دانلود پایان نامه درمورد سازمان ملل، توسعه شهر

دانلود پایان نامه ارشد

قبول صورت مي گيرد. تعريف مذکور پنج قضيه اساسي را که زير بناي مفاهيم کلي نظري و عملي مديريت است را در بر مي گيرد که شامل :
مديريت يک فرآيند است .
مفهوم نهفته مديريت ، هدايت تشکيلات انساني است .
مديريت مؤثر ، تصميم هاي مناسبي مي گيرد و به نتايج مطلوبي دست مي يابد .
مديريت کارا به تخصيص و مصرف مدبرانه منابع مي گويند.
مديريت بر فعاليت هاي هدف دار تمرکز دارد (ميرابي، 1382: ص10).
1-13-4-2 انواع مديريت :
مديريت را بسته به اين که چه فعاليتي در سازمان انجام مي دهند مي توان به سه سطح تقسيم کرد :
مديريت عملياتي56 :
در اين سطح مديران و کارکناني فعاليت مي کنندکه مستقيماً با واحد هاي اجرا و اهداف مؤسسه در ارتباط اند. اين دسته از مديران ار سطح مديريت مياني دستورالعمل را گرفته و با تنظيم عمليات کوتاه مدت سعي مي کنند فعاليت واحد هاي اجرايي را هدايت و هدف هاي سازمان را تحقق بخشند.
مديريت مياني57 :
مديران مياني به طور مستقيم به مديريت رده بالا گزارش مي دهند ، کارشان مديريت بر سرپرستان است و نقش حلقه ي واسطي را ميان مديريت عالي و مديريت عملياتي بر عهده دارند. مديران مياني برنامه ريزي ميان مدت مي کنند و براي اظهار نظر مديريت عالي برنامه هاي جامع تر و بلند مدت آماده مي سازند و عملکرد مديري رده هاي تحليل کرده ، توانايي و آمادگي آن را براي ارتقا تعيين مي کنند و به مديران رده پايين در توليد ، پرسنل و ساير مسائل ، خدمات مشاوره اي عرضه مي دارند.
مديريت عالي58 :
مديران عالي عملکرد کلي واحدهاي عمده را ارزيابي مي کنند. درباره موضوعات و مسائل کلي با مديران سطوح پايين به تبادل نظر مي پردازند و به تنظيم برنامه هاي بلند مدت و سياست هاي کلي سازمان اقدام مي کنند ( رضائيان ، علي ، 1388).

1-13-4-3 مديريت يکپارچه شهري ( Integrated management of urbun ) :
مفهوم مديريت شهري پس از دهه 1970 از سوي سازمان بين المللي برنامه مديريت شهري بانك جهاني و مركز سازمان ملل، جهت بهبود مديريت رشد شهرها در كشورهاي در حال توسعه به طور جدي مطرح شد . بر اساس اسناد منتشر شده از سوي كميسيون سكونتگاه هاي انساني سازمان ملل59 در سال 1993، اهداف مديريتي شهري شامل الف: ارتقاء شرايط كار و زندگي همه ساكنان شهر با توجه ويژه به كساني كه موقعيت پايينتري در برآوردن نيازها و حفاظت از حقوق و شئونات خود دارند؛ ب: تشويق توسعه اقتصادي و اجتماعي: پايدار؛ ج: حفاظت از محيط كالبدي مي شود(طاهرخاني، 1379 5 و4 ).شالوده مديريت شهري عبارت است از برعهده گرفتن نقشي فعال در توسعه، مديريت و هماهنگ سازي منابع براي دستيابي به اهداف توسعه شهري ، به بيان ديگر مديريت شهري عبارت است از سازماندهي عوامل و منابع براي براي پاسخگويي به نيازهاي ساكنان شهر است. هدف كلان مديريت شهري ايجاد محيطي قابل زندگي براي همه همراه با عدالت اجتماعي، كارآيي اقتصادي و پايداري زيست محيطي است. در ادامه فعاليتهاي سازمان هاي بين المللي در زمينه بهبود مديريت شهري در كشورهاي در حال توسعه ، مفهوم حكمروايي شايسته شهري مطرح شد كه در ايران به مديريت(حكمراني) مطلوب، خوب يا كارآمد شهري نيز ترجمه شده است. اين مفهوم در پي آن است تا نقش دولت را در حد هماهنگ كننده و پاسدار قوانين محدود كند و از دخالت مستقيم آن در تصميم گيري ها، اداره و اجراي امور مربوط به زندگي روزمرة مردم در راستاي بهبود و ارتقاء مديريت شهري و پيامدهاي آن بر زندگي ذينفعان بكاهد. در اين نظام شهرداران نقش رئيس اصلي اجرايي شهر را بر عهده دارند كه قدرت آنها متكي بر آراء مستقيم يا غير مستقيم مردم از طريق شوراهاي شهر و منتخب مردم است. مشاركت مردم در اشكال، احزاب سياسي، اتحاديه ها، انجمنها و انواع گروههاي دواطلب در اداره، ساماندهي شهر و اقدام هاي اجرايي اساس حكمروايي شايسته شهري است . همچنين با انتخاب نمايندگان شوراهاي شهري و محلي در حاكميت شهري حضور غير مستقيم مي يابند ( جستار هاي شهر سازي ، 1386 ، ص 16-8 ). حكمروايي شايسته 8 ويژگي عمده دارد: مشاركتي، اجماع محور، پاسخگو، شفاف ، مؤثر و كارآمد ، به دنبال حاكميت قانون، به دنبال كاهش فساد، برابري طلب، متوجه به اقليتها و آسيب پذيران جامعه در فرايند تصميم گيري، و مسئول نسبت به نيازهاي حال و آينده جامعه و به عبارتي ديگر به دنبال پايداري است (Stewartt ,kennedy, 2005 ). بر اساس تعريفي ديگر مديريت يكپارچه شهري مديريتي است كه “در يك و يا چند حوزه مجزا يكپارچه شده باشد: حوزه علوم مديريتي، حوزه علوم برنامه ريزي و حوزه علوم سياسي و جامعه شناختي . حوزه اول به هماهنگي و همكاري بين سازماني مربوط است، در حوزه علوم برنامه ريزي شاهد ظهور برنامه ريزي استراتژيك فضايي به عنوان ابزار برنامه ريزي هستيم و ايده حكمروايي كه به عنوان مفهومي فراگير وارد حوزه علوم برنامه – ريزي و مديريت عمومي گشته و جايگزين مفاهيم پيشين – از جمله اداره و مديريت – شده است محصول حوزه علوم سياسي و جامعه شناسي است ” ( برک پور ، ناصر ، 1388، ص 145 ). ). مك گيل علاوه بر تاكيد بر بكارگيري رويكردي فراگير، به معرفي ابعاد مديريت يكپارچه شهري در سه بعد پرداخته است : 1-برنامه ريزي شهري ، 2-تامين زيرساخت هاي شهري و 3-نهادها و سازمان هاي مديريتي ( McGill , 1995, & McGill, 1998 ,& McGill , 2001 ).
جدول 3-1 تعريف و مفهوم مديريت شهري با تأکيد بر يکپارچگي
نويسنده
سال
تعريف و مفهوم مديريت شهري با تأکيد بر يکپارچگي
چارچيل
1985
با تاكيد بر ايده پيچيدگي فزاينده، معتقد است كه مديريت شهري تنها به كنترل سيستم شهر اشاره ندارد بلكه به روابط رفتاري و فرايندي فعالان بيشمار و تعاملات ساكنين با يكديگر و با حكومت و با اداره كنندگان شهر نيز مربوط است.
بيکر
1989
به دليل پاسخ ساده ايي كه ساختارهاي بخشي به طبيعت شديداً پيچيدة شهرهاي به سرعت در حال رشد مي دهند، لازم است مديريت شهري ديد وسيعتري نسبت به مسائل داشته باشد.
اشترن
1993
هرگونه مداخله در سيستم مديريت شهري بايد با رويكرد فراگير و يكپارچه اتفاق بيافتد. رويكرد مطالعه شهر و سياستگذاري شهري بايد منعكس كنندة تفاوت و تنوع موجود در شهرها باشد.
مک گيل
1998
براي تعريف مديريت شهري بايد بدانيم نيروي محركه شهر چيست، راهي پيدا كنيم كه ضمانت كند پيچيدگي سازماني موجود مديريت شهري با پيچيدگي مسائل شهري منطبق است و اطمينان حاصل كنيم كه ميان استراتژي اعلام شدة رسمي و لازم الاجرا و توانايي عملياتي موجود مديريت شهري تطابقي وجود دارد.
شابير جيما
1998
مهمترين وظيفة مديريت شهري، پاسخگويي اثربخش به مشكلات و مباحث منفرد شهر و تقويت ظرفيت سازمان هاي دولتي و ساير بازيگران به منظور توانمند كردن آنها در انجام وظايفشان در فرايند مديريت شهر است.
چاکرابارتي
2001
با اتخاذ يك رويكرد مديريت يكپارچه با اصولي منعطف و در نظر گرفتن عدم اطمينان و پويايي هاي محيط شهري، مي توان به عدالت در حل و رفع منافع پيچيده و ذينفعان متعدد دست يافت.
ديک
2006
مديريت شهري تلاش براي هماهنگ كردن و يكپارچه كردن اقدامات دولتي خصوصي براي چيره شدن بر مسائل ساكنان شهرها و ايجاد شهرهاي رقابتي تر، عادلانه تر و پايدارتر است.
منبع : ( برک پور و اسدي ،1388، شابير جيما ،1379، Macil,l1995,& Macil,l1998 , & Macill, 2001,& & Chakrabarty,2001 & Jenkins, 2000, & stem, 1993 ).

