دانلود پایان نامه درمورد بهبود عملکرد، اضافه وزن

دانلود پایان نامه ارشد

رنج مي‏برند (کريپکه163، گيلين164، مالانسي165، ريسچ و جانوکس166، 1987؛ کريپکه، ريسچ و جانوسکي، 1983؛ روزنتال و بلهار167، 1989؛ ور168، 1999) به نظر مي‏رسد براي افرادي که از اختلال خلقي فصلي (SAD)169 رنج مي‏برند قرار گرفتن در معرض نور طبيعي مفيد باشد. اين اختلال شکلي از افسردگي است که در پاييز و زمستان، يعني زماني که ساعات روز کم است، بيشتر رخ مي‏دهد. روزنتال و همکارانش (1984) از افرادي که از SAD رنج مي‏برند با عنوان “حريصان نور” ياد مي‏کنند. افراد حريص به نور اضافه وزن دارند، زياد مي‏خوابند، از لحاظ اجتماعي کناره‏گيري مي‏کنند و عموماً در طي زمستان انرژي کمي از خود نشان مي‏دهند، اگرچه ممکن است گهگاه دوره‏هايي از افسردگي را نيز در تابستان تجربه کنند (روزنتال و همکاران، 1984؛ ور و همکاران، 1989) جاي تعجب ندارد که اين مردم در مقايسه با کساني که از SAD رنج نمي‏برند اتاق‏هاي پرنورتر را ترجيح دهند (هيرواگن170، 1990)، نوردرماني171 (درمان با نورهاي درخشان در ماه‏هاي زمستان) داراي اثري درماني بر SAD است (هيرواگن، 1990؛ هلکسون172، کلاين173 و روزنتال، 1986؛ جيمز174، ور، سک175، پري176 و روزنتال، 1985؛ روزنتال و همکاران، 1985، روزنتال، سک، اسکورر177، جيکبسون178 و ور، 1989؛ کسپر179 و همکاران، 1989). درخشندگي نور و مدت زمان قرار گرفتن در برابر آن از مهم‏ترين عوامل هستند. انتقال دهنده عصبي سروتونين نيز در درمان SAD اثر دارد (جيکبسون، مورفي و روزنتال، 1989).
انتخاب سطح روشنايي به گستره وسيع عوامل در محيط بستگي دارد. براي مثال شما براي انجام کار روي ميز در مقايسه با برخوردي عاشقانه به نور بيشتري احتياج داريد. پژوهش‏ها صحت اين موضوع را تأييد کرده‏اند. (بينر180، باتلر181، فيشر و وست‏گرن182، 1989؛ باتلر و بينر، 1987). به طور کلي گرايشي قوي به انتخاب نور طبيعي در مقايسه با نور مصنوعي وجود دارد، شواهد نشان مي‏دهند لامپ‏هاي روشنايي با طيف کامل که نوري شبيه به نور خورشيد دارند ممکن است عملکرد کودکان دبستاني را آسان سازند و لامپ‏هاي فلورسنت با نور سفيد ممکن است سطح تحريک کودکان را بالا ببرند (کلمن183، فرانکل184، ريتو و فريمن185، 1976؛ مايرون186، اُث187، نيشن188 و مايرون، 1974، مانسون و فرگوسن189 گزارش توسط گيفورد190، 1987؛ پينتر191، 1977-1976). با اين وجود بعضي پژوهشگران به اين تأثيرات شک دارند و معتقدند هرگونه تفاوت در اجراي تکليف زير نور لامپ‏هاي با طيف کامل در مقايسه با لامپ هاي فلورسنت آنقدر جزئي است که نمي‏تواند داراي معني کاربردي باشد (بوراي، گيفورد و روزنبلاد192، 1989). در تلاش جديدي براي حل اين معضل ويچ ماگيفورد و هاين (1991) باورهاي آزمودني‏ها را در مورد نورهاي با طيف کامل دستکاري کردند: آنها به يک گروه گفتند که اين نور عملکرد را بهبود مي‏بخشد و از خستگي مي‏کاهد؛ به گروه ديگر گفتند شواهدي بر اين مدعا وجود ندارد که نور به طريقي بر انسان اثر مي‏گذارد؛ و به گروه سوم هم فقط اطلاعاتي خنثي در مورد نور با طيف کامل داده شد. نتايج آنها نشان مي‏دهد آزمودني‏هايي که تغييرات برانگيختگي و بهبود عملکرد در تکاليف خواندني را در طي آزمايش گزارش کردند به عوض اثرات واقعي نور با طيف کامل، بيشتر تحت تأثير ويژگي‏هاي مورد انتظار بوده‏اند.
