دانلود پایان نامه درمورد ارزش افزوده، حقوق صاحبان سهام، صاحبان سهام، ثروت سهامداران

دانلود پایان نامه ارشد

مؤثر از منابع تعيين كرد ( جهانخاني و پارسائيان، 1388، 40)2. در اين تحقيق نسبت گردش دارائيهاي ثابت، نسبت گردش مجموع دارایی ها ، نسبت گردش موجودي كالا، نسبت كالا به سرمايه در گردش و گردش سرمايه جاري مورد توجه قرار دارد.
نسبتهاي اهرمي (بدهي) : ميزان وجوهي را كه شركت از راه گرفتن وام تامين كرده است بوسيله نسبتهاي بدهي يا اهرمي نشان مي دهند. اين نسبتها دو دسته هستند . يك دسته به بخش بدهي ها و حقوق صاحبان سهام ( مندرج در ترازنامه) مربوط است و ميزان منابعي را كه شركت از راه گرفتن وام تامين كرده است ( و نه از محل منابعي كه سهامداران شركت تامين مي كنند) نشان مي دهد از جمله نسبت بدهي . دسته دوم توان شركت در ايجاد سود كافي براي پرداخت بهره يا پوشش هزينه ها است (جهانخاني و پارسائيان، 1388، 46)3.
اين نسبتها براي اعطاء كنندگان اعتبار بلند مدت، اهميت دارند زيرا آنها علاقه مند هستند كه منابع مالي خود را در اختيار واحدي انتفاعي قرار دهند و در مقابل به طور مداوم، بهره دريافت كنند. اين نسبتها مورد توجه سهامداران نيز مي باشد، زيرا علاقه مندند كه موجبات حفظ سرمايه آنها فراهم شود. از ديدگاه آنان، قبول مخاطرات بلند مدت بايد با بازده بالاتري توام باشد (جعفرزاده، 1389، 19)4.
نسبتهاي اهرمي مورد توجه در اين تحقيق عبارتند از : نسبت بدهی، نسبت بدهيهاي بلند مدت به حقوق صاحبان سهام، نسبت بدهيهاي جاري به حقوق صاحبان سهام، نسبت مجموع بدهيها به حقوق صاحبان سهام، نسبت بدهي هاي جاري به موجودي كالا، نسبت بدهي بلند مدت به سرمايه در گردش، نسبت پوشش (توانايي پرداخت) بهره ، نسبت پوشش هزينه هاي ثابت و نسبت مالكانه.
نسبتهاي سود آوري : براي سرمايه گذاري در يك شركت، سود دهي يكي از ويژگيهاي مهمي است كه بايد مورد بررسي قرار گيرد. نسبتهاي سودآوري براي ارزيابي احتمال سود دهي شركت و نيز درك ارتباط سود با ديگر اطلاعات مهم شركت مورد استفاده قرار مي گيرد. بكارگيري نسبتهاي مزكور، اثربخشي مديريت را در فعاليتهاي تجاري مشخص مي سازد. اين نسبتها شاخص مهمي از موفقيت يا شكست سياستهاي مديريت به شمار مي روند (جعفرزاده، 1389، 20)5.
با استفاده از اين نسبتها عملكرد كلي شركت و مديريت آن ارزيابي مي شود. با اين نسبتها به بازده شركت از ديدگاههاي متفاوتي از جمله: از نظر سود هر سهم، بر اساس هر ريال فروش، بر مبناي هر ريال از دارائيها و بر اساس هر ريال از حقوق صاحبان سهام، توجه مي كنند ( جهانخاني و پارسائيان، 1388،48)6.
در اين تحقيق حاشيه سود خالص، حاشيه سود ناخالص، سود هر سهم، سود تقسيمي هر سهم، درصد سود تقسيمي، رشد سود هر سهم، شاخص P/E، بازده سهام، بازده فروش، نسبت كيوتوبين، بازده سرمايه در گردش،بازده سرمايه گذاري و بازده حقوق صاحبان سهام مورد استفاده قرار گرفته است.
مزايا و معايب معيارهاي ارزيابي عملكرد حسابداري: از مزاياي معيارهاي ارزيابي عملكرد حسابداري ميتوان به ساده و آسان بودن استفاده از اين معيارها اشاره نمود. از معايب ارزيابي عملكرد با اينگونه از معيارها نيز مي توان به استفاده از سود حسابداري در محاسبه آن و بي معني بودن آن در شركتهايي كه سودآور نيستند اشاره كرد. استفاده از سود حسابداری در معيارهاي ارزيابي عملكرد حسابداري، بواسطه عدم امكان نشان دادن كيفيت سود و قابليت دستكاري سود توسط مديريت در اثر عواملي به شرح ذيل، خالي از ايراد و اشكال نيست:
1- روش‌های ارزشیابی موجودی‌ها.
2- روش‌های استهلاک دارائی‌های ثابت.
3- روش‌های برخورد با هزینه‌های سرمایه‌ای.
4- روش‌های ذخیره‌ گیری.
5- روش‌های استهلاک سرقفلی تلفیقی.

2-1-3-2- معيارهاي ارزيابي عملكرد اقتصادي
بمنظور برطرف كردن ايرادات و اشكالات ناشي از ارزيابي عملكرد با استفاده از اطلاعات حسابداري و با هدف ترغيب مديران براي ارزش آفريني، معيارهاي ارزيابي عملكرد اقتصادي مطرح گرديد. معيارهاي اقتصادي، عملكرد شركت را با توجه به قدرت كسب سود دارايي هاي موجود و سرمايه گذاري بالقوه و با عنايت به نرخ بازده و نرخ هزينه سرمايه ارزيابي مي كند. در همين راستا مي توان به معيارهاي ارزش افزوده اقتصادي، ارزش افزوده بازار و ارزش افزوده اقتصادي تعديل شده اشاره كرد (ابوالحسني، 1389، 28)1.
ارزش افزوده اقتصادي : هدف اصلي شركتها حداكثر كردن ثروت سهامداران است. ثروت سهامداران از طريق قيمت سهم مشخص مي شود كه خود بستگي به بازدهي عمليات شركت و ريسك سرمايه گذاري در سهم دارد. مديران مالي بايد عمليات و پروژه هايي را تشويق كنند كه انتظار افزايش قيمت سهم را در بر دارد چون قيمت سهم، نماينده ثروت سهامداران است. بنابراين حداكثر كردن قيمت سهم منطبق با حداكثر كردن ثروت سهامداران شركت است.
يكي از مسائل مرتبط با قيمت سهم، توليد ارزش افزوده اقتصادي است تا تشخيص دهند كه آيا پول سرمايه گذاران به طريق مطلوبي بكار رفته است.
ابزار تحليلي EVA در سال 1982 توسط مؤسسه استرن و استيوارت متداول شد. EVA نتيجه نوآوري در زمينه سود اقتصادي بوده و محدوديتهاي عملي سودهاي حسابداري را مورد بازبيني و سازماندهي مجدد قرار داد. اين معيار از همان ابتدا از سوي جامعه شركتها مورد پذيرش قرار گرفت چرا كه روشي نوآورانه براي يافتن ارزش واقعي شركت بود و بر خلاف معيارهاي سنتي حسابداري، سودآوري واقعي شركت را مورد بررسي قرار مي دهد. يعني هزينه هاي مستقيم بدهي و غير مستقيم حقوق صاحبان سهام را مد نظر قرار مي دهد. همچنين بدليل توجه به افزايش ثروت سهامداران، به عنوان يك ابزار مدرن، جهت سنجش موفقيت شركتها بكار گرفته مي شود. برخي از شركتهاي بزرگ، ارزش افزوده اقتصادي را به عنوان راهنماي ايجاد ارزش براي سهامداران بكار مي برند و برنامه هاي تشويقي و پرداخت پاداش در اين شركتها بر مبناي توانايي مديران در ايجاد EVA مثبت، بنا نهاده شده است (ابوالحسني، 1389، 30)1.
تحقيقات نشان مي دهد كه بازده كل سهامداران در شركتهايي كه به نوعي از سيستم EVA كمك گرفته اند بعد از يك دوره 5 ساله در مقايسه با سهام شركتهاي رقيب، 49 درصد بيشتر بوده است. شركتهايي كه ساختار جبران خدمات استرن استيوارت را بطور كامل اجرا مي كنند، حتي نتايج بهتر از اين داشته اند. بطوريكه سرمايه گذاري در سهام اين شركتها، 84 درصد ثروت بيشتري در مقايسه با شركتهاي رقيب طي يك دوره 5 ساله ايجاد كرده است (همان منبع،30)2.
از ديدگاه حسابداري، ارزش افزوده اقتصادي عبارت است از تفاوت بين سود خالص عملياتي بعد از كسر ماليات (NOPAT) و هزينه سرمايه. به تعبيري ارزش افزوده اقتصادي، شاخص بنيادين براي اندازه گيري عملكرد و تعيين ارزش شركت است. ارزش افزوده اقتصادي از حاصل ضرب تفاوت بين نرخ بازده (r) و ميانگين موزون هزينه سرمايه (c) در مبلغ سرمايه بدست مي آيد .
ارزش دفتري سرمايه بكار گرفته شده × (هزينه سرمايه – بازده سرمايه) = ارزش افزوده اقتصادي
EVA= (r-c) × capital
r =
c = (Ws × Ks) + (Wd × Kd) (1-t)
در اين تحقيق براي محاسبه سود خالص عملياتي پس از كسر ماليات ، سود خالص عملياتي مندرج در صورت سود و زيان در (t – 1) ضرب شده است و سرمايه بكار گرفته شده نيز از طريق كسر بدهي هاي جاري بدون بهره از مجموع دارائيها بدست آمده است . t نيز نرخ ماليات است كه با توجه به قوانين مالياتي كشور 5/22% در نظر گرفته شده است.
Ws و Wd به ترتيب وزن حقوق صاحبان سهام و وزن بدهيهاي بهره دار است و Ks و Kd نيز به ترتيب نرخ هزينه حقوق صاحبان سهام و نرخ هزينه بدهي هاي بهره دار مي باشد كه به طريق زير محاسبه گرديده است .