1-13-4-3-1 سيستم مديريت شهري :
تعاريف متعددي از سيستم مديريت شهري ارائه شده است وهر کدام از اين تعاريف بيان کننده نگرشي نظام مند به مقوله مديريت شهري است: مديريت شهري عبارت است از اداره امور شهر به منظور ارتقاء مديريت پايدار مناطق شهري در سطح محلي بادرنظر داشتن، و تبعيت از اهداف سياست هاي ملي، اقتصادي و اجتماعي کشور است ( ويژه نامه مرکز مطالعات و برنامه ريزي شهري ،شهرداري تهران ، ص 10 ). و يا سيستم مديريت شهري عبارت است از يک سازمان گسترده، متشکل از عناصر و اجزاء رسمي و غيررسمي موثر و ذيربط در ابعاد مختلف اجتماعي، اقتصاد ي و کالبدي حياتشه با هدف اداره، کنترل و هدايت توسعه همه جانبه و پايدار شهر مربوطه است ( رضواني ، سعيد ، دفتر مطالعات و برنامه ريزي ، ص 4 ). علاوه بر دو تعريف عمومي فوق، تعريف تخصصي ديگري عبارت است از سيستم مديريت شهري به عنوان چارچوب سازماني توسعه شهر به سياست ها، برنامه ها و طرح ها و عملياتي اطلاق مي شود که در پي اطمينان از تطابق رشد جمعيت با دسترسي به زيرساخت هاي اساسي مسکن و اشتغال هستند( کاظميان ، شيروان غلامرضا ، 1373 ). سيستم مديريت شهري از قسمت هايي چون معاونت ها و سازمان ها يا اداره هاي وابسته تشکيل شده که با يکديگر در قالب ساختاري واحد ، روابط متقابل دارند. اين ارتباط ممکن است ضعيف يا قوي باشد .سيستم يا نظام مديريت شهري مانند هر نظام ديگري ورودي و خروجي هايي دارد که نمايش ساده آن در نمودار زير نشان داده شده : نمودار 3-1 ورودي ها و خروجي هاي سيستم مديريت شهري

