دانلود پایان نامه درمورد حقوق صاحبان سهام

دانلود پایان نامه ارشد

عملكردي كليدي در زمينه هاي مختلف نظارت مينمايد. اين روش علاوه بر زمينه هاي سنتي مالي،به مشتريان ،منابع انساني و توسعه و بازار آفريني نيز نظارت دارد. اين روش ،شاخص هاي مشتري محوري عبارتند از:تعداد حساب هاي مشتريان ،تعداد واسطه ها و تعداد مشتريان از دست رفته ؛شاخص هاي فرايند محوري در آن عبارتند از: تعداد حساب هاي مشتريان به ازاي خالص تعداد كاركنان و هزينه هاي مديريتي به خالص كاركنان؛شاخص هاي انسان محوري در آن عبارتند از:ميزان گردش پرسنل،نسبت مديران ، نسبت زنان مدير و نسبت هزينه هاي آموزش به كاركنان ؛ و در نهايت شاخص هاي مبتني بر توسعه و بازآفريني در آن عبارتند از : شاخص رضايت كاركنان ؛ هزينه هاي بازيابي به خالص مشتريان و سهم ساعات آموزش . اين روش در دنياي امروزه روشي آرماني و مطلوب به شمار آيد. اين روش علي رغم كاملتر بودن در زمينه تــشريح بهتر عملكرد تجاري ، قادر به كمي سازي ارزش سرمايه فكري نمي باشد (همان منبع،ص72)2.

6-1-4-2) شاخص سرمايه فكري:
در جايي كه فعـــاليت هاي نسل اول ، اطلاعاتي را در خصوص اجزاي مجرد سرمايه فكري بدست مي دهند ، اين شاخص فعالت هاي نسل دوم را معرفي مي نمايد( شاخص هايي كه برتصوير كلي از فرايند ايجاد ارزش در شركت تمركز مي نمايد). اين روش در تلاش است تا شاخص هاي پراكنده را در مجموعه اي واحد ارائه نمايد و ميان تغييرات حاصله در سرمايه فكري و تغييرات در ارزش بازاري شركت ها همبستگي ايجاد نمايد . اين معيار جنبه هاي مختلفي را در بر مي گيرد. مزاياي اين روش در آن است كه معياري غير متعارف را ارائه مي نمايد، بر نظارتي پويا در خصوص سرمايه فكري متمركز مي باشد، توان احتساب عملكرد دوره هاي قبلي را داشته و نگرشي واحد، كلي و جامع از شركت ارائه مي نمايد. اين معيار گامي به پيش تلقي مي شود چرا كه به مديران اين اجازه را مي دهد تا تاثيراتي كه يك استراتژي بخصوص در سرمايه فكري شركت دارد را درك نمايد و گزينه هاي متعدد را با هم مقايسه نمايند تا مشخص شود كداميك از آنها از حيث سرمايه فكري مرجع مي باشند.

شاخص سرمايه فكري همچنين موجب الگوبرداري منظم از فعاليت هاي مبتني برآينده مي كردد. اين اقدام موجب مقايسه هايي در سطوح واحد تجاري و شركت مي گردد.

7-1-4-2) نرخ بازده دارايي ها :
نرخ بازده دارايي هاي شركت نرخي است كه مي توان آن را با متوسط صنعت مقايسه كرد تا اختلاف آن با متوسط صنعت بدست آيد. اگر اختلاف مذكور صفر يا منفي باشد، شركت از سرمايه فكري اضافي برخوردار نيست. اگر اين اختلاف مثبت باشد، فرض مي شود كه شركت در صنعت خود از سرمايه فكري اضافي برخوردار است . در صورت وجود مازاد بازده نسبت به صنعت ، اين ميزان بازده دارايي هاي اضافي در متوسط دارايي هاي ملموس شركت ضرب مي شود تا متوسط عايدات اضافي ساليانه شركت ، محاسبه شود. تقسيم اين عايدات اضافي بر متوسط هزينه سرمايه شركت، ارزش سرمايه فكري شركت را بدست مي دهد. مزيت عمده اين روش ، فرمول ساده آن و قابل دسترس بودن تمامي اطلاعات مورد نياز در صورت هاي مالي تاريخي شركت مي باشد. عيب عمده اين روش در فقدان ارائه اطلاعاتي است كه مديران براي مديريت موثر سرمايه فكري به آنها نيازمند مي باشند.

