دانلود پایان نامه درمورد رفتار انسان، انتقال اطلاعات، ناخودآگاه

دانلود پایان نامه ارشد

رابطه‌ي متغيرها، فنوني را به كار گرفته‌اند. ماتريس‌هاي 251 چند بعدي (براي مثال، نگاه كنيد به (sanoff 1968) نمايش رابطه‌ي بين عناصر يك مسئله را ممكن مي‌سازند. از تحليل ريخت‌شناختي252 (Swicky 1948) نيز به منظور مشابهي استفاده شده است. در اين شيوه، طراحان از طريق فهرست كردن شرايط مختلف، دسته‌بندي آنها، تعيين تمام تركيب‌هاي ممكن بين متغيرها، روابط ممكن بين متغيرهاي تحقيق را تبيين مي‌كنند. اين روش براي تحليل مسائلي كه متغيرهاي كليدي محدودي دارند مناسب است، اگر تعداد متغيرها افزايش يابد، متغييرهاي حاصل از تركيب آنها چندين برابر مي‌شود. ساي نكتيك253 مانند ريخت‌شناسي به عنوان روشي براي توليد طراحي شناخته شده، ولي براي تحليل روابط بين پديده‌ها نيز استفاده شده است. طراحان محيط از اين رويه فكري استفاده وسيعي كرده‌اند، ولي با نظامي ضعيف‌تر از آنچه مدافعين اين روش توصيه كرده‌اند. ساي‌نكتيك مانند رويه‌ها فكري نظري (نگاه كنيد به Osborne 1957)، به طراحان كمك مي‌كند تا به جستجو در ضمير خودآگاه خود بپردازند. ساي نكتيك با استفاده از تمثيل، استعاره و تشبيه، ذهن را از شيوه‌هاي سنتي تفكر رها مي‌سازد (Broadbent 1973, Koberg and Bagnall 1974).
چگونگي استفاده طراحان محيط از اين فنون در كارهاي حرفه‌اي روزمره، به شكل سازمان يافته آزموده نشده است.
مدارك قابل توجهي نشان مي‌دهد كه طراحان از اين رويه‌ها به صورت متناوب يا مكرر استفاده كرده‌اند. تحول جديد، استفاده‌ي رو به رشد از روشهاي سازمان يافته‌تر براي حل مسائل پيچيده است. از آنجا كه اين پيچيدگي‌ها اغلب با فقدان رابطه‌ي اجتماعي و اداري بين معماران و گروههاي ذي‌نفع همراه هستند، رويكردهاي سازمان يافته مي‌توانند هم براي تحليل‌هاي شخصي طراحان و هم براي انتقال اطلاعات به ديگران مفيد باشند. ضمن اين كه اين رويكردها به فرآيند طراحي محيط كمك مي‌كنند، مشكلات پژوهشهاي تحليلي را منتفي نمي‌سازند.
فرايند تحليلي از نكات اصلي طراحي محيط است. تجزيه‌ي مسائل به اجزاي ريزتر براي برنامه‌ريزي مهم است و توسط بسياري از طراحان توضيح داده شده است (از قبيل La Corbusier 1923). روش انجام تجزيه و تحليل نتيجه‌ي طراحي را تحت تأثير قرار مي‌دهد. حتي اگر جمع‌آوري اطلاعات زياد براي مرعوب ساختن كارفرما مفيد باشد، هدف طراحان در مرحله‌ي شناخت، انباشتن اطلاعات نيست. اطلاعات پراكنده نفعي به طراح نمي‌رساند، مگر آنكه به الگويي ساماندهي شده برسد. علوم رفتاري توانايي‌ةاي پژوهشي طراحان را ارتقا مي‌بخشند. اگر چه هر كدام از فنون جمع‌آوري اطلاعات مفيدند، ولي استفاده‌ي مطلوب از اطلاعات را در جهت اهداف طراحي تضمين نمي‌كنند. طراحان بايد بتوانند سوالات خوبي را طرح كنند. نظريه‌ي محتوايي تدوين شده پيش شرط اين توانايي است.

