دانلود پایان نامه درمورد رگرسیون، هویت شخصی، روابط ساختاری، انسجام خانواده

دانلود پایان نامه ارشد

ر قسمت بیان مسئله به برخی از آنها اشاره شد)؛
ب) نظریه بوم‎تحولی شاپوچنیک و کوتس‎ورت (1999، نقل از کوتس‎ورت و دیگران، 2002) که فرایندهای چندبعدی مداخله‎گر در تحول رفتار مشکل‎آفرین نوجوان را بر اساس بافت‎های اجتماعی چندگانة تأثیرگذار بر تحول (برای مثال، خانواده، مدرسه و همسال) مفهوم‎پردازی می‎کند؛
پ) الگوی زیست‎روان‎اجتماعی19داج2و پتیت3(2003) در باب تحول مشکلات رفتار ارتباطی مزمن4 که بر
اساس آن فرایندهای بافتی بر فرایندهای درونی نوجوان تأثیر می‎گذارند که این امر به‎‎نو‎بة ‎خود، آمادگی زیستی5 نوجوان را نسبت به انواع خاصی از رفتارها تغییر می‎دهد و بدین ترتیب، اهمیت متغیرهای درون‎فردی را در تحول مشکلات رفتار ارتباطی برجسته می‎سازد و بالاخره ث) نظریة اریکسون (1950، نقل از شوارتز و دیگران، 2005) که بر اساس آن هویت منسجم به نوجوان کمک می‎کند که به تجربه‎هایش سازمان و معنا دهد و تصمیمات و رفتارهایش را هدایت کند، یک الگوی نظری (شکل1ـ1) را تدوین و آزمون کرد.

شکل 1ـ1 الگوی نظری پژوهش

4ـ1 اهمیت و ضرورت پژوهش
این پژوهش دارای ویژگی‎های منحصر به فردی است که آنها را در چند مقوله می‎توان عنوان کرد:
1) بررسی همزمان روابط سه بافت تحولی مهم در دورة نوجوانی، یعنی، خانواده، مدرسه و گروه همسال، و متغیر درون‎شخصی (هویت) با رفتار مشکل‎آفرین در یک مطالعه و تعیین معناداری اثر واسطه‎گر متغیر درون‎شخصی در روابط بین سه عامل بافتی و رفتار مشکل‎آفرین با بهره‎گیری از روش آماری پیشرفتة الگو- یابی معادلة ساختاری110. فن الگو‎یابی معادلة ساختاری، که به فن تحلیل داده‎های نسل دوم2 معروف است، بر خلاف فنون نسل اول همچون رگرسیون، پژوهشگران را قادر می‎سازد که در قالب تحلیلی واحد، نظامدار و جامع از طریق الگو‎یابی روابط بین سازه‎های مستقل و وابسته چندگانه به‎طور همزمان، به مجموعه‎ای از سؤال‎های پژوهشی مربوط به هم پاسخ دهند. این قابلیّت تحلیل همزمان، با تحلیل همزمان الگوهای رگرسیون نسل اول، مثل رگرسیون خطی، بسیار متفاوت است؛ از این حیث که الگوهای نسل اول فقط می‎توانند یک لایة پیوند بین متغیرهای مستقل و وابسته را در یک زمان تحلیل کنند (گفن3، استروب4 و بودرو5، 2000).
2) بهره‎گیری از گزارش‎های والدین و گزارش‎های نوجوانان در سنجش کنش‎وری خانوادگی و رفتار مشکل‎آفرین برونی‎سازی‎شده. پژوهش‎ها نشان داده‎اند که والدین و نوجوانان در مورد بافت بوم‎تحولی نوجوان و سازگاری وی، دیدگاه‎های متفاوتی دارند و این که درک این تفاوت‎ها فی نفسه مهم است (تاین6، روسا7 و مایکلز8، 1994، نقل از شوارتز و دیگران، 2006).
3) نمونة پژوهش کنونی را تعدادی تقریباً مساوی از دختران و پسران (314 دختر و 299 پسر) تشکیل داده‎اند. این در حالی است که اغلب پژوهش‎هایی که در باب آزمون ارتباط شیوه‎های والدگری و رفتار مشکل‎آفرین انجام شده‎اند، از پسران استفاده کرده‎اند یا در آنها تعداد پسران از دختران بیشتر بوده است (اسپات9 و نپل10، گلدبرگ ـ لیلهوج11، یونگ12 و رامیستی ـ میکلر13، 2006).
4) در این پژوهش، متغیر هویت شخصی به عنوان یک واسطه‎گر در روابط بین متغیرهای بافتی و رفتار مشکل‎آفرین، در نمونه‎ای از نوجوانانی که در اوایل نوجوانی به‎سر می‎برند، درنظرگرفته شده است. این در حالی است که پژوهش‎های کمی در باب هویت در اوایل نوجوانی انجام شده‎اند و در این دوره است که به علت تغییرات سریع جسمانی، شناختی و اجتماعی، نوجوانان به تجدید نظر در ارزش‎ها و هویت‎یابی دورة کودکی خود علاقه‎مند می‎شوند (مارسیا، 1991 ، نقل از شهرآرای، 1384) و رفتارهاي مشكل‎آفرين افزايش مي‎يابند (برويدي و ديگران، 2003). بیشتر پژوهش‎‎ها در حیطة هویت بر نوجوانان بزرگتر متمرکز بوده‎اند؛ با این فرض که طیّ اوایل نوجوانی، فعّالیّت هویتی کم است یا هیچ فعّالیّتی به وقوع نمی‎پیوندد ( آرچر، 1982؛ آرچر و واترمن، 1983، نقل از شوارتز، 2008) . پژوهش‎های بیشتری در مورد هویت قومی111و پژوهش‎‎های خیلی بیشتر در باب مفهوم خود2 در اوایل نوجوانی انجام شده‎اند (شوارتز، 2008). بدين‎ترتيب، پژوهش در اين گروه سني اطلاعات مفيدي در مورد پيشايندها و همبسته‎هاي تحول موفقيت‎آميز هويت فراهم مي‎آورد. در اين پژوهش، تلاش بر این است كه به چنين ضرورتي پاسخ داده شود. همچنين گرچه نظرية بوم‎تحولي، ديدگاه جامعي در مورد همبسته‎ها و تعيين‎كننده‎هاي بوم‎شناختي مشكلات نوجوانان فراهم مي‎آورد، با بررسي نقش متغيرهاي درون‎شخصي و يا به قول لاك3، نيوكمب4و گودير5(2005، نقل از شوارتز و ديگران،2006) “خرده‎نظام دروني”6 در كنار متغيرهاي بوم‎شناختي، مي‎توان به درك گسترده‎تر و جامع‎تري از سطوح و متغيرهاي مرتبط با اين مشكلات دست يافت. کمبود پژوهش‎هایی که در این حیطه انجام شده‎اند، مبیّن شکاف دانشی موجود در باب علت‎شناسی رفتارهای مشکل‎آفرین است.
همان‎طور که پیش‎تر مطرح شد، رفتار مشكل‎آفرين برای فرد و جامعه عواقب منفی دارد و اشتغال زود‎هنگام به رفتار مشکل‎آفرین، پیش‎آگهی اشتغال به رفتار مشکل‎آفرین در مراحل بعدی نوجوانی و در بزرگسالی است (نقل از شوارتز و دیگران، 2009)، برای همین، بررسی تعیین‎کننده‎های این گونه رفتارها در آغاز دورة نوجوانی ضرورت خاصی دارد. در این پژوهش، رفتار مشکل‎آفرین در قالب سازه‎ای که از سه نشانگر رفتار پرخاشگرانه، رفتار نقض قانون7 و مشکلات توجه تشکیل شده است، مورد بررسی قرار می‎گیرد.
در ایران به پژوهش‎های منفردی در باب رابطة خانواده و هویت (برای مثال، اثنی عشران، 1378) خانواده و اختلال‎های رفتاری (برای مثال، فیروزصمدی، 1380)، ناسازگاری نوجوان و جوّ کلاس (برای مثال، امان اللهی فرد، 1384) برمی‎خوریم اما پژوهشی که رفتار مشکل‎آفرین را در قالب یک سازه با چندین نشانگر و تأثیر عوامل بافتی (خانواده، مدرسه، گروه همسال) و هویت را بر این رفتارها به‎طور همزمان بررسی کرده باشد، گزارش نشده است. در ضمن، پژوهش‎های منفرد انجام شده (برای مثال، امان‎اللهی فرد، 1384) از روش همبستگی یا رگرسیون سود جسته‎اند و به آزمون الگوها با استفاده از روش‎های آماری پیشرفته نپرداخته‎اند. این واقعیت که هیچ مطالعه‎ای را نمی‎توان یافت که این روابط را در قالب یک الگو در نوجوانان
دختر و پسر و به‎خصوص در اوایـل نوجوانی مورد بررسی قـرار داده باشد، مبیّن یک شکـاف هشدار‎دهنده در
پیشینة پژوهشی است.
وحدت بخشیدن به متغیرهای مربوط به “خود”و”بافت”، به عنوان پیش‎بینی‎کننده‎های پیامدهای روان‎اجتماعی، به بررسی سهم هر یک از این ابعاد کمک خواهد کرد و مشخص خواهد ساخت که رابطة متغیرهای بافتی با پیامدهای رفتاری از خلال ادراکات خود (هویت) به چه میزان است. پژوهش کنونی در این راستا سهمی دارد.
با توجه به مطالب مطرح شده، پژوهش حاضر دانش روان‎شناختی را در باب اینکه چگونه عوامل درون‎‎شخصی و بافتی با یکدیگر به رفتارهای مشکل‎آفرین در دورة نوجوانی و بالاخص در اوایل این دوره مربوط می‎شوند، افزایش می‎دهد. از دانش حاصل از چنین تحقیقی، برای طرّاحی مداخله‎هایی که در آنها هویت به‎تنهایی یا با جنبه‎های دیگر کنش‎وری مثبت، همچون خانواده، مدرسه و گروه همسال به عنوان عوامل حفاظت‎کننده مورد استفاده قرار می‎گیرد، برای پیشگیری از رفتارهای مشکل‎آفرین یا کاهش آنها می‎توان بهره گرفت.

