دانلود پایان نامه درمورد توسعه شهر، حفاظت و مرمت، شهر فشرده، دوره قاجار

دانلود پایان نامه ارشد

همچنين دارا بودن زمينه هاي فرهنگي دريانوردي و تجارت اين شهر را از ساير مناطق کشور متمايز ساخته و به جهت تاسيس پايانه مسافربري خوب و مناسب در اولويت قرار مي گيرد موجود بودن برخي زير ساخت هاي دريائي مثل اسکله هاي معتبر و عظيم، بازار تجارت و سواحل مناسب، جمعيت قابل ( مسافر ) ملاحظه و اتباط مستقيم بندرعباس با درياي آزاد از ساير مزاياي اين شهر مي باشد.
شهر بندرعباس در موقعيت 27 درجه و 10 دقيقه عرض جغرافيائي و 56 درجه و 15 دقيقه طول جغرافيايي در کنار خليج فارس و دهانه تنگه هرمز قرار گرفته است. ارتفاع اين شهر از سطح دريا بين 3 الي 4 متر است شيب شهر از طرف ارتفاعات واقع در شمال شهر به طرف دريا و جنوب مي باشد.

3-1-2- بررسي تاريخي شهر بندرعباس
3-1-2-1- پيشينه شهر و چگونگي پيدايش بندرعباس در قرن هفدهم ميلادي
در محلي که فعلا بندرعباس وجود دارد تا قرن دهم هجري هيچ نوع آبادي وجود نداشته است و نزديک ترين آبادي هاي بدان يکي سورو بوده است که در حال حاضر يکي از محلات شهر مي باشد و ديگري هرمز قديم که ميناب فعلي تقريبا در جاي آن ساخته شده است. عمر بندرعباس کمتر از 4 قرن مي باشد و شرح پيدايش آن در بسياري از کتب مي توان يافت. لسترنج در کتاب خود شرحي روشن و مختصر از آغاز ماجرا داده است : “هرموز کهنه يعني هر موزي که در داخل خشکي واقع بود تا ساحل دريا و قاصد يعني نصف روز راه فاصله داشت و به قول استخري در کنار باريکه اي از خليج فارس که کشتي ها از دريا بدانجا رفت و آمد مي کردند و ابجير ناميده مي شود واقع بود.
خرابه هاي اين شهر هنوز در محلي که آنرا مناسب و معمولا مناو گويند ديده مي شود.هرموز کهنه در قرن چهارم هم بندر کرمان و بندر سيستان بود و بعدها که هر موز نو در جزيره احداث گرديد هرموز کهنه جاي قيس را گرفت و مهمترين بندر تجاري خليج فارس شد.” احتمال مي رود اين محل در مدخل خليج هرموز بوده است. ابن خرداد در اواسط قرن نهم هجري نزديک به هرمز مرسوم به ” ارموز” نام برده که حمد اله مستوفي آن را ” ارموص” نوشته و بدون شک همانست که به جزيره جرون معروف شده است. زيرا در آغاز قرن هشتم و مطابق يکي از مراجع در سال 715 سلطاني هرموز شهري را که در کنار دريا بود براي اينکه دزدان آنرا پيوسته مورد تاخت و تاز قرار مي دادند ترک کرد و هرموز نو رادر جزيره اي که از آن اسم برديم به جزيره جرون يا ” زرون ” معروف است و تا کناره دريا يا فرسخ مسافت دارد بنا نمود.
حدود دويست سال بعد در سال 913 هجري قمري پرتغالي ها اين جزيره را تصرف کردند و يکصد و پانزده سال بعد شاه عباس به دستياري انگليسي ها آن را اخراج کرد و جمعيت و تاسيسات جزيره را حتي الامکان به ساحل خاک اصلي ايران منتقل و بندري جديد در آنجا احداث نمود و به اين ترتيب بندرعباس را در سواحل جنوبي ايران در نزديکي آبادي سورو پايه گذاري کرد.

