دانلود پایان نامه درمورد رفتار انسان، زنان معتاد، ارتکاب جرم، اراده آزاد

دانلود پایان نامه ارشد

و هدف هاي خود محيط را دگرگون مي کند و به طور متقابل تحت تاثير محيط دگرگون شده قرار مي گيرد. به ويژه تکنولوژي پيشرفته، موجب مي شود تاثير انسان بر محيط شدت و سرعت يابد. برخي اينگونه دگرگوني سريع محيط را مخرب و موجب اخلال در نظام اکولوژيک انسان- محيط دانسته، بر اين تاکيد دارند که هر نوع د گرگوني اساسي و عميق در محيط طبيعي، بايد با توجه به تاثير بلندمدت آن روي انسان و يا پيش بيني نتايج مثبت و منفي آن انجام گيرد.
براي نشان دادن تاثير شرايط محيطي روي انسان، به اختلالات رفتاري افراد و گروه هايي اشاره مي شود که در شهرهاي پرجمعيت سکونت داشته، از نظر سازگاري با شرايط محيط، به ويژه محيط انسان ساخته با مشکلات بسياري روبرو مي شود.” (مرتضوي : 1367 : 8-7). صاحب نظري به نام لوکس40 تاثير علي عوامل ريخت شناسي و محيطي را به عنوان يکي از ملاک ها، در مقابل اختلال هنجاري يا آنومي بحث دورکيم، مورد اشاره قرار مي دهد (چلبي: 1375 : 108).
در اين حوزه تا کنون تلاش هاي نظري و مطالعاتي گسترده اي به منظور روشن ساختن تاثير علي اين عامل بر روي رفتارهاي اجتماعي به عمل آمده است، ولي همه بررسي ها و تحقيقات صورت گرفته و تئوري مطرح شده در اين زمينه به طور کلي به دو بخش تاکيد دارند:
1- يا تاکيد بر عوامل محيط طبيعي ( آب و هوا، باد، دما، کوه، دريا، دشت، عرض جغرافيايي) و تاثير آنها بر رفتارهاي انساني است.
2- يا بر عوامل محيط انسان ساخت به ويژه محيط هاي شهري بر رفتارها تاکيد دارند.

در خصوص زمينه اول، لازم به ذکر است تا کنون نظرات متعددي به وسيله دانشمندان بزرگي چون بقراط، ارسطو، ابن خلدون، ژان بودين، 41منتسکيو42، ژان ژاک روسو43، گت فرويد44، فن هردر45 و هانري توماس بوکل46 مطرح شده است که هر يک به طريقي به اهميت شرايط محيط جغرافيايي در بروز خصايص جسماني و رواني انسان و ناهنجاري هاي رفتاري او پرداخته اند.
با کمي تامل در مطالعات گذشته مي توان دريافت در اين نظرات تاکيد بيشتر بر عوامل محيطي و تاثير آن بر انسان و رفتار او بوده است. در حالي که در تحقيقات کنوني عوامل مربوط به محيط انساني که انسان را در برگرفته است، بيشتر مورد توجه است. طبق عقيده غالب، جرم قبل از آنکه پديده اي جبرگرايانه و ناشي از عوامل قطعي و غيرقابل تغيير محيط طبيعي باشد، پديده اي انسان ساخت و متاثر از شرايط محيط انسان ساخت جامعه و مکان جرم باشد(کلانتري : 1380 : 52-51).
رويکرد جبرگرايانه به محيط طبيعي در تلاش هاي بعضي از محققان تقريبا معاصر که درصدد دستيابي به همبستگي محيط جغرافيايي و جبر برآمده اند، نيز وجود دارد. به عنوان نمونه کتله47 و ژولي48 به کمک آمار به ثبت رابطه بزهکاري و محيط جغرافيايي پرداخته اند. به نظر کتله جرم از ناحيه انسان به طور انتزاعي قابل تصور نيست. انسان فرزند محيط است و خواه ناخواه اعمال او از تاثير محيط دور نيست. ارتکاب جرم در يک محيط و نوسانات آن مانند يک تابع رياضي وابسته به تغييرات شرايط اقليمي و اجتماعي و اقتصادي است. او با استفاده از آمار جرايم و بيان نظريه قانون حرارت به اين نتيجه رسيد که اراده آزاد وجود ندارد و اگر يافت شود قابل لمس نيست (وليدي : 1359 : 52). گري49 نيز به مطالعه زمينه جغرافيايي جرم پرداخته است، وي در رابطه با گرما و سرما و محيط جغرافيايي به اين نتيجه رسيد که جرايم عليه اشخاص در نواحي جنوب و در فصل گرما بيشتر اتفاق مي افتد و جرايم عليه اموال در نواحي شمال و فصل سرما زيادتر است. (همان)
پژوهشگران ديگري نيز تاثير ساير عوامل محيط طبيعي چون آب و هوا، باد، عرض جغرافيايي، کوه، دشت، دريا و … در رابطه با کجروي هاي بشري انجام داده اند. اين مطالعات جملگي با رويکردي جبرگرايانه، ناهنجاري هاي اجتماعي را به عوامل محيطي نسبت مي دهند.
اما محور بحث دوم در خصوص عوامل موثر بر پيدايش آنومي در جامعه مربوط به عوامل محيط انسان ساخت مي شود. هر چند اين بحث خود بي ارتباط با محيط طبيعي نيست و هيچ محيط انسان ساختي را نمي توان به صورت مستقل و بي نياز از محيط طبيعي تصور کرد؛ ولي مباحث آن واجد ويژگي هايي است که مي توان آن را به صورت نسبتا مستقل مورد بررسي و مطالعه قرار داد.
به طور کلي اثر محيط انسان ساخت بر پيدايش آنومي در جامعه از نظر منطقي از اين حيث مطرح است که مي توان رابطه محيط انسان ساخت را با الگوهاي رفتاري به رابطه ظرف و مظروف تشبيه کرد. به طوري که هر گونه ناهنجاري در ظرف اثر خود را بلافاصله در مظروف باقي مي گذارد.
از اين روست که عنوان مي شود” نظم فرم شهر و نظم اجتماعي شهر نمي توانند از يکديگر جدا باشند: به صورت موزاي توسعه مي يابند و متقابلا يکديگر را الهام مي دهند”.(الي50 : 1971 : 4)
اگر عبارت مذکور را به عنوان يک اصل بپذيريم، در آن صورت نگراني از اين امر زماني بيش تر خواهد شد که آن را با دگرگوني هاي سريع محيطي مورد توجه قرار دهيم.
“دگرگوني سريع محيط، يکي از ويژگي هاي بنيادين زمان ما است. هر روز شهرها و محله ها و بناهاي جديد ساخته مي شوند، اين گونه قرارگاه هاي فيزيکي برخي الگوهاي رفتاري و تنش هاي اجتماعي نويني را بر ساکنين خود تحميل مي کنند و يا برخي الگوهاي رفتاري و نقش هاي اجتماعي را تقويت و برخي ديگر را تضعيف کرده و به طور خلاصه جهت و ابعاد جديدي به رفتار ساکنين خود مي بخشند.” ( مرتضوي : 1367 : 8). با اين شرايط، حتي با فرض ثابت بودن نسبي تغييرات محيطي، اگر فردي در محيط مجاور خود در معرض عوامل جرم زا قرارگيرد تا غيرجرم زا، به اعتقاد جرم شناسان، شانس و احتمال قانون شکني اش (رفتار آنوميک ) افزايش مي يابد.
پارک شاو و مک کي از جرم شناسان آمريکايي، با تحقيقات خود ثابت کرده اند که در محيط هاي آلوده و نامرتب، همراه با از بين رفتن کنترل هاي اجتماعي که به وسيله آنها مردم به رعايت قيود نيز اعتقاد پيدا مي کنند،اعمال جنايي به شکل طبيعي و عادي جلوه مي کنند. هرچند که اين چنين پژوهش هايي مسبوق به تحقيقات مکتب شيکاگوست و قريب به يکصد سال از توجه به آن سپري مي شود. ولي بر خلاف پژوهش هاي مربوط به جبرگرايانه محيط طبيعي، پژوهش هاي اکولوژيکي محيط انسان ساخت در خصوص اثر آن بر رفتارهاي آنوميک به صورت مستمر مورد توجه بيشتر قرار مي گيرد. چرا که اين يک اصل مسلم و منطقي است که الگوهاي رفتاري ناشي از يک سري فرآيند انگيزشي و رفتار تحت تاثير عوامل و شرايط محيطي هستند، هر چند که تعيين ساز و کار و تعامل اين دو بسيار پيچيده است، ولي کليات آن تا حدودي روشن شده است.
به طور کلي، آنومي نوعي رفتار نابهنجار محسوب مي شود؛ به هر حال، هر نوع رفتار نابهنجار در يک بستر محيطي به وقوع مي پيوندد. در خصوص اينکه تا چه حد محيط بر رفتار انسان تاثير مي گذارد، سه ديدگاه اصلي وجود دارد. اين ديدگاه ها عبارتند از:

الف) ديدگاه تعيين کننده محيط:
اين ديدگاه در اوايل قرن بيستم مطرح شد. بر اساس اين ديدگاه، محيط نقش تعيين کننده اي در رفتار، ادراک و احساس انسان دارد. همچنين در اين ديدگاه هر محرکي پاسخ را ايجاد نموده و نقش آگاهي و اراده فردي در ايجاد پاسخ ناديده گرفته مي شود.
بر اساس اين ديدگاه است که، معماري مدرن، رفتار انسان را ديکته مي کند و شهرسازي نيز محل مناسب انواع فعاليت ها را مشخص مي نمايد و انتظار دارد که مردم طبق طرح طراحان و خواست و پيش بيني آنان در محيط عمل کنند.

ب) ديدگاه امکان دهندگي:
اين ديدگاه محيط فيزيکي را بستري مي داند که امکانات و محدوديت هايي را براي رفتار به وجود مي آورد، اما محيط تعيين کننده رفتار نيست، بلکه مردم بر اساس ساير معيارها، رفتارهايي خاص را انتخاب مي کنند. به عبارت ديگر، محيط، تعيين کننده مطلق رفتار نيست، بلکه صرفا امکان بروز برخي رفتارها را فراهم مي کند و يا محدوديت هايي را براي بروز برخي ديگر از رفتارها به وجود مي آورد.

ج) ديدگاه احتمال دهندگي:
اين ديدگاه معتقد است، ضمن اينکه مردم مي توانند رفتارهاي مختلفي را در يک محيط از خود بروز دهند، ويژگي هاي طراحي و عوامل محيط مصنوع مي توانند احتمال بروز رفتارهايي خاص را افزايش دهند. به اين ترتيب محيط رفتاري خاص را حمايت مي کند و احتمال بروز آن را بالا مي برد، اما تعيين کننده بروز رفتاري خاص در محيط نيست (رضازاده : 1380). به طور کلي، عوامل و شرايط محيطي، فرآيند انگيزش رفتار را از طريق زير نيز تحت تاثير قرار مي دهند:
1- شرايط محيطي موجب تحريک نيازهاي پايه و ثانوي (اجتماعي) مي شود، به عنوان مثال، هرگاه در يک آموزشگاه، زمين ورزشي مجهز به وسايل ورزشي وجود داشته باشد، انگيزه ورزش کردن در دانش آموزان تحريک مي شود. همچنين در دسترس بودن يک غذاي لذيذ موجب مي شود، افراد سير نيز دوباره به خوردن بپردازند.
2- شرايط محيطي مناسب به ارضاي نيازها کمک مي کند و شرايط نامناسب مانع از تشفي آنها مي شود. براي ارضاي بسياري از نيازها، لازم است فضايي با ويژگي هاي خاص مورد استفاده قرار گيرد. مانند، احتياج به فضاي دنج و آرام براي مطالعه و استراحت. هرگاه فضاهايي که مورد استفاده قرار مي گيرد از ويژگي هاي لازم براي نيل به هدف هاي نيازها برخوردار نباشد، ارضاي نياز به تعويق مي افتد؛ مانند زماني که مجبور مي شويم در فضاهاي نامناسب و پرسروصدا به استراحت بپردازيم. در روان شناسي محيط تعداد قابل توجهي از پژوهش ها به بررسي ويژگي هاي قرارگاه هاي فيزيکي مناسب براي ارضاي نيازهاي مختلف انسان، مانند نياز به استراحت، تفريح تغذيه، مطالعه و …، اختصاص داده مي شود. در ادامه، درباره زمين هاي بازي کودکان به عنوان يکي از انواع قرارگاه هاي فيزيکي مورد نياز جوامع انساني، توضيح مختصري ارائه خواهد شد.
متخصصين روان شناسي محيط، به تاثير شرايط محيطي در بازي هاي کودکان توجه زياد مبذول مي دارند. مشاهداتي که در اين زمينه انجام شده است نشان مي دهد، برخي شرايط محيطي امکانات بيشتري براي خلاقيت و ابتکار ايجاد مي کند و برخي ديگر تسهيلاتي از نظر برقرار نمودن روابط و تعامل هاي اجتماعي به وجود مي آورند. پس هرگاه مشخص شود، هدف هاي پرورشي بازي هاي کودکان کدام ها هستند، مي توان به تهيه طرح هاي قرارگاه هاي فيزيکي مناسب براي به نيل به هدف ها اقدام کرد.

2-3-4. رابطه رفتار آنوميک با سن و جنسيت
2-3-4-1- جرايم خاص زنان
جرايم خاص زنان را مي توان به شرح زير تقسيم کرد، هر چند اکثر اين جرايم را مردان نيز مرتکب مي شوند:
1- گاه زنان، شوهر، معشوق يا رقيب عشقي خود را به قتل مي رسانند و در اين راه از سم استفاده مي کنند.
2- عده اي از زنان کودکان خود را ترک کرده و يا با آن ها بدرفتاري مي کنند و گاه در اثر رفتار غيرانساني خود منجر به قتل آنها مي گردند.
3- صدور چک بي محل و سرقت گروهي از مغازه ها از جرايمي است که در بعضي از کشورهاي جهان در زنان بيشتر مشاهده مي شود.
4- شهادت دروغ، تهمت و افترا، نوشتن نامه هاي بدون ا مضاء يا با نام مستعار نيز از جرايمي است که در نزد زن ها بيشتر ديده مي شود.
5- تشويق ديگران به ويژه کودکان به فحشا، عياشي و شهوت راني و ول گردي از جمله جرايمي است که زنان بيشتر از مردان مرتکب مي شوند.
6- زنان معتاد غالباً در توزيع مواد مخدر شرکت کرده، گاه از کودکان نيز در اين امر استفاده مي کنند.

2-3-4-2- بزهکاري کودکان
از هنگام تولد تا 10 يا 11 سالگي را دوره کودکي مي گويند. سال هاي کودکي از نظر پايه ريزي اخلاقي و رشد عاطفي و شخصيت از مهمترين سال هاي زندگي بوده، دوره تکامل عقلاني و منطبق شدن با وضع محيط و دوره ثبات نيز هست. در اين دوره کودک با اتکا به بزرگترها و حمايت و مراقبت آنها کمتر مرتکب جرم مي گردد. کودک بعد از 5 تا 6 سالگي علاوه بر والدين و ديگر اعضاي خانواده، با افراد ديگري در خارج از خانواده چون: همسالان و هم بازي ها، دوستان، هم دوره اي هاي مدرسه، معلمان و … رابطه داشته، از آنها تاثير مي پذيرد و تا حدي در آنها تاثير مي گذارد. والديني که سعي مي کنند کودکان خويش را بر مبناي معيار ارزش هاي ذهني خود يا بر مبناي روش هاي تربيتي جوامع بيگانه تربيت کنند، ب

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی اقتصاد کشور، ایران و چین، درآمدهای نفتی، نظام بین الملل Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی اتحادیه اروپا، سیاست خارجی، خودروسازی، صنعت خودرو