نورهاي درخشان‏تر سطوح برانگيختگي را در انسان‏ها افزايش مي‏دهد (محرابيان، 1976). با توجه به تاريخ تکاملي ما منطقي است که اگر گونه‏اي در روشنايي روز فعال است، پس بايد سطوح فعاليت در برابر محرک‏هايي که شانس بقا را بالا مي‏برند، افزايش يابد. ( محمودي، 1392: 89)
حتي اگرچه اتاق‏هاي با نور روشن برانگيزاننده‏تر از اتاق‏هاي با نور کدر هستند ولي تاريکي بازداري‏هاي اجتماعي را شل مي‏کند. مردم تمايل بيشتري دارند تا در تاريکي به رفتارهاي عشقي، پرخاشگرانه يا تکانه‏اي بپردازند (گرگن، گرگن و بارون193، 1972؛ زيمباردو194، 1969).
ميزان روشنايي محيط کار مي‏تواند به طور مستقيم به وسيله اصلاح يا بازداري توانايي کارکنان در خوب ديدن و کارايي مؤثر يا به طور غيرمستقيم به وسيله خلق شرايط ناراحت کننده و پريشان‏ساز، بر عملکرد تأثير بگذارد (بويس195، 1975). نور شفاف دقت بينايي، آسايش و اجراي تکليف را آسان‏تر مي‏کند مگر آنکه شخص مستقيماً به نور نگاه کند و برق‏زدگي را تجربه نمايد (بنت196، 1977؛ بويس، 1975؛ مک کورميک و سندرز197، 1982). سن اشخاص عامل مهمي در فراهم‏سازي نور لازم براي کار است. از آنجايي که انعطاف‏پذيري عدسي‏هاي چشم با افزايش سن کاهش مي‏يابد، افراد پيرتر در مقايسه با جوان‏ترها براي کار دفتري (هيوگز و مک نليس198، 1978) براي راندن خودرو در شب (سيواک199، السون و پاستالان200، 1981) و براي تمييز اشياء از زمينه آنها (بلاک‏ول و لاک‏ول201، 1971). به نور بيشتري احتياج دارند.

4-2-2-3- رنگ

تعمق حرفه‏اي و عمومي بسيار زيادي در اين مورد صورت گرفته است که چگونه رنگ‏هاي روشن بر احساسات و عملکرد افراد تأثير مي‏گذارند (بيرن202، 1965). متأسفانه بخش کمي از اين کندوکاو با پژوهشي‏هاي تجربي حمايت شده است. با اين وجود روان‏شناسان در مورد اين که چگونه افراد به رنگ واکنش نشان مي‏دهند، چيزهايي مي‏دانند.
رنگ سه بعد دارد: درخشندگي، فام و اشباع، درخشندگي203 اشاره به شدت نوري دارد که از محرک رنگي ساطع مي‏شود. فام204 رنگي است که حاصل طول موج نور ساطع شده از محرک است. اشباع205 به ميزان نور سفيد در رنگ گفته مي‏شود، اگر مقدار نور سفيد کم باشد اشباع رنگ بيشتر است. محرابيان و راسل (1974) در بازنگري ادبيات تحقيقي ذکر مي‏کنند که به طور کلي رابطه‏اي مثبت بين درخشندگي و خوشايندي (رضايتمندي) و بين اشباع و رضايتمندي وجود دارد. اکثر مطالعات نشان مي‏دهند که مردم رنگ‏هاي روشن را در مقايسه با رنگ‏هاي تيره، رنگ‏هاي اشباع شده در برابر رنگ‏هاي اشباع نشده و رنگ‏هاي سرد انتهاي طيف نوري (سبز، آبي) در مقايسه با رنگ‏هاي گرم مثل نارنجي يا قرمز را بيشتر ترجيح مي‏دهند (بنت206، 1977؛ چايلد و ايوائو207، 1969؛ محرابيان و راسل، 1974). واکنش‏هاي ما در برابر رنگ مي‏تواند تحت تأثير بافتي قرار گيرد که در آن رنگ جلوه‏گر مي‏شود. براي مثال مالاندرو208، بارکر209 (1989) واکنش‏هاي زنان را به ذرات رنگي پاک کننده لباسشويي به شکل زير گزارش کردند:
اندرو ( 1953) نکته اي را بيان مي کند با اين شرح که، يک سازنده مواد شوينده ذرات قرمز رنگي را به پودر سفيد صابون خود اضافه کرد، خانم‏هاي خانه‏دار به طور متناوب شکايت کردند که اين ماده شوينده خيلي زبر است. اين سازنده رنگ را به زرد تغيير داد و زنان گفتند که اين ماده لطافت بيشتري روي دستانشان دارد اما لباس‏ها خيلي تميز نمي‏شوند. سرانجام او ذرات را به رنگ آبي درآورد و زنان اين بار محصول را کاملاً تأييد کردند. هيچ چيز به جز رنگ ذرات تغيير نکرده بود.