در حدود سال هاي 1650 ميلادي، در غرب خورشيد کامل و بلافاصله در شمال غربي خارج شهر، در محله اي که قلعه شاهي ناميده مي شد تاسيسات متعلق به تجار انگليسي وجود داشته است. ماحصل آنکه شهر به خاطر فعاليت هاي بازرگاني و خصوصا حضور هلندي ها ودر حدود سال هاي 1650 ميلادي، در غرب خورشيد کامل و بلافاصله در شمال غربي خارج شهر، در محله اي که قلعه شاهي ناميده مي شد تاسيسات متعلق به تجار انگليسي وجود داشته است. ماحصل آنکه شهر به خاطر فعاليت هاي بازرگاني و خصوصا حضور هلندي ها و انگليسي ها شهري فعال شد. چندانکه هفتاد سال از بنياد آن نگذشته، جمعيتي به تقريب بالغ بر نه هزار نفر داشت است. اما اين اقبال چندان دوامي نمي آورد. در سال 1750 بارتلمو مي نويسد که “… نه دهم خانه اي بندرعباس متروک افتاد ” و در سال 1785 ادوارد ايوز مي نويسد که ” عمارت شرکت هاي هلندي و انگليسي تنها عمارت عالي بوده و تمام شهر بصورت ويران در آمده…” در زمان نادر شاه افشار امامان مسقط بندرعباس را از حکومت ايران اجاره نمودند اين دوران که مقارن با سال هاي 1780 ميلادي است دوران رکود بندرعباس بود، اما بين سال هاي 1855 تا 1866 ظاهرا رونقي در کار بندرعباس حاصل شد زيرا اجاره بندرعباس افزايش يافت و بالاخره در سال 1868 از امامان مسقط خلع يد بعمل آمد. از آن زمان تا اواخر دوره قاجار بندرعباس همچنان اهميت خود را به عنوان يکي از دو بندر اصلي جنوب ايران حفظ کرد، به طوريکه جمعيت آن در احصائيه هاي زمان ناصر الدين شاه حدود نه هزار نفر آمده است و در سال 1285 هجري شمسي سديد السلطنه جمعيت آنرا 14635 نفر ذکر کرده است. پس از جنگ جهاني اول، با ايجاد و رونق بنادر جديدي چون بندر امام خميني و بندر ماهشهر و خرمشهر و احداث راه آهن سراسري، بندرعباس به کلي از رونق افتاد. و فعاليت آن منحصر به تجارت ساحلي و داد وستد با امارات خليج فارس و گاه تا زنگبار و سواحل آفريقاي شرقي گرديد.
شايد تنها اقدامات قابل ذکر در اين دوره تاسيس کارخانه کنسرو ساردين بندرعباس و ايجاد اولين نيروگاه برق شهري باشد.

با آغاز جنگ جهاني دوم اشغال ايران توسط متفقين و تمرکز دريائي در خرمشهر و بندر امام خميني ( و پس از آن تا سال هاي 1330) حتي ته مانده رونق قبلي نيز رفته رفته از ميان رفت و بندرعباس به کلي فراموش شد تا جائيکه بصورت تعبيد گاه افراد شرور در آمد. به طوريکه در اولين سرشماري عمومي سال 1335 فقط سه هزار نفر بر جمعيت شهر نسبت به دوره سديد السلطنه افزوده شده بود.
پس از اين دوره رکود مجددا بندر طرف توجه واقع مي شود و با اسکله جديد ( اسکله شهيد بهشتي فعلي) و آغاز فعاليت نيروي دريائي و شيلات جنوب از اوايل سال هاي 1340 رو به گسترش مي گذارد. در فاصله بين دو سرشماري جمعيت دو برابر مي شود و از 17710 نفر در سال 1335 به 34627 نفر در سال 1345 مي رسد. در ده سال بعد اين افزايش و در نتيجه گسترش شهر با شتاب بيشتري صورت مي پذيرد و جمعيت در سال 1355 بالغ بر 88000 نفر مي گردد. اين رشد بسيار شتابان تر از آنچه تصور مي شد انجام گرفت. گسترش اين چنين عمدتا ناشي از برنامه هاي جاه طلبانه رژيم گذشته بود که براي عمراني و آباداني بندرعباس اجرا مي گرديد و يا در شرف انجام بود.

