دانلود پایان نامه درمورد توسعه شهر، سازمان ملل، مشارکت مردم، سازمان ملل متحد

دانلود پایان نامه ارشد

تاثيرگذار در نقد نظريه هاي مدرنيستي شهرسازي، بر ضرورت زنده نگه داشتن و بازسازنده هاي محله ها و اهميت آن ها در حفظ حيات پوياي شهري تاکيد بسيار دارد (کتز،1993).
اگر چه مهمترين صاحب نظر اين جنبش يعني جين جيکوب، (1961) با انتشار کتاب” مرگ و زندگي شهرهاي بزرگ آمريکايي” در دهه 1960 نخستين انتقادهاي جدي را به شهرسازي مدرن وارد ساخت؛ اما شهرت اين جنبش از آغاز دهه 1980 ، رو به افزايش بوده است. هدف شهرگرايي جديد اصلاح تمامي جنبه هاي توسعه شهر و برنامه ريزي شهري است. در ديدگاه مذکور محلات بايد قابل پياده روي باشند و براي مجموعه متنوعي از امکانات سکونتي و اشتغال طراحي شوند. نظريه پردازان اين ديدگاه اعتقاد دارند احياي محله ها بهترين راه براي کاهش وقتي است که در ترافيک هدر مي رود؛ همچنين معتقدند محله مي تواند تقاضاهاي مسکن را با فراهم کردن انواعي از مساکن متناسب با توان مالي متقاضيان برآورده سازد و با تجميع نيازهاي سکونتي، شغلي، تفريحي و آموزشي، از پراکندگي شهري جلوگيري کند. از ديگر موضوعات مورد تاکيد اين جنبش مي توان به اين موارد اشاره کرد: حفاظت از آثار تاريخي، خيابان هاي امن، ساختمان سازي سبز و نوسازي بافت هاي فرسوده، به ويژه مناطقي که به دليل استفاده هاي صنعتي، کهنه و بدون استفاده شده اند. طرح هاي شهرگرايي جديد، شامل بسياري از ويژگي هاي شهرها در عصر پيش از اتومبيل است؛ مانند استفاده چندگانه از فضاها و تاکيد بر قابليت پياده روي. به همين خاطر در موارد زيادي اين جنبش را با نام طراحي محله هاي سنتي نيز مي شناسند. از مهم ترين علل مذکور براي ظهور اين جنبش، مي توان به دو اتفاق – به ويژه در ايالات متحده به عنوان مهد شهرسازي مدرنيستي – اشاره کرد:
اتفاق نخست، تغيير الگوي زندگي محله اي بر اثر ظهور شهرسازي مدرن بود که بر ناحيه بندي و تفکيک فعاليت ها و رشد خودروها تاکيد داشت. واقعه مهم ديگر توسعه حومه شهري بود که پس از جنگ جهاني دوم به وقوع پيوست و موجب پراکنش کاربري ها به ويژه مسکن شد. اين اتفاقات باعث شد مراکز شهري با قابليت پياده روي به تدريج از ميان بروند و زمين هاي مناطق روستايي براي ساخت حومه هاي شهري که عمدتا کاربري مسکوني داشتند، مورد استفاده وسيع قرار گيرند. تغييرات جديد موجب نياز شديد به خودرو براي نياز ها و مسافرت هاي همه روزه شد. آن هايي که نمي توانستند از خودرو استفاده کنند، با محدوديت حرکت مواجه شدند و کارگران فقير ساکن در حومه، مجبور شدند بخش زيادي از درآمدشان را صرف هزينه خودرو براي رفت و آمد کنند. همچنين فرديت و ويژگي مناطق شهر، که از خصيصه هاي شهرهاي گذشته بود، از ميان رفت. شهرگرايي جديد با تاکيد بر ضرورت وجود اجتماعات با مقياس انساني و قابل پياده روي به پيامدهاي نامطلوب شهرسازي مدرنيستي واکنش نشان داد. عقيده شهرگرايان جديد اعم از سنتي و مدرن، اين است که محله هاي سنتي اين قدرت و توانايي را دارند که اجتماعات پايدار کارکردي را از نو برقرار کنند. کتاب “مرگ و زندگي شهرهاي بزرگ آمريکا” اثر جيکوب با رد نظريه هاي برنامه ريزي پذيرفته شده آن زمان، خواستار تلاش بيشتر برنامه ريزان براي بازنگري پروژه هاي مسکن تک منظور، خيابان هاي بزرگ متکي به خودرو و مراکز تجاري تفکيک شده شد که قاعده و اساس برنامه ريزي شهري و انديشه منطقه بندي بود. لوئيس مامفورد (1961)، نويسنده ديگري بود که در نيه دوم قرن بيستم، الهام بخش جنبش شهرگرايي جديد شد. مامفورد توسعه ضدشهري پس از جنگ جهاني دوم آمريکا را نقد کرد. او در کتاب تاثيرگذار خود با نام “شهر در تاريخ” به بررسي توسعه تمدن هاي شهري پرداخت. مامفورد با نقد تند پراکندگي شهري، بر اين نظر بود که مسئوليت بسياري از مسائل اجتماعي بر عهده ساختار شهرهاي مدرن است. مامفورد معتقد بود که برنامه ريزي شهري بايد بر رابطه ارگانيک ميان مردم و فضاهاي زندگي آنها تاکيد کند. طراحي محله در کانون شهرگرايي جديد قرار دارد.