8-1-4-2) روش تشكيل سرمايه بازار:
اين روش ، معياري از ارزش بازار، سرمايه فكري شركت را ارائه مي دهد. در اين روش فرض بر اين است كه تشكيل سرمايه اضافي يك شركت نسبت به حقوق صاحبان سهام آن ، همانا بيانگر سرمايه فكري موجود در آن مي باشد. اين روش مبتني بر عرف بازارها سرمايه و برآورد قيمت سهام است. در اين روش جهت سنجش و اندازه گيري سرمايه فكري ضروري است تا صورت هاي مالي تاريخي در مقابل اثرات تورم يا هزينه هاي جايگزيني آنها تعديل شوند. گرچه يكي از اهداف اندازه گيري سرمايه فكري ، تشريح اختلاف ميام ارزش بازار و ارزش دفتري شركت ها است، اما اين نوع تشريح و تفسير قادر به بيان اين حقيقت نمي باشد كه دارايي هاي ناملموس شركت تنها پديد آورنده اين اختلاف بوده اند. بر اساس روش ياد شده ، سرمايه فكري در شركت هاي تكنولوژي ارتباطات و اطلاعات ، تمامي ارزش شركت را تشكيل خواهد داد چرا كه تفاوت فاحشي ميان ارزش بازار و ارزش دفتري پايين اينگونه شركت ها وجود دارد.

9-1-4-2) كارگزار تكنولوژي :
اين نگرش نوعي پيشرفت در امر سنجش و اندازه گيري سرمايه فكري به شمار مي آيد چرا كه شركت را قادر مي سازد تا ارزش پولي سرمايه فكريشان را محاسبه نمايند.” بروكينگ” سرمايه فكري را تركيبي از چهار جزء داراريــي هاي بازار ، دارايي هاي مبتني بر انســـان ، دارايي هـاي مالــكيت معنوي ، دارايي هاي زير بنـــايي مي داند. دارايي هاي بازار مزاياي بالقوه اي كه يك سازمان از دارايي هاي غير ملموس مرتبط با بازار كسب مي كند را متعادل مي نمايد. دارايي هاي مبتني بر انسان به تخصص ها و توانايي هاي تخصصي موجود، ظرفيت خلاقيت و حل مساله ، رهبري و مهارت هاي مديريتي كه در نمودار كاركنان سازمان ارائه مي كردند، مرتبط مي باشد.
دارايي هاي مالكيت معنوي به مكانيزم هاي قانوني لازم جهت حفظ شركت و دارايي هاي زير بنايي آن مانند دانش فني ، حقوق تكثير ، حقوق طراحي و نشان هاي تجاري و خدماتي مربوط مي باشد. در نهايت ، دارايي هاي زير بنايي شامل آن دسته از تكنولوژي ها، متدولوژي ها و فرايند هايي است كه سازمان را قادر مي سازد تا به وظايف خود عمل كند و دربردارنده فرهنگ شركت ، روش هاي ارزيابي ريسك، روش هاي مديريت نيروهاي فروش ، ساختار مالي ، پايگاه هاي اطلاعاتي بازار و يا مشتريان و سيستم هاي ارتباطي مي باشد (بروکینگ ،1997 ، ص13)88.

10-1-4-2) روش سرمايه فكري مستقيم:
تاكيد اين روش اندازه گيري ارزش سرمايه فكري ابتدا بر شناسايي اجزاي مختلف آن و سپس ارزيابي هر يك از اين اجزا قرار گرفته است. با تعيين اجزاي سرمايه هاي فكري شركت(نظير سرمايه مشتري نظير وفاداري مشتريان، مالكيت فكري نظير حقوق اختراعات ، دارايي هاي فني نظير دانش فني ، دارايي هاي انساني نظير آموزش و دارايي ساختاري نظير سيستم هاي اطلاعاتي) و تعيين ارزش هر يك از اين اجزاء مي توان ارزش كلي سرمايه فكري شركت را محاسبه نمود. اين روش پيچيده ترين اما دقيق ترين ابزار اندازه گيري سرمايه فكري است . عيب اصلي اين روش در ضرورت شناسـايي تعداد زيـادي از اجزا و يا ارزش گــذاري هر يك از آنها مي باشد كه موجب پر هزينه و پيچيده شدن اين روش مي گردد (جعفري و همكاران،1387 ، ص8)2.