3-1-2-2- آثار و ابنيه تاريخي
بندرعباس از حيث داشتن آثار و بناهاي تاريخي غني مي باشد. محله سورو سابق به پيش از اسلام مي رسد و سکه هاي نقره مکشوفه متعلق به ساسانيان گواه اين امر است. اما از اين سابقه طولاني هيچ بنايي که مربوط به يکي از دوره هاي تاريخي گذشته باشد موجود نيست. شايد تا حدودي اين امر طبيعي باشد زيرا در هيچ زماني حتي در ايام کنوني، سورو داراي مشخصات شهري نبوده، بلکه همواره بصورت دهکده اي بوده است و در نتيجه مانند شهرها طرف توجه واقع نمي شده است. از بندرعباس قديم و جرون يا گامرون نيز ابنيه اي به جاي نمانده است. يکي از آثار قابل ذکر دوره صفوي، بقاياي عمارت کلاه فرنگي هلندي ها است که بعدها به عنوان گمرک مورد استفاده بوده و اکنون نيز مورد بهره برداري حوزه علميه مي باشد.
يکي ديگر از آثار اين دوره مسجد گله داري است که عليرغم تعميرات و تغيير شکل هايي که در قرون بعد داشته است مي توان آنرا يکي از بناهاي اصلي شهر دانست.
بقاع و مزارات قديمي بندرعباس هم به تدريج در اثر تحولات شهر و تعميرات ساختماني و غيره از ميان رفته است. به عنوان مثال تا حدود 20 سال پيش بندرعباس و سورو مخروجه گنبد بر جاي بوده است که به زيارتگاه خدر يا خضر معروف بوده که اکنون وجود ندارد. از بناهاي ديگر که فارغ از ميران قدمتشان بايد به عنوان آثار بومي حفاظت و تعمير شوند آب انبارهائي هستند که در اصطلاح محلي برکه ناميده مي شوند. اين ها گنبدهائي سنگي هستند که غالبا در محله گل کني قرار دارند. در سال هاي پيش تعدادي از اين ها تعمير شده بعنوان زورخانه و چايخانه و مانند اين ها استفاده مي شوند اما بقيه در خطر از بين رفتن مي باشند.
معبد هندوها نيز يکي از بناهاي ديدني بندرعباس است و با آنکه از نظر تاريخي اهميت فوق العاده دارد و نه از نظر معماري و علاوه بر آن در حال حاضر هندويان زيادي هم در بندرعباس نيستند که ارزش معنوي بر ايشان داشته باشد، به هر حال به حفاظت و مرمتش مي ارزد.
3-1-2-3- روند تحولات و گسترش شهر
اولين نقشه مدون از شهر بندرعباس در سال 1335 تهيه گرديد. اين نقشه محدوده ساخت و سازها در شهر بندرعباس را به خوبي نشان مي دهد. خور گورسوزان در شرق و خيابان فعلي مالک اشتر در غرب محدوده اصلي بافت شهري را در بر مي گرفت اگر چه ساخت و سازهاي پراکنده در شرق خورگورسوزان و روستاي سورو در فاصله 3/2 کيلومتري آن نيز در اين سال ها داراي جمعيت ساکن بوده است با اين حال شما محدوده شهري نيز تا حد فعلي کمربندي قابل تشخيص است. البته اين محدوده در مجاورت خور گورسوزان بر اين حد منطبق است در حالي که در نقاط غربي تر از آن فاصله مي گيرد. بر اين اساس وسعت شهر در حوالي سال 1335، 400 هکتار برآورد مي شود جمعيت شهر در اين زمان 17710 نفر است.

