دانلود پایان نامه درمورد سازمان دانش محور، سرمایه ساختاری

دانلود پایان نامه ارشد

عملياتي پس از كسر ماليات 40:
سودي كه در محاسبه آن تنها سود حاصل از عمليات در نظر گرفته مي‌شود و اثر ثبتهاي غير نقدي ، هزينه هاي مالي و صرفه جوئي مالياتي ناشي از هزينه بهره در آن لحاظ نشده است. NOPAT سودي است كه براي تمام تامين كنندگان مالي شركت در دسترس مي‌باشد (همان منبع، ص15)2.
نرخ بازده سرمايه ( ( r :
نرخ بازده سرمايه ، بهره وري سرمايه به كار گرفته شده در شركت را بدون توجه به روش تامين مالي اندازه گيري مي‌كند در اينجا منظور از سرمايه‌ ، همان سرمايه اقتصادي است:
اندازه شرکت
اندازه شرکت بر اساس ارزش ریالی سهام شرکت رتبه بندی می شود در این تحقیق از طریق میانگین ارزش بازاری شرکت در بورس اندازه شرکت تعیین شده است (کینگ هانگ ،2009 ، ص16)3.

فصل دوم
مروری بر ادبيات تحقيق

1-2- مقدمه
قرن بيست و يكم بوسيله توسعه اهميت دانش و تاثير آن بر تمامي جنبه هاي سازماني توصيف ميشود امروزه دانش منبع كليدي اقتصاد و مزيت رقابتي شده است . همزمان با توسعه ارزش بازار سازمانهاي دانش محور، در دهه 1990 علاقمندي وسيعي نسبت مقوله سرمايه فكري41 پديد آمد. اولین بار رتبه های مفهوم سرمایه فکری در سال 1969 توسط اقتصاد دانی به نام جان کنت گالبرت بیان گردید. دانش بعنوان يك دارائي در مقايسه با ساير انواع دارائيها، داراي اين طبيعت منحصر بفرد است كه هر چه بيشتر استفاده شود به ارزش آن افزوده ميشود اجراي يك استراتژي موثرمديريت دانش و تبديل شدن به يك سازمان دانش محور، بعنوان يك شرط الزامي براي موفقيت سازمانها است
تعاريف مختلفي از سرمايه فكري در منابع مختلف ارائه شده است آنچه كه تمامي نويسندگان در مورد آن اتفاق نظر دارند اينست كه سرمايه فكري صورتي از دانش است كه مزيت رقابتي ايجاد مي كند و ارزش ناملموس يك سازمان را نمايش ميدهد. اما هنوز بر سر يك تعريف خاص توافق ندارند ولي به هر حال تركيب روشني بين وجه نظري و كاربرد عملي سرمايه فكري وجود ندارد. اغلب صاحبنظران، سرمایه فکری را به سه دسته سرمایه مشتری ، سرمایه انسانی و سرمایه ساختاری تقسیم می کنند اگر مفاهيمي را كه توسط محققان مختلف مورد استفاده قرار گرفته مورد بررسي قرار گيرد، گروهي از مفاهيم مشابه از ميان واژه ها و ساختارها از قبيل نا مشهودها، دانش و ايجاد ارزش هويدا مي شود. از اين رو در راستاي تصور اوليه، سرمايه فكري ممكن است به عنوان مجموعه تمام دانش تعريف شود. استوارت42 و ساليوان43 كه به وسيله كاركنان و شركت در اختيار قرار گرفته شده است و يك مزيت رقابتي را ايجاد مي كند و يا به تعبیری سرمايه فكري عبارت است از مواد فكري از قبيل دانش، اطلاعات، اموال و تجربه فكري بنتيس44 كه شركتها بوسيله آنها مي توانند مزيتي در جهت ايجاد ثروت داشته باشند .
از اين گذشته مي توان با سرمايه فكري به عنوان تركيبي از دارايي هاي نامشهود يا دارايي هاي بي اهميت بروكينك45 كه در ترازنامه افشا نمي شوند روبه رو شد و اگر اين سرمايه فكري خوب مديريت شود قادر است براي شركتها مزيت رقابتي و در نتيجه ايجاد ارزش بوجود آورد. در سال 1997 ادوینسون و مالیوالن سرمایه فکری را به دانشی که می توان به ارزشی تبدیل شود تعریف نموده اند. بروکینگ در سال 1996 سرمایه فکری ترکیبی از چهار بخش عمده دارائی های بازار ، دارائی های انسان محور ، دارائی های فکری ، دارائی های زیر ساختی تعریف کرده است بنتیس در سال 2000 سرمایه فکری را به صورت مفهومی که تمامی منابع نا محسوس و ارتباطات داخلی آنها را طبقه بندی می کند تعریف نموده است بنابراين مديران نياز دارند كه بتوانند اثر تلاشهاي مديريت دانش را برعملكرد سازمان خود اندازه گيري كنند . بصورت تاريخي در علم حسابداري ، دارائي ناملموس در سرفصلي تحت عنوان “سرقفلي” 46جاي ميگرفت و سرمايه فكري بخشي از اين سرفصل به شمار مي آمد لیکن روشي براي شناسائي و اندازه گيري اين موارد ناملموس در سازمانها فراهم نمي آورد. درپاسخ، مدلهاي اندازه گيري جديد در سطح سازمانها، سعي در تركيب نمودن جنبه هاي ارزش افزاي مالي و غير مالي سازمان براي گزارشدهي مينمايند.
در كشورهاي در حال توسعه برخلاف كشورهاي پيشرفته ، ارزش گذاري بازارهاي محلي با افزايش سرمايه فيزيكي بيش از سرمايه فكري رشد كرده است وكمتر IC به بعنوان يك راهبرد عملكرد وابسته هستند . يكي از دلايل آن اين مساله است كه اين گروه هنوز به خريد و فروش و پردازش منابع طبيعي به عنوان يك راهبر اساسي رشد وابسته هستند (هانگ، 2009 ،ص11) 47 .
هدف اصلی در فصل حاضر ، بیان ادبیات موضوعی و مبانی نظری تحقیق می باشد . بدین منظور ابتدا تاریخچه ومبانی نظری و نظریه های مربوط به سرمایه فکری را مطرح نموده و سپس به تعریف سرمایه فکری از دیدگاه های مختلف پرداخته و در بخش دوم مدلهای طبقه بندی سرمایه فکری مطرح و در بخش سوم روشهای اندازه گیری و سنجش سرمایه فکری بیان شده است و در نهایت در بخش پایانی به بررسی سوابق تحقیق اختصاص داده شده است.

