دانلود پایان نامه درمورد بهداشت روان، عوامل بازدارنده، رفتار انسان

دانلود پایان نامه ارشد

فضاهاي شهري دارد. منطقه بندي کاربري ها موجب الگوي پراکندگي فعاليت ها مي شود و بعضا برخي از بخش هاي شهري و به تبع آن برخي از فضاهاي شهري به لحاظ ماهيت و نوع فعاليت هاي غالب در آن بخش از شهر در برخي از ايام به ويژه شب ها، تقريبا از جمعيت خالي مي شود. از طرف ديگر استقرار کاربري هاي ناسازگار نيز در مجاورت يکديگر موجب اغتشاش فضايي و عملکردي و در نتيجه کاهش کيفيت محيط مي شود و متعاقباً کاهش کيفيت محيط، بي سازماني اجتماعي، رفتارهاي آنوميک و جرم را تبيين مي کند.
کميت و کيفيت فعاليت ها در سطح شهر، از آنجا که مستقيما بر روي درآمد مردم شهر تاثير مي گذارد حائز اهميت است. در شهرهايي که فعاليت هاي شهر رونق يافته و کاربري هاي اشتغال زا در شهر استقرار مي يابد، مي توان انتظار داشت که با جذب جوانان جوياي کار، فرصت هاي تبهکاري کاهش يابد.
ضعف کمي و کيفي فعاليت هاي اشتغال زا منجر به کاهش فرصت کار مي شود و کاهش فرصت هاي کار به افزايش بيکاري مي انجامد. ” وجود بيکاري در شهر و کمبود فرصت ها براي کار نيز نگراني هايي را براي مردم فقيري که بسيار آسيب پذيرند، به وجود مي آورد. اين نگراني و اضطراب براي جوانان اغلب با هنجاري هاي اجتماعي ترکيب نشده است. هر چند که پيامدهاي اجتماعي بيکاري شهري بسيار خوب اثبات شده است، ولي شکست و ضعف دولت در فراهم کردن فرصت ها براي مهار چنين منابع انساني نيز، عامل ديگري است که در گسترش خشونت هاي شهري سهم بسزايي دارد.
کمبود درآمد قشر پايين اجتماع نيز اين فرصت را ايجاد مي کند که آنان به قيمت صورت گرفتن يک جنايت به عنوان آخرين چاره، هر کاري را انجام دهند؛ از اين رو پديده خشونت در مناطق فقير نشين افزايش مي يابد. بنابراين گروه تبهکاران و شروران از قلمرو مناطق خاصي از شهر نشات گرفته و آن مناطق با پديده جرايم و خشونت هاي شهري معروف و شناخته مي شوند. در جامائيکا، کارفرمايان حاضر به استخدام افرادي که در مناطق خاصي ساکن هستند، نمي باشند، چرا که مي ترسند آنان خشونت را به همراه بياورند.” (پاتل : 1997 : 98)

2-3-6. عوامل و ويژگي هاي مکاني موثر در پيدايش آنومي در فضاهاي شهري
اين نکته را بايد در نظر داشت که هر فضاي شهري به عنوان يک محيط انسان ساخت، علي الاصول بخشي از يک فضاي اجتماعي بزرگ تر به نام شهر است و هر شهر نيز بخشي از يک فضاي اجتماعي بزرگ تر به نام جامعه محسوب مي شود.
از اين رو، کليه علل و عوامل پيدايش آنومي در جامعه ( به عنوان سطح کلان )، عوامل و علل موثر بر پيدايش آنومي در فضاهاي شهري نيز محسوب مي شوند. به عبارت ديگر کليه عوامل و علل اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و محيطي برشمرده، اثر قاطعي بر رفتارهاي اجتماعي در بخش هاي مختلف جامعه شهري از جمله بر رفتارهاي مردم در فضاهاي شهري دارند.

