دانلود پایان نامه درمورد انعطاف پذیری، خود انتقادی، ویژگیهای شخصیت، یژگیهای شخصیتی

دانلود پایان نامه ارشد

گیرد بیشترین استفاده رو می برند.آنان بسیار خلاق هستند واز آزمودن مسیرهای مختلف نمی ترسند. افراد خود برانگیخته هدف دارند، وبرای رسیدن به هدفشان برنامه ریزی نیز می کنند. ولی مسیر رابا استفاده از امکاناتی که لحظه در اختیارشان قرار می دهد ادامه می دهند در واقع ضروری وبه سرعت تغییر می دهند. برنامه ریزی برای توسعه با پیشرفت کاری دارند. ولی اگر مسیر مورد انتخابش مسدود گردد، ناامید نمی شود ودست از تلاش برنمی دارند، بلکه راه دیگری می یابند. گاهی همان مانعی که مسیر اول رابسته، خود راهگشای مسیر دیگری می شود( زوهر ومارشال،2004،حقیق، 1391).
خود انگیختگی از ویژگیهای موفق یک دانشآموز نمونه است. یک دانشآموز خوب باید بتواند از همه شرایط موجود بیشترین استفاده موجود را برای رشد وپیشرفت سازمانش داشته باشد و در دنیای پر تغییر امروز بهترین تصمیم را در مقابه با هر تغییری بگیرد، حتی خود در ایجاد و به چالش کشیدن موفقیت خود پیشقدم شود.
چشم انداز محوری وارزش محوری
چشم انداز و ارزش های امروز ما تصویر فردای ما را نشان میدهند. بسیار به ندرت اتفاق می افتد که افراد بر حسب اتفاق به موفقیت برسند. موفقیت نتیجه داشتن چشم اندازی است که برای رسیدن به آن تلاش شده است. استفان کاوی می گوید:”همه چیز دو بار خلق می شود خلق ذهنی یا اولیه و خلق فیزیکی یا ثانویه. باید مطمئن شوید که خلق اولیه آن چیزی است که واقعاً می خواهید.”
کل نگری
کل نگری یعنی توانایی دیدن الگوهای بزرگتر، همراه با روابط وارتباطات بین اجزای یک کل، افراد کل نگر توانایی دیدن مشکلات از زوایای مختلف را دارند و ارتباط بین عوامل پیرامونی یک مورد را هنگام بررسی آن می بینند. کل نگری بین زندگی کاری و شخصی افراد تعادل مشهودی به وجود می آورد، زیرا آن ها زندگی را به شکل مجموعه منسجمی از کار، خانواده، تفریح وبه کلام ساده، همه عوامل مختلفی که درمجموع، زندگی را می سازند، می بینند.
دگر خواهی
دگرخواهی به معنی به دوش گرفتن مشکلات دیگران و حل آن ها نیست، به معنی نجات دائم دیگران از همه مشکلات پیش آمده یا گرفتن احساس مسئولیت از آنها و انجام کارها برایشان نیست، بلکه در کنارشان بودن است هنگامی که به ما نیاز دارند. درک رنج آنها است و پذیرفتن بدون قید و شرط آنها حتی در لحظاتی که خشمگین یا بد رفتار هستند یا در ذهن از تضادی رنج می برند.
جشن تفاوتها
در فرهنگ امروز که ترکیبی است از سنتهای گذشته و ویژگی های مدرنیته، همه چیز به سمت یگانگی میل میکند. جوامع به یک قانون، یک حقیقت موجود، یک راه درست معتقدند. بنابراین برای بسیاری، جشن تفاوتها یک مشکل جدی به شمار می رود. از دیدگاه بسیاری از افراد، تفاوت، تضاد به همراه میآورد و تضاد نیز به عنوان مشکلی دیده میشود که باید حل شود.در بهترین، حالت، افراد تفاوتها را تحمل میکنند یا به آن احترام می گذارند،علیرغم مخالفت یا ناراحتی که به دنبال میآورد. هر چند گام اول جشن تفاوتها، احترام به تفاوتها است، ولی به آن محدود نمیشود. جشن تفاوتها، یعنی استقبال از فرهنگها، خواسته ها، دیدگاه ها و عقاید مختلف وحتی مخالف با خود.
