دانلود پایان نامه درمورد جامعه‎پذیری، عوامل اجتماعی، هویت اجتماعی، روابط اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

ويژگي الگو بر اين عقيده تأکيد دارد که در نظام‎هاي اجتماعي نیز مانند افراد، تغيير هميشه در حال وقوع است. تنوع در چارچوب زمان همراه با وقوع تغيير در گذر زمان (تاريخ) ايجاد مي‎شود. اين گونه تنوع باعث ايجاد تغيير در همة سطوح سازمان مربوط در نظام مي‎شود. بدين صورت، ماهيت روابط والد ـ کودک، زندگي خانوادگي و تحول و تأثيرات اجتماعي و فرهنگي بر نظام کودک ـ والد ـ خانواده، متأثر از تغيير تاريخي، هنجاري و غيرهنجاري يا به عبارت ديگر، تغييرات تکاملي (تدريجي) و تغييرات تاريخي ـ انقلابي است (نقل از لرنر و دیگران، 2005).
در دیدگاه تعاملی بر مفهوم “میزان انطباق119” تأکید شده است. مفهوم میزان انطباق، رابطة فرد و محیط را در نظرمی‎گیرد و این پرسش را مطرح می‎کند که نیاز و اهداف شخص به چه میزان با بافت، همخوانی2 دارد. بنابر این، اینکه آیا یک پیامد تحولی، سازش‎یافته است یا نه، فقط به ویژگی‎های فرد یا به ماهیّت محیط فیزیکی یا اجتماعی او بستگی ندارد بلکه به تناسب این دو نظام وابسته است (کولمن3 و هندری4، 1999).

2ـ1ـ2 الگوی بوم‎شناختی
طبق نظریة بوم‎شناختی برونفن برنر،که برای اولین بار در دهه 1970 میلادی معرفی شد، تحول انسان به ـ
ویژه در وهله‎های نخستین زندگی و تا حدّ زیادی در طول عمر، از خلال فرایندهای تعاملی بین انسان زیست‎روان‎شناختی فعالِ در حال تکامل و اشخاص، اشیا120، و نماد‎های2 موجود در محیط بلافصل3 او به وقوع می‎پیوندد. این فرایندهای تعاملی به‎طور پیشرونده‎ای پیچیده‎تر می‎شوند. برای اینکه تعامل، مؤثر باشد باید به‎طور نسبتاً منظمی در طی دوره‎های زمانی طولانی رخ دهد. به این تعاملات متداوم در محیط بلافصل، فرایندهای نزدیک4 (بدون واسطه) اطلاق می‎گردد. این الگوهای بادوام فرایند بدون واسطه را می‎توان در فعالیت‎های والد ـ کودک و کودک ـ کودک، بازی گروهی یا فردی، خواندن، یادگیری مهارت‎های جدید، فعالیت‎های ورزشی و انجام دادن تکالیف پیچیده یافت. همچنین، این الگو بیان می‎کند که شکل، نیرومندی5 محتوا و جهت6 فرایندهای بدون واسطه مؤثر بر تحول به‎طور نظامداری متفاوت است (برونفن برنر، 1994). دیگر ویژگی متمایز‎کنندة این الگو، مفهوم‎پردازی مجدد بسیار متمایز‎کننده در مورد محیط از دیدگاه شخص در حال تحول است. بر مبنای نظریة میدان‎های روان‎شناختی لوین، محیط بوم‎شناختی به منزلة مجموعه‎ای از ساختارهای آشیان‎شده7 تلقی می‎شود که هر یک در دیگری قرار دارد (همان منبع).
سانتراک (2008) پنج نظام محیطی الگوی برونفن برنر را به شکل زیر توضیح می‎دهد:
خرده‎نظام، بافتی است که فرد در آن زندگی می‎کند. این بافت‎ها شامل خانواده، همسالان، مدرسه و محله شخص است. در خرده‎نظام است که مستقیم‎ترین تعاملات با عوامل اجتماعی مثلاً والدین، همسالان، و معلمان رخ می‎دهد. فرد در این بافت‎ها گیرندة فعل‎پذیر8 تجارب نیست بلکه کسی است که به بنا‎شدن9 این بافتها کمک می‎کند.