2-2 ) بخش اول : نظريه هاي مربوط به سرمايه فكري
“دراكر”(1993) انديشمند معروف مديريت مي گويد: ما در حال وارد شدن به يك جامعه دانشي هستيم كه در آن منابع اقتصادي اصلي، ديگر سرمايه بيشتر،منابع طبيعي ونيروي كار بيشتر و… نيست .منابع اقتصادي اصلي دانش خواهد بود قرن 21 ، قرن اقتصادي دانشي است. قبل از اقتصاد دانشي ، اقتصاد صنعتي حاكم بوده كه در اين اقتصاد عوامل توليد ثروت اقتصادي، يكسري دارايي هاي فيزيكي و مشهود مانند زمين ، نيروي كار، پول و ماشين آلات و… بوده و از تركيب اين عوامل اقتصادي ،ثروت توليد مي شود.در اين اقتصاد،استفاده از دانش به عنوان عامل توليد ، نقش كمي داشته است اما در اقتصاد دانشي ، دانش يا سرمايه فكري به عنوان يك عامل توليد ثروت در مقايسه با ساير دارايي هاي مشهود فيزيكي ، ارجحيت بيشتري پيدا مي كند . در اين اقتصاد ، دارايي هاي فكري بخصوص سرمايه هاي انساني جزو مهمترين دارايي هاي سازمان محسوب مي شود و موفقيت بالقوه سازمان هاريشه درقابليت هاي فكري آنها دارد تا دارايي هاي مشهود(گلدی صدقی ،1386،ص 45)1.
با رشد اقتصادي دانشي يا اقتصاد مبتني بر دانش ، بطور قابل ملاحظه اي شاهد اين موضوع هستيم كه دارايي هاي نامشهود شركتها عامل مهمي در حفظ و تحقيق مزيت رقابتي پايدار آنها مي شوند در مقايسه با ساير دارايي هاي مشهود (کینگ هانگ، 2009 ، ص8) 2 . محيط كسب و كار به طور شگفت انگيزي تغيير مي كند، در كسب و كارها و اقتصاد قرن 21 بر روي اطلاعات ، فناوري اطلاعات ، تجارت الكترونيك ، نرم افزارها ، مارك ها، حق الاختراع ، تحقيقات و نوآوري ها، و… سرمايه گذاري مي شود كه همگي جزئي از دارايي هاي نامشهود و سرمايه فكري و دانش هستند تا جزو دارايي هاي مشهود(سالیوان ،2000 ، ص13)3 .
در پارادايم صنعتي قديم شركت ها تحت اصول اقتصاد كميابي عمل مي كردند. اقتصاد كميابي بدين معناست كه منابع و دارايي ها تحت سلطه و كنترل شركت ها محدود و كمياب هستند و استفاده بيشتر از آنها ، از ارزش انها مي كاهد ولي در عصر اقتصاد اطلاعاتي و دانش ، اين اصول صدق نمي كند. شركت ها در اقتصاد دانش تحت اصول اقتصاد فراواني عمل مي كنند ، اقتصاد فراواني بدين معناست
كه منابع و دارايي هاي در اختيار شركت به ميزان فراوان وجود دارد.اين نوع دارايي ها از نوع نامشهود هستند و بيشتر در افراد قرار دارند كه ما به آنها دستيابي داريم مثالي از فراواني اين نوع دارايي ها در اقتصاد دانش ، فراواني اطلاعات در اينترنت است(همان منبع،ص14)4.