اگرچه تغييرات رنگ اتاق ممکن است بر واکنش‏هاي فيزيولوژيک مثل فشار خون و نرخ تنفس (آکينگ و کولر210، 1972) تأثير بگذارد اما به نظر مي‏رسد شواهد کمي بر اين باور معمول وجود دارد که تغيير رنگ يک اتاق دماي تصوري اتاق را عوض مي‏کند (گرين و بل211، 1980)
وقتي از مردم خواسته شد حالات خلقي خود را به رنگ‏هاي مختلف نسبت دهند، به سرعت اين کار را کردند. در مطالعه وکسنر212 (1954) آزمودني‏ها کاملاً معتقد بودند که رنگ‏هاي خاص با حالات خلقي زير ارتباط دارند:
آبي: امنيت، راحتي، لطافت، نرمي، صافي، آرامش
قرمز: هيجان، حمايت، جسارت
نارنجي: پريشاني، آشفتگي
مشکي: يأس، قدرت
ارغواني: وقار
زرد: شادي
اين ارتباطات عاطفي ممکن است معاني را براي شيوه ادراک افراد از محيط به همراه داشته باشند. اتاق‏هاي با رنگ روشن‏تر، بزرگ‏تر و جادارتر از اتاق‏هاي تاريک به نظر مي‏رسند ولي اتاق‏هاي با رنگ تيره‏تر گران‏تر و باشکوه‏تر مي‏نمايانند (آلينگ و کولر، 1972؛ بائوم و ديويس213، 1976). اسريواستاوا و پيل214 (1968) حرکات بازديدکنندگان از يک گالري هنري را با پنهان کردن يک سوييچ برقي تغيير دهنده نور زير فرش، ثبت کردند. آنها حرکات بازديد کننده را به هنگامي که ديوارها و فرش قهوه‏اي روشن به نظر مي‏رسند با زماني که رنگ قهوه‏اي شکلاتي به خود گرفته بودند، مقايسه کردند. پژوهشگران دريافتند که وقتي گالري به رنگ قهوه‏اي شکلاتي است افراد مدت زمان بيشتري را صرف بازديد مي‏کنند و وقتي به رنگ قهوه‏اي روشن است زمان کمتري را در اتاق مي‏گذرانند.
شايد محکم‏ترين نتايج زماني به دست آمد که رفتار تحت تأثير تغييرات سطوح برانگيختگي مورد اندازه‏گيري قرار گرفت. رنگ‏ها به لحاظ توان تحريکشان با يکديگر مغايرند و روشن است که قرمز داراي تحريک‏کنندگي بالايي است. رنگ قرمز در مقايسه با رنگ‏هاي سردتري مثل سبز و آبي، به طور دائم سطوح بالاتري از برانگيختگي را در آزمودني‏هاي آزمايشگاه ايجاد مي‏کند (جرارد215، 1985؛ محرابيان و راسل، 1974؛ ويلسون216، 1966). ناکشيان217 (1964) نشان داد وقتي آزمودني‏هايي که در حال انجام رديابي چيزي بودند روبه‏روي ديوارهاي قرمز نشستند لرزش دست و جنبش بيشتري داشتند تا موقعي که روبه‏روي ديوارهاي خاکستري قرار گرفتند. هم‏چنين رنگ خاکستري در مقايسه با رنگ سبز سرعت رديابي را افزايش داد. سيتون218 (1968) در راستاي اين يافته‏ها متوجه شد که افراد در کريدورهاي منقوش به رنگ‏هاي گرم (قرمز يا نارنجي) سريع‏تر از کريدورهاي منقوش به رنگ‏هاي سرد راه مي‏روند و در مطالعه پروفيوسک و ريني219 (1987) معلوم شد که اتاق‏هاي صورتي بيشتر از اتاق‏هاي قرمز اضطراب را کاهش مي‏دهند.
فرضيه‏اي که از اين مطالعه به دست آمد آن است که نيروي جسمي آزمودني مي‏تواند تحت تأثير رنگي قرار بگيرد که در حال انجام آزمون آن را مي‏بيند. اسچوس (1979) عقيده دارد رنگ صورتي باعث آرامش مي‏شود و مي‏تواند در کاهش پرخاشگري مورد استفاده قرار گيرد. پلگريني و همکارانش (پلگرايني220 و اسچوس 1980؛ پلگريني، اسچوس و بيرک221، 1980) دريافتند که وقتي آزمودني‏ها به جاي صفحه صورتي به صفحه کاغذي آبي رنگ نگاه مي‏کنند قدرت بيشتري در دست و پاهاي خود نشان مي‏دهند. با اين وجود مشکلات متعددي در اين مطالعات وجود دارد. رنگهايي که به عنوان محرک بکار رفته‏اند (صورتي و آبي) داراي همبسته‏هاي جنسي قوي هستند و همچنين تفاوت‏هاي موجود در انتخاب و ادراک خوشايندي را منعکس مي‏سازند (چايلد222، هنسن و هورن بک223، 1968). اکانل224، هارپرومک اندرو225 (1985) اين عوامل را کنترل کردند و توان 40 دانشجوي کارشناسي مرد را با ارائه محرک‏هاي ديداري قرمز و سبز به آنها مورد بررسي قرار دادند. نتايج آنها داد که اين دانشجويان در مقايسه با رنگ سبز، وقتي در معرض رنگ قرمز قرار مي‏گيرند با نيرومندي بيشتر چنگ مي‏زنند.
يک مطالعه جالب توسط گلدستين226 در 1942 انجام پذيرفت. در اين آزمايش آزمودني‏ها در حالي که زير نورهاي رنگي نشسته بودند مدت زمان سپري شده را تخمين زدند و سنگيني يک سري وزنه را مورد ارزيابي قرار دادند.
محمودي ( 1392) مي گويد، همه آزمودني‏ها زير نور قرمز گذر زمان و همچنين سنگيني وزنه‏ها را بيش از حد برآورد کردند. نورهاي سبز يا آبي اثري مثبت داشتند و باعث شدند آزمودني‏ها زمان و وزن را کمتر از حد تخمين بزنند. اين مطالعه نشان مي‏دهد که رنگ مي‏تواند هم بر تکاليف ذهني و هم تکاليف جسمي مثل توان چنگ زدن، اثر بگذرد.
4-2-2-4- سرو صدا

ساندرز ( 1985) معتقد است که، صدا تغيير در فشار هوايي است که به وسيله حرکات موجي شکل مولکول‏هاي هوا ناشي از لرزش اشياء پديد آمده است. امواج صوتي با فراواني و پهناي خود تعريف مي‏شوند و اين ويژگي‏ها زير و بمي و شدت صدايي را که ما مي‏شنويم تعيين مي‏کنند. شدت ويژگي فيزيکي صدا است که بيشترين قرابت را با تجربه روان‏شناختي رسايي دارد و با يک مقياس لگاريتمي در دسي‏بل (Db) اندازه گيري مي‏شود. افزايش سه دسي‏بل شدت صدايي را که ما مي‏شنويم دو برابر مي‏کند. پايين‏ترين مقياس دسي‏بل (صفر دسي‏بل) ضعيف‏ترين صدايي را نشان مي‏دهد

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درمورد رفتار پرخاشگرانه، رفتار انسان، سطح انطباق Next Entries دانلود پایان نامه درمورد رفتار پرخاشگرانه، پردازش اطلاعات، حافظه فعال