دانلود پایان نامه درمورد خودپنداره، آموزش گروهی، افزایش شادکامی

دانلود پایان نامه ارشد

اقداماتی جهت افزایش شادکامی و کاهش بحران هویت از جمله استفاده از مشاوره های گروهی و فردی با رویکردهای مختلف صورت گرفته است.به نظر من آموزش به ویژه آموزش گروهی با رویکرد عقلانی هیجانی رفتاری می تواند بسیار مفید باشد.زیرا از این طریق مشکل کمبود مشاور و کثرت دانش آموزان مرتفع می گردد، از نظر هزینه و زمان نیز مقرون به صرفه است، علاوه بر مزایای ذکر شده دانش آموزان نیز در دسترسهستند و به راحتی می توان این کلاس های آموزشی را تشکیل داد.در این فصل از تحقیق ابتدا سعی شده است مفاهیم مرتبط با موضوع توضیح داده شود .سپس نمونه هایی از تحقیقات انجام شده در داخل و خارج از کشور که با موضوع مرتبط می باشند آورده شده است.

2-2.نوجواني
ژان ژاک روسو ، نوجوانی را تولدی نو می داند ، فروید این دوره را تحت عنوان مرحله ی تناسلی ، پیاژه آن را مرحله صوری یا انتزاعی و اریکسون5هویت یابی در مقابل بی هویتی معرفی کردهاند(غرایی،1387)رايس1(2001،ترجمه فروغان، 1387) مي نويسد نوجواني مرحله گذر از كودكي به بزرگسالي است.در طي نوجواني اوليه(12 تا 14 سال)بلوغ جنسي صورت مي گيرد، و تفكر عملياتي صوري آغاز مي شود.نوجوانان رفته رفته در صدد كسب استقلال و جدايي از والدين بر مي آيند، در اين راستا تماس بيشتر و احساس تعلق خاطرومصاحبت نزديكتري با همسالان را طلب مي كنند.شكل گيري هويتي مثبت از تكاليف عمده رواني – اجتماعي در اين مرحله است.نوجوانان در سالهاي آخر نوجواني (15 تا 19 سال) به انتخاب شغل ، تكميل تحصيلات ، و ورود به دنياي كار مي پردازند و روابط با جنس مخالف دوشادوش توانايي برقراري ارتباط دوستانه و صميمي باديگران در آنان شكل مي گيرد.در اين دوره نوجوان با دو مساله اساسي درگير است: بازنگري و بازسازي ارتباط با والدين و بزرگسالان و جامعه و بازشناسي و بازسازي خود به عنوان يك فرد مستقل.رفتار فرد در اين دوره گاه كودكانه و گاه همانند بزرگسال است.در طول اين دوره معمولا تعارضي بين اين دو نقش در فرد مشاهده مي شود. نوجواني ، رشد احساس «خود» به عنوان يك بزرگسال يا يك انسان مستقل و خود راهبر و رشد كنترل رفتاري خود در تعامل با جامعه است .نوجوانان بايد ،هويت منسجمي نيز براي خود كسب كنند و پاسخ مشخص و اختصاصي به اين سوالات دشوار و قديمي بدهند كه «من كيستم؟»، « جاي من در هستي كجاست؟» ، «از زندگي خود چه مي خواهم؟» .اين تغيير و تحولات و يافتن پاسخ نسبتا قطعي به اين سوالات و دستيابي به هويت خود چند سال طول خواهد كشيد.دوره نوجواني از 12 سالگي تا 20 سالگي (سن متوسط دستيابي به استقلال و خودكفايي و شكل گيري هويت«خود») در نظر گرفته شده است.اين دوره به سه مرحله تقسيم مي شود:
1- مرحله شروع يا فاصله گرفتن نوجوان از وضعيت پيشين:اين مرحله و فاصله گرفتن بيشتر جنبه رواني دارد،كودكان محروم از عواطف گرم و دوستانه خانوادگي ، كودكان خانواده هاي آشفته ، كودكان خانواده هاي مستبد و كودكان مبتلا به محروميت هاي فرهنگي و اجتماعي ممكن است اين فاصله گيري طبيعي را تا اندازه اي گسترش دهند كه مقدمه ناسازگاريها و دشواريهاي شديد بعدي آنان بشود، اما كودكان عادي ، اين فاصله تا آنجا گسترش مي يابد كه به كشف هويت و جنسيت و ساير جوانب رشد«خود» در آنانمنتهي شود.