5ـ1 اهداف پژوهش
هدف کلی پژوهش حاضر، شناخت روابط ساختاری عوامل بافتی (خانواده، مدرسه، گروه همسال) و هویت با رفتار مشکل‎آفرین در نوجوانان دختر و پسری است که در اوایل دورة نوجوانی به‎ سر‎می‎برند؛ در قالب ارائة الگویی که بهترین تبیین را از رفتار مشکل‎آفرین در این گروه سنی داشته باشد.
اهداف جزئی این پژوهش عبارت‎اند از:
1- شناخت اثر مستقیم عوامل بافتی و فرایندهای هویت شخصی بر رفتار مشکل‎آفرین؛
2- شناخت میزان رابطة غیرمستقیم و معناداری اثر واسطه‎گر عوامل بافتی بر رفتار مشکل‎آفرین از خلال فرایندهای هویت شخصی؛
3- آزمون الگوی پیشنهادی در دختران و پسران به‎طور جداگانه.

6ـ1 فرضیه‎ها و سؤال‎های پژوهش
بر اساس اهداف پژوهش و متغیرهایی که در چهارچوب مسائل پژوهش قرار می‎گیرند، می‎توان سؤال‎ها و فـرضیه‎هایی را طـرح کـرد. در سطوری که در پـی خواهند آمـد، در بخش نخست به فـرضیه‎های پـژوهش
می‎پردازیم و در وهلة بعد سؤال‎ها را مطرح خواهیم کرد.
بخش نخست: فرضیه‎‎ها
1) مسیرهای بین متغیرهای زیر مثبتِ معنادارند :
مسیر کنش‎وری خانوادگی (گزارش نوجوان) به انسجام هویت، مسیر کنش‎وری خانوادگی (گزارش والدین) به انسجام هویت، مسیرکنش‎وری مدرسه به انسجام هویت، مسیر حمایت همسال به انسجام هویت، مسیر سردرگمی هویت به رفتار مشکل‎آفرین.
2) مسیرهای بین متغیرهای زیر منفیِ معنادارند:
مسیر کنش‎وری خانوادگی (گزارش نوجوان) به سردرگمی هویت، مسیر کنش‎وری خانوادگی (گزارش والدین) به سردرگمی هویت، مسیر کنش‎وری مدرسه به سردرگمی هویت، مسیر حمایت همسال به سردرگمی هویت، مسیر انسجام هویت به رفتار مشکل‎آفرین، مسیرکنش‎وری خانوادگی (گزارش نوجوان) به رفتار مشکل‎آفرین، مسیرکنش‎وری خانوادگی (گزارش والدین) به رفتار مشکل‎آفرین، مسیرکنش‎وری مدرسه به رفتار مشکل‎آفرین، مسیر حمایت همسال به رفتار مشکل‎آفرین.
بخش دوم: سؤال‎ها
1) تا چه حد رابطة عوامل بافتی (کنش‎وری خانوادگی، کنش‎وری مدرسه و حمایت همسال) با رفتار مشکل‎آفرین، مستقیم یا غیر مستقیم از خلال فرایندهای هویت شخصی (انسجام هویت و سردرگمی هویت) است؟ در رابطه با این سؤال دو سؤال فرعی مطرح می‎شود:
سؤال فرعی 1: آیا انسجام هویت در رابطة بین عوامل بافتی (کنش‎وری خانوادگی، کنش‎وری مدرسه، حمایت همسال) و رفتار مشکل‎آفرین، اثر واسطه‎گر دارد؟
سؤال فرعی 2: آیا سردرگمی هویت در رابطة بین عوامل بافتی (کنش‎وری خانوادگی، کنش‎وری مدرسه، حمایت همسال) و رفتار مشکل‎آفرین، اثر واسطه‎گر دارد؟
2) روابط ساختاری بین متغیرهای پژوهش در گروه دختران و پسران به‎طور جداگانه، چگونه است؟

