دانلود پایان نامه درمورد بازداشت موقت، امام صادق

دانلود پایان نامه ارشد

المده يفرج عنه.”97
2) بازداشت متهم به ارتداد
ابتدا به مفهوم ارتداد به صورت مختصر پرداخته و سپس در مورد بازداشت متهم به ارتداد توضيح داده خواهد شد.
قبل از هر چيز بايد ببينيم ارتداد چيست؟ ارتداد همان طوري که در لغت آمده عبارت است از رجوع و برگشت. در تاج العروس، جلد 2، ص 351 ط، مکتبه الحياه آمده است “ارتداد و ارتد عنه تحول” و سپس مي گويد: “و منه الرده عن الاسلام اي رجوع عنه و ارتد فلان عن دينه اذا کفر بعد اسلامه” يعني … رده از اسلام بکسر راء به معني رجوع و برگشت از اسلام است و گفته مي شود فلاني از دينش مرتد گرديد. يعني پس از اسلام به کفر رجوع کرده.98
فلذا شهيد اول در کتاب شريف لمعه در تعريف ارتداد مي فرمايد: “الارتداد و هو الکفر بعد الاسلام” يعني ارتداد عبارتست از کفر بعد از اسلام و شارح آن شهيد ثاني در توضيح اين عبارت مي فرمايد: کفر گاهي با نيت و گاهي با گفتاري کفرآميز و گاهي با کاري کفرآور محمق مي شود.
حال بايد ببينيم مجازات مرتدين از نظر روايات و کلمات فقها چيست؟
مرحوم شهيد ثاني در شرح لمعه به چند روايت براي اثبات قتل مرتد استناد مي کند:
1- روايتي است که در آن آمده است “من بدل دينه فاقتلوه” يعني: هر کس دينش را تغيير دهد او را به قتل برسانيد.
2- در صحيحه محمد بن مسلم از امام باقر (ع) آمده است؛ هر کس از اسلام اعراض نمايد و آن چه بر محمد (ص) نازل گرديد کافر شود توبه اش پذيرفته نيست و زنش از او جدا مي گردد و اموالش بر فرزندانش تقسيم مي شود.
3- در صحيحه حسين بن سعيد آمده است که مي گويد: نامه اي را خواندم که کسي آن را خدمت حضرت رضا (ع) نوشته بود و در آن آمده بود که مردي در اسلام متولد شده، سپس کافر مي شود و از اسلام خارج مي گردد آيا او را توبه مي دهند يا گشته مي شود. بدون اين که او را توبه دهند؟ آن حضرت در پاسخ نوشته بودند “يقتل” چنين کسي کشته مي شود.
همچنين ارتداد در اصطلاح يعني “حالت جديد اعتقادي و تحول عقيدتي است که با انکار يکي از اصول سه گانه دين اسلام” (توحيد، معاد، نبوت) و يا نفي اصلي از اصول ضروري دين که انکار اصول سه گانه منتهي شود به شخص مسلمان رخ مي دهد.99
در آيه 106 سوره نحل مرتدان را به دو دسته تقسيم نموده اند:100
1- آنهايي که در دست دشمنان گرفتار شده و زير فشار و شکنجه از اسلام بيزاري جويند ولي قلبشان از ايمان مالامال باشد مورد عفو واقع مي شوند. اين کار را تقيه گويند که در روايات معصومين عليهم السلام به آن تشويق شده.
2- آنهايي که دل خود را به روي کفر و بي ايماني مي گشايند و عقيده خود را کنار مي گذارند گرفتار غضب خدا و عذاب عظيم وي مي شوند.
پس از بيان مختصري از مفهوم ارتداد به بازداشت متهم به ارتداد مي پردازيم:
ارتداد از جرايمي است که زندان موقت و غير معين براي آن (متهم به ارتداد) در نظر گرفته شده است، در خصوص زني که مرتد فطري است حبس ابد در نظر گرفته شده است، مرتد با توبه کردن از آن خلاص مي شود.
