب شاعران برون مرزي– تا حد ممكن- جزئيات مربوط به ايستايي در نوستالژي غربت و دوري از وطن درمرحلة اول و تكاپو و تحول و عبور از نوستالژي در مرحلة دوم شعر برون مرزي ايران را نشان دهيم.
در ميان شعراي منتخب اين نوشتار، ژاله اصفهاني و تا حدودي محمود كيانوش – به استثناي برخي شعرها- در مرحلة اول به سر مي برند.118اين دو به علت اينكه شخصيت شعريشان در وطن اصلي شكل گرفته است در آفرينش اثر ادبي بيشتر به پشتوانة ذهني و ‌زباني پيشين خويش تكيه دارند، بدون اينكه دريافت ذهني و زباني قابل توجهي ازمحيط جديد در آثارشان ديده شود .
از آنجايي كه اين دو در مسير تحول زبان در مواجهه با محيط و فرهنگ سرزمين ميزبان، قرار نمي گيرند؛ درنتيجه نمي توانند اثر متفاوتي نسبت به آنچه در ايران خلق مي كرده اند به وجود بياورند. اگر آثار اين شاعران را – در بيشتر موارد- بدون توجه به تاريخ و محل سرايش بخوانيم متوجه نمي شويم كه در فضايي خارج از ايران سروده شده باشند. منظور از متفاوت بودن شعر، جنبه هاي زباني، ادبي و فكري متاثر از محيط كاملا” متفاوت سرزمين ميزبان است. به بيان ديگر درواقع چيزي كه اگر شاعر در ايران بود از آن سخن نمي گفت و آن را به تصوير نمي كشيد.
از آنجا كه خصوصيات مرحلة اول شعر برون مرزي ايران در شعر ژاله اصفهاني بيشتر نمايانگر است به برخي از خصوصيات آن به عنوان نمايندة اصلي اين مرحله مي پردازيم: شعر ژاله ادامة شعر سياسي– اجتماعي دهه هاي چهل و پنجاه است و عمدتا” بر روي معنا، محتوا و پيام شعرتمركز و تاكيد دارد. درنتيجه به هنجارشكني هاي زباني، روي خوش نشان نمي دهد و به دليل اينكه همواره نگران فهم و درك مخاطبان است مي كوشد از عادت هاي عمومي آنها فاصله نگيرد تا مبادا مخاطب به جاي اينكه زودتر پيام شاعر را دريابد در پيچ و خم هاي بازي هاي زباني گرفتار شود. اين گونه شعر، کمابیش با ضرب آهنگی یکنواخت، خود را تکرار مي كند و از فراز و فرود در نگاه و در احساس بهره مند نیست. يكنواختي حتي به كاربرد انواع وزن، جناس ها، تشبيهات و تركيبات كليشه اي در شعر او نيز سرايت مي كند. ژاله اصفهانی از مفاهیم و تعاریف قراردادی در شعر شالوده شکنی نمی کند. شايد به اين دليل كه می خواهد نسبت به باورهای خود ثابت قدم بماند و خود را درآینه شعر به یک سیما بنمایاند. ولي اين حقيقت را فراموش كرده است كه شعر وقتی پروریده و شكفته می شود که شاعر جسارت شالوده شکنی و هنجارگريزي از پیش فرض های سنتي را – در حد اعتدال- در خود ببیند و در شعر به انجام برساند.
شعر ژاله از حوادث و اتفاقاتي كه پيرامون زندگي او مي گذرد تاثير نمي پذيرد.گويي زندگي هنري اش را در آرمانخواهي قلبي خويش محدود كرده است و آن را به زندگي خارجي نمي آلايد. همین عامل باعث شده است که از يك سو شعرش در حیطة کلی گويی باقی بماند و جزئیات و عوالم شخصی، در شعرش به چشم نيايد. و از سويي ديگر – نسبت به ديگران- تنوع موضوع درآنها محسوس نباشد.
به عبارتي، درونمایة اشعار ژاله درطول شصت سال فعالیت شعری، کمابیش ثابت ماند. انگار شاعر تعمد دارد که از عهد و میثاق خویش یعنی از خط اندیشه موجود در اشعارش تخطی نکند و اين خيلي دور از انتظار نيست زيرا شعر ژاله، شعر متعهد است. طيف محتوايي شعر او از فرد- نه به معناي شخصي آن- به انسان و از وطن به جهان مي رسد و در اين ميان هرچه به اين دو مربوط باشد اعم از اعتراض و امید، نظر ژاله را به خود جلب كرده است. با این همه كه – به ظاهر- ذهن او پهنة وسيعي از جهان را در بر مي گيرد ولي حتي جهش های جسورانة عاطفي نيز در شعرش نمودار نیست. از این روست که دفاتر شعرش از عاشقانه ها خالی است.
يكنواختي و ايستايي در شعر محمود كيانوش، به گونه اي متمايز از ژاله و در عرصه اي ديگر در جريان است.كيانوش آنگونه كه از اظهار نظرش درباب شاعران معاصر برون مرزي در كتاب”شعر فارسي در غربت” بر مي آيد، به”چگونه گفتن” به اندازة ” چه گفتن” اهميت نمي دهد؛ بلكه در عين اعتقاد به

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درمورد آزادي، گاهي، اسماعيل، خويي Next Entries دانلود پایان نامه درمورد فروغ فرخزاد، شهر اصفهان، شعر معاصر