2-3-6-1- محل و موقعيت
محل و موقعيت وقوع رفتار آنوميک و جرم در بررسي عوامل موثر نقش ويژه اي مي يابد. طبق نمودار اساساً هر نوع رفتار آنوميک يا جرم 72در صورت تجريه، متشکل از سه مولفه ( به عنوان اضلاع سه گانه يک مثلث ) تحت عناوين خلافکار،73 قرباني74 و موقعيت75 خواهد شد.
نمودار شماره 2-5: تجزيه رفتار آنوميک و جرم76

منبع: Felson.M(1998) “Crime and Everyday Life-2nd Edition”. California,Pine Forge Press.

عوامل فضايي و کالبدي مورد بحث اين رساله، در ضلع محل و موقعيت قابل تبيين هستند. طبق ايده جهاني CPTED77 پژوهشگران اين عرصه معتقدند از طريق شناسايي و انجام اصلاحات بر روي عوامل فضايي و کالبدي مي توان شرايط جرم خيزي محل ها و موقعيت هاي جرم خيز را کاهش داد. نمودار زير تاکيد بيشتري بر روي موقعيت و محل در وقوع جرم و شرايط برخورد خلافکار با قرباني دارد:

نمودار شماره 2-6: موقعيت و محل حضور قرباني و خلافکار

منبع:صالحي، مرکز مطالعاتي و تحقيقاتي شهرسازي و معماري (1387 : 73)

موقعيت و محل مزبور، هر مکاني را مي تواند شامل شود و طبعا اين مکان ها در شهرها، به ويژه محلات مسکوني، حائز اهميت بيش تري خواهند بود.
ويژگي هاي مکان ها و موقعيت هاي وقوع جرم و رفتار آنوميک متفاوت و متعدد مي باشد. هر فضا داراي ويژگي هاي خاصي است. به طور کلي ” ويژگي فضا در تعيين سرنوشت آن حياتي است، موفقيت يا شکست يک فضاي شهري متکي است بر ويژگي آن و نه فقط بر تاسيسات و تجهيزات آن” (ترنر: 1376 : 376).
از اين رو همه پديده هايي که در اين فضاها ( مکان ها و موقعيت ها )، اعم از وقايع و رفتارهاي نابهنجار اجتماعي و يا رفتارها و وقايع اجتماعي هنجارگونه به وقوع مي پيوندد، جملگي تحت تاثير مستقيم و يا غيرمستقيم ويژگي هاي مزبور، (که در اينجا مي توان از آن ها به عنوان متغيرهاي ذيربط ياد کرد) قرار دارند. در صورت تجزيه عام مي توان ويژگي ها و متغيرهاي مکان ها و موقعيت ها را شامل ويژگي هاي فرم، کالبد، محتوا و عملکرد برشمرد.
با وجود اين، ” از نظر پيتر ساندرز، هنوز به طور قطع مي توان مدعي شد که متغيرهاي جامعه شناختي در تبيين اين پديده ها اولويت دارند. رفتار انساني در محيط هاي فضايي مشابه، متناسب با ويژگي هاي اقتصادي- اجتماعي و فرهنگي ساکنان تغيير مي کند. با اين وصف، تنظيمات فضايي و کالبدي مثل اندازه، تراکم و شکل فضايي را در تحليل هاي جامعه شناختي نبايد ناديده گرفت. تنظيمات فضايي و کالبدي مي تواند مانع يا زمينه ساز يک سري از پديده هاي اجتماعي باشد که در اين صورت علم اجتماعي نافضايي منتفي مي گردد و مسير براي علم اجتماعي غيرفضايي باز مي شود. از سوي ديگر، جامعه شناسي به وجوه خاص هر مکان پي برده است و لذا شگفت انگيز نخواهد بود اگر مدعي شويم که موارد به طور متفاوت در مکان هاي مختلف و با تاريخ مختلف اتفاق مي افتند. بنابراين، فضا همانند زمان مقوله اي با اهميت است و نمي توان به دنبال علم اجتماعي نافضايي غيرتاريخي بود”.(افروغ : 1377 : 150-149)

بنابراين عوامل موثر بر پيدايش آنومي در فضاهاي شهري را مي توانيم به دو دسته تقسيم کنيم:
الف- عوامل فضايي و کالبدي موثر در پيدايش رفتار آنوميک در فضاهاي شهري
ب- ساير عوامل مکاني موثر در پيدايش رفتار آنوميک در فضاهاي شهري

2-3-6-2- عوامل فضايي و کالبدي موثر در پيدايش رفتار آنوميک در فضاهاي شهري
” نظم فرم شهر و نظم اجتماعي شهر نمي توانند جدا باشند. به صورت موازي توسعه مي يابند و متقابلا يکديگر را الهام مي دهند”(الي : 1971 : 11). ” خام انديشي است اگر روابط علي ميان شکل فضايي- کالبدي و فرآيندهاي اجتماعي را در چارچوبي ساده بيان کنيم ( مهم نيست که کدام طرف آن برطرف ديگر مي چربد) اين سيستم بسي پيچيده تر از آن است. فرآيندهاي اجتماعي و اشکال فضايي به طور جدايي ناپذيري در هم آميخته و به هم مربوط اند و لذا بايد آن دو را به صورت مکمل يکديگر در برنامه ريزي شهري و يا در طراحي محيط زيست در نظر د اشت تا بتوان در هر دو بعد به طور همزمان مسائل را حل کرد. اما در اکثر مواقع مجبوريم که يا شکل فضايي و کالبدي را ثابت فرض کنيم ( که در اين صورت مي توانيم مسائل پيچيده فرآيندهاي اجتماعي را حل کنيم) و يا فرآيندهاي اجتماعي را ثابت در نظر بگيريم (که در اين صورت مي توان مسائل پيچيده اشکال فضايي را حل کرد)”. (هاروي : 1376 : 21)
در اينجا قصد داريم از ويژگي هاي فضايي و کالبدي به سمت فرايندها و پديده هاي اجتماعي حرکت کنيم. در واقع اين ويژگي ها را به عنوان نقطه شروع انتخاب مي نماييم.
در واقع در صورتي که ساير عوامل بازدارنده از جايگاه بنيادي برخوردار نباشند، عوامل فضايي و کالبدي مي توانند بازدارنده و يا زمينه ساز شرايط براي رفتار آنوميک باشند. در همين خصوص، جين جيکوب در کتاب زندگي و مرگ شهرهاي بزرگ آمريکا، به مسئله امنيت و عوامل بازدارنده فضايي و کالبدي شهرها و محلات اشاره مي نمايد. وي به نقد شهرسازي مدرن پرداخته است و با ستايش خيابان و محلات به منظور جلوگيري از افزايش ناهنجاري هاي اجتماعي، خواستار احياي آنها مي شود.
اسکار نيومن نيز در کتاب فضاهاي قابل دفاع، اين موضوع را به صورت روشن تر مطرح ساخت. وي فضاهاي غير قابل دفاع را اماکن و فضاهايي تعريف نمود که به کسي تعلق ندارند و بر حفظ و نگهداري آنها نظارتي نمي شود و حتي در مقابل ديدگان عمومي که نوعي ابزار نظارتي و نيز عامل بازدارنده محسوب مي شود، قرار ندارند.(نيومن، 1996)
بنابراين عوامل موثر فضايي و کالبدي بازدارنده آنومي و يا پيدايش آن درمحلات، به استناد نظريات موجود و نيز نظريه هاي تکميلي از سوي نگارنده را مي توان جمع بندي نمود. عوامل فضايي و کالبدي فضاهاي شهري شامل کليه ويژگي هاي فرم، سيماي بصري، اندازه، کاربري زمين، تراکم هاي ساختماني و …. مي شود.

