دانلود پایان نامه درمورد بهداشت روانی، بهداشت روان، آموزش و پرورش، فرزندپروری

دانلود پایان نامه ارشد

ی والدگری متمرکز بر مهار رفتاری، یعنی، راهبردهای والدگری که بر مبنای آنها والدین قوانین و استانداردهای واضح و مشخصی را تعیین کنند، بر فعالیت‎ها و سرگرمی‎های نوجوان و اینکه با چه کسانی وقتش را می‎گذراند نظارت کنند و آنها را زیر نظر داشته باشند و اگر این قوانین و استانداردها زیر پا گذاشته شد، شیوه‎های انضباطی باثباتی اتخاذ کنند، احتمال این را که نوجوان در معرض موقعیت‎های خطرناک و گروه‎های همسال منحرف قرار بگیرد، کاهش می‎دهد و در نتیجه، احتمال اشتغال نوجوان به رفتار مشکل‎آفرین را کم می‎کند. در مقابل، اگر روش‎های مهار رفتاری والدین بی‎ثبات و از موضع اعمال قدرت باشد ـ مثل تهدید، دستورات مستقیم و خشونت بدنی ـ یا اگر مهار والدین، روان‎شناختی باشد، اثر آنها بر رفتار کودک و نوجوان منفی خواهد بود.
بعد دیگر مداخلة والدگری، مداخله در کیفیت رابطة عاطفی والد ـ نوجوان است. به‎طور کلی، اگر رابطة عاطفی والد ـ نوجوان بر این مبنا باشد که هر دو در ارتباط با یکدیگر احساس راحتی کنند، محبتشان را ابراز کنند، حمایت و پذیرش از سوی والدین وجود داشته باشد، به نیازهای نوجوان اهمیت داده شود و والدین در دسترس نوجوان باشند، پیامدهای تحولی مثبتی به‎ دست خواهد آمد. والدینی که احساس استقلال عمل نوجوان را به رسمیت می‎شناسند و از رشدیافتگی او حمایت می‎کنند، در واقع به افزایش انگیزش درونی و تقویت احساس خود نوجوان کمک می‎کنند و به‎نوبةخود در کاهش رفتار مشکل‎آفرین مؤثرند. آموزش راهبردهای والدگری مثبت مبتنی بر فعالیت‎هایی برای تقویت پیوند عاطفی بین والدین و نوجوانان، مفید خواهد بود.
در نهایت برای اینکه مادر یا پدری، به والدی موفق تبدیل شود، باید به این باور برسد که واجد مهارت‎ها و توانایی‎های لازم برای ادارة چالش‎های والدگری است. بدین ترتیب، برنامة مداخله‎ای مبتنی بر خانواده باید به این جنبه نیز توجه داشته باشد و از خلال شیوه‎های تقویت خودکارآمدی والدین در افزایش اطمینان و شایستگی آنها نسبت به خودشان برای به‎عهده گرفتن مسئولیت‎های والدگری، کمک کند.
نتایج این پژوهش نشان داده است که نهادها و محیط‎هایی چون مدرسه که نوجوان در آن قرار می ـ گیرد، می‎توانند فضاهایی مناسب برای گرایش نوجوانان به رفتار مشکل‎آفرین یا دوری جستن آنها از آن فراهم آورند. این پژوهش شواهدی دال بر اینکه افزایش پیوند با مدرسه در کاهش رفتار مشکل‎آفرین مؤثر است، ارائه کرده است. این یافتة مهمی است؛ چون پیوند با مدرسه را می‎توان از خلال مداخله تحت تأثیر قرار داد (مادوکس و پرینز، 2003). اگر برنامه‎ریزی‎ها در سطح مدرسه چه در حیطة شناختی (برنامه‎های درسی مبتنی بر تحول شناختی نوجوانان) چه در حیطة روابط بین‎شخصی نوجوان (روابط با همسالان روابط معلم ـ شاگرد، روابط بین دانش‎آ‎موزان وسایرکارکنان) متناسب با نیازهای نوجوان باشد، علاقه، رغبت و انگیزة وی نسبت به مدرسه بیشتر می‎شود و افزایش پیوند نوجوان با مدرسه به بهبود سازگاری وی منجر می‎گردد و در نهایت، به کاهش رفتارهای مشکل‎آفرین در اوایل دورة نوجوانی منجر می‎انجامد. پیوند با مدرسه، که به پیوند عاطفی مثبت با معلمان و همکلاسی‎ها و تعهد قوی و علاقه و رغبت نسبت به موفقیت در مدرسه اطلاق می‎شود، احتمال اشتغال نوجوان به رفتارهایی سازش‎نایافته را کاهش می‎دهد. اثر حفاظت‎کنندة پیوند با مدرسه بر رفتار ضد اجتماعی طی اوایل نوجوانی آشکارتر و حیاتی‎تر است؛ یعنی، وقتی که جریان‎های تحولی نشان‎دهندة کاهش پیوند با مدرسه، انگیزش تحصیلی و پیشرفت تحصیلی و افزایش‎دهندة رفتار ضد اجتماعی هستند (سایمونز و بلایت، 1987؛ موفیت، 1993). برنامه‎های مداخلاتی جامع در سطح مدرسه، مثلاً آموزش جامع بهداشت روانی که هم آموزش والدین (مهارت‎های فرزندپروری)، آموزش معلمان (مدیریت کلاس درس) و آموزش نوجوانان (مهارت‎های زندگی) را دربرگیرد، می‎تواند گامی مؤثر در این زمینه باشد. اهمیت پرداختن به بهداشت روانی نوجوانان ، والدین و معلمان در تعریف جاهودا154 (1962، نقل از گالوین155، 1985) از ویژگی‎های فرد سالم از نظر روانی مشهود است: الف) تسلط بر محیط شامل دوست داشتن، کفایت در روابط بین شخصی، کارآیی در برآوردن الزام های موقعیت، ظرفیت سازش و سازگاری، کارآیی در حل مسئله و کفایت در دوستی، کار و بازی؛ ب) ادراک تحریف نشده از واقعیت شامل همدلی یا حساسیت اجتماعی؛ پ) توحیدیافتگی به معنای تعادل در نیروهای روانی فرد، دید وحدت یافته به زندگی و مقاومت نسبت به تنیدگی؛ ت) استقلال عمل که به فرآیند تصمیم‎گیری، نظم ـ جویی از درون و عمل مستقل اشاره دارد؛ ث) رشد، تحول خود و خودشکوفایی شامل پنداشته‎های خود، فرآیندهای انگیزشی و سرمایه گذاری در زندگی؛ ج) بازخوردهایی نسبت به خود شامل قابلیت دسترسی خود به هشیاری، تصحیح خودپنداشت(پذیرش خود) و حس هویت.
مدرسه ابزاری است اجتماعی که اگر دریابیم چگونه از آن به‎طور هوشمندانه و مؤثر بهره جوییم، می ـ تواند در ارتقای سطح بهداشت روانی دانش‎آموزان، پیشگیری از بیماری‎های روانی و اغتشاش‎های هیجانی و کمک به کودکان واجد مشکلات روانی نقش بسزایی داشته باشد. دلایل روشنی برای تأیید این نکته ارایه وجود دارد که مدرسه یکی از مناسب‎ترین مکان‎ها برای اجرای برنامه‎های بهداشت روانی است، برای نمونه به موارد زیر می‎توان اشاره کرد:
– کودکان و نوجوانان در مقیاسی گسترده در دسترس هستند؛
– از نظر اقتصادی سودمند است؛
– در مدرسه معلمان با تجربه وجود دارند؛
– در بین والدین و اجتماع اعتبار زیادی دارد؛
– در مدرسه ارزشیابی کوتاه مدت و بلند مدت امکان پذیر است؛
– رفتار در سطح ابتدایی در مقایسه با سطوح بعدی زندگی با سهولت بیشتری تعدیل می‎یابد؛
– مدرسه تنها سازمان بیرون از خانه است که عملا در دسترس همة مردم است.
در سطح جهان، جیمز کامـر156 و همکـاران او در سـال 1968 برنامه‎ای را با این دیدگاه که جـامعه بایـد
در طرح‎ریزی و پیاده‎سازی برنامه‎های مدرسه مشارکت داشته باشد، تدوین و به‎طور موفق اجرا کردند. در برنامة آنها با نام”برنامة توسعة مدارس3″(برنامة کامر) سه قانون وجود دارد: اجماع، همکاری و نبود اشتباه. تصمیم‎ها بر اساس اجماع اتخاذ می‎شوند، همکاری به تمایل برای کار در قالب یک گروه نیاز دارد. نبود اشتباه بدین معنی است که مسئولیت تغییر را همة افراد به گردن می‎گیرند. در قلب این برنامه یک طرح جامع برای مدرسه وجود دارد . برنامة درسی، تدریس، ارزشیابی، جوّ اجتماعی و تحصیلی، و به اشتراک‎گذاری اطلاعات بین جامعه و مدرسه از اجزای اساسی این طرح محسوب می‎شوند. شواهدی در باب اثرات مثبت انگیزشی این برنامه گزارش شده است (پنتریچ1 و شانک2، 2002/1385).
بر اساس نتایج پژوهش کنونی، گروه همسال رابطة مستقیمی با رفتار مشکل‎آفرین و هویت نداشت اما این نه به معنای کم اهمیت بودن این عامل بافتی در اوایل نوجوانی، بلکه به معنای پیچیدگی روابط خانواده، همسال و مدرسه است. بدین ترتیب، می‎توان برنامه‎های مداخلاتی را که در آن گروه همسال مورد هدف قرار می‎گیرند، نیز پیش‎بینی کرد. در سطح جهان برنامه‎های مداخله‎ای کارآمدی مبتنی بر همسالان برای کاهش رفتار مشکل‎آفرین تهیه و تدوین شده است (برای مثال، توبلر3157، لسارد4، مارشال5، آکسورن6و رونا7، 1999، نقل از فارینگتون8، 2004). در این برنامه‎ها همسالانی که از نظر رفتار جامعه‎پسندانه در سطح بالایی هستند، شیوه‎های مقاومت در مقابل فشار همسالان را به کودکان دیگر یاد می‎دهند. همچنین، آموزش صلاحیت‎های اجتماعی، یعنی، توانایی نوجوان در تعامل موفق با همسالان ( ماستن9 و کوتس ورت، 1998)، نیز می‎تواند در برنامة مداخلاتی قرار گیرد. صلاحیت اجتماعی شامل توانایی نوجوان برای پاسخ دادن توأم با انعطاف و سازش‎یافته به نیازهای اجتماعی محیط است و معمولاً بهره‎گیری از مهارت‎های اجتماعی از جمله، تصمیم‎گیری، حل مسئله، حل تعارض، و مهارت‎های مقاومت در مقابل فشار همسال را دربر می‎گیرد (واترز10 و اروف11، 1983). کودکان و نوجوانان فاقد این مهارت‎ها، احتمالاً با همسالان تعارض بیشتری خواهند داشت و همراهی بیشتر با گروه‎های همسال منحرف همراهی بیشتری نشان خواهند داد.
نتایج مطالعة کنونی، اهمیت مداخلات مؤثر برای ارتقای شکل‎گیری هویت را نشان می‎دهند. هدف این مداخلات می‎تواند ارتقای تحول مثبت در نوجوان به‎طور کلی و فرایند شکل‎گیری هویت به‎طور خاص باشد. فرر ـ ردر12 و دیگران (2002) یک برنامه، مداخله‎ای ارتقای هویت را بر مبنای روی‎آورد اریکسونی (1968) در نوجوانان اجرا کرده‎اند. در این برنامه، زمینه‎هایی برای فرد تدارک دیده می‎شود که آنها خود بتوانند صلاحیت خویش را برای تأثیرگذاری بر جهت زندگی‎شان کشف کنند نه آنکه این جهت‎ها برای آنها فراهم شود. این مداخله بر ارتقای تغییر در چهار حیطة تحولی متمرکز است: (1) حیطة مهارت‎ها/دانش که بر ارتقای حل مسئلة انتقادی و تصمیم‎گیری تأکید دارد؛ (2) نگرش‎هایی که برای مداخله مورد هدف قرار می‎گیرد، شامل افزایش احساس مهار فرد و مسئولیت برای انتخاب‎های زندگی و پیامدهای آن انتخاب‎هاـ ست. اریکسون (1980) احساس مهار و مسئولیت را”نگرش فرد نسبت به تکالیف زندگی”تعریف کرده است؛ (3) جهت‎یابی‎های هویتی که هدف قرار می‎گیرند، سه سبک هویتی را شامل می شوند. این سه سبک را برزونسکی (1989) توصیف کرده است. در این برنامه بر افزایش سبک اطلاعاتی و کاهش سبک‎های هنجاری و پراکنده/اجتنابی تأکید می‎شود و در نهایت (4) اکتشاف و تعهد هدف قرار می‎گیرند؛ زیرا این فرایندها، شاخص‎های مشارکت فعال و پویا در تکلیفِ تعریف خود هستند.
در ایران مداخلات پراکنده‎ای در باب آموزش روش‎های فرزندپروری صورت گرفته است (برای مثال، آموزش تربیت سازنده فرزندان به والدین برای گروه سنی 2 تا 12 سال توسط تهرانی دوست، شهریور، محمودی قرانی و علاقبند (1387)، کارگاه آموزشی تربیت نوجوان اندیشمند برای گروه سنی 8 تا 12 سال توسط شکوهی یکتا و پرند (1387) که البته پژوهشگران در گروه سنی 8 تا 15 سال آن را اجرا کرده‎اند). همچنین آموزش مهارت‎های زندگی که در مقطع راهنمایی از سال 1381 آغاز شده است (سلیمانی‎نیا، جزایری و محمدخانی، 1384). برنامه‎ریزی مداخلاتی موفق در کاهش رفتارهای مشکل‎آفرین روی‎آوردی جامع و یکپارچه را می‎طلبد؛ بدین معنا که یک سازمان خاص مثلاً آموزش و پرورش، بهزیستی، وزارت بهداشت، صدا وسیما یا بخش خصوصی هر یک به‎طور جداگانه و با تمرکز بر یک گروه خاص مثلاً والدین، دانش‎آموزان یا معلمان و در یک سطح بوم‎شناختی، نمی‎توانند گامی مؤثر در این راه بردارند بلکه همکاری کلیه این سازمان‎ها و تمرکز بر همة عوامل دخیل در تحول نوجوان باید وجود داشته باشد تا برنامة جامع بهداشت روانی در سطح مدارس تحقق یابد. همان طور که پیشتر بیان شد مدرسه بهترین مکان برای این کار است؛ چون تعداد زیادی از دانش‎آموزان و والدین به سهولت می‎توانند در دسترس قرار گیرند. در نهایت، پیشنهاد می‎شود که این مداخلات افزون بر اوایل نوجوانی (دورة راهنمایی) به سطح کودکی (دورة ابتدایی) نیز گسترش یابد تا نوعی مصونیت در قبال این رفتارها در نوجوانی به‎وجود آید.

منابع
اثنی‎عشران، س. (1378). بررسی رابطه بین الگوهای خانواده و باورهای مذهبی با هویت‎های پیشرفته، پیش‎رس، آشفته و به تعویق‎افتاده در جوانان شهر اصفهان. پایان‎نامه به راهنمایی حسین آزاد. دانشگاه آزاد اسلامی.
احمدی، ص. (1383). بررسی رابطة جوّ عاطفی خانواده و بحران هویت در نوجوانان کانون اصلاح و تربیت شهر تهران. پایان‎نامه به راهنمایی شکوه نوابی‎نژاد. دانشگاه تربیت معلم.
ادبی، ر. (1379). بررسی پایگاه هویت و سلامت روانی در اوایل و اواسط نوجوانی. پایان‎نامه به راهنمایی نیک چهره محسنی، دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی.
امان‎االهی فرد، ع. (1384). بررسی روابط ساده و چندگانة عملکرد خانواده، جوّ روانی ـ اجتماعی کلاس با ناسازگاری دانش‎آموزان پسر سال اول دبیرستان‎های شهر اهواز. کمیتة تحقیقات سازمان آموزش و پرورش.
پرهیزکار، آ.

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درمورد هویت شخصی، روابط ساختاری، الگوی کامل Next Entries دانلود پایان نامه درمورد of، and، the، In