“و المرأه لاتقتل و ان کانت عن فطره بل تحبس دائماً … “101
“زنان مرتد اگر چه فطري باشد کشته نمي شوند بلکه حبس ابد مي شوند و در موقع اذان آنها را شلاق مي زنند و به بدترين کارهاي که ممکن است مي گمارند و خشن ترين لباس را مي پوشانند و بدترين غذاها را مي خورانند تا اين که توبه کنند يا بميرند.”
درباره زن مرتد ديدگاه هاي مختلفي وجود دارد: “از نگاه برخي از فقها زن نيز مانند مرتد محکوم به مرگ مي شود و برخي مجازات او را زندان مي دانند، اگر زن مرتد برده باشد، بازداشت وي موقت است؛ او را بايد به صاحبش باز گردانند، تا شايد او را به بازگشت به آغوش اسلام تشويق کنند. در مورد زن مرتد، چه آزاد و چه برده، زندان کردن، هم به عنوان شکلي از تعزير و هم ابزاري براي تشويق آنان به اسلام عمل مي کند.”102
جزيري نقل مي کند: حنفيه دربار? ارتداد زن گويند: ……. واجب است حبس شود تا بميرد، يا اسلام بياورد و هر روز 39 تازيانه مي خورد، و علت اين که هر روز تازيانه بخورد اين است که هر چه زودتر او را به اسلام برگردانند.103
مرد مرتد ممکن است براي سه روز بازداشت شود تا به ايمان و اعتقادش به اسلام بازگردد، اگر در اين دوره زماني، مرتد نخواست ايمان خود را به اسلام، تأييد کند اعدام خواهد شد.104
3) بازداشت متهم به سرقت
احاديثي وارد شده است در مورد کسي که متهم به سرقت است، تا حاضر کردن متاع يا تعديل و يا حضور شهود او را حبس کنند در حالي که او مدعي خريد کالا نيز مي باشد، در اينجا به چند مورد اشاره مي شود:
الف) بازداشت متهم تا اين که متاع مسروقه را بياورند:
ابو داود مي نويسد: “حد ثنا عبدالوهاب بن نجده، ثنا بقيه، ثنا صفوان، ثنا از هربن عبدالله الحرازي: إن قوماً من الکلاعبين سُرِقَ لهم متاع فاتّهموا اُناسا من الحاکمه:
فاتوا النعمان بن بشير صاحب البني صلي الله عليه و سلّم، فحبسم اياماً ثم خلي سبيلهم، فأتوا النعمان، فقالوا: خليت سبيلهم بغير ضرب و لا إمتحان؟! فقال النعمان: ما شئتم، ان شئتم أن أضربهم، فان خرج متاعکم فذاک و إلا اخذت من ظهورکم مثل ما اخذت من ظهورهم، فقالو: هذا حکمک؟ فقال: “هذا حکم الله و حکم رسوله صلي الله عليه و سلم”105
(متاعي از طائفه کلاعبين سرقت شده بود و آنها زناني را متهم کردند. پس پيش نعما بن بشير که از صحابه پيغمبر بود آمدند و پس متهمين را حبس کرد و بعد آزاد کرد و سپس گفت اين حکم خداوند و رسولش صلي الله عليه و سلم مي باشد)
ب) بازداشت متهم به سرقت تا حضور شهود:
“عن معمر، عن ابن طاووس، عن مکرمه بن خالد، قال: کان علي (ع) لايقطع سارقاً حتي يُأتي باشهداءِ، فيوقفهم عليه و يسجنه فان شهدوا عيه قطعه و أن نکلوا ترکه، قال فأتي مره بسارق حتي اذا کان العذ دعا به و بالشاهدين، فقيل: تغيّب اليشهدان، فخلي سبيل السارق و لم يقطع”106
(معمر از ابن طاووس و از مکرمه بن خالو نقل مي کند که گفت: حضرت علي (ع) دست سارق را قطع نمي کرد تا شهود حضور پيدا کنند. بلکه او را حبس مي کرد، پس اگر شهادت مي دانند بر عليه او قطع مي کرد و إلا او را رها مي نمود، در مورد زن سارقه هم حضرت حبس مي نمود.)
ج) بازداشت متهم براي تعديل شهود:
قال في المدونه: “قلت أرأيت اذا شهد علي السارق بالسرقه، هل يُحبس السارق حتي يزک، الشاهدان، ان لم يعرفهما القاضي أم يکفلّه القاضي عند مالک؟ قال: لا يکفّله عند مالک و لکن يحبسه و ليس في الحدود و ليس في الحدود و القصاص کفاله عند مالک.”107
(از شهادت بر سارق پرسيديم که آيا حبس مي کنند او را تا صداقت شاهدان معلوم شود، اگر قاضي آنها را نشناسد يا قاضي کفيل مي گيرد براي آنها نزد مالک بن انس؟ گفت: کفيل نمي گيرد نزد مالک بلکه حبس مي شود و کفالت در حدود، قصاص در نزد مالک معتبر نيست.)
سه روايتي که نقل شده از کتب عامّه مي باشد و در صحت و عدم صحت سند اين روايت همان بس که مؤلف کتاب (موارد السجن في النصوص و الرويات) گفته است که: “ولکن الحبس في هذه الوارد، محل تأمُّل و مناقشه نضعف المستند.”108
همچنين در اين مورد نظر ديگري نيز بيان شده است که اگر شخصي براي اثبات حق خويش، اقامه بينه کند ولي حاکم شهود را عادل نداند، در صورتي که مدعي درخواست حبس متهم را بنمايد تا اين که عدالت آنان احراز گردد، برخي فتوا به جواز حبس داده اند و برخي معتقدند اقوي عدم جواز است، بلکه حتي مطالب? کفيل و تأمين يا رهن در مقابل مدعي به هم جايز نيست، مگر آن که خوف فرار متهم، تهديد شهود از جانب وي يا مفاسد ديگر بر آن مترتب باشد.109
اگر قراين معتبري وجود داشت، مثل رفت و آمد متهم در مکان سرقت يا انجام کارهايي که مقدمات سرقت به شمار مي رود، متهم به سرقت بازداشت مي شود.110
4) بازداشت مست:
زد و خورد در حال مستي:يک روز در زمان خلافت اميرالمؤمنين (ع) به آن حضرت گزارش دادند که چهار نفر در حال مستي يکديگر را با کارد مجروح کرده اند. آن حضرت دستور دادند آنان را بازداشت کنند تا پس از هشياري و اطلاع کافي، به وضعشان رسيدگي کند.
دو نفر از ايشان در زندان جان سپردند. اولياء مقتول نزد علي )ع) آمده و گفتند زنده ها را به ما تسليم کن تا آنها را در قصاص کشتگانمان به قتل برسانيم آن حضرت به ايشان فرمود: شما از کجا مي دانيد که اين دو نفر زنده آنان را کشته اند؟ شايد خودشان يکديگر را مجروح کرده و مرده اند.
در پاسخ گفتند: نمي دانيم! پس خودتان از دانشي که خداوند به شما مرحمت فرموده حکم کنيد.حضرت اميرالمؤمنين (ع) فرمود:
ديه آن دو مقتول به عهد? هر چهار قبيله است و بعد از اخراج خونبهاي زخمها، دو نفر مجروح باقيمانده به اولياء آن دو مقتول رد مي شود.
شيخ مفيد پس از نقل اين خبر مي گويد: اين حکمي که آن حضرت دربار? آنان فرموده تنها حکمي است که براي رسيدن به واقع تصور مي شود، زيرا گواهي نيست تا بدان وسيله قاتل از مقتول جدا شود. و مراد آن حضرت از اين که فرموده دي? آن دو مقتول بر قبائل چهارگانه است اين است که ديه هر دو نفر با هم، و الا ديه هر کدام از آنها بر سه قبيله ديگر است غير از قبيله خودش.111
همچنين در مورد بازداشت مست روايتي ديگر، وجود دارد:
نجاشي شاعر را خدمت امام علي (ع) آوردند وي در روز رمضان شراب نوشيده بود و مست شده بود، حضرت هشتاد تازيانه به او زد و او را يک شب حبس کرد فردا او را فرا خواند و بيست تازيانه به او زد، نجاشي گفت: اين اميرالمؤمنين! براي شرب خمر تازيانه زدي، ولي اين بيست تا، ديگر چيست؟ حضرت فرمودند: اين براي گستاخي نوشيدن خمر در ماه مبارک رمضان است.112

5) بازداشت کفيل
رواياتي وارد شده است مبني بر اين که کفيل را تا زمان حاضر نمودن مکفول عنه مي توان حبس نمود که بعضي از اين روايات صحيح مي باشند چنان که بسياري از فقهاي ما بدان فتوي داده اند حتي رأي کثيري از عامه هم همين مي باشد. و اين از مواردي است که در تأييد و توجيح بازداشت موقت، بسيار روشن مي باشد و مي تواند به عنوان دليل بر مشروعيت بازداشت موقت مطرح گردد. ذيلاً به بعضي از روايات و فتاواي اشاره مي شود:
الف) روايات
1- در کتاب کافي آمده است که: “محمد بن يحيي، عن احمد ابن فضال، عن عمّار، عن أبي عبدالله (ع) قال: اُتي أميرالمؤمنين صلوات الله عليه بر جل تکفل بنفس رجل فحبسه، فقال: اطلب صاحبک.”113 (از امام صادق (ع) منقول است که فرمودند: “مردي را که کفيل مردي ديگري شده بود را نزد حضرت اميرالمؤمنين علي (ع) آوردند پس او را حبس کرد و فرمود، رفيقت را حاضر کن.)
علامه مجلسي در ملاذ الاخيار موثق را مانند صحيح مي داند و در مراه العقول، روايت موثق دانسته شده است.114
2- شيخ طوسي در “التهذيب” روايتي ديگر از امام صادق (ع) نقل مي کنند که فرمود: “إن علياً عليه السلام اُتِيَ برجل کفل برجل بعينه، فاُخِذَ بالمکفول فقال: احبسوه حتي يأتي بصاحبه.”115 (مردي را به حضور حضرت علي (ع) آوردند که کفيل مرد ديگري مي شود. پس، حضرت فرمود او را زنداني کنيد تا رفيقش را حاضر کند.)
3- فقه الرضا اين گونه نوشته است: “روي اذا کفل الرجل حُبس الي أن يأتي صاحبه.”116 (روايت شده مردي که کفيل ديگري شود حبس مي شود تا اين که او را حاضر کند.)
4- مسند زيد: “عن علي – رضي الله عنهم – ان رجلاً کفل لرجل بنفس رجل، فحبسه حتي جاء به.”117 (علي (ع) فرمودند: مردي که کفيل ديگري شود پس حبس مي شود تا او را حاضر کند.)
ب) آراء فقهاء
الف – آراي فقهاي شيعه
1- شيخ صدوق: “و اذا کان لرجل علي صاحبه حق فضمنته بالنفس فعليک تسليمه، و علي الإمام أن يحبسک حتي تسلمه.”118 (و هنگامي که براي شخص نسبت به شخص ديگر حقي است و شما خودت را ضامن آن حق مي کني پس بايستي آن شخص ضامن شده را به شخص محق تسليم کني وگرنه بر امام است که تو را حبس کند تا شخص ضمانت شده را تسليم کني.)
2- شيخ طوسي مي فرمايد: اگر شخصي ضامن شود که کسي را در موعد معلوم حاضر کند ولي در آن زمان مضمون عنه حاضر نشود، مضمون له مي تواند ضامن را حبس کند تا اين که مضمون را حاضر کند يا آن چه که بر مضمون است خود متقبل شود. “و من ضمن لغيره نفس الانسان الي أجل معلوم بشرط ضمان النفوس، ثم لم يأت به عند الأجل، کان لِلمضمون

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درمورد بازداشت موقت، امام صادق، رسول اکرم (ص) Next Entries دانلود پایان نامه درمورد بازداشت موقت، ارتکاب جرم، امام صادق