دانلود پایان نامه درمورد سازمان ملل، آموزش و پرورش، کودکان و نوجوانان، کودکان و نوجوان

دانلود پایان نامه ارشد

اقتصادي، تعادل اكولوژيكي و پيشرفت و ترقي اجتماعي گرديد. (اگر چه همه اجزاء شركت كننده در WBCSD موارد تصويب شده زيست ‌محيطي را سرمشق فعاليت‌ها و برنامه‌هاي خود قرار ندادند ) .
بسياري از سازمان‌هاي حرفه‌اي شامل انجمن‌هاي علمي و مهندسي توسعه پايدار را در تبليغات و قوانين خود دخيل كرده‌اند. بطور مثال در يك گردهمايي در ملبورن، نمايندگان 20 سازمان مهندسي شيمي خودشان را براي استفاده از مهارت‌ها براي بهبود كيفيت زندگي، گسترش فرصت‌هاي شغلي، توسعه اجتماعي، پيشرفت اقتصادي و حفاظت از محيط‌زيست، هماهنگ و سازماندهي كرده‌اند و با انجام برنامه‌‌هاي زيست ‌محيطي كمك شاياني به گسترش مفهوم توسعه پايدار داشته‌اند .
يكي از مهمترين و مؤثرترين ديدگاه در اين زمينه از”استراتژي براي حيات پايدار” گرفته شده است . ديدگاه ديگري كه از تلفيق نظريات و مكتوبات UNEP، اتحاديه بين‌المللي براي حفظ طبيعت127 و WWF كه براي توسعه پايدار آمده عبارت است از : “بهبود كيفيت زندگي در كنار حفظ ظرفيت حاصل اكوسيستم‌هاي حمايت كننده” و در يك شباهت جزئي”علمي براي پايداري جهاني” مي‌باشد . مجموعه دانشمندان فعال در اين زمينه نيز بيان مي‌كنند كه بشر مي‌بايست در محدوديت سيستم‌هاي طبيعي زندگي كردن را بياموزد در حالي كه به يك تضمين از استانداردهاي كافي و مناسب براي همه افراد وجود داشته باشد.
اين‌ها تنها بخشي از اصطلاحاتي است كه طي سال‌هاي اخير يافته‌هاي ما را در رابطه با معاني توسعه پايدار در جنبه‌هاي مختلف تحت تأثير قرار داده است. اصول توسعه پايدار و بسياري از موضوعات آن اكنون به طور وسيعي هماهنگ و اصلاح شده است. مثلاً دستور کار 21 اين سؤال را كه مفهوم و معني ديدگاه توسعه پايدار چيست؟ را به سؤال ” چگونه ما در توسعه پايدار موفق خواهيم بود؟ ” تغيير داده است .
ديدگاه توسعه پايدار در واقع يك چارچوب براي ايجاد تغييرات در ليست دستورالعمل‌ها براي موفقيت آن به وجود آورده است. اين يك مورد در حال رشد و تكامل است و انتقال آن براي پايداري جامعه نيازمند روش‌هايي مي‌باشد كه ما را با سطح مصرف مواد و خسارت هاي زيست‌محيطي(براي كاهش آنها) آشنا مي‌سازد.