2-3-6-3- ساير عوامل مکاني موثر در پيدايش آنومي در فضاهاي شهري
عوامل ديگر در مکان وجود دارند که عمدتا نسبت به عوامل فضايي و کالبدي تاثير بيش تري از سطوح مياني و کلان مي گذارند. وضعيت اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي مردم حاضر در فضا، مستقيما در وضعيت روان شناختي و الگوهاي رفتاري آن ها تاثير مي گذارد.
علاوه بر اين، نقش و حضور کارآمد عوامل انتظامي و پليس، تاثير محسوسي در وقوع رفتارهاي آنوميک دارد و هر چقدر ناسازگاري و ناهنجاري در سطوح کلان و مياني مورد اشاره بيشتر باشد، نمود بيشتري در سطح خرد ( فضاي شهري) خواهد داشت.
از يک سو” چگونگي استفاده از فضاهاي شهري، خصوصا توسط پياده ها عمدتا ريشه و منشاء فرهنگي دارد و معماري و شهرسازي با فضاهايي سر و کار دارند که انواع فعاليت ها در چارچوبه اي متفاوت در آنها اتفاق مي افتد و در حقيقت به اين فضاها معني و مفهوم مي بخشد. اين فعاليت ها تابع خصوصيات فرهنگي جامعه اي است که صاحبان اين فعاليت ها به آنها تعلق دارند. اين امر خصوصا در مورد فضاهاي شهري کاملا صادق است.
بر اساس فرهنگ است که شخص رابطه فردي و اجتماعي خود را با فضاها و عناصر و اجزاي آن، همين طور ساير آحاد جامعه مشخص کرده و در فضاهاي شهري حضور مي يابد. به عبارت ديگر فرهنگ، الگوهاي رفتاري را به وجود مي آورد و سپس الگوهاي رفتاري تعيين کننده و بيان کننده چگونگي استفاده مردم از فضاها مي شود.
در اين خصوص مطالعات زيادي تاکنون انجام شده است. به عنوان نمونه وايت که علاقمند به شناخت نحوه رفتار مردم عادي در خيابان بود، اين سوال را مطرح کرد که؛ آيا اين رفتار از الگوي منظم خاصي تبعيت مي کند يا نه، و به بررسي نقش فرهنگ در الگوهاي رفتاري مردم در فضاهاي شهري پرداخت …” .(بحريني، 1375:320) از سوي ديگر وضعيت اقتصادي هر يک از افرادي که در فضاهاي شهري حضور مي يابند، نيز در بروز نوع رفتار آنها تاثير مي گذارد.
مسلماً محروميت ها و نيز بحران هاي اقتصادي افراد، از جمله افزايش دامنه فقر و بيکاري، متاثر از عوامل موثر اقتصادي جامعه و شهر، مي تواند به صورت بالقوه، عامل افزايش رفتارهاي آنوميک برخي از افرادي که دامن گير چنين بحران هايي هستند را در هر يک از فضاهاي شهري فراهم نمايد و به اعمالي چون تکدي گري، سرقت اموال ويا برخورد و اعمال خشونت آميز با سايرين منجر شود.
بر طبق نظريه توراتي و کولاژاني، عامل اصلي جرايم ارتکابي فقر همان فقر ا وست… نتايج تحقيقات وي حاکي است که تنعم از جرايم عليه مالکيت مي کاهد. مطالعات ساير جرم شناسان و جامعه شناسان نيز گوياي اين حقيقت است که بين نوسانات اقتصادي و اوضاع معيشتي افراد جامعه با تنزل يا افزايش جرم همبستگي وجود دارد. بنابراين در هر فقضاي شهر يا هر ويژگي، در صورت تسري فقر مي توان وقوع جرايم و رفتار آنوميک به خصوص عليه اموال را انتظار داشت.
همچنين عوامل روان شناختي و بهداشت رواني آحاد جامعه نيز در صورت بحراني شدن، به عامل رفتارهاي آنوميک در فضاهاي شهري و بروز آن مبدل مي شوند. به طور کلي، در هر جامعه اي ناتواني شديد فرد را در تطبيق دادن رفتار و فکر خود با معيارها و ضوابط جاري زمان، انحراف و در موارد بارزتر، جنون مي نامند. بنابر تعريف کنگره جهاني بهداشت رواني، رکن سلامت فکر و ديوانه نبودن عبارت است از سازگاري با محيط و کوشش در راه مفيد بودن بر

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی سیاست خارجی، وزارت امور خارجه، منافع اقتصادی، ایران و چین Next Entries دانلود پایان نامه درمورد عوامل خطر، ارتکاب جرم، افراد بزهکار، بهداشت روان