3-1-8- مباني نظري اثباتي
طراحان مانند افراد ديگر خودآگاه و ناخودآگاه در مورد محيط و فعاليتهاي روزمره‌ي زندگي، نظريه‌هاي اثباتي را مي‌سازند. اجزاي عالم به شكل الگو دريافت مي‌شوند. بعضي از اين الگوها يكسان و ثابت‌اند، بعضي نظم و قاعده بالايي دارند و بعضي ديگر به صورت اتفاقي شكل مي‌گيرند. توانايي پيش‌بيني چگونگي شكل‌گيري اين الگوها براي انسان اهميت ويژه‌اي دارد و اعمال انسان براساس آنها شكل مي‌گيرد.
نظامهاي جهان مي‌توانند اتفاقي يا به طور سازمان يافته مشاهده و توصيف شوند. بيشتر دانش ما از جهان از مشاهدات اتفاقي و در جريان زندگي روزمره به دست مي‌آيد و بنابراين به ميزان زيادي تحت تأثير اين مشاهدات است. راهبردهاي پژوهشي علمي و شبه علمي، اين آثار اتفاقي را تقليل مي‌دهند. (Conant 1953). بديهي است كه اصول واقعيات هستي هميشه از پژوهش‌هاي علمي به دست نمي‌آيند. يك فرضيه‌ي علمي “تصوري احتمالي از واقعيت است. (Medawar 1983).

3-2- مفاهيم بنيادين
3-2-1- محيط و رفتار انسان
مسئله بنيادين درك نقش محيط ساخته شده در زندگي مردم، فهم چيستي معناي “محيط” است. “فضاي اطراف” اصلي‌ترين معيار تعاريف محيط است (Gibson 1966,Ittelson 1973). بنابراين هر تعريف، توصيف، يا تبيين ماهيت كاركرد محيط بايد با توجه به چيزي در فضاي اطراف باشد. علاقه ويژه ما اين است كه در سطح اكولوژيكي- محيط رفتار روزمره‌ي انسان- چه چيز مردم را احاطه مي‌كند. چنين توصيفي در فصل هشتم تحت عنوان “ماهيت محيط” ارائه شده است. نكته اصلي ذكر شده اين است كه محيط‌ةاي اطراف انسان شامل محتواي زميني، جاندار، اجتماعي، و فرهنگي است. هر كدام از اينها زندگي مردم و ماهيت نگرشهاي آنها را به محيط ساخته شده و انتظارات آنها را از كار طراحان تحت تأثير قرار مي‌دهد. آنچه معماران خلق مي‌كنند محيط بالقوه‌اي است براي رفتار انسان؛ و آنچه شخص استفاده و تحسين مي‌كند محيط موثر بر اوست. نقش نظريه اثباتي در حرفه‌هاي طراحي بالا بردن توانايي طراحان براي پيش‌بيني اثر محيط ساخته شده بر مردم است.
هر توصيف معتبر اكولوژيكي از محيط انساني به رفتار انسان مربوط است، بنابراين در فصل هشتم فرضيه‌هايي راجع به رفتار انسان مطرح شده است. اين مشاهدات در فصل نهم تحت عنوان “فرايندهاي بنيادين رفتار انسان” يك گام به جلو برده شده است.
هدف اين فصل خلاصه كردن مطالب مربوط به رفتار انسان نيست، بلكه هدف ارتقاي دركي از رفتار فضايي و فرايندهاي انگيزش‌، ادراك، شناخت، و عاطفه است، به گونه‌اي كه طراحان قادر به ساخت محيط‌هاي بهتر براي ارضاي فعاليت‌هاي انساني و ارزشهاي زيبا‌شناختي باشند. يكي از مشكلات ارائه يك بيان روشن مفهومي راجع به ماهيت محيط و ماهيت رفتار انساني اين است كه راجع به پديده‌هاي مشابه نظريه‌هاي مختلف و گاه متقابل وجود دارد. معماران در استفاده از نظريه‌ها، قبول آنها به عنوان واقعيت، و تدوين يك موضع هنجاري براساس آنها، يا گاهي اوقات استفاده از آنها براي توجيح پيش قضاوت‌هايي كه داشته‌اند، شهرت دارند. قبول نظريه‌ي گشتالت و نظريه‌هاي جامعه‌شناختي مولرلير254 در باهاوس مثالهايي از اين مطلب هستند. معماران مجبور به تصميم‌گيري‌اند، ولي نسبت به بسياري از نظريه‌ها شناخت كافي ندارند. اغلب در موردي كه لازم است براي حمايت از يك نظريه در مقابل نظريه‌ي ديگر موضع بگيرند، با ترديد عمل مي‌كنند. نتايجي كه در اين موقعيت‌ها به دست مي‌آيد بايد قابل پالايش بيشتر و احتمالاً بازبيني مجدد باشند.
