دانلود پایان نامه درمورد آموزش و پرورش، فرایند آموزش، تعلیم و تربیت، توسعه حرفه ای

دانلود پایان نامه ارشد

كنيم، دربر مي گيرد (ميرزا محمدي ،ص 17 ، 1383).
اصطلاح تدريس ،اگر چه در متون علوم تربيتي مفهومي آشنا به نظر مي رسد ،اكثر معلمان و مجريان برنامه هاي درسي با معني و ماهيت درست آن آشنايي دارند. برداشت‌هاي مختلف معلمان از مفهوم تدريس مي تواند در نگرش آنان نسبت به دانش آموزان و نحوه كاركردن با آن‌ها تأثيرمثبت يا منفي بر جاي گذارد. برداشت چند گانه از مفهوم تدريس مي تواند دلايل مختلفي داشته باشد ؛از مهمترين آن‌ها ضعف دانش پايه و اختلاف در ترجمه و برداشت نادرست معلمان از ديدگاههاي مختلف تربيتي است. گاهي آشفتگي و اغتشاش در درك مفاهيم تربيتي به حدي است كه بسياري از كارشناسان ، معلمان و دانشجويان اين رشته مفاهيمي چون پرورش ، آموزش ،تدريس و حرفه آموزي را يكي تصور مي كنند وبه جاي هم به كار مي برند . اين مفاهيم اگر چه ممكن است در برخي جهات وجوه مشترك و در هم تنيده داشته باشند ، اصولاً مفاهيم مستقلي هستند و معناي خاص خود را دارند .
پرورش يا تربيت «جرياني است منظم و مستمر كه هدف آن هدايت رشد جسماني ، شناختي ، اخلاقي و اجتماعي يا به طور كلي رشد همه جانبه شخصيت دانش آموزان در جهت كسب و درك معارف بشري و هنجارهاي مورد پذيرش جامعه و نيز كمك به شكوفا شدن استعداد آنان است » بر اساس چنين تعريفي پرورش يك نظام است ، نظامي كه كاركرد اساسي اش شكوفا كردن استعداد و تربيت شهرونداني است كه هنجارهاي مورد پذيرش جامعه راكسب كنند و متعهد به ارزشهاي آن باشند . حتي بسياري از صاحب نظران تربيتي كاركردي فراتر از كاركرد ذكر شده براي پرورش قائلند و معتقدند كه القاي ارزشها و سنتها و اخلاقيات پذيرفته شده جامعه به افراد يكي از قديمي ترين ديدگاه پرورشي است ، به جاي چنين كاركردي ،نظام تربيتي بايد رشد مهارتهاي شناختي از قبيل تفكر انتقادي،تحليل ارزشها و مهارتهاي گروهي را در كانون كاركردهاي خود قرار دهد تا زمينه مردم سالاري در جامعه فراهم شود (سيف ،1389 ، ص28 ) .
تحليل مفاهيم و كاركردهاي ذكر شده نشان مي دهد كه به هيچ وجه نمي توان مفهوم «پرورش » را با مفاهيمي چون آموزش ،تدريس و يا حرفه آموزي يكي دانست .پرورش مفومي كلي است كه مي تواند ساير مفاهيم را در درون خود جاي دهد. مفهوم آموزش برخلاف پرورش يك نظام نيست ، بلكه آموزش فعاليتي است هدفدار واز پيش طراحي شده ،كه هدفش فراهم كردن فرصتها و موقعيت هايي است امر يادگيري را در درون يك نظام پرورشي تسهيل كند و سرعت بخشد .بنابراين آموزش وسيله اي است براي پرورش ، نه خود پرورش .آموزش يك فعاليت مشخص و دقيق طراحي شده است ؛پس هدف هاي آن دقيق تر و مشخصتر و زودرس تر از هدف هاي پرورشي است .آموزش ممكن است با حضور معلم و يا بدون حضور معلم از طريق فيلم ،راديو ،تلويزيون و ساير رسانه ها صورت گيرد .مفهوم تدريس به آن قسمت از فعاليت هاي آموزشي كه با حضور معلم در كلاس درس اتفاق مي افتد اطلاق مي شود .تدريس بخشي از آموزش است و همچون آموزش يك سلسله فعاليت هاي منظم، هدفدار واز پيش تعيين شده را در بر مي گيرد و هدفش ايجاد شرايط مطلوب يادگيري از سوي معلم است . به آن قسمت از فعاليت هاي آموزشي كه به وسيله رسانه ها و بدون حضور و تعامل معلم با دانش آموزان صورت مي گيرد به هيچ وجه تدريس گفته نمي شود. بنابر اين آموزش معنايي عامتر از تدريس دارد . به عبارت ديگر مي توان گفت هر تدريسي آموزش است ،ولي هر آموزشي ممكن است تدريس نباشد .