این موضوع نیازمند درک این حقیقت است که فرضیات چالش آور و آنچه ناراحتی می آورد، اغلب بهترین معلم است. تفاوتها، زندگی انسانها را از واقعیات و فرصتها غنی می سازند. بدیهی است نیازمند احساس تواضع در اهمیت اعتقادات فردی است. جشن تفاوتها بر میزان انعطاف پذیری، یادگیری از دیگران وتمایل به رشد افراد می افزاید.

استقلال رای
استقلال رای یعنی فرد بداند چه میخواهد و برای رسیدن به آن با اراده فردی، مناسبترین راه ممکن را انتخاب کند. کسانی که استقلال رای دارند، نظر مشورتی دیگران را میشنوند و درباره آنها فکر می کنند، اما در نهایت از قالبهای درونی خود برای تصمیمگیری استفاده میکنند و اجازه نمیدهند دیگران برایشان تصمیم بگیرند. آنان ذهن تحلیلگری دارند و برای تصمیمگیری استفاده میکنند و اجازه نمیدهند دیگران برایشان تصمیم بگیرند. آنان ذهن تحلیلگری دارند و برای تصمیم گیریهای مستقل شان از تحلیلهای شخصی خود استفاده میکنند.
بنابراین هنگام تصمیمگیری مصمم و قاطع هستند و مسئولیت تصمیمهایشان را نیز میپذیرند. بسیاری از تصمیمها یشان را نیز میپذیرند. بسیاری از تصمیمهایشان ممکن است ناخوشایند دیگران باشد، یا محبوبیت آنها را در میان جامعه از بین ببرند، ولی این موضوع مانع آنها نمیشود. اگر لازم باشد برای حفظ عقاید خویش در مقابل جهان می ایستند. آن ها در صورت لزوم ممکن است حتی تصمیمهای قبلی خود را نیز رد کنند و تغییر دهند، زیرا این ویژگی فرد را وامیدارد به طور دائم درباره همه چیز، حتی درستی نظرات خود بیندیشند و هر گاه متوجه شود اشتباه کرده است، اشتباه خود را بپذیرد، در صورت لزوم آن را اعلام کرده و راه خود را به سوی مسیر درست اصلاح کند.
برای داشتن استقلال رای فرد باید توانایی خود انتقادی، تعهد به دنبالهروی از راه درست و حتی گاهی شهامت تنها ماندن را داشته باشد. چنین افرادی ممکن است به نظر سر سخت و لجوج برسند ولی دانش وفرهنگ بدون چنین افرادی هرگز به پیش نمی رود.
کسانی که استقلال رای دارند به درون خود برای تصمیمگیری مراجعه میکنند.آنان که از درون هدایت میشوند، در خود پتانسیلی برای تعیین مسیر زندگی خود کشف میکنند که ممکن است با روال عادی جامعه و اطرافیان متفاوت باشد. آنها اصول اخلاقی وارزشهای ویژه خود را دارند و این اصول درونی و ویژگیهای شخصیتی آنها، راهنمایشان در مسیر زندگی است. آنها نه کورکورانه از سنن پیروی میکنند و نه پیرو بی چون وچرای مد هستند، بلکه فقط کاری را انجام میدهند که با طبیعت درونی آن ها سازگار است.