-2مرحله مياني يا مرحله جدايي تداركاتي:اين مرحله هسته اصلي نوجواني و مشكلات آن است، در اين مرحله سطح عاليتري از ادراك «خود» را تجلي مي دهد.اين مرحله جدايي روحي ، فكري ، ارزشي و رفتاري است و زمينه هاي ذهني استقلال را براي نوجوان فراهم مي كند.در اين مرحله انسجام جنبه هاي مختلف بدني و جنسي و تصور از خويش به صورت هويت واحد شكل مي گيردو پاسخگويي به سوال اساسي «من كيستم؟» به تدريج در ذهن نوجوان تحقق مي يابد.نوجوانان متعلق به خانواده هاي از هم پاشيده و محيط هاي اجتماعي – فرهنگي ناسالم به دليل فقدان شرايط مناسب براي شكل گيري هويت و شخصيت مطلوب دچار نابهنجاريها و انحرافها مي شوند و در خطر ورورد به بزهكاريهاي نوجواني و يا ساير اختلالهاي گوناگون شخصيتي قرار مي گيرند.رشد هماهنگ نوجوان در تمام زمينه ها و شكل گيري هويت منسجم و مستقل ، ضرورتي انكار ناپذير در تعليم و تربيت اين مرحله است.
3- ورود به مناسبات اجتماعي به صورت بزرگسال: نوجواناني كه ورود مجدد آنان به مناسبات اجتماعي به دليل عدم انسجام هويت و كم تواناييهاي خود آنان يا به سبب محدوديت ها و نارسائيهاي بخش هاي مختلف زندگي اجتماعي و اقتصادي و فرهنگي با شكست مواجه مي شود ، گرفتار ابهام و اغتشاش روحي و سرگرداني دوره جواني خواهند شد(لطف آبادي،1380).
2-3.تاملي در معنا و مفهوم خود
رايس (2001،ترجمه فرغان، 1387) خود را درك فرد از ماهيت ، منش و فرديتش تعريف مي كند.و خودپنداره ، ديدگاه فرد يا برداشت او از خودش است؛ يا به عبارت ديگر ، « هويت خود فرض كرده » اي است كه در طول سال هاي بسيار شكل مي گيرد.خودپنداره ، ادراك شناختي و نگرش افراد به خودشان و توصيف يا برآوردي است كه از خود به عمل مي آورند.يافته هاي پژوهشي نشان مي دهد كه خود با افزايش سن ، روز به روز ، متمايز تر مي شود.وی می نویسد روث سترنگ1 (1957) نیز عقيده داشت كه خود داراي چهار بعد اصلي است.نخست، خودپنداره كلي كه شامل كل« ادراكات نوجوان از توانش ها ، موقعيت و نقش هايش در جهان خارج است.دوم خودپنداره هاي موقت ، كه تحت تاثير تجارب كنوني فرد هستند.وی همچنین خاطر نشان می کند لك ويك – گرجين2 و دكويك3 (1990) عقیده دارند.

1.Ruth strang
2.Lackovic_ Grgin
3.Dekovic
سومين خود، خود اجتماعي نوجوان ، به عبارت ديگر خود او در روابط با ديگران ، خودي كه ديگران به آن واكنش نشان مي دهند.و چهارم ، نوجوان دوست دارد خود آرماني تصوري اش باشد.افرادي كه خودواقعي آنها به خود آرماني مورد نظرشان نزديك باشد، وضعيت هيجاني سالمتري دارند.