چهار ويژگي خاص در تعريف تدريس وجود دارد كه عبارتند از :
الف ) وجود تعامل بين معلم و دانش آموزان
ب) فعاليت بر اساس اهداف معين واز پيش تعيين شده
ج ) طراحي منظم با توجه به موقعيت و امكانات
د) ايجاد فرصت و تسهيل يادگيري . » ( شعباني،1389 ،ص 9)
2-4 روش تدریس انعکاسی
روش تدریس انعکاسی مفهومی است که به تازگی در نظام های آموزشی و بازآموزی معلمان مورد توجه قرار گرفته است.این روش،واکنشی در برابر روش تدریس سنتی در آموزش بود.در روش تدریس سنتی که حدودا یک سده به طول انجامید،معلمان می باست قواعد دقیق و اصول خاصی را دنبال می کردند؛قواعدی که از جانب نظریه پردازان به آنان تجویز می شد.از این دیدگاه، معلمان فقط مصرف کننده نظریات و افکار صاحبنظران آموزش بودند و مواد درسی را به یادگیرندگان عرضه می کردند، طوری که از حداقل قدرت عمل برخوردار بودند(ریچاردز و راجرز16،2002).بالعکس،در روش تدریس انعکاسی، معلمان نقش فعالی در کلاس درس دارند و تکنیک ها و راهبردهای آموزشی را خودشان به وجود می آورند.زیچنر و لیستون17(1996) و بارتلت18(1997) نیز معتقدند که معلم انعکاسی معلمی است که عقاید و نظرات،اهداف و عواقب و پیامدهای حرفه خود را در تمام سطوح،مورد سنجش و ارزیابی قرار می دهد.بنابراین معلم انعکاسی در حرفه خود با اختیار و اراده از سطح نظریه های رایج فراتر می رود؛ نظریاتی که از طریق برنامه های آموزش معلمان ارائه شده است، او سعی می کند نظریات،آراء و آرمان های خود را توسعه دهد.
سال ها پیش دیویی(1933) معلمان را به سمت و سوی واکنش و عملکرد انعکاسی رهنمون ساخت و در توضیح آن نوشت که کنش انعکاسی یعنی،نگرش فعال و نقادانه به اعتقادات و باورها و بررسی پیامدهای آنها.دیویی با این رویکرد،سه ویژگی برجسته افراد و معلمان انعکاسی را برشمرد.این سه ویژگی عبارت بودند از ذهن باز،مسوولیت پذیری و سعه صدر.ذهن باز یعنی میل به گوش فرا دادن به بیش از یک بعد از یک قضیه و در نظر گرفتن جنبه های متفاوت آن، مسوولیت پذیری نیز شامل توجه دقیق به عواقب کنش ها و فعالیت های آموزشی است،طوری که معلم خود را مسئول آموزش و پیامدهای آن می داند.این در حالی مطرح شد که اصولا،معلمان خود را مسئول موفقیت های یادگیرندگان و کلاس درس دانسته در حالی که یادگیرندگان را مسئول شکست هایشان می دانند.سعه صدر نیز به این معنی است که معلمان شهامت آن را داشته باشند که بر ترس ها و تردیدهای خود فائق آیند و به طور انتقادی آموزش کلاس خود را به منظور ایجاد تغییر معنادار مورد ارزیابی قرار دهند.استفاده از روش تدریس انعکاسی،آنچنان که فارل19(2007) بیان می کند، یک جنبش مفید در توسعه حرفه ای معلمان است و بر این بنیان استوار است که معلمان می توانند حرفه آموزشی خود را با تأمل خودآگاهانه و نظام مند درباره تجربیات آموزشی خود در کلاس درس بهبود بخشند.به عنوان معلمان انعکاسی، آنان می توانند از داده های برگرفته از تأملات نظام مند استفاده کنند. والی20(1997) نیز معتقد است که معلمان انعکاسی می توانند حوادث کلاس درس را در سایه هنر،پژوهش و معرفت اخلاقی تغییر دهند. ریچاردز21(1990) معتقد است که خود پژوهی و تفکر خلاق می تواند به معلمان کمک کند تا از سطح شهودی، روزمره و غیرعقلانی به سطحی بالاتر که اعمال آنان به وسیله تأمل و تفکر راهنمایی می گردد حرکت کنند.