بطور خلاصه در اقتصاد دانش ، مهمترين دارايي ها و عوامل توليد ، نامشهود هستند كه استفاده از آنها از ارزش آنها كم نمي كند و حتي يه ارزش آنها مي افزايد. اين نوع دارايي ها نامشهود شامل دانش؛ سرمايه فكري و …هستند ولي اقتصاد صنعتي مهمترين عوامل توليد ، دارايي هاي مشهود و فيزيكي هستند كه استفاده از آنها از ارزش آنها مي كاهد و اين دارايي ها شامل زمين ، ماشين آلات و سرمايه پولي و … است.
“كندريك” ،1990 كه يكي از مشهورترين اقتصاددانان مطرح امريكاست، مي گويد كه در سال 1925، نسبت سرمايه هاي تجاري نامشهود به سرمايه هاي تجاري مشهود 30 به 70 بوده است ولي اين نسبت در سال 1990 به ميزان 63 به 37 رسيده است؛ همچنين “لئو” مطرح مي سازد كه فقط در حدود 10 تا 15 درصد كل ارزش بازاري شركت ها را تشكيل مي دهند كه هنوز هيچ كاري در مورد اندازه گيري انها صورت نگرفته است (گلدی صدقی ، 1386،ص 48)1.
همچنين يكسري مطالعات انجام شده در سال 1999 در زمينه تركيب دارايي هاي هزاران شركت غيرمالي در طي سال هاي 1978 تا 1998 نشان داد كه رابطه بين دارايي ها نامشهود و مشهود 20 به 80 بوده و در سال 1998 ، اين نسبت تقريبا به 80 به 20 رسيده است. اين تغييرات قابل ملاحظه باعث ايجاد يكسري روش ها براي محاسبه ثروت شركت هايي شده است كه مهمترين دارايي هاي آنها، دارايي هاي نامشهود بويژه فكري و دانش بوده است )همان منبع،ص49)2.
در طي دهه گذشته كسب و كارها ، اهميت مديريت دارايي هاي نامشهود خود را درك كرده اند و توسعه مارك ها ، روابط سهامداران ، شهرت و فرهنگ سازمان ها را به عنوان مهمترين منابع مزيت پايدار تجاري خود در نظر گرفته اند. در اين اقتصاد توانايي خلق و استفاده از ارزش اين دارايي هاي نامشهود ، يك شايستگي اصلي را براي سازمان ها بوجود مي آورد .امروز سازمان ها نياز دارند تا بتوانند دارايي هاي خود را از نو و دوباره طبقه بندي كنند و بايد اين موضوع را درك كنند كه چگونه اين دارايي ها مي توانند اهداف استراتژيك آنها را حمايت كنند و سهم آنها را از ارزش سازمان بصورت كمي در آورند و بتوانند اين دارايي هاي خود را با دارايي هاي رقباي خود مقايسه كنند. براي اين منظور بايستي ابتدا طبقه بندي جديدي از دارايي هاي سازماني را در اين عصر ارائه كنيم.بي شك اين دارايي هاي نامشهود داراي ارزش هستند چون وقتي شركت ها (كسب و كارها) فروخته مي شوند و بخشي از ارزش آنها بصورت سرقفلي نامگذاري و برچسب مي خورد.بر طبق تفكر “هوريب” سرقفلي،تفاوت بين ارزش واقعي (بازاري) شركت وارزش دفتري آن است(بونتیس، 2000، ص12)3.

