دانلود پایان نامه درمورد انقلاب اسلامی، کتابهای درسی، دارالفنون، مدارس دخترانه

دانلود پایان نامه ارشد

ساخته است، نگاه ما در تاریخ قبل از انقلاب اسلامی در ایران، بر دو سلطنت قاجاریه و پهلوی متمرکز بوده وتقریبا دربرگیرنده تاریخ 200 سال قبل از انقلاب اسلامی است.
الف: قبل از انقلاب اسلامی
سابقه تأسیس مدارس به سبک جدید با تشکیل مدارس آمریکایی و اروپایی به دوره قاجار برمی‌گردد. اولین مدرسه توسط کشیشی آمریکایی به نام «پرکنیز» در ارومیه تأسیس گردید. دومین مدرسه را «اوژن بوره» کشیش فرانسوی در تبریز بنا نهاد. البته این مدارس کاملاً به شیوه اروپایی و آمریکایی تأسیس شد و درواقع راه نفوذ معارف و اندیشه‌های آمریکایی و اروپایی را به ایران بازنمودند و هدف از تشکیل آن‌ها به‌نوعی تأثیرگذاری بر فرهنگ ایرانیان بود.83
در این دوران، بعد از به تخت نشستن ناصرالدین‌شاه قاجار میرزا تقی‌خان امیرکبیر به‌عنوان صدراعظم وی انتخاب گردید. یکی از اقدامات وی بعد از صدارت تشکیل مدرسه‌ی دارالفنون بود، این مدرسه نقطه عطف آموزش‌های جدید در ایران گشت که نهادهای همچون وزارتخانه آموزش‌وپرورش و علوم و تحقیقات و فناوری متولی آن است. دارالفنون نخستین مدرسه رسمی ایرانی بود که در سال 1268 قمری افتتاح گردید. هدف از تشکیل این مدرسه عبارت بود از تربیت و تعلیم افراد دانا و متخصص، جلوگیری از نفوذ عوامل انگلیس و روسیه در ایران از طریق پرورش استعدادهای نوجوانان ایرانی، تغییر شیوه و روش آموزش‌های سنتی و پرورش انسان‌هایی که با علم جدید آشنا باشند.84
تأسیس این مدرسه مخالف با منافع افراد و گروه هایی بود که منافعشان را در مستعمره بودن ایران می دانستند؛ زیرا آن‌ها دریافته بودند چنانچه جوانان ایرانی به مدرسه راه یابند و آموزش ببینند و به‌صورت افرادی مفید فارغ‌التحصیل شوند، دیگر نمی‌توانند ایران را به شکل مستعمره یا نیمه مستعمره گردانند؛ بنابراین سعی در بی‌اثر سازی مدرسه کرده و در این راستا به‌جای معلمان اتریشی از شورشیان ایتالیایی استفاده نمودند، همچنین سعی کردند سیاست را با تدریس همراه سازند و شاه را از مدرسه و اهل آن بترسانند. این اقدامات سبب شد تا مدرسه از اهداف اولیه خود دور ماند و خود نیز زمینه برای انحرافات گردد و تنها به مکانی برای تجمع شاهزادگان و خان‌زاده مبدل شود که در آنجا تعلیم می‌دیدند، تا به نوکرانی باسواد تبدیل شوند نه افرادی که بتوانند مشکلات کشور را حل کنند.85
بعد از تأسیس مدرسه دارالفنون تلاش‌های در جهت تشکیل مدارس به سبک نوین توسط میرزا حسن رشدیه صورت گرفت که از سوی برخی افراد با مخالفت روبه‌رو ‌شد. البته این مخالفت‌ها در تأسیس مدارس دخترانه با شدت بیشتری صورت می‌پذیرفت؛ زیرا جامعه آن زمان هنوز به‌ضرورت و اهمیت آموزش زنان پی نبرده بود و از طرفی جو حاکم بر جامعه و شرایط اقتصادی خانواده‌ها مانع از این می‌شد که برای تحصیل دختران هزینه کنند. اولین تلاش برای تشکیل مدرسه ملی دخترانه با مخالفت‌های شدید مواجه شد و مدرسه‌ای که طوبی رشدیه تأسیس نمود در چهارمین روز تأسیس به دلیل مخالفت تعطیل گردید؛ بنابراین بنیان‌گذاران مدارس دخترانه از ترفندها و ساخت‌ها و کارهایی مناسب بافرهنگ عمومی جامعه بهره می‌گرفتند، تا نگاه بدبینانۀ جامعه سنتی عصر قاجار را نسبت به تحصیل دختران تعدیل نمایند.86 بروز انحرافات و رفتارهای نابهنجار قشر نوجوان و دانش آموز، در دوران حکومت طاغوت (قاجاریه و پهلوی) ریشه در عوامل اجتماعی ذیل داشت:
1- نظام حاکم بر جامعه مبتنی بر یک سیاست سکولار بود که حکومت طاغوت این سیاست را در نهادهای اجتماعی به‌ویژه آموزش‌وپرورش پیاده کرد. اعمال سیاست‌های خائنانه و مردم‌فریب از سوی سردمداران حکومت منجر به گسترش دامنه فسق و فجور، اعتیاد و فحشا، خیانت و حیله‌گری، جرئت در انجام معاصی شد.87
2- صدور فرمان کشف حجاب که متأثر از فرهنگ غربی بود، در 17 دی‌ماه 1314 بسترهای لازم برای فساد و انحراف جوانان به‌ویژه زنان و دختران را فراهم ساخت.زیرا مطابق با این فرمان به زنان دستور دادند چادر سر نکنید و روسری خود را بردارید و به مأموران دستور داده شد چادر از سرزنان برکنند. تأثیرات عملی این فرمان در مدارس به‌خوبی قابل‌مشاهده بود؛ به‌گونه‌ای که بعدازاین فرمان نام مدارس دخترانه را 17 دی نهادند، فرم دختران در مدارس به‌صورت یک سارافون طوسی با بلوز سفید و چهارخانه قرمز و کروات، همراه با آرمی نقره‌ای به‌طور اجباری درآمد که همه نوعی ترویج بی‌حجابی و غرب‌گرایی بود.88
3- آموزش‌وپرورش، متأثر از سیاست سکولار حاکم بر جامعه بود و وزارت فرهنگ بر این اساس ارزشی برای دروس دینی و اسلامی قائل نبود و نسبت به صلاحیت اخلاقی معلمان و مدیران بی‌توجه بود. بر این اساس در شورای عالی فرهنگ تصویب گردید، ساعات درس دینی و قرآن کمتر گردد و نمرات قرآن و شرعیات و علوم اجتماعی یکی شود و عربی را با قرائت و دستور زبان فارسی یکی کنند. این امر موجب بی‌توجهی به اعتقادات مذهبی و کمرنگ شدن مباحث دینی در بین دانش آموزان می‌شد.89
4- نظام آموزش‌وپرورش، نظام سرگرم‌کننده و تحذیری بود درس‌ها و برنامه‌ها در حد سرگرم نگه‌داشتن و خسته کردن ذهن‌ها بود تا افراد نتوانند به غیر آنچه برایشان تهیه و تدارک شده است فکر کنند.90 محتوی کتابها ترویج بی‌بندوباری، بی‌حجابی، پول‌پرستی، شاه‌دوستی و فرهنگ ذلت‌بار استعماری بود، تا ذهن و فکر قشر نوجوان را از ارزش‌های اسلامی دور نموده و متوجه فرهنگ غربی نمایند.91
5 – یکی از اساسی‌ترین معضلات آموزش‌وپرورش در آن زمان کمبود نیروی انسانی مقید و آموزش‌دیده بود. درواقع کسانی عهده‌دار امور تربیتی و اخلاقی بودند که تا پیش‌ازاین صلاحیت‌های اخلاقی، حرفه‌ای و توانایی‌های آنان محل تردید بود.92 معلمین از میان فارغ‌التحصیلانی انتخاب می‌گردیدند که در خارج تحصیل نموده و تقید چندانی به اسلام و آموزه‌های دینی نداشتند ؛ بنابراین اعتقادات دینی دانش آموزان را به تمسخر می‌گرفتند و زمینه روی‌گردانی آنان را از مذهب فراهم می‌ساختند.93
6 – نظام آموزشی عیناً از نظام‌های آموزشی بیگانه اقتباس‌شده بود و کسانی هم که کتابهای درسی را تهیه می‌کردند، خود تحت نفوذ سلطۀ فرهنگ‌ بیگانه قرار داشتند، این امر باعث می‌شد درنوجوانان ایرانی یک نوع احساس تمجید و ستایش نسبت به فرهنگ‌های بیگانه و احساس تحقیر و شرم‌زدگی نسبت به فرهنگ ایرانی و اسلامی ایجاد گردد.94
بنابراین مشاهده می‌کنیم جو حاکم بر جامعه در دوران حکومت شاهنشاهی مروج فرهنگ غربی، بی‌حجابی، بی‌بندوباری و فساد بوده که این در نهادهای همچون آموزش‌وپرورش، صداوسیما به‌وضوح رؤیت می شد و زمینه بروز انحرافات و ناهنجاری‌ها را در جامعه به‌ویژه قشر نوجوان فراهم می‌ساخت.