کسانی که از بیرون هدایت می شوند واستقلال رای ندارند، تمایل به وابستگی دارند. آن ها تمایل دارند مسئولیت کارهایشان بر روی دوش دیگران باشد و آنها نگرشی مانند یک بیننده یا پیرو داشته باشند. چنین افرادی با محرکهای بیرون از خودشان عمل می کنند، برخلاف کسانی که استقلال رای دارند و با هدایت درونی عمل می کنند افرادی که استقلال رای دارند وبا هدایت درونی عمل می کنند. افرادی که استقلال رای دارند از اراده مستقل خود در تصمیمگیریها استفاده میکنند. بیشتر افراد مبتکر، خلاق و برجسته از ویژگی استقلال رای برخوردار بودند. هر چند گروهی عقیده دارند که بین استقلال رای وبهره هوشی فرد ارتباط مستقیمی وجود دارد، ولی این ویژگی خاص نخبگان نیست، همه افراد بشر با شهامت پایداری بر روی اعتقاداتشان میتوانند این ویژگی را داشته باشند.
تواضع وفروتنی
فروتنی با دور کردن فرد از خود مهم بینی، امکان یاد گرفتن از تجربیات و دیگران را ممکن میسازد. تواضع مانع میشود که فرد خود را بیش از اندازه جدی بگیرد، یا به غرور نابجا مبتلا شود یا به دیگران اجازه رشد ندهد.
تنگنی33 (2002، به نقل از حقیق 1391) علائم اصلی تواضع در افراد را به صورت زیر لیست کرده است:
– ارزیابی دقیق از توانایی ها وعملکردهای خویشتن(عدم عزت نفس پایین یا نارضایتی از خویشتن)
– توانایی تصدیق اشتباهات، کمبودهای مهارتی یا دانشی و محدودیت های خود(معمولاً در مورد فرد نیرومند)
– داشتن ذهنی باز در مقابل ایده های جدید، اطلاعات و توصیه های مخالف
– هماهنگی تواناییها ومهارت های فرد(جای فرد در جهان) در ژرف نگری وضعیت (برای مثال دیدن خود به عنوان تنها یک فرد در تصویر بزرگتر)
– خود محوری کمتر،«فراموشی درباره خویشتن» وقتی در می یابیم که فرد تنها بخشی از عالم بزرگتر است.
– آگاهی از ارزش همه چیز، همچنین شیوه های بسیار متفاوتی که افراد واشیا می توانند توسط آن ها در جهان ما سهم داشته باشند.
افراد متواضع امکان اشتباه را برای همه ممکن میدانند زیرا باور دارند فقط کسانی که کاری انجام نمیدهند، فقط کسانی که کاری انجام نمیدهند، اشتباه نمی کنند. اما چرا اشتباه میکنیم؟ چون همه چیز را نمی دانیم. در بهترین حالت، میل به یادگیری داریم و در این مسیر، امکان اشتباه بسیار است. به علاوه هر یک از افراد بخشی از کار یا به عبارت ساده تر، بخشی از تصویر بزرگتر را میداند و این ارزش کار تیمی است که این تکههای کوچک آگاهی را در کنار هم میگذارد تا تصویر کامل و مسیر درست انجام کار به دست آید.
تمایل به طرح چرا های بنیادی
کنجکاوی فعال و تمایل به طرح چرا های بنیادی برای روح دانشمندان ضروری است. چنین پرسشهایی میتوانند نگاه خود را به مسائل عمیقتر نموده و با دیدی موشکافانه به راههای بهتر یا متفاوتی دست یابند. این اندیشمندان به حوادث یا حقایق، توجه متفاوتی دارند که در دیدن مسائل از زاویه های مختلف راهنمای آن ها میشود. انقلاب های علمی همیشه زمانی اتفاق میافتد که چیزی که روی داده، در نگاه اندیشمندی که اسیر عادات نشده، چرا را برانگیزد و او با کنجکاوی فعال و نگاه موشکافانه و بدون پیشداوری تلاش در کشف حقیقت نماید.