2-8-5. حکمراني شهري خوب
در کنار جنبش شهرگرايي جديد که باعث توجه دوباره به محله شده، بايد به تغييرات صورت گرفته در ديدگاه هاي مديريت شهري نيز اشاره کرد. تاکيد بر ضرورت همکاري مردم با مديريت شهري و پاسخ گويي سازمان هاي اداري به مردم، عاملي است که مشارکت مردم در سطوح خرد زندگي شهري، به ويژه در محله ها را مد نظر قرار مي دهد. مديريت خوب يکي از شرايط لازم و کافي براي پيشبرد برنامه هاي توسعه شهري است. وظايف مديريت شهري با توجه به اين واقعيت که شهر پديده اي چندوجهي و پيچيده مي باشد، متنوع است. وظايف مديريت شهري را مي توان با ياري گرفتن از برنامه سازمان ملل در زمينه مديريت توسعه شهري با نام مديريت شهري به شرح زير بيان کرد:
1- توجه به توسعه پايدار
2- مديريت محيط زيست
3- کاهش فقر شهري
4- مديريت حمل و نقل شهري
5- بهبود اقتصاد شهري
6- مديريت زمين شهري
7- مديريت زير ساخت هاي شهري
8- مديريت کالبدي شهر
9- حمايت از ظرفيت هاي بالقوه محلي توسعه
10- تامين منابع مالي شهرداري ها
مروري بر وظايف نشان مي دهد که مديريت شهري، شامل ابعاد کالبدي و اقتصادي شهري نيست و در زمينه کاهش فقر و توانمندي شهروندان نيز صاحب وظيفه است. براي ارتفاي کيفيت مديريت شهري، ديدگاه نظري جديدي از چند سال پيش مطرح شده است که در سطح نهادهاي بين المللي توسعه محلي، مانند مرکز سکونت گاه هاي انساني سازمان ملل قراردارد. اين ديدگاه در قالب نظريه حاکميت شهري براي صورت بندي بهترين شيوه هاي مديريت شهري تلاش مي کند. در اينجا لازم است تفاوت ميان مديريت شهري و حاکميت شهري توضيح داده شود. “مديريت شهري فرآيندي مديريتي است که به ايجاد و حفظ زيربناها و خدمات يک شهر مي پردازد، اما حکمراني (حاکميت) شهري فرآيندي کاملا سياسي است. اين فرآيند را مرکز اسکان سازمان ملل متحد به عنوان پاسخي کارآمد به مشکلات شهري تعريف مي کنند. اين قابليت را از آن دسته از حکومت هاي محلي مي توانند ارائه دهند که خصوصيات پاسخ گويي را داشته و وظايف خود را با همياري جامعه مدني به انجام مي رسانند” (شريفيان ثاني، 1380، 49). در تعريفي ساده حاکميت در سطح شهر، به مجموع شيوه هايي اطلاق مي شود که از طريق آنها افراد و نهادها (عمومي و خصوصي)، امور مشترک شان را برنامه ريزي و مديريت مي کنند؛ جرياني مداوم که نتيجه نهايي اش مي تواند به تضاد يا همکاري هاي سودمند براي طرفين منجر شود. حاکميت شهري تنها به نهادهاي رسمي مديريت شهري خلاصه نمي شود. تمامي بازيگران عرصه امور عمومي شهر، يعني سازمان هاي رسمي، گروه هاي غيررسمي، نهادهاي بخش خصوصي و البته سرمايه اجتماعي شهروندان در محدوده آن قرار مي گيرند.

نمودار 2-16: چارچوب همکاري بخش هاي مختلف در حکمراني شهري

منبع: گزارش حقوق شهروندي و فقدان ساختار حقوق شهري، به نقل از مارشال، رساله شهروندي و طبقه اجتماعي، 1949
اين الگو، گرچه آرماني مي نمايد، اما موفقيت آن دسته از حکومت هاي محلي که برخي از ويژگي هاي آن را داشته اند، بيانگر ضرورت عملياتي ساختن آن در نظام هاي مديريت شهري است، تا بتوان با کمک آن، به اهداف توسعه شهري نظير کاهش فقر، برقرار امنيت، تامين و تدارک تاسيسات و تجهيزات بهداشتي و ارائه خدمات شهري دست يابيم (هابيتت101، 1996).اصول حاکميت شهري خوب از ديد مرکز سکونت گاه هاي انساني سازمان ملل متحد (هابيتات) به شرح زير است:
* پايداري
* مساعدت
* کارآمدي
* انصاف
* شفافيت
* مسئوليت پذيري
* تعهد مدني

* شهروندي
* امنيت

اين ديدگاه ويژگي هايي براي اداره شهر مي شمارد که متناسب با مشارکت مردم است. اين ويژگي ها عبارت هستند از:

الف- توافق گرا بودن
حکمراني مطلوب بايد بين همه علايق متفاوت شهروندان، نهادها و سازمان هاي مرتبط با توسعه شهري، توافق و هم سويي ايجاد کند. اين حکمراني بايد چشم اندازي گسترده و آينده نگر نسبت به نيازهاي توسعه انساني پايدار ونحوه دستيابي به اهداف آن را داشته باشدو با شرايط خاص مطابقت کند.

ب – مساوات طلبي و فراگير بودون
حکمراني شهري مطلوب بايد قادر باشد موقعيت هايي را براي دستيابي به رفاه و حفظ آن براي همه گروه هاي مردم و به خصوص آسيب پذيرترين آن ها به وجود آورد.

پ- پاسخ گو بودن
هر سازمان و موسسه اي بايد نسبت به محيطي که از نتايج تصميمات آن تاثير مي پذيرد، پاسخ گو باشد و اين پاسخ گو بودن نيز نمي تواند بدون وجود شفافيت و رعايت مقررات قانوني اعمال شود. نه تنها موسسات دولتي، بلکه سازمان هاي بخش خصوصي و جامعه مدني (مردم و گروه هاي مردمي) نيز، بايد در مقابل ذينفعان خود پاسخي منطقي ارائه دهند.

ت- قانون مداري
حکمراني مطلوب، مستلزم وجود چارچوب هاي قانوني مناسب و عادلانه اي است که بي طرفانه اعمال مي شوند و حامي تمام و کمال حقوق بشر باشند. به خصوص در مورد گروه هاي اقليت، اين مسئله از اهميت خاصي برخوردار است.

ث- اثر بخشي و کارايي
سياست هاي حکمراني خوب بايد جامعه شهري را به سوي اهداف توسعه پايدار هدايت کرده و نتايجي مناسب به بار آورد. يکي از مهم ترين اهداف توسعه پايدار جلوگيري از تخريب محيط زيست شهري است.