7ـ1 تعریف‎های مفهومی و عملیاتی متغیرهای پژوهش
ـ جنس: دختر و پسر
ـ سن : 12 تا 13 سال
ـ پایة تحصیلی: دوم راهنمایی
ـ نوع مدرسه: دولتی
ـ بافت خانواده (متغیر برون‎زا): فرایندهای خانوادگی و متغیرهای والدگری از پیش‎بینی‎کننده‎های قوی و همیشگی رفتار مشکل‎آفرین قلمداد شده‎اند. شیوه‎های والدگری112به روش‎ها و سبک‎های2والدگری اطلاق می‎شود. دارلینگ3و استاینبرگ (1993 نقل از گورمن ـ اسمیت4، تولان5، زلی6و هیسمن7، 1996) شیوه‎های والدگری را رفتارهایی معطوف به هدف8 تعریف می‎کنند که از خلال آنها، والدین وظایف والدگری خود را انجام می‎دهند. شیوه‎های والدگری شامل انضباط9(برای مثال، والدگری مثبت، کارآمدی10 انضباط) و نظارت11 و زیرِ نظر داشتن12 کودک است (برای مثال، دل‎مشغولی والدین در مورد زندگی کودک). هدف این رفتارها، مهار13و جامعه‎پذیری14 کودک است.
فرآیندهای خانوادگی به ویژگی‎های خانواده به عنوان یک نظام اطلاق می‎شود. این ویژگی‎ها شامل باورها و ارزش‎های خانواده، صمیمیت هیجانی بین اعضای خانواده، حمایت فراهم‎شده از سوی اعضای خانواده، و سازمان و ارتباط میان اعضای خانواده (برای مثال، انسجام خانواده) است. این فرایندها با تجربه‎های هیجانی و سازمانی خانواده به عنوان یک واحد در ارتباط‎‎اند (نقل از گورمن ـ اسمیت و دیگران، 1996). این مؤلفان شواهدی را دال بر همبستگی معنادار بین شیوه‎های والدگری و فرایندهای خانوادگی، گزارش کرده‎اند.
پژوهش‎ها (برای مثال، شوارتز ودیگران، 2005) نشان داده‎اند که دل‎مشغولی والدین در مورد زندگی نوجوان، حمایت خانواده، والدگری مثبت و ارتباط والد ـ نوجوان با هویت و رفتار مشکل‎آفرین نوجوان مرتبط‎اند.
در پژوهش حاضر، بافت خانواده برحسب نشانگرهای الف) دل‎مشغولی والدین در مورد زندگی نوجوان، ب) والدگری مثبت، پ) ارتباط

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درمورد مصرف مواد، دختران نوجوان، پیامدهای رفتاری، بزهکاری نوجوانان Next Entries دانلود پایان نامه درمورد جامعه‎پذیری، عوامل اجتماعی، هویت اجتماعی، روابط اجتماعی