خروجي ورودي

منبع : (سعيد نيا ، احمد ، 1382، ص 9 )
1-13-4-3-2 حکومت محلي و سازمان محلي :
اگر مديريت به درختي تشبيه شود که شاخه هاي گوناگوني مانند مديريت صنعتي ، مديريت مالي ، مديريت روستايي و چون اينها دارد ، يکي از شاخه هاي جديد اين درخت ، مديريت شهري است. معمولاً مديريت شهري به عنوان زير مجموعه اي از حکومت محلي تعريف و تلقي شده و به آن شهرداري گفته شده است .از آنجا که مديريت شهري ارتباط نزديکي با حکومت محلي پيدا مي کند ، و در کشور هاي پيشرفته ، شهرداريها در واقع به نوعي حکومت محلي به شمار مي روند، بنابراين بايد حکومت محلي نيز تعريف شود :
حکومت محلي سازمان عمومي است که به موجب قوانين عمومي و يا اساسي يک کشور در قسمتي از خاک آن ايجاد مي گردد تا در محدوده اي که مشخص شده ،خدماتي را که کاملاً محلي هستند براي ساکنان آن محدوده تأمين کند. ” حکومت هاي محلي داراي محدوده معين ، جمعيت معين ،سازمان و امتياز هاي لازم براي انجام وظايف محلي مي باشند. بسياري از حکومت هاي محلي داراي شخصيت حقوقي ، اختيار وضع ماليات و بودجه مستقل مي باشند و صفت مشخصه آن ها اين است که فاقد اقتدار عاليه سياسي مي باشند” ( سعيد نيا ، احمد ، 1382 ).
حكومت يا دولت به طور كلي به تشكيلات و نهادهايي اطلاق مي شود كه وقتي توسط مردم يك محل ( به نام حكومت محلي ) يا مردم يك منطقه ( به نام حكومت ايالتي ) و يا مردم يك كشور ( به نام حكومت مركزي يا فدرال ) ايجاد گرديد و مردم نمايندگاني را از طرف خود براي نظارت و تصميم گيري در امور آن انتخاب كردند ، در هيچ مورد نيازي به کسب اجازه از يك واحد حكومتي ديگر و يا گزارش دادن به واحد حكومتي ديگر نداشته باشد. اين روش در كشورهايي كه از سيستم عدم تمركز پيروي مي كنند ، رايج است . (هاشمي ، فضل الله ، 1371، ص8 ).
به طور كلي سازمان هاي محلي را دو دسته عمده ( شوراي شهر و شهرداري براي اداره كردن امور شهرها ) و تشكيلات اداري روستايي ( براي اداره كردن امور روستاها ) مي توان تقسيم نمود. ليكن نهادهاي ديگر از جمله شوراهاي بخش و شهرستان و تشكيلات اداري مرتبط با آنها را نيز مي توان جزء سازمان هاي محلي محسوب نمود. زيرا خدماتي كه معمولاً به عهده آنها محول مي گردد مربوط به سطح وسيعي از تقسيمات اقليمي كشور نبوده و جنبه محلي دارد ( فني ، زهره ، 1391 )

1-13-4-3-3 شهرداري ( Municipality ):
شهرداري ها را كامل ترين سازمان محلي مي توان محسوب داشت. در كشور ما نيز اگر چه شهرداري ها شديداً تحت كنترل و نظارت حكومت مركزي و همچنين استانداران و فرمانداران و بخشداران مي باشند . قسمت قابل ملاحظه اي از درآمد آنها توأم با ماليات و حقوق و عوارض گمركي توسط سازمان هاي دولتي وصول و به آنها تحويل گردد و از كمك هاي بلاعوض عمراني استفاده مي كنند . ولي چون اولاً تصويب بسياري از آنها امور آنها از جمله تصويب بودجه و عوارض وصولي آنها

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درمورد اجتماع محور، صاحب نظران، اجتماع محو Next Entries دانلود پایان نامه درمورد سازمان ملل متحد، اقشار کم درآمد، اجتماع محور، سازمان ملل