مورفي در تعريف مفهوم خود مي گويد:خود عبارت است از احساسات و ادراكاتي كه هر كسي از كل وجود خويشتن دارد.اين مفهوم سبب مي شود كه آدمي با وجود تغييرات و تحولاتي كه در طول زمان روي مي دهد، پيوسته احساس دوام و استمرار نمايد.آلفرد آدلر ، معتقد است كه خود چيزي جز سبك مخصوص زندگي هر فرد نيست.يونگ نيز در نوشته هاي اوليه خود ، «خويشتن»را برابر با تمام شخصيت يا روان در نظر گرفته ، ليكن پس از ارائه مفهوم قومي و نژادي شخصيت ، «خويشتن» را گرايش به «وحدت صفات شخصيت»تعريف نموده است(شرفي،1380).
کارل راجرز (1982) به نقل از بیابانگرد(1384) پدیده «خود» را چنین تعریف می کند : « طرز پندار یا تصور نسبتا دائمی هر فرد راجع به ارزشی که او برای خود قائل می شود و رابطه این ارزش با خود واقعی او».جرسیلد16می گوید:« خود مجموعه ای از افکار و عواطف است که سبب آگاهی فرد از موجودیت خود می شود.«خود» دنیای درونی شخص است و شامل تمام ادراکات ، عواطف ، ارزشها و طرز تفکر او می باشد».در خانواده هایی که صمیمیت ، محبت و مهربانی وجود دارد ، کودک می تواند هم ثبات خودپنداری را حفظ کند و هم باعث تغییرات مطلوب در شخصیت خود شود
2-4.نظريه هاي مربوط به چگونگي تشكيل خود(با تاكيد بر ديدگاه كنش متقابل نمادي)
تمركز اصلي ديدگاه كنش متقابل نمادي ، متوجه نظريه هاي مربوط به اجتماعي شدن فرد يعني چگونگي تشكيل خود اجتماعي مي باشد؛اولا زندگي اجتماعي مستلزم نوعي ارتباط است و ارتباطات انساني به ميزان زيادي نمادي مي باشد. ثانيا زندگي اجتماعي به كنش متقابل وابسته است بدين ترتيب كه رفتار افراد طي كنش متقابل تحت تاثير هم قرار گرفته و شكل مي گيرد(عبدالله زاده،ديانتي نيت،1382).

حال به بیان نظریات کولی و مید در مورد چگونگی خود پرداخته می شود:
2-4-1. چارلز هورتن كولي
كولي سعي در تبيين چگونگي شكل گيري خود در رابطه متقابل فرد و جامعه و در تجربه اجتماعي دارد .بطوريكه خود در يك فراگرد اجتماعي مبتني بر مبادله ارتباطي پديد مي آيد و در آگاهي شخص منعكس مي شود و آگاهي يك شخص از خودش بازتاب افكار ديگران درباره خودش است.مكانيسم اين عمل عبارت است از نگاه كردن خود در آينه ديگران به عبارت ديگر انسان در اين روند سعي دارد خود را از ديد ديگران ارزيابي كند. به همين علت او صحبت از خود آينه اي مي كند. كولي معتقد است كه آگاهي هر كس از خود ، زاده سه عامل – دو عامل تصوري و يك عامل عاطفي – است: 1- تصور شخص از جلوه اي كه او نزد ديگران دارد.2- تصور شخص از قضاوتي كه ديگران درباره او مي كنند.3- عاطفه خصوصي خوش يا ناخوش شخص نسبت به آن جلوه. اين سه مرحله بيانگر پديدار شدن ، اصلاح و تكميل خود در برابر ديگران است.همچنين به نظر كولي شكل گيري شخصيت متاثر رابطه فرد با ديگران است(عبدالله زاده،ديانتي نيت،1382).