توانایی تغییر چارچوبهای ذهنی
افراد مختلف، محیط اطراف و شرایط را به شکلهای کاملاً متفاوتی میبینند. زیرا هر یک با زاویه دید خود به موضوع نگاه میکنند. زاویه دید هر فرد نیز ریشه در چارچوبهای ذهنی وی دارد. جارچوبهای ذهنی فرد نیز مجموعهای از اعتقادات، باورها، ارزشها، عادات وتأثیر تجربیات قبلی او استرکه بر روی نحوه نگرش وی به موضوعات مختلف، تأثیر می گذارد. نگرش بسیاری از افراد درچارچوب خاصی گیر میکند. ذهنی که با چارچوب خاصی به رویدادها نگاه میکند، توان دیدن زوایای دیگر را از دست میدهد. توانایی تغییر چارچوبهای ذهنی یعنی توانایی شکستن حصارهایی که ذهن و نگاه فرد را محدود میکند و به فردامکان دیدن از زوایای گوناگون را می دهد، خصوصاً از زاویه دید دیگران.توانایی تغییر چارچوبهای ذهنی در واقع یعنی بردن مشکلات یا موقعیتها به چارچوب بزرگتری که بتوان در دورنمایی بزرگتریامتفاوت به آن نگریست. یعنی از زاویۀ دید شخصی خود در یک موقعیت، استراتژی یا مشکلی دور شدن و به تصویری بزرگتر ومفهومی گسترده تر دست یافتن.
استفاده مثبت از مشکلات و شکستها
اما توانایی استفاده مثبت از مشکلات وشکستها به فرد کمک میکند تا احساسات خود را از موقعیت های مشکل و شکستها به فرد کمک میکند تا احساسات خود را از موقعیت های مشکل و شکستها دور کند وبتواند منابع و امکانات موجود را به خوبی ببیند، از آن ها استفاده کند، ومسیر درست را بیابد. چنین فردی به بدشانسی عقیده ندارد ومشکلات هرچند بزرگ، نمیتوانند مانع پیشروی وی شوند. او همواره به جای احساس تأسف ودرخواست همدردی برای خود، به دنبال راه حل است، زیرا مطمئن هست که در انتهای مسیر همیشه به نور میرسد.
احساس رسالت
داشتن احساس رسالت در زندگی، یعنی فرد می داند از زندگی چه میخواهد، باید در زندگی چکار کند و در آن مسیر گام بر می دارد. یعنی صدای درونش را بشنود و به آن گوش دهد، صدایی که از آرمانها و ارزشهای درونی فرد سرچشمه میگیرد. فرد با گوش کردن به ندای درونش راه درست زندگی را مییابد و در این راه، هیچ مانعی نمی تواند او را بازدارد. در این حالت احساس میکند زندگی یک حرکت یکنواخت نیست که فرد در آن با ریتم دیگران ادامه دهد، بلکه برای مسیری ویژه خودش خلق که باید درآن به پیش رود.
رسالت افراد در زندگی با یکدیگر ممکن است کاملا متفاوت باشد. این مسیر با استعدادها، خواستهها و نیازهای درونی فرد کاملاً هماهنگ است، در سطح بزرگتر، مسیری که برای آن به دنیا آمده است. احساس رسالت از درون ناخودآگاه فرد سرچشمه میگیرد زیرا در آن هیچ حسابگری یا هدفی به جز مسیری که در آن میرود وجود ندارد، مسیری که با ارزشهای درونی وی تعیین میشود.
ایمونز(2000) هوش معنوی را دارای پنج مؤ لفه مختلف می داند:
1) قدرت تعالی یعنی عبور از ظواهر مادی و فیزیکی
2) قدرت ورودبه حالات و هوشیاری های معنوی
3) قدرت مزین کردن اتفاقات روزانه با حس تقدس
4) قدرت استفاده از منابع معنوی برای حل مسائل زندگی
5) قدرت انجام رفتار های پر فضیلت (عفو و گذشت، سپاسگذاری، تواضع، مهربانی

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درمورد هوش معنوی، سلسله مراتب، برنامه درسی، زندگی روزمره Next Entries دانلود پایان نامه درمورد هوش معنوی، هوش هیجانی، تفکر انتقادی، متون اسلامی