– مقطع سال 1343
به دنبال موقعيت رژيم گذشته پس از حوادث سال 1332 و اهميتي که گلوگاه هرمز به منظور صدور نفت خام پيدا مي نمايد. بندرعباس در مسير ترقي و رشد قرار مي گيرد. به منظور حفظ و صيانت از حقوق انکار پذير کشور بر سواحل شمالي خليج فارس و درياي عمان، نيروهاي نظامي در دو بخش از شهر مستقر مي شوند در شرق شهر مقدمات احداث فرودگاه شهر آغاز مي شود و تاسيسات نيروي دريايي در غرب شهر در حال پديدار شدن مي شوند. در فاصله 8 سالي که از تهيه اولين عکس هوايي شهر مي گذرد وسعت آن نزديک به 300 هکتار افزوده مي شود. ساخت و سازهاي شمال شهر فشرده تر و به سمت غرب نفوذ مي نمايد. محله گل کني به سرعت شکل مي گيرد و بافت محله پشت شهر کامل مي شود. در شرق شهر در فاصله کمتر از 8 سال محله کنسولگري پديد مي آيد و دامنه توسعه شهر در اين محدوده تا خورشيد ادامه پيدا مي کند محدوده ناي بند به عنوان يک محله در حال شکل گيري است و خواجه عطا که تا سال هاي قبل داراي تعداد معدودي ساختمان بود به صورت يک محدوده مسکوني قابل تشخيص است. بر اساس برآوردهاي انجام شده در آن زمان جمعيت شهر به 28434 هزار نفر مي رسد.
نکته قابل توجه در اين سال تهيه اولين طرح جامع براي شهر بندرعباس است. جهات توسعه شهر، نقشه گذربندي و تدوين ضوابط از مشخصات طرح ياد شده است.

– مقطع سال 1353
به فاصله ده سال از عکس هوايي قبلي شهر، با احداث گذرگاه ( کمربندي جمهوري اسلامي )، تمامي اراضي حد فاصل خور گورسوزان و خور سيد کامل ساخته مي شود و در بخش هايي به شمال کمربندي نيز نفوذ مي نمايد (حوالي غرب خور گورسوزان) محلات جديدي در غرب شهر شکل مي گيرد ( کوي امير آباد) و محدوده هاي ديگري مورد ساخت و ساز قرار مي گيرند ( کوي ملت، کوي 15 خرداد فعلي ). محدوده شرق شهر کماکان در حال توسعه هستند ولي فشردگي بخش هاي مياني شهر را ندارند. شبکه رفت و آمد سواره طي اين سال ها کامل شده و استخوان بندي طرح جامع مصوب تا حدودي اجرا مي شود جمعيت شهر تا سال 1355 به 87981 نفر مي رسد و شهر داراي فرودگاه بين المللي و پايگاه نيروي هوايي در شرق شهر مي شود و اسکله دريايي آن نيز تجهيز مي شود. نيروي دريايي در غرب شهر مجموعه مسکوني خود را آغاز مي نمايد ( شهر در شرق و غرب محدود مي شود). سطح شهر کماکان داراي اراضي بسيار گسترده اي جهت توسعه کالبدي است.

– مقطع سال 1361
از ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي، تحول اساسي در شکل شهر روي مي دهد. موج جديد مهاجرين که اغلب از روستاهاي استان وارد شهر مي شود حاشيه شهر را دچار بحران اسکان مي کند و اسکان غير رسمي به يکباره سطح وسيعي از شهر را در بر مي گيرد ( غير رسمي از آن جهت که اغلب اين ساخت و سازها بدون مجوز و هرگونه نظارت ارگان هاي ذيربط احداث مي شوند و فاقد ضوابط و اصول شهرسازي و معماري هستند.) تقريبا تمامي اراضي باير درون بافت پر شهري که از دوره قبل به جا

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق درمورد ماقبل مدرن، مقوله بندی، محدودیت ها، زیبایی شناختی Next Entries منابع تحقیق درمورد زیبایی شناختی، زیبایی شناسی، تاریخ اجتماعی، تعامل اجتماعی