WS =
= Wd

Ks =
Kd =
از نظري ديگر ارزش افزوده اقتصادي معياري است كه هزينه فرصت همه منابع بكار گرفته شده در شركت را مد نظر قرار مي دهد. EVA مثبت نشان دهنده تخصيص بهينه منابع، ايجاد ارزش در شركت و افزايش ثروت سهامداران است و از طرفي EVA منفي بيانگر اتلاف منابع و تخصيص غير بهينه و ناكارآمد منابع شركت و به تبع آن كاهش ثروت سهامداران مي شود(ابوالحسني، 1389، 31)17.
ارزش افزوده اقتصادي تعديل شده18 : همانطوري كه گفته شد، EVA بصورت زير محاسبه مي گردد:
EVA = (r-c) × capital
در اين فرمول براي محاسبه هزينه سرمايه بكار گرفته شده از خالص ارزش دفتري دارائي ها استفاده مي شود. اگر بجاي خالص ارزش دفتري دارائي ها، ارزش روز خالص دارائي ها بكار گرفته شود، مبلغ بدست آمده نشان دهنده ارزش افزوده اقتصادي تعديل شده يا REVA مي باشد. در اين فرمول Capital نشان دهنده ارزش اقتصادي دارائي هاي مي باشد و C نشان دهنده هزينه سرمايه بكار گرفته شده در شركت است كه از ‌WACC يا ميانگين موزون هزينه سرمايه بر مبناي ارزش هاي بازار بدست آمده است.
براي درك تغييرات در ثروت سهامداران بهتر است كه هزينه سرمايه بر مبناي ارزش هاي بازار يا دارائي هاي شركت بر مبناي ارزش هاي بازار بكار گرفته شود. بر اين اساس شكل تعديل شده اي از EVA بنام REVA بدست مي آيد كه بصورت زير محاسبه مي شود:
REVA = (r-c) × M capital
M capital همان ارزش بازار سرمايه بكار گرفته شده مي باشد كه بصورت زير بدست مي آيد:
بدهي هاي جاري بدون بهره – ارزش دفتري بدهي ها + ارزش بازارسهام ممتاز وسهام عادي = Mcapital