براي رسيدن به موارد بالا محدود كردن مواد و انرژي در اقتصاد، يافتن راهكار‌هايي مصرف بهينه در مقابل با نيازها و در مقابل افزايش بازيافت مواد و استفاده از فناوري‌هاي پايدار لازم خواهد بود . بايست توجه كرد كه حركت به سمت يك مسير پايدار، تنها به مديريت بهتر اقتصاد و محيط‌زيست‌ خلاصه نمي‌شود، بلكه داشتن شرايط مطلوب اقتصادي- اجتماعي براي تضمين پايداري فعاليت‌هاي كوتاه مدت و بلند مدت لازم است . تا زماني كه اقتصاد صنعتي مسئله فقرزدايي و احياء دوباره فرصت‌هاي شغلي را ناديده بگيرد، نمي‌توان به يك پايداري طولاني مدت اميدوار بود . ديدگاه صحيح پايداري يك اطمينان و تضمين از كيفيت رضايت بخش زندگي را براي هر كس به دنبال دارد . البته در برخورد با اين موضوع فقط كاهش ميزان فعاليت‌هاي آلوده كننده و جلوگيري از افزايش سطح مصرف كافي نيست بلكه ايجاد فعاليت با برنامه‌ريزي مناسب براي كاهش فقر و موفقيت در رسيدن به عدالت بيشتر و تقويت فرصت‌ها در داخل و خارج كشورها نيز لازم مي‌باشد . مؤلفه هاي ديدگاه توسعه پايدار نيز به شرح زير مي باشند : ( www.takbook.com/Content/980 )
1) انسان : توسعه پايدار ، انسان محور است و باتوجه به گستردگي مباحث و قابليت هاي بسيار آن به سرعت به مهمترين مناظره کنوني و نيز يکي از مهمترين چالشهاي قرن بيست و يکم تبديل شده است. در پايان هزاره سوم ميلادي روند رشد و توسعه در چارچوب پايداري احيا شد. در توسعه پايدار، انسان، محور توسعه و مستحق بهداشت، زندگي سازنده و در هماهنگي با طبيعت معرفي مي شود و اين مفهوم، دقيقاً، در نخستين اصل اعلاميه ريو انعکاس پيدا کرده است .
2) کودکان و جوانان : کميسيون برانت لند توسعه پايدار را به عنوان توسعه اي که حوايج کنوني را تامين مي کند بدون آنکه توانايي نسل آينده براي برآوردن نيازهاي خود را به مخاطره افکند تعريف کرد . پايداري براي کودکان و نوجوانان و جوانان مسيله اي واقعي است. نظريه پردازان توسعه پايدار، به دليل داعيه هاي خود درمورد انسان در قرن بيستم و يکم، با نگاهي به آينده بر حقوق کودکان و نقش آفريني جوانان تاکيد بسيار داشته ، تحرک و خلاقيت هاي مردم در سراسر جهان و مشارکت آنان در تمامي سطــوح توسعه را ضرورتي اجتناب ناپذيردر هر برنامه مي دانند .
3 ) زنان : زنان درجهان و به ويژه در کشورهاي درحال توسعه از نابرابريهاي بسيار در رنجند درحالي که توسعه بدون مشارکت فعال آنان به سرانجام نخواهد رسيد، مسيله دفاع از حقوق زنان را نيز موردتوجه قرار داده اند. زنان به دليل زادمان به تغذيه بيشتر و بهداشت بهتر نيازمندند . درحالي که کمتر از مردان غذا مي خورند و کمتر به امکانات بهداشتي دسترسي دارند. سطح سواد و تعليم و تربيت در زنان پايين تر از مردان است. درحالي که مسيله تعليم و تربيت فرزندان خود را از بدو تولد برعهده دارند. زنان در برابر کار مساوي مزد کمتري مي گيرند. آنان ساعات بيشتري را در طول روز با مزد و بدون مزد کار مي کنند. زنان بيشتر در معرض خشونت و نابرابري و تبعيض هاي بسيار قرار دارند. دنياي آينده نمي تواند برمبناي اين نابرابري هاي اسف بار تداوم پيدا کند. توجه به محروميت مضاعف زنان و نيازمنديهاي حياتي کودکان و جوانان مسلماً از اهميت نقش مردان کم نخواهدکرد. فعالان عرصه هاي مختلف توسعه پايدار برآنند که با زدودن محروميت و تبعيض از چهره جهان، دنياي آينده به محيطي برازنده براي زندگي توأم با آزادي، صلح يا آرامش، برابري براي همه انسانها تبديل شود. سخن اين است که با زدودن اين زنگارها و تلاشي هماهنگ و همگاني جهان بيش از گذشته شايسته خواهدشد.