ح- شفافيت
شفافيت بدان معنا است که اتخاذ تصميمات و اعمال آن ها با پيروي از مقررات قانوني صورت پذيرد. همچنين اطلاعات کافي به شکلي قابل فهم تهيه شود و با وسيله اي مناسب منتقل شود به طوري که اطلاعات به صورت آزادانه و مستقيم در دسترس افرادي باشد که تحت تاثير تصميمات و اجراي آن قرار مي گيرند.

ج- مشارکت
مشارکت زنان و مردان بنياد و اساس حکمراني مطلوب را تشکيل مي دهد. مشارکت مي تواند مستقيم، و يا از طريق نهادهاي قانوني واسطه مانند سازمان هاي غيردولتي انجام گيرد. مشارکت بايد آگاهانه و سازمان يافته باشد. چنين مشارکتي به آزادي اجتماعات و آزادي بيان از يک سو و وجود يک جامعه مدني سازمان يافته از سوي ديگر نياز دارد.

ح- اقتدار بخشيدن به شهروندان
مقتدر سازي به معني تقويت امکانات افراد براي کنترل بر روي زندگي خويش تعريف شده است. بنابراين، مي توان گفت که قدرت، عبارت است از توانايي افراد در مشارکت، پيش بيني و کنترل محيط. از اين رو، مقتدر سازي فرآيندي است که طي آن افراد و اجتماعات مي توانند چنين قدرتي را به کار گرفته و به طور موثر در تغيير زندگي خويش و محيط شان اعمال کنند. (آقاسي، 1384، 4-6)

2-8-6. نتيجه گيري
مروري بر دو ديدگاه شهرگرايي جديد و حاکميت شهري خوب نشان مي دهد که امروزه شهرها را نمي توان مانند گذشته تنها در قالب مديريت هاي بوروکراتيک سنتي اداره کرد. پيچيدگي هاي زندگي شهري امروز و نياز مديريت شهري به همکاري و مشارکت شهروندان در ادره امور، واقعياتي هستند که ما را به بازخواني ديدگاه هاي نظري و اصلاح رويه هاي اداري موجود فرا مي خوانند. شهر امن و عاري از جرم به عنوان يک کالاي عمومي، دستاوردي است که همه ساکنان ميتوانند از آن استفاده کنند. هر چند در گذشته زندگي محله اي و وجود ارزش ها و هنجارهاي گروه کوچک تا اندازه زيادي از وقوع جرايم و ناامني جلوگيري مي کرد، اما شهرهاي امروزي به ويژه کلان شهرها به سبب تجمع افراد ناشناس و غريبه، نيازمند ترتيبات و سازوکارهاي جديدي هستند. مديريت شهري به عنوان رکن اداره کننده شهر، بايد از دو بعد کالبد شهر و طراحي شهر، متناسب با نيازها و ويژگي هاي ساکنان باشد و با بهره گيري از راهکارهاي مشارکتي براي افزايش ظرفيت و توان خويش در جهت تحقق امنيت شهري حرکت کند.

فصل سوم: شناخت بستر مطالعاتي
3-1- بررسي و شناخت عمومي شهر بندرعباس

3-1-1-معرفي اجمالي:
شهر بندرعباس واقع در مرکز ثقل خليج فارس و درياي عمان داراي ويژگي هاي استراتژيکي ( اقتصادي و نظامي خاص) مي باشد. به شکلي در دهانه خليج فارس واقع شده که حکم کليد آنرا دارد و از نظر بازرگاني شهر بندرعباس در بهترين نقطه از نظر امکانات ارتباطي و دسترسي قرار گرفته است. ارتباط مناسب با تنگه هرمز و مسيرهاي دريائي بين المللي- دارا بودن فرودگاه بين المللي و راه آهن و جاده دسترسي مناسب و

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درمورد توسعه شهر، مواد مخدر، حمل و نقل، اعتماد شهروندان Next Entries منابع تحقیق درمورد ماقبل مدرن، مقوله بندی، محدودیت ها، زیبایی شناختی