شركت ها نه تنها نياز دارند تا دارايي هاي نامشهود خود را شناسايي ،اندازه گيري و مديريت كنند بلكه بايد همواره سعي كنند تا اين دارايي هاي نامشهود را بطور مستمر ارتقاء و بهبود بخشند. سازمان هايي كه نتوانند دارايي هاي دانشي خود را بطور مستمر ارتقاء دهند بقاء خود را با خطر از دست دادن و فناي خود ، مبادله خواهند كرد(همان منبع،ص13)1.

1-2-2 ) تعاريف مختلف سرمايه فكري
دررابطه با سرمايه فكري تعاريف مختلفي ارائه شده است كه درادامه به برخي ازآنها اشاره خواهد شد:
1)” بونتیس 48″ (1996) سرمايه فكري يك چيز فرار و گريزان است اما زمانيكه كشف شده و مورد استفاده قرار گيرد سازمان را قادر مي سازد تا با يك منبع جديد در محيط رقابت كند.
2) ” دریک و کول49 ” (1999)سرمايه فكري يك جريان دانش در درون يك شركت است.
3) ” روس 50″ (1997)سرمايه فكري شامل حاصل جمع دانش اعضاي يك سازمان و تبديل كاربرد علمي دانش اعضاي سازمان است.
4) ” سیدرمن51 ” (2002)سرمايه فكري تفاوت بين ارزش بازاري يك شركت و هزينه جايگزيني دارايي ها ي آن است.
5) ” استیوارت 52″ (1997)سرمايه فكري ، مواد فكري از قبيل دانش و اطلاعات و مالكيت (دارايي ) معنوي و تجربه است كه باعث ايجاد ثروت مي شوند وهنوز تعريف جهان شمولي براي آن وجود ندارد.
6) ” موریتسن53 ” (2001)سرمايه فكري يك دانش سازماني وسيع و گسترده اي كه خاص هر شركتي است كه به شركت اجازه مي دهد تا بطور پيوسته خود را با شرايط در حال تغيير و تحول انطباق دهد .
7) ” بونتیس ” (1998) سرمايه فكري جستجو و پيگيري استفاده موثر از دانش (كالاي ساخته شده) در مقايسه با اطلاعات (مواد خام) است.
8) ” ادوینسون54 ” (1997)سرمايه فكري يك دانش كاربردي براي خلق يك ارزش براي شركت است.

9) ” بونتیس55 ” (1997)سرمايه فكــري شامل همه فــرايندها و دارايي هاي است كه

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درمورد حقوق صاحبان سهام، ارزش افزوده اقتصادی، اقتصاد دانش محور Next Entries دانلود پایان نامه درمورد بندي، فكري، انساني، دارايي