دانلود پایان نامه درمورد بی سرپرست، تلقیح مصنوعی، فقه اسلامی، قانون مدنی

دانلود پایان نامه ارشد

ی است که پدر و مادری نامعلوم دارد یا ناشی از زایمان های بدون نام و غیرقانونی هستند. اغلب موارد، مادران نسبت به فرزندهای ناخواسته خود که ناشی از روابط نامشروع می باشند سراغ این زایمان ها می روند تا تکلیف نگهداری اطفال بر عهده ی آنها نباشد.20 البته در برخی از کشورها این اطفال واجد شرایط فرزندخواندگی نیستند. در کشور آلمان، برعکس ایران باید طرفین کاملاً معلوم باشند. (( بر طبق بند بند 3 ماده 1747 قانون مدنی آلمان، فرزند خواندگی زمانی معتبر است که طرفین آن کاملاً معلوم باشند، پس عبارت (( فرزندخواندگی معلوم شده)) اهمیت خاصی برای قاضی دارد بر خلاف عبارت (( فرزند خواندگی سفید)) که فاقد اعتبار است.21
ب) فرزندخواندگی ساده Adoption simple
این نوع فرزند خواندگی در ایران پذیرفته نشده و بصورت آشکاری مخالف قوانین ما است. در این رابطه که منشاء آن کشورهای رومی-ژرمنی هستند، طفل بصورت کامل از والدین خود جدا نشده و علقه های خود را با والدین حفظ می نماید. نمونه این نوع فرزند خواندگی در کشور آلمان وجود دارد. اولیا پذیرنده غیر از سلامت روانی و مالی تا و حدودی جسمی ملاک دیگری برای اولیاء، جهت اخذ حکم قضایی ندارند22.
ج) فرزندخواندگی کامل Adoption complete
این نوع فرزند خواندگی که در ایران، مورد پذیرش قرارگرفته، فرزند با پدر و مادر واقعی خود هیچگونه ارتباطی ندارد و آنها را نمی شناسد، پیوند عمیق درونی میان او و والدین جدید شکل گرفته و او را از دنیای قلبی خود کاملاً مجزا ساخته است.23
د) فرزندخواندگی بین المللی Adoption international
این نوع فرزند خواندگی در قرن گذشته در اروپا و بخصوص امریکا رشد چشمگیری داشت. بطوری که آمریکایی ها آن را نشانه خوش قلبی مردم خود دانسته اند. در این نوع فرزندخواندگی، فرزند خوانده و اولیای او دارای تابعیت واحدی نبوده و در این رابطه یک عنصر خارجی وجود داردکه مربوط به یکی از طرفین می باشد. هدف از این عمل، اخلاقی نمودن فرزندخواندگی در سرتاسر جهان و مبارزه با قاچاق کودکان می باشد. البته در عمل فرزندخواندگی یک کودک با تابعیت خارجی برای دولت ها مشکلاتی را دارد: از جمله تعارض قوانین، به همین علت نسبت به تاسیس حقوقی فرزندخواندگی حساسیت های زیادی از طرف مجامع بین المللی نشان داده شده است.24
(( ماده 15 قانون 1996 فرانسه در مقام تعارض قوانین، با فرض اینکه راه حل توسط قرارداد دو جانبه یا چندجانبه مطرح نشده باشد تلویحاً مسئله را با ترجیح قانون کشور مبداء حل نموده است مگر اینکه فرزندخواندگی در آن کشور به عنوان یک نهاد حقوقی وجود نداشته باشد)).25
ه) فرزندخواندگی مدرن Adoption modern
این نوع فرزندخواندگی فصل جدیدی از سرپرستی است که به تازگی در ایران رواج یافته است. اساس این فرزندخواندگی دستاورد فناوری های نوین و تکنولوژی های دهه اخیر است که باعث تحول شگرف و دستاورد یک فناوری زیستی است. پیشرفت علوم تجربی با دست یابی به لقاح مصنوعی و انتقال جنین مشکلات ناباروری را تاحدی حل کرده است.
تلقیح مصنوعی عبارت است از ترکیب اسپرم و تخمک به وسیله ابزار پزشکی و یا هر وسیله دیگری غیر از مقاربت، تلقیح مصنوعی با نطفه و اسپرمازوئید شوهر، تلقیح هومولوگ و با نطفه بیگانه، تلقیح مصنوعی هترولوگ نامیده می شود.26
تلقیح مصنوعی و اهدای جنین و اجاره رحم صور مختلفی دارد که از بحث ما خارج است. اما باید گفت تنها موردی که با اجماع فقها همراه است حالت ذیل است:
(( تلقیح مصنوعی اسپرم شوهر با تخمک زن جایز بوده و طفل مشروع و قانونی پدر و مادر است)).27
به لحاظ حقوقی نظریه بالا با توجیه کامل مواجه است. طبق ماده 1158 و 1159 قاون مدنی، در صورتی که در زمان زوجیت، نطفه مرد و تخمک زن از راه دیگری باهم ترکیب شوند، بازهم موجبات قانونی در خصوص نسب وجود دارد و نیازی به نزدیکی آنها نیست و کلمه ((نزدیکی)) در قانون مدنی حصری نبوده است.
مبحث سوم : مفهوم کودکان بی سرپرست و حمایت از آنها
پدیده بی سرپرستی از پدیده های غمناک جامعه بشری است که به علل مختلف روی می دهد. در مواجهه با کودکان بی سرپرست همیشه این سوال بدواً مطرح می گردد آیا کودک، حاصل روابطی نامشروع است؟ این اولین برچسبی است که به این کودکان زده می شود. اما کودکان، چه بر سر روابط سالم به دنیا آمده و فاقد سرپرست باشند و چه در اثر روابط نامشروع، نیاز به حمایت دارند. این مسئله در اعلامیه جهانی حقوق بشر نیز آمده است:
(( کودکان چه بر اثر ازدواج به دنیا آمده باشند و چه بدون ازدواج، حق دارند که همه از یک نوع حمایت اجتماعی برخوردار شوند)).28
اما همه ی کودکان ناشی از این روابط نیستند؛ هرچند که توجه به اینکه تا پدر و مادر این کودکان مشخص نگردند نمی توان گفت حاصل روابط نا مشروع می باشند. به موجب یک قاعده ی عقلی (( هرکودکی حاصل روابط قانونی و مشروع پدر و مادر خود محسوب می شود مگر آن که برای اثبات خلاف آن دلیل قاطعی موجود باشد)).29ممکن است ناشی از بلایای طبیعی و حوادثی از قبیل سیل و زلزله و … باشند که در آن حوادث والدین خود را از دست می دهند.
گفتار اول : مفهوم کودکان بی سرپرست و بد سرپرست
در تعريف واژه كودكان بي‌سرپرست باید گفت :زماني كه پدر،‌ مادر و جدپدري كودك در قيد حيات نبوده و يا شناسايي نشوند، كودك “بي سرپرست” معرفي شده است.
تعريف كودكان “بدسرپرست” به اين معناست كه پدر، مادر، جد پدري و يا هريك از اين سه در قيد حيات بوده، اما صلاحيت نگهداري از كودك را ندارند و سرپرستي از اين كودكان به سازمان بهزيستي واگذار مي‌شود.
قانون حمایت از کودکان بی سرپرست مصوب 29 اسفندماه سال 1353 از این کودکان تعریفی ارائه نکرده است. سایر قوانین تا سال 1371 تعریفی از کودکان بی سرپرست به دست نداده بود. تا این که قانون تامین زنان و کودکان بی سرپرست در تاریخ 24/8/1371 تصویب شد. با تصویب این قانون، در بند 4 از ماده 2 تعریفی از کودکان بی سرپرست ارائه گشته است.30 تبصره همین ماده، میزان سن برای کودکان را به جهت تحت مشمول قرارگرفتن، در این قانون مشخص می نماید. بدیهی است مفهوم کودکان بی سرپرست، شامل افراد بزرگسال نمی گردد. البته میزان رشد در فقه اسلامی بر مبنای بلوغ می باشد.31 نگهداری طفل نیز در فقه اسلامی بر مبنای احسان و نیکوکاری بوده و در قرآن کریم نیز در این خصوص آیات زیادی وجود دارد.32 و همچنین پیامبر اکرم (ص) در این خصوص سفارش نموده است.33 اما نکته ای وجود دارد که کودکان بی سرپرست را از کودکانی که دارای شرایط فرزند خواندگی می باشند جدا می کند. هرچند کودکانی که به فرزند خواندگی داده می شوند و زیر چتر حمایتی قانون حمایت از کودکان بدون سرپرست قرار می گیرند، بی سرپرست محسوب می شوند، اما هر کودک بی سرپرستی زیر این چتر حمایتی قرار نمی گیرد. پس می توان گفت نوعی رابطه عموم و خصوص مطلق وجود دارد. تعریف کودکان بی سرپرست مشابه تعریف لقیط می باشد که در فقه اسلامی وجود دارد. در تعریف لقیط آمده است: (( طفل رها شده در معابر و اماکن عمومی است که تا دیگران بردارند)).34 بدیهی است طفل رها شده در معابر و اماکن عمومی، قادر به محافظت از خود نیست و برداشتن این طفل که به منظور احسان و نیکوکاری و تربیت آن است با فرزندخواندگی که ایجاد رابطه ی حقوقی می کند، متفاوت است. به این اقدام در فقه اسلامی التقاط و به طفلی که بی سرپرست مانده لقیط و به کسی که از او نگهداری می کند ملتقط گویند. لقیط را از ملقط نمی توان گرفت.35
اگر اولیا واقعی کودک معلوم شوند کودک از زیر عنوان لقیط، خارج می شود و اولیای او موظفند کودک را تحت اختیار خود گرفته و به وظایف حضانت قیام نمایند.36
(( لقیط هرگاه در قلمرو اسلامی یافت شود و نسب او معلوم نگردد محکوم به اسلام است یعنی مسلمان محسوب می شود)).37
(( لقیط سرزمین غیر مسلمان که احتمال تولد او از مسلمان نباشد، غیر مسلمان خواهد بود)).38
اگر لقیط همراه خود مالی داشته باشد ملقط می تواند از آن برای هزینه نگهداری و تربیت لقیط استفاده کند و اگر خود قدرت مالی نداشته باشد می تواند از مراجع عمومی کمک بگیرد.39
گفتار دوم : حمایت از کودکان بی سرپرست قبل از انقلاب
از چگونگی شکل گیری و تاسیس مراکز پرورشی کودکان بی سرپرست به صورت دولتی سابقه مدونی وجود ندارد.
بر اساس مدارک تاریخی موجود تا سال 1280 هجری شمسی این گونه مراکز در ایران ساخته نشده بود. به نظر می رسد فکر تاسیس پرورشگاه از فرنگ به ایران سرایت کرده و به دوره ناصرالدین شاه قاجار می رسد.40
در سال 1282 هجری شمسی اولین پیشنهاد ساخت پرورشگاه رسمی در مجلس شورای اسلامی ارائه شد تا این تاریخ موسسه های کوچک خیریه خصوصی وجو داشتند. نهاد دیگری که وظیفه سرپرستی اطفال را به عهده داشت (( جمعیت شیر و خورشید سرخ ایران)) که در سال 1296 هجری شمسی تاسیس شد.41 پس از آن با شکل گیری شهرداری ها وظیفه حمایت از اطفال سر راهی و بی سرپرست بر عهده شهرداری هم گذاشته شد.42
اولین دارالایتام در دروازه قزوین و اولین دارالرضاعه که همان شیرخوارگاه است در دروازه دولت در سال 1298 تاسیس شد. در سال 1324 هجری شمسی پرورشگاه دروازه دولت تغییر نام داد و بنگاه مستقل پرورشگاه کودکان نامیده شد. در سال 1338 هجری شمسی بنگاه پرورش کودک به تفکیک دختران از پسران پرداخت. این بنگاه در سال 1341 هجری شمسی با دارالایتام دروازه قزوین ادغام شد. در سال 1332 خانم پروین دولت آبادی 54 نفر از کودکان بی سرپرست پرورشگاه شهرداری را به باغی در ورامین برد و محلی به نام بنگاه پرورش کودک ایجاد کرد.43
در دوره گذشته، سیاست های رژیم در جهت بسط و گسترش پرورشگاه ها استوار بود و با عدم توجه به ارزش های اسلامی و بسیاری نیازمندی ها، فقر، محرومیت برخی خانواده ها و سایر زمینه هایی که موجب آسیب در جامعه می شد با تبلیغ رژیم گذشته به امور کودکان بی سرپرست که باعث شد روند روبه رشدی در ایجاد مراکز نگهداری از کودکان بی سرپرست باشد را شاهد باشیم. همچنین تعداد بسیاری از کودکان با بریدن از خانواده های خود در حالی که دارای خانواده بودند به مراکز نگهداری و حمایت از کودکان پناه می آوردند و از طرفی خانواده هایی که از سر نداری و فقر درمانده بودند، اطفال خود را به این مرکز می سپردند بطوری که با مقایسه آمار این پرورشگاه ها در سال اول تاسیس و سال پنجم، می توان به سرعت وحشتناک روبه رشد جذب این اطفال پی برد.44
گفتار سوم : حمایت از کودکان بی سرپرست پس از انقلاب
پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران و استقرار جمهوری اسلامی بر پایه آموزه های تعالیم دینی، سیاست های دولتی تغییر کرد. از نظر اسلام، هیچ محیطی برای اطفال، مناسب تر از محیط طبیعی انها یعني خانواده نیست. محیط پرورشگاه ها تحت تاثیر فرهنگ دوره قبل از انقلاب و بی بند و باری آسیب پذیر شده بود. فرزندانی که در این محیط ها رشد می کردند از ضعف هایی برخوردار بودند که آثار مخرب آن، در شخصیت آنها تاثیر می گذاشت.45 سیستم گسترش پرورشگاه که اختراعی غربی است و مورد توجه اسلام نبوده، در صورتی که مسلمانان از سرپرستی اطفال غفلت نمایند، جهت فسادی که از بی سرپرستی اطفال به جامعه می رسد آن را تجویز می نماید. به همین جهت سیاست های دولت شروع به ادغام و جمع آوری تشکیلات گسترده حمایت از کودکان بی سرپرست، در قبل از انقلاب نمود و حمایت از این اطفال را در کانون های خانواده و شبه خانواده مورد توجه قرار داد.
با توجه به سیاست های کلی دولت، پرورشگاه ها در سال های پس از انقلاب برچیده شد و بعضی از آنها مخل و مابقی درهم ادغام گشتند. بطوری که هم اکنون چند واحد کوچک در غالب شاخه خدماتی حمایتی سازمان بهزیستی کشور باقی می ماند.46با توجه به وظایف قانونی دولت، در حمایت از کودکان بی سرپرست، که حضانت این گونه اطفال را بر عهده دارد، وجود این گونه مراکز را اعلام می نمایاند. از این رو پرورشگاه ها، بطور کامل جمع آوری نشده است و بطور محدود وجود دارد. وجود اطفال بی سرپرست واقعیتی انکار ناپذیر است و جمع آوری مراکز نگهداری این اطفال، موجب برچیده شدن

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درمورد حقوق ایران، بی سرپرست، فرزندخوانده، سازمان بهزیستی Next Entries دانلود پایان نامه درمورد کودکان و نوجوان، بی سرپرست، کودکان و نوجوانان، سلامت جسمی