مزيت REVA نسبت به EVA در اينست كه، در هر زمان REVA مثبت باشد براي سهامداران ارزش مضاعف ايجاد شده است، يعني سود عملياتي تامين كنندگان مالي كه در پايان سال برحسب درصدي از ارزش بازار سرمايه آنها بيان شده است، بيشتر از هزينه فرصت سرمايه آنهاست. اما اين وضعيت در EVA وجود ندارد زيرا تامين كنندگان مالي مي توانند بازدهي را بر مبناي سود عملياتي دريافت كنند كه ازهزينه فرصت سرمايه شان كمتر مي باشد، با وجود اينكه EVA مثبت است. در اصل EVA از اطلاعات قابل اتكاء تري استفاده مي كند ولي اين اطلاعات لزوماً اطلاعات مربوطي نيستند.
در اين روش REVA، به جاي تاكيد بر قابليت اتكاء اطلاعات (ارزش دفتري دارائي ها ) به مربوط بودن اطلاعات (ارزش روز دارائي ها) تاكيد شده است و با توجه به اينكه براي محاسبه بازده از مبلغ سود خالص سال جاري استفاده مي شود و اطلاعات سود خالص نيز (مثل بهاي تمام شده كالاي فروش رفته و مبلغ فروش) عمدتاً مربوط به دوره جاري هستند‏ بنابراين در نظر گرفتن ارزش روز دارائي ها در مخرج كسر محاسبه بازده، مطلوب تر بنظر مي رسد.
ارزش افزوده بازار : از ديدگاه مالي، EVA، بر اساس چگونگي ارتباطش با ارزش افزوده بازار19 تعريف مي شود. در اين روش، MVA يا NPV برابر با ارزش فعلي EVA هاي آتي مورد انتظار شركت است. MVA عبارت است از تفاوت بين ارزش بازار سهام و ارزش دفتري سرمايه بكار گرفته شده در شركت .
ارزش دفتري سرمايه بكار گرفته شده – ارزش بازار سهام = MVA
در حاليكه ارزش افزوده بازار، اثرهاي ناشي از اقدام هاي مديريت از زمان تاسيس شركت را مورد ارزيابي قرار مي دهد، در محاسبه ارزش افزوده اقتصادي بر اثربخشي مديريت در يك سال مشخص تاكيد مي شود.
MVA نشان دهنده اين موضوع است كه چگونه يك شركت بطور موفقيت آميزي سرمايه اش را بكار گرفته و فرصتهاي سودآور آتي را پيش بيني كرده است. هدف اوليه و اساسي هر واحد انتفاعي بايد حداكثر كردن MVA باشد.EVA ايجاد كننده MVA است . زيرا ارزش فعلي EVA هاي آتي است كه مبناي ارزيابي و ارزشگذاري شركت در بازار است. بنابراين اگرچه EVA يك معيار داخلي براي اندازه گيري عملكرد است ولي همين معيار داخلي منجر به ايجاد يك معيار خارجي مي شود كه ارزش شركت را در بازار

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درمورد بورس اوراق بهادار، صاحب نظران Next Entries دانلود پایان نامه درمورد ارزش افزوده، بازار سهام، مصرف كننده، ارزش بازار