ب: بعد از انقلاب اسلامی
یکی از مسائل اساسی که در اوایل انقلاب دولت با آن مواجه بود، وجود گروه‌های خائن و منافق بود که زمینه جذب نسل نوجوان و جوان را فراهم کرده و به‌واسطه‌ی آنان علیه انقلاب اقدام می‌کردند.95 بسیاری از این نوجوانان دبیرستانی بودند که سن و سال زیادی نداشتند و تحت تأثیر سازمان تحصیل را رها کرده و به نشریه فروشی و چسباندن تراکت و پوستر به دیوارها و احیاناً حملات مسلحانه می‌پرداختند.96
دکتر علی قائمی در تحقیقات خود مبتنی بر شناسایی عوامل انحراف نوجوانان بعد از انقلاب با گروهی از این نوجوانان مصاحبه داشته است و دراین‌ارتباط بیان می‌دارد:
«برخی از این نوجوانان به خانواده‌های سهل‌انگار تعلق داشتند که در امر حمایت فرزندان سست وبی تعهد بوده‌اند. وی بیان می‌دارد در مصاحبه با دختر جوانی او بیان می‌داشت تا نیمه‌های شب در خیابان می‌گشت و به‌اصطلاح کارسازمانی انجام می‌داد و شب‌هنگام به‌وقت خواب در خانه تیمی یا نزد دیگران می‌خوابید. برخی دیگر متعلق به خانواده‌های سست مذهب بودند؛ خانواده‌هایی که عقاید مذهبی ریشه‌داری نداشتند. فی‌المثل مادر پای بند حجاب بود؛ ولی آن را برای دخترش نمی‌پسندید. دختری می‌گفت: خانواده‌ام مذهبی بود ولی در من نقشی نداشت. همچنین بیان می‌دارد به جمعی از نوجوانان برخوردیم که به خاطر فقر جذب سازمان‌های انحرافی می‌شدند، زیرا کار و سرگرمی نداشتند وزندگی‌شان به کار و ولگردی می‌گذشت.»97 پس از پیروزی انقلاب گرفتاری مسئولان از یکسو، توطئه‌ی عوامل ضدانقلاب در به تحصن کشیدن ادارات، ایجاد آشوب و اغتشاش در مدارس و بی‌برنامگی اولیای آموزش‌وپرورش به علت بهت‌زدگی در سرعت پیروزی انقلاب سبب شد که تا مدت کوتاهی برای مدارس و دانش آموزان فکر ارزنده‌ای نشود.98 و این نیز همان‌طور که ذکر کردیم به سود گروه‌های منافق در به انحراف کشیدن دانش آموزان شده بود.
بیشترین تحولات در نظام آموزش‌وپرورش مبتنی بر اصلاح اشکالات و انحرافات آموزش‌وپرورش بعد از انقلاب مدیون دو وزیر شهید (محمدجواد باهنر و محمدعلی رجایی) است. همانگونه که ذکر کردیم، یکی از عوامل فساد، آموزش مبتنی بر رواج فرهنگ غربی و بی‌بندوباری بود که به‌خوبی در کتابهای درسی مشاهده می‌شد.
اما شهید باهنر در زمان صدارت خود تحول در محتوی کتب درسی را در صدر برنامه‌های خود قرارداد. وی تأکید می‌کرد «که بسیاری از متون کتب درسی باید تحول یابد و منطبق باشد با نیاز جامعه و زبان جامعه، ما چه کنیم که دانش‌آموز گمشده، خود را در کتاب و در کلاس درس بیابد و از آن بیگانه نباشد، کتاب باید گویا و آشنا باشد.»99 همچنین بیان می‌داشت: «ادبیات متعهد است؛ یعنی اگر ما را با متون نظم و نثر آشنا می‌کند، محتوی هم لازم دارد. پیام هم لازم دارد. تعلیم اندیشه‌های خلاق، پاک و سازنده اسلام هم، نیاز دارد.»100
بنابراین کتابهای درسی متناسب با موضوع، دو سال یک‌بار، سه سال یک‌بار و پنج سال یک‌بار تدوین می‌شد؛ و محتوی کتابها نسبت به قبل از انقلاب غنی‌تر و پر محتوی تر شد، البته این تغییر نه‌تنها در مورد ادبیات بلکه در سایر دروس صورت پذیرفت؛ زیرا شهید باهنر معتقد بود سایر کتابها هم به‌نوعی ترویج مکتب سکولار است.
درزمینۀ طبقاتی شدن آموزش که در زمان طاغوت رایج بود اعتراض نمود و به‌نوعی عدالت آموزشی را فراهم کرد؛ بدین صورت که سعی شد امکانات آموزشی در مناطق محروم و روستاها گسترش یابد و همه کودکان و نوجوانان بااستعداد که در نقاط محروم بودند و تا آن زمان از سواد بهره‌ای نبردند از این امکانات استفاده نمایند.101
اقدامات دیگرشهید باهنردر راستای تحول آموزش و پرورش درزمینۀ تشکیل نهاد امور تربیتی و ایجاد مراکز تربیت‌معلم بود تا تربیت و آموزش معلمان بر اساس ضوابط اسلامی باشد و جامعه از معلمان متعهد و با اطلاعات کافی برخوردار شود.102 این اقدامات در ابعاد مختلف ، تا حدود زیادی زمینه‌های فساد دوران شاهنشاهی را مرتفع گردانید. اما باید در نظر داشت هیچ جامعه‌ای منزه از جرم و انحراف نیست و همواره عوامل مختلف روانی، خانوادگی و اجتماعی زمینه‌های ناهنجاری و بزهکاری را در دانش آموزان امروز فراهم می‌نماید. از طرفی امروزه دشمنان اسلام و انقلاب چون از تهاجم نظامی – سیاسی طرفی نبردند، هجوم خود را متوجه مبانی فرهنگی جامعه اسلامی ما کرده‌ و در صدد آن هستند، تا از طریق تاخت‌وتاز بر ارزش‌های اسلامی و عقاید و اخلاق قشر نوجوان زمینه‌های نشر فساد، لاابالی‌گری، بی‌ایمانی و بی‌بندوباری را ایجاد نمایند.103
درواقع چنین تهاجمی به قشر جوان در قالب مد، لباس، آرایش، رواج مواد مخدر صنعتی، تبلیغ عرفان‌های کاذب از طریق لشکر نامرئی امواج ماهواره‌ای است به‌گونه‌ای که این شبکه‌ها با پخش فیلم‌ها و برنامه‌های برای مقابله با هویت فرهنگی جوانان، خانواده و جایز شمردن روابط قبل از ازدواج ایجادشده و از ابزارهای هنری جنگ نرم است.104 گسترش عقاید و اندیشه‌های انحرافی در مدارس، افزایش روابط نامشروع و سایر انحرافات ازجمله نگرانی‌های امروز آموزش و پرورش است.
در ارتباط با تغییرات مقاطع تحصیلی باید بگوییم که در سال 1370 دوره‌های تحصیلی به شکل 1 سال، دوره آمادگی بود که البته الزامی نبود. البته اخیراً دوره پیش‌دبستانی به‌جای آن قرارگرفته که الزامی است. دوره دبستان، راهنمایی و

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درمورد کودکان و نوجوان، کودکان و نوجوانان، پیشگیری وضعی، پیشگیری اجتماعی Next Entries دانلود پایان نامه درمورد نیازهای روانی، دوران کودکی، نهاد خانواده، احساس امنیت