2-4-2. جرج هربرت ميد
جرج هربرت ميد از زمينه اطلاعات كولي استفاده كرد و نظريه اش را در مورد چگونگي ظهور ، رشد و توسعه خود اجتماعي مطرح نمود. خود اجتماعي مفهومي بود كه براي اولين بار توسط وي بكار رفت. قضيه اساسي ميد اين است كه جامعه انساني نمي تواند بدون ذهن ها و خود ها وجود داشته باشد.و اين خصايص انساني از طريق كنش متقابل اجتماعي تظاهر مي يابند و فرايند هاي اجتماعي بر آنها مقدم اند ، همچنين توانايي توسعه يافته انسان در كاربرد نمادها سبب پيدايش خود و ذهن مي گردد.او بر كاربرد نمادها هم در پيدايش خود و هم نظارت بر محيط تاكيد دارد ، خود از نظر ميد فرايندي اجتماعي است كه بوسيله يادگيري ، و دروني ذهني نمودن مفاهيم كلي ، بوجود مي آيد. او مهمترين عامل در شكل گيري خود را توانايي انسان قرار دادن خودش به عنوان يك موضوع و شي ء مقابل مي داند براي اين كه انسان موضوعي براي خودش شود بايد از بيرون خود را ببيند.از خودش بيرون رفته و از خارج به خود نزديك شود. اين عمل با ايفاي نقش ديگران انجام مي شود.خود داراي دو جزء «من» و « من اجتماعي» مي باشد كه محصول رابطه جدلي ميان دو تا مي باشد.اين دو عنصر بنيادي خود و فراگردهايي در داخل خود هستند. من اجتماعي بخشي از خود است كه كنشگر از آن آگاهي دارد و در واقع چيزي جز ملكه ذهن شدن رويكرد سازمان يافته ديگران ، يا ديگري تعميم يافته نيست .من بخشي از خود است كه كنشگر از آن آگاهي ندارد، تنها بعد از وقوع عمل از آن ، من واكنش فرد را در برابر رويكرد سازمان يافته به نوبه خود اين رويكرد را دگرگون مي سازد .
بر اساس نظر او هويت در روابط با ديگران شكل مي گيرد . به نظر او اگر طرز تلقي ديگران از ما تغيير كند ، تصور و تصوير ما نيز از خودمان به احتمال قوي تغيير خواهد كرد(عبدالله زاده،ديانتي نيت،1382)
2-5.تعريف هويت
در فرهنگ عميد هويت چنين تعريف شده است: هويت، يعني حقيقت شي يا شخصي كه مشتمل برصفات جوهري او باشد (معين). فرهنگ لغت آكسفورد(2002) هويت را اينگونه تعريف مي كند: خصوصيات احساسات و باروهايي كه باعث متمايز افراد از يكديگر مي شوند(ربيعي، 1387).
هويت عبارت است از افتراق و تميزي كه فرد بين خود و ديگران مي گذارد(اكبري، 1387). هويت را مجموعه اي از عناصر شخصيت فرد تعريف كرده اند كه به وي امكان مي دهد تا موضع خود را نسبت به جهان و ديگران مشخص كند(گودرزي و شاملي، 1389).
اريكسون(1950، 1968) اولين كسي بود كه هويت را بعنوان دستاورد مهم شخصيت نوجواني و گامي مهم به سوي تبديل شدن به فردي ثمر بخش و خشنود، تشخيص داد. تشكيل هويت عبارت است از مشخص كردن چه كسي هستيد، براي چه چيزي ارزش قايليد، و چه مسيري را مي خواهيد در زندگي دنبال كنيد مي توان هويت را به صورت نظريه روشن درباره خود به عنوان عامل منطقي، عاملي كه برا اساس عقل عمل مي كند، مسئوليت اين اعمال را مي پذيرد، و مي تواند آنها را توضيح دهد، تعريف كرد(موشمن1، به نقل از برک ،1998،ترجمه سید محمدی 1384).شكل گيري هويت پديده اي اساسي در رشد شخصيت انسان است. در اين تحول به تركيبي از مهارت ها، باورها و همانند سازي هاي كودكانه به نوعي تماميت يگانه و همسان تبديل مي شود كه هم احساس پيوستگي با گذشته و هم جهت گيري به سمت آينده را در فرد به وجود مي آورد. از نظر اريكسون هويت يعني احساس فرديت و

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درمورد آموزش گروهی، بحران هویت، کاهش بحران Next Entries دانلود پایان نامه درمورد پردازش اطلاعات