میـان‎نظام10 روابـط بین خرده‎نظام‎ها را دربر می‎‎گیرد. نمونه‎هایی از میان‎نظام، عبارتند از رابطة تجربه‎های خانوادگی با تجربه‎های مدرسه، و تجربه‎های خانوادگی با تجربه‎های همسالان. برای مثال، کودکانی که از سوی والدینشان طرد می‎شوند، در گسترش روابط مثبت با معلمان مشکل دارند.
برون‎نظام11 از پیوند بین یک موقعیت اجتماعی‎ که فرد در آن نقشی فعال ندارد با بافت بلافصل فرد تشکیل می‎شود. برای مثال، تجربة یک شوهر یا یک کودک در خانه ممکن است از تجربه‎های مادر در سرِ کار تأثیر بگیرد. مادر برای دریافت ارتقا باید بیشتر سفر کند، که این ممکن است باعث اختلاف بین زن و شوهر شود و الگوی تعامل با کودک را نیز تغییر دهد.
کلان‎نظام121دربر‎گیرندة فرهنگی است که فرد در آن زندگی می‎کند و در نهایت، زمان‎نظام2 از طرح‎بندی رویدادهای محیطی، گذرهای زندگی و شرایط اجتماعی تاریخی تشکیل می‎شود. برای مثال، طلاق یک گذر به حساب می‎آید. پژوهشگران به این نتیجه دست یافته‎اند که آثار طلاق بر کودکان، اغلب در اولین سال پس از طلاق به اوج می‎رسد. تا دو سال پس از طلاق، تعامل خانوادگی از ثبات بیشتری برخوردار می‎شود. ( صص. 55ـ56)
برونفن برنر (2004؛ برونفن برنر و موریس3، 2006، نقل از سانتراک، 2008) تأثیرات زیست‎شناختی را به نظریة خود افزوده و آن را نظریّه‎ای زیست‎بوم‎شناختی4 توصیف کرده است.

2ـ2 نوجوانی: تغییرات بنیادی
نوجوانی دورة تغییرات بسیار، از جمله تغییرات زیست‎شناختی مرتبط با بلوغ، تغییرات شناختی و تغییرات گوناگون در روابط اجتماعی، است. همان‎طور که اکلز و میجلی5(1998) مطرح کرده‎اند، چنین تغییرات متنوع و سریعی می‎توانند پیامدهای مثبت و منفی برای نوجوان داشته باشند. اگرچه بیشتر نوجوانان بدون طوفان و تنیدگی زیاد از این دورة تحولی عبور می‎کنند، تعداد قابل توجهی از آنان با مشکلاتی مواجه می‎شوند که در بخش‎های بعدی این فصل به آنها خواهیم پرداخت.
در اینجا، تغییرات روان‎اجتماعی و رفتاری دورة نوجوانی را با تأکید بر اوایل این دوره از نظر خواهیم گذراند.
1ـ2ـ2 تحول روان‎اجتماعی
تحول روان‎اجتماعی به جنبه‎هایی از تحول اطلاق می‎شود که ماهیّتی روان‎شناختی و اجتماعی دارند. طبق دیدگاه اریکسون (1968، نقل از اکلز، براون6و تمپلتون7، 2008) مجموعه‎ای از تکالیف روان‎اجتماعی به‎طور عمده رشد احساس تسلط8، هویت و صمیمیت به‎خصوص در افراد 10 تا 25 ساله برجسته‎اند. تکلیف تحولی، آن گونه که هاویگرست9 (1972، نقل از جاف، 1998) تعریف می‎کند، عبارت است از آنچه در نقطة زمانی خاصی در زندگی فرد پدیدار می‎شود و تحقّق موفقیّت‎آمیز آن به احساس خوشحالی فرد و موفقیّت در تکالیف بعدی منجر می‎شود؛ در حالی که شکست در آن به ناخشنودی فرد، عدم تأیید جامعه و دشواری در انجام تکالیف بعدی منتهی می‎گردد.
در سطوری که در پی می‎آیند، به موضوع هویت به عنوان تکلیف اصلی تحولی در دورة نوجوانی خواهیم پرداخت. در این راه به ترتیب، تعاریف و مفهوم‎پردازی‎های هویت، تفاوت‎های جنسی و اقتصادی اجتماعی در هویت، هویت و فرهنگ، و شیوه‎های اندازه‎گیری هویت را از نظر خواهیم گذراند.