با درك عميق ماهيت محيط و ماهيت رفتار انسان، تدوين چارچوب و مجموعه‌اي از مفاهيم كه تصوير كاملتري از رابطه‌ي محيط و رفتار را نسبت به ديدگاه جبريت معماري به دست دهد ممكن خواهد شد. اين بحث در فصل دهم تحت عنوان، “محيط ساخته شده و رفتار انسان” مطرح شده است.
سه فصل ديگر اين بخش كتاب مباني تدوين نظريه‌ي محتوايي طراحي محيط را فراهم مي‌آورند. مطالب اين سه فصل كتاب نشان مي‌دهند كه، نظريه‌هاي موجود راجع به رفتار انسان مي‌توانند مسائل مورد نظر طراحي داخلي، معماري، معماري منظر و فضاي باز، و طراحي شهري را تبيين سازند.
راهها مسيرهاي حركت هستند. تمام عناصر ديگر محيط از راهها و يا از راهروهاي ساختمانها ديده مي‌شوند. راهها، خيابانها، پياده‌روها، رودخانه‌ها، يا مسيرهاي آبي شهر و نيز عناصر ممتد مسير حركت مردم‌اند. راهها براي بسياري از مردم عناصر غالب تصاوير شناختي مكانها هستند (Appleyard 1970). لبه‌ها محدوده‌هايي هستند كه فرم را قطع مي‌كنند يا به موازات آن ادامه مي‌يابند؛ مشاهده‌گر لبه‌ها را راه به حساب نمي‌آورد ولي اين امكان وجود دارد كه افرادي به عنوان راه از آن استفاده كنند. لبه‌ها خطوط اتصالي‌اند كه به جاي تقسيم مناطق شهري بين آنها پيوند برقرار مي‌كنند. لينچ اين خطوط اتصالي را به جاي عناصر مجزا نوعي لبه مي‌داند. عنصري كه از نظر بصري لبه است ممكن است از نظر رفتاري يك خط اتصال باشد. محله‌ها محوطه‌هايي هستند كه هويتي قابل تشخيص دارند. محله‌ها بافت كالبدي و كاربري همگون ولبه يا محيط مرئي تعريف شده‌اي دارند. گره‌ها مكان تمركز فعاليت‌ها هستند. گره‌ها قرارگاههاي رفتاري قابل تشخيص هستند كه در مكانهايي چون محل تلاقي لبه‌ها واقع مي‌شوند. اغلب گره‌ها در كنار يك نشانه شهري قرار مي‌‌گيرند. گره‌هايي كه مركز محله به حساب مي‌آيند مي‌توانند هسته255 ناميده شوند. (porteous 1977). نشانه‌ها نقاطي هستند كه نبت به مشاهده‌گر عنصري خارجي و يگانه‌اند و از نظر بصري براحتي قابل تشخيص مي‌باشند. نشانه‌ها مانند شكل در مطالعات شكل زمينه گشتالت، از جهت بصري عناصري قابل تفكيك از محيط اطراف خود مي‌باشند.
اين عناصر موجوديتي جداگانه ندارند. تصاوير ذهني، اجتماعي از عناصر فوق‌اند. پورتيوس256 (1977) مي‌نويسد:
براي مثال يك بازار خريد از جهت فرم و كاركرد محوطه‌اي مجزا از محيط شهري به حساب نمي‌آيد، بلكه گره‌اي ديده مي‌شود كه محل تلاقي مسيرهاست، با لبه‌ها تعريف مي‌شود و با نشانه‌هاي خاص قابل تشخيص است.