4) محيط زيست : واقعيت اين است که توجه به محيط زيست و طبيعت در دوران ما تبديل به معيار شده است، معياري که هر روز بيش از پيش درجهان فراگير مي شود. در چشم انداز زيست محيطي آنگونه که مان مطرح کرد، توسعه تنها زماني پايدار است که بر شالوده اصول بوم شناسي استوار باشد . توسعه پايدار، در آخرين سال هاي هزاره دوم با محور قرار دادن انسان و با نگاهي به آينده درمورد استفاده از تمامي ظرفيت هايي است که جداگانه يا در تعامل با عوامل ديگر، تداوم زندگي نسل ها را تضمين کند و اين مهم تحصيل نخواهد شد مگر در پرتو بقاي محيط زيست. راز همه اين اسرارها نيز درهمين نکته نهفته است.
5) فرهنگ128 : در گذشته مراد از توسعه عبارت بود از تلاش براي غربي کردن تمام جهان و با تظاهر بر بي طرفي فرهنگي و سياسي و در واقع تحت مفروضات جانبدارانه ايديولوژيک، غرب به عنوان کمال مطلوب معرفي مي شود. توسعه به اين ترتيب ابزاري بود براي کشورهاي غربي بهره مند از تکنولوژي پيشرفته تا فرهنگ و خودگرداني ملتها و مردم ديگر را تحقير و نابود کنند. در سالهاي اخير در پرتو نقدهاي مختلف، همراه با تعميق و بسط آگاهي پيرامون ناکارآمديهاي مفروضات و نظريه هاي گذشته و به ويژه با اثبات اين نکته که اقتصاد به تنهايي نمي تواند برنامه اي براي رفاه و متناسب با منزلت انسان عرضه کند، فرهنگ اهميت و جايگاه واقعي خود در مناظره توسعه به دست آورد. پافشاري بر نقش زيربنايي فرهنگ، حداقل نزد روشنفکران غيرمارکسيست جهان سوم سابقه اي طولاني داشت. و به ويژه به سالهاي دهه 1960 بازمي گشت. جدا از تلاش و پيشتازي متفکران جهان سوم و شماري از انديشمندان فرهنگي جهان پيشرفته، تحرک سازمان يافته نهادهاي بين المللي به ويژه سازمان ملل و يونسکو، در اين زمينه نقشي بسيار موثر داشت . در سالهاي اخير به صورت مشخص پذيرفته شده است که دگرگوني اجتماعي و حرکت به سوي مطلوب نمي تواند و نبايد به بهاي قرباني شدن فرهنگ ها به دست آيد، بلکه اصولاً اين روند با ارج گذاري به فرهنگ ملتها، به سرانجام خواهد رسيد. يکي از نخستين تعريف ها در اين زمينه را ريه مايو129 دبيرکل پيشين يونسکو در سال 1963، ارايه داد. به نظر او توسعه زماني تحقق مي يابد که علم به فرهنگ تبديل شود . تحليل هايي از اين قبيل، نه تنها اهميت فرهنگ را نشان مي دهد، بلکه فراتر از آن بر نقش زيربنايي آن دلالت مي کند. بنابراين، بدون توجهي در خود به فرهنگ توسعه اي متوازن شکل نخواهدگرفت و در اين صورت شايد بتوان بسياري از نابسامانيها در گمراهي هاي پروژه توسعه درجهان را در اين بي اعتنايي ها ريشه يابي کرد. با اين وصف، به رسميت شناخته شدن فرهنگ و اصولاً طرح گسترده و تـوفيق چشم انداز فرهنگي درمطالعات، از نشانه هاي عصر جديد است.
در سالهاي دهه 1980، ضرورت توجه به فرهنگ در نظريه پردازي پيرامون پايداري آشکارتر و در سـالهاي 1990 اهميت آن غيرقابل انکار شد. به اين ترتيب، در مطالعات و تحليل ها درکنار مؤلفه هاي اقتصاد محيط زيست و مسايل اجتماعي، فرهنگ نيز موردتاکيد قرار گرفت. در اين سالها در بسياري از پژوهشها و نظريه پردازيها از مبناي چهارگانه توسعه پايدار ياد مي شد .
بديهي است که با پذيرش فرهنگ به عنوان يک رکن اصل توسعه و پايداري، راه براي ورود ديگــر مؤلفه هاي معنوي و غيرمادي گشوده مي شد، زيرا براساس تعاريف مورد توافق جداسازي فرهنگ از ارزشها متصور نخواهدبود و در عرصه معيارهاي ارزشي، داوري و به ويژه داوري اخلاقي اجتناب ناپذير است. به اين ترتيب در مفهوم توسعه پايدار، درواقع نوعي داوري ارزشي مبتني بر فرهنگ به رسميت شناخته شد و مسلماً توسعه درقالب آن تعريف شد .
در فضايي اين چنين، بديهي بود که توسعه پايدار ديگر نمي توانست تنها در مفهوم رشد اقتصادي قالب ريزي شود، بلکه برآورده شدن نيازمندي هـــاي بخش وسيعتـري ازجمعيت و به خصوص مفهوم بهتر شدن را نيز با خود به همراه داشت. بنابراين، در چشم انداز جديد، داوري ارزشي غيرقابل انکار خواهد بود . کنفرانس عمومي يونسکو در سال 1991 با تصويب قطعنامه اي مديرکل يونسکو را موظف کرد تا در هماهنگي با دبيرکل سازمان ملل کميسيون مستقلي را براي بررسي ارتباط فرهنگ و توسعه ايجاد کند. در نوامبر سال 1992 پطرس غالي130 دبيرکل سابق سازمان ملل و فدريکو مايور مديرکل سابق يونسکو در حيطه وظيفه محوله به يونسکو و درحقيقت درجهت اعتلاي نقش فرهنگ در فرايند توسعه، کميسيون جهاني پيرامون فرهنگ و توسعه را به رياست خاوير پرزدوکوييار دبيرکل پيشين سازمان ملل تشکيل دادند. مايور در سال 1993، اين حرکت را تحت ظرفيت سازي براي توسعه پايدار مورد بحث قرار داد. در واپسين سالهاي قرن بيستم ديگر از بي توجهي گذشته نسبت به مؤلفه هاي فرهنگي خبري نيست و در پرتو نقادي هاي بسيار، فرهنگ در جايگاه واقعي خود منزلتي غيرقابل انکار يافته و به ويژه در مناظره توسعه پايدار به عنوان يکي از ارکان اصلي و نيز گستره اي پويا به رسميت شناخته شده است. تکيه بر فرهنگ به عنوان يک مبنا در مناظره، درحقيقت گشودن راه را براي حضور عناصر غيرمادي و نقش آفريني مؤلفه هاي ارزشي در عرصه توسعه است. به اين ترتيب، موضوعاتي که در گذشته از عرصه پژوهشي علمي رانده شده بودند، اينک دعوت مي شوند تا با شکستن بن بستها به زندگي انسان درکره خاکي مفهومي دوباره بخشند. باتوجه به ميزان تاکيدي که در مطالعات اخير نسبت به فرهنگ مبذول مي شود و به ويژه با مداقه در سر فصل هاي متنوع فرهنگي در برنامه هاي پيشنهادي براي قرن بيست و يکم از هم اکنون مي توان منزلتي رفيع تر و دامنه اي وسيع تر را براي فرهنگ درهزاره سوم انتظار کشيد . ( www.takbook.com/Content/980 )
6) آموزش : در دوران، ما آموزش و پرورش به عنوان موثرترين ابزار جوامع براي ورود به چالشهاي آينده مورد توافق قرار گرفته است و اصولاً پذيرفته شده است که در پرتو آموزش و پرورش امروز دنياي فردا شکل خواهدگرفت . تعليم و تربيت مهمترين عامل موثر در دگرگوني طرزنگرش و رفتار بشري است که در مسير رشد اقتصادي، بهبود کيفيت زندگي، ايجاد دانش ومهارت، تامين فرصتهاي شغلي و افزايش توليد جامعه به کار گرفته مي شود. از اين رو در جوامع منزلتي يگانه يافته است . آموزش و پرورش پايدار به مفهوم وسيع خود در دهه

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درمورد سازمان ملل متحد، ابزار توسعه، سازمان ملل، اصل لاضرر Next Entries دانلود پایان نامه درمورد کلان شهر تهران، شاه طهماسب، دوره قاجار، دوشان تپه