11-1-4-2) روش هاي مالي و مراحل اندازه گيري مالي سرمايه فكري:
بر اساس اين روش سرمايه فكري يك شركت متنمودار از سرمايه انساني، سرمايه مشتري و سرمايه ساختاري است و نقاط تلاقي آنها با هم تركيبي از سرمايه فكري را نشان مي دهد . تركيب سرمايه انساني و مشتري منجر به روابط افراد و نزديكي آنها با مشتريان و بكار گيري خلاقيت هاي آنها جهت پاسخگويي به نيازهاي خاص مشتريان مي گردد. تركيبي سرمايه ساختاري و مشتري منعكس كننده توانايي شركت در انتقال نامهاي تجاري به مشتريان است و به كيفيت ارزشي كه مشتريان بنام تجاري شركت مي دهند مرتبط مي باشد.
تركيب سرمايه انساني و ساختاري در فرايند دانش نهفته است بعنوان مثال ، مي توان به اشتراك در بهره گيري از دانش و يا انتشار ان اشاره نمود. اين روش قادر به اندازه گيري پولي سه جزء ياد شده بوده و ابزار مناسي را جهت ارزيابي ، مديريت و مقايسه عملكرد شركت ها در طول زمان به مديران ارائه مي نمايد. جهت سنجش و ارزش گذاري مالي سرمايه هاي فكري ، مراحل زير پيشنهاد مي گردد:
گام 1- تعيين سرمايه فكري مشهود:
ارزش بازار = ارزش ملموس + ارزش ناملموس
ارزش بازار = ارزش دفتري+ ارزش سرمايه فكري مشهود
ارزش بازاري قابل دسترس = ارزش بازار + فرسايش سرمايه فكري
ارزش بازاري قابل دسترس = سرمايه ملموس + (سرمايه فكري مشهود + فرسايش سرمايه فكري)
گام 2- شناسايي اجزاي مرتبط با سرمايه فكري
گام 3- تخصيص اوزان مناسب با اجزاي سرمايه فكري بر اساس تجربه و شناخت آنها
گام 4 – تعديل ضرايب هم بستگي
گام 5 –ارزش گذاري

12-1-4-2) مدل مديريت سرمايه فكري
زماني كه از سنجش و اندازه گيري صحبت مي كنيم ، ابتدا ضروري است تا منابع غير ملموس و حياتـي شركت كه نيازمند نظارت مديريت هستند را به منظور نيل به اهداف استراتژيك يا براي ارتقاي مزيت اصلي آنها شناسايي نموده و سپس بايد اشخاص ثابتي كه داراي اطلاعات مفيدي درباره ارزش واقعي شركت هستند را شناسايي كرد . فرآيند مديريت سرمايه فكري داراي سه مرحله اساسي شناسايي ، اندازه گيري و مديريت اين منابع مي باشد كه در ذيل به تشريح آن خواهيم پرداخت.
شناسايي
در اين مرحله شركت ها تمركز خود را بر متغيير هاي ايجاد كننده ارزش فعلي شركت قرار مي دهند . در نهايت شبكه اي از منابع و فعاليت هاي ناملموسي كه با اهداف استراتژيك شركت مرتبط هستند به وجود مي آيد. هميشه مجموعه اي از منابع ناملموس ولي حياتي در شركت ها وجود دارد كه به حفظ و ارتقاي مزيت رقابتي آنها و يا رسيدن آنها به اهداف استراتژيك كمك مي كند.

نمودار 10-2 شبكه منابع و فعاليت هاي ناملموس
(منبع: گلدي صدقي ،1386 ،ص87)1

اندازه گيري
پس از شناسايي ، بايد معيارهايي را براي اندازه گيري منابع ناملموس توسعه داد. هم معيارها و هم منابع ناملموس را مي توان به روش هاي مختلفي تقسيم بندي نمود، ابتدا بايد دو سطح تجزيه و تحليل را از هم جدا نمود:
سطح منابع ناملموس
سطح فعاليت هاي ناملموس
شبكه منابع وفعاليت هاي ناملموس وويژگي هاي اصلي سيستم اندازه گيري توسعه يافته در نمودار 11-2 و جدول 12-2 ارائه شده است.

جدول 2-2 ويژگي هاي اصلي سيستم اندازه گيري
سطح تجزيه و تحليل
طبقه بندي سرمايه فكري
طبقه بندي معيارها(شاخص ها)
منابع ناملموس

فعاليت هاي ناملموس
سرمايه انساني
سرمايه ساختاري
سرمايه ارتباطي
سرمايه اتحاد استراتژيك
شاخصها و معيارهاي عمومي
شاخصها و معيارهاي خاص صنعت
شاخصها و معيارهاي خاص شركت
(منبع: گلدي صدقي ،1386 ،ص88)1

نظارت و ارزيابي
پس از توسعه سيستم سنجش و اندازه گيري ضروري است كه مديران ارزش شركتها نتايج را مورد تجزيه و تحليل قرار دهند.

13-1-4-2) كيوي توبين 2
روش كيوي توبين، توسط جيمز توبين برنده نوبل اقتصاد توسعه داده شد. اين نسبت، ارتباط بين ارزش بازار يك شركت و ارزش جايگزيني آن شركت (هزينه جايگزيني دارائيهاي آن شركت) را اندازه گيري ميكند. بصورت تئوري در بلند مدت اين نسبت به سمت واحد ميل ميكند، اما شواهد تجربي نشان ميدهد كه در همين زمان اين نسبت ميتواند بطور معناداري با عدد يك متفاوت باشد. براي مثال شركتهاي نرمافزاري كه به ميزان زيادي از سرمايه فكري بهره ميجويند، نسبتي در حدود هفت يا بالاتر دارند در حاليكه شركتهاي با سرمايه فيزيكي زياد نسبتي در حدود يك دارند. نسبت كيوي توبين در اصل بسيار شبيه به نسبت بازاربه دفتر ميباشد با اين تفاوت كه توبين در هنگام محاسبه، هزينه جايگزيني دارائيهاي فيزيكي را به جاي ارزش دفتري دارائيهاي فيزيكي بكار ميگيرد. نسبت حاصله به اين نمودار بكار ميرود كه چنانچه نسبت كيوي يك شركت، بزرگتر از مقدار واحد و نيز بزرگتر از مقدار كيوي رقابتي باشد، شركت مزبور توانائي كسب سود بيشتر از شركتهاي مشابه را داراست (همان منبع، ص67)3.

14-1-4-2) هوش سرمايه انساني
فيتز-انز 89 روش هوش سرمايه انساني را بدين نحو توسعه داد كه مجموعهاي از شاخصهاي سرمايه انساني جمع آوري شده را ازطريق يك پايگاه داده، الگو برداري نمود. بنا به عقيده فيتز-انز، در زماني كه هزينه نيروي انساني بالغ بر 40 درصد از هزينه سازمانها را شامل ميشود، اندازه گيري سرمايه انساني امري ضروري است. فيتز-انز مدعي است كه وظائف بخش منابع انساني در يك سازمان ميبايد فراتر از مواردي نظير جذب، آموزش و جبران خدمات باشد. منبع انساني ميبايد بعنوان يك شريك استراتژيك در موضوعات اساسي و زيربنائي مشاركت نمايد. در زماني كه دانش به يك عنصر جدي در موفقيت اقتصادي تبديل شده است، اندازه گيري و مديريت دارائيهاي فكري، يك وظيفه

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درمورد شركت، بندي، فكري، دارايي Next Entries دانلود پایان نامه درمورد حقوق صاحبان سهام