نقشه‌هاي شناختي عناصر بسياري دارند كه پيوند آنها با راهها و مسيرها برقرار مي‌شود. در يك محل خاص تمام اين عناصر اهميت مساوي ندارند. داگلاس پوكاك257 وري هادسن258 (1978) اهميت نسبي طبقه‌بندي عناصر تصوير عمومي شماري از شهرها را در جدول ضميمه نشان داده‌آند. اين مطالعات ضمن تاييد يافته‌هاي لينچ تاكيدي بر شخصيت منحصر به فرد شهرها هستند. بعضي شهرها عناصري قوي و عناصري ضعيف را به همراه هم دارند؛ شهرهاي ديگري هستند كه عناصر مثبت زيادي دارند. اگر چه سارينن259 (1968) در مطالعه‌ي شهر شيكاگو لبه‌هاي شهر را مهم تشخيص داد، ولي اغلب شهرها لبه‌هاي ضعيفي دارند. براي تبيين اين كه چرا راهها، محله‌ها، گره‌ها، نشانه‌ها و لبه‌ها ويژگيهاي مهم تصاوير شهرها هستند مطالعات بيشتري لازم است. “قوانين” سازماندهي بصري گشتالت، مشاهدات لينچ در مورد نقشه‌هاي شناختي را تاييد مي‌كند. راهها و لبه‌ها عناصر تداوم دهنده هستند. محله‌هاي مي‌توانند مجاورت و شباهت عناصر را در يك محدوده‌ي قابل رويت نشان دهند؛ در حالي كه نشانه‌ها عناصري دارند كه به محيط اطراف خود شباهت ندارند. توضيح و تشريح گره‌ها از ديدگاه روان‌شناسي گشتالت مشكل است.
براي تكميل مطالعه‌ي لينچ كوشش‌هايي انجام شده است. كريستين نوربرگ شولتز260 (1971) نقشه‌هاي شناختي را شامل مكان261، راه262، و قلمرو263 دانسته است. مكانها كه نقاطي شبيه به گره‌ها و نشانه‌هاي لينچ مي‌باشند، محل وقوع رويدادهاي مهم‌اند. راهها عناصري مداوم هستند كه به ساختار كلي شهر شكل مي‌دهند، و قلمروها شبيه به محله‌هاي لينچ هستند. قلمروها عناصري دارند كه با “فضاي محصور” تعريف مي‌شوند. قلمروها نقش “زمينه‌ي” راهها و مكانها را دارند. بين تفاسير نوربرگ شولتز و نظريه‌ي گشتالت شباهت كامل وجود دارد. ديويد استيا264 (1969) چهار ويژگي اصلي را در نقشه‌هاي شناختي تشخيص داده است كه عبارتند از نقاط265، حريم‌ها266، راه‌ها267 و موانع268. نقاط در اين تعريف شبيه گره‌ها، و حريم‌ها شبيه لبه‌هاي تعريف شده توسط لينچ هستند. موانع تعريف شده توسط استيا لبه‌هايي‌اند كه راهها را قطع مي‌كنند.
مجموعه‌ي مطالعات انجام شده روي نقشه‌هاي شناختي و جهت‌يابي در محيط ساخته شده نشان مي‌دهد كه قوانين سازماندهي بصري گشتالت، ويژگي‌هاي مهم يك شهر يا يك بنا را بخوبي پيش‌بيني مي‌كنند. لينچ، نوربرگ شولتز، استيا و ديگران (از قبيل Clay 1973, Appleyard 1970) براي عناصري كه در ساختار ذهني شهر و ساختمان مهم تشخيص داده‌اند واژه‌هاي مختلفي را به كار برده‌اند، ولي نتيجه‌گيري‌هاي آنها بسيار شبيه هم است. مبناي اين شباهت اصول روان‌شناسي گشتالت است.

3-2-2- نتيجه‌گيري
نظرية هنجاري مي‌تواند بسياري از مسائل طراحي را تبيين سازد، ولي نتايج طراحي را تعيين نمي‌كند. اين‌گونه نتايج به اعتقاد طراحان و ميزان پذيرش آن توسط كل جامعه وابسته است. در اين فصل كتاب به بعضي از مسائل مبتلا به طراحان پرداخته شد. ديدگاههاي ارزشي طراحان را مي‌توان شناخت و طرق مواجهه با آن را تدوين كرد. در مورد نحوة عملكرد طراحان نظرهاي ارزشي

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درباره سلسله مراتب، رفتار انسان، سلسله‌مراتب Next Entries دانلود پایان نامه درمورد سلسله مراتب، رفتار انسان، عزت نفس