1ـ1ـ2ـ2 هویت: تعریف‎هاو مفهوم‎پردازی‎ها
ارائة تعریفی واحد از اصطلاح هویت به دلیل موضع‎گیری‎های نظری متفاوت دشوار است. پک1(2004) اظهار می‎کند که تاکنون بیش از 500 اصطلاح برای تعریف و توصیف هویت به‎کارگرفته شده است. وی اشاره می‎کند که چیستی هویت موضوعی نیست که صرفاً در زمان کنونی مطرح شده باشد بلکه بنیادهای فلسفی آن به نظریه‎های دکارت2و هیوم3 برمی‎گردد.
دو4(2000) سنت‎های نظری در حیطة هویت را به سنت‎های روان‎شناختی (برای مثال، نظریة اریکسون)، جامعه‎شناختی (برای مثال، نظریة نقش5) و نظریة هویت اجتماعی6(که به سنت جامعه‎شناختی نزدیک‎تر از سنت روان‎شناختی است) تقسیم‎ کرده است.
در ادامه، از گروه نظریه‎های روان‎شناختی به نظریة معمار هویت، یعنی، اریک اریکسون، می‎پردازیم و به دنبال آن، الگوی جیمز مارسیا را از نظر خواهیم گذراند.
1. نظریة اریک اریکسون
اریک اریکسون از تأثیرگذارترین نظریه‎پردازان در مطالعة شکل‎‎گیری هویت است. نظریة او به‎خصوص از این حیث مفید است که امکان می‎دهد در یک تحلیل، عوامل روان‎شناختی، فرهنگی و تاریخی که نوجوانی و تشکل هویت بزرگسال را شکل می‎دهند، مورد توجه قرار دهیم.
اریکسون در اوایل کارش، زمانی که در حال تهیه و تدوین”روان‎شناسی من1722″ خود بود، تحلیل‎های دقیقی در باب دورة کودکی و نوجوانی فرهنگ‎های بومی امریکای شمالی انجام داد. این مطالعات در قلمرو انسان‎شناسی فرهنگی همراه با تجربه‎هایی که او در باب درمان آسیب‎دیدگان جنگی و کودکان دارای اختلال داشت به این منجر شد که بعدها مشکلات جوانان آمریکایی را تحلیل کند (اریکسون، 1963، 1968، نقل از کوت و لوین، 2002). اریکسون همواره درصدد آن بود که بین عوامل اجتماعی، روانی و زیست‎شناختی که کنش‎وری و تحول انسان را تحت تأثیر قرار می‎دهند، پیوندهایی برقرار سازد و یک نظریة زیست‎روان‎اجتماعی تدوین کند.
1ـ1 الگوی شخصیت
اریکسون در تنظیم نظریة شخصیت‎ خود، فرض‎های اساسی نظریة فروید در باب شخصیت را اقتباس کرد؛ در حالی که بر عوامل جامعه‎پذیری بیش از عوامل زیست‎شناختی محض تأکید داشت (کوت ولوین، 2002).
محور نظریة اریکسون این است که تحول هر فرد یک رشته مراحل مشخص جهان‎شمول دارد که در تمام افراد بشر موجود است. از نظر وی، شخصیت انسان بر اساس مراحل از پیش‎تعیین‎شده و استعدادهای او رشد می‎کند (لطف‎آبادی، 1375).
کوت و لوین (2002) در مورد نظریة شخصیت اریکسون (شکل 2ـ2) می‎گویند:
“بن” ساختاری از شخصیت است که در نظریة اریکسون کمترین تأکید بر آن شده است. او بر نقش لیبیدو در تحول پدید‎آیی فردی23، خصوصاً پس از دورة کودکی و در دورة کودکی، تأکیدی

نداشت و از طرح عقده‎های124جهانی (برای مثال، عقدة اودیپ) مبتنی بر نظریة لیبیدو خودداری می‎کرد. در عوض، بر این باور بود که این عقده‎ها فقط تحت موقعیت‎های اجتماعی ـ فرهنگی خاصی به‎وجود می‎آیند. در روان‎شناسی اریکسون، بن منبع انرژی روانی2 را تشکیل می‎دهد که به وسیلة من در خدمت عاملیت3 می‎تواند مهار شود.
فرامن ساختاری است که اریکسون از همه بیشتر به آن پرداخته است. در حالی که فروید بر این باور بود که فرامن به‎طور کامل تحول نمی‎یابد مگر این که عقدة ادیپ انحلال یابد، از نظر اریکسون تحول هدفمند4 فرامن خیلی زود‎تر در واکنش به شیوه‎های انضباطی آغاز می‎شود و هرگز واقعاً نمی‎توان ‎گفت که برای همیشه”تحول‎یافته” است. اریکسون بر این باور بود که فرامن تحت تغییر و تحولاتی5 فراسوی دورة کودکی، بخشی از اختیارش را فقط پس از مبارزة6 قابل ملاحظه با من، به من واگذار می‎کند. اختیاری که به وسیلة فرامن واگذار می‎شود، به شکل آرمان من7، توسط من به تصرف درمی‎آید. آرمان من، قلمروی از شخصیت است که رهنمودهای واقعیت محور8 بیشتری را دربر می‎گیرد. این رهنمودها، بر تغییر و تحول ممنوعیت‎های ابتدایی فرامن که در بافت‎های اولیة جامعه‎پذیری شکل گرفته‎اند، مبتنی هستند.
عامل بسیار مهمی که ماهیت مبارزة من ـ فرامن را تعیین می‎کند، میزان نیرومندی9 فرامن است که طیّ اوایل کودکی رشد می‎کند؛ نیرومندی‎ای که از نظر اریکسون به سختگیرانه بودن شیوه‎های انضباطی طیّ فرایند جامعه‎پذیری اولیه مربوط می‎شود. همچنان که فرد در خلال چرخة زندگی به پیش می‎رود، هر چه نیرومندی فرامن بیشتر باشد، سازگاری واقعیت محور برای”من”دشوارتر است.
اریکسون همچنین در مقایسه با فروید دیدگاه متمایزتری در باب”من”داشته است. اریکسون عاملیّت فعّال اما بسیار ناهشیار شخصیت را به”من”، اختصاص می‎دهد. از نظر اریکسون،”من”دو کنش دارد: کنش‎های تلفیقی10، یعنی، ادارة مؤثر اطلاعات در مورد خود و محیط، و کنش‎‎های اجرایی11، یعنی، تنظیم رفتار بر مبنای این اطلاعات. بدین ترتیب، به‎نظر می‎رسد مفهوم”من”از نظر اریکسون بسیاری از رگه‎ها و ظرفیت‎هایی را که در نظریة شخصیت و روان‎شناسی اجتماعی مورد بررسی قرار می‎گیرد، دربردارد.
اریکسون بر این باور بود که انسان‎ها آمادگی زیست‎شناختی دارند که برای تسلط و مهار بر محیطشان تلاش کنند و این کشانندة صلاحیت125، مبیّن اساس تحوّل من است. از نظر او، من به وسیلة تنش2 بین تکانه‎های3، بن و موانع محیطی ایجاد می‎شود و از تنش و چالش به مقداری که با نیرومندی من متناسب باشد، لذت می‎برد. بدون چالشی برای تسلط یافتن، من فعل‎پذیر و ضعیف می‎شود و بن یا فرامن خود را برای غلبه بر شخصیت، تحمیل می‎کنند. ضمن آنکه من، معنای تنش‎هایی را که تجربه می‎‎کند، تعیین می‎کند (تجربه را تلفیق می‎کند)، در توانایی‎اش برای تسلط بر تنش‎ها قویتر می‎شود (رفتارها را اجرا می‎کند). به‎نوبة‎خود، افزایش نیرومندی در کنش‎های تلفیق و اجرای”من”که از این صلاحیت حاصل می‎شود، حرکت من را به یک سطح پیشرفته‎تر تسلط، تسهیل می‎کند. اریکسون زمانی که از هشت مرحلة تحول روان‎اجتماعی سخن به میان می‎آورد، به

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درمورد رگرسیون، هویت شخصی، روابط ساختاری، انسجام خانواده Next Entries دانلود پایان نامه درمورد هویت شخصی، هویت اجتماعی، دو قطبی