2-5 مفاهیم گوناگون انعکاسی بودن
در اکثر آثار مکتوب درباره پدیده انعکاسی بودن،نام جان دیویی تداعی می شود.یکی از کتاب های مشهور وی به تفصیل درباره مفهوم انعکاسی بودن سخن گفته است.عنوان این کتاب چگونه می اندیشیم: باز تعریف رابطه تفکر انعکاسی با فرایند آموزشی است.البته شان22(1983) نیز شرح مبسوطی بر مفهوم انعکاسی بودن دارد .عمل انعکاسی در تقابل با عمل روزمره و آنی قرار می گیرد.عمل آنی بر اساس آزمون و خطا پیش می رود و معطوف به اصول غریزی است،درحالی که عمل روزمره بر اساس قدرت و سنت است و شیوه انفعالی و اغلب غیرعقلانی به خود می گیرد(گریفین23،2000،ص40).بنا بر تعریف مذکور،معلم تأمل گرا و انعکاسی فعالیت های خود را به بوته انتقاد می گذارد و می آزماید و با آراء و نظریات جدید دست می یابد تا در سایه آن ها مهارت تدریس خود را برای ارتقاء سطح یادگیری در یادگیرندگان بالا ببرد.شان(1983) چنین روش برخورداری از جانب معلم نسبت به آموزش را در قالب چرخه ای شرح می دهد که دارای سه مرحله ارزیابی،اقدام به کنش یا عمل و ارزیابی مجدد است.البته شان بین تأمل در عمل و تأمل بر عمل تمایزی جدی قائل می شود.تأمل در عمل در واقع تأملی واقعی و معطوف به زندگی عملی است و معلم هنگام برخورد با یک مسأله در لحظه تدریس در کلاس درس با آن مواجهه می شود.این نوع تأمل زمانی صورت می گیرد که معلمان با موقعیتی مواجه می شوند که تجربه ای منحصر بفرد را به دنبال دارد و دارای عنصری از تعجب و امور غیرمترقبه است و آنان به جای عمل به یک نظریه یا تجربیات گذشته، به اندوخته ها و تجربیات گذشته خویش متوسل می شوند تا آن موقعیت خاص را بازآفرینی کنند و به راه حل های جدیدی دست یابند(گریفین،2000). اما هنگامی تامل بر عمل صورت می گیرد که پدیده یا حادثه ای از قبل رخ داده باشد؛ سپس معلمان و متخصصان به تأمل درباره آن پدیده می پردازند.این نوع از تأمل رایج تر است و در دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی هم تشویق می شود و هم به کار می رود.از نظر مقایسه،تأمل در عمل یک فعالیت فردی است در حالی که تأمل بر عمل اصولا فعالیتی گروهی است و توسط گروه هایی خاص انجام می گیرد.البته باید توجه داشت که نقطه شروع تأمل، اغلب یک مسأله است.چیزی که ملنبی و راسل24(1990) از آن به جورچین های عملی یاد می کنند. شان(1983،ص50) در این باره می نویسد: پدیده های بغرنج،آزاردهنده و جالب وجود دارد که شخص می خواهد با آن دست و پنجه نرم کند، وقتی که می خواهد به معنای آن پی ببرد.او همچنین به اندیشه هایی که به طور غیرمستقیم در عمل اوست فکر می کند؛ اندیشه هایی را که در ذهن دارد به نقد می کشد، بازسازی می کند و در تنش های بعدی خود به کار می برد .البته باید خاطر نشان ساخت که مفهوم تأمل و انعکاسی بودن در آثار متفکران پیش از دیویی و شان نیز به کار گرفته است.
به عنوان مثال فندلر25(2003) نیز مثل دیویی و شان معتقد است که تأمل گرایی و انعکاسی بودن دارای منشأ دکارتی است.از این منظر، معرفت به خود یا شناخت خود، ابزار معتبری برای کسب معرفت است.به عبارت دیگر، تأمل و تفکر به این دلیل که باعث ایجاد معرفت به خود می شود فعالیتی مثبت قلمداد می شود.البته، در فلسفه سقراط معتقد بود که علم به جهل خویشتن،آگاهی و معرفت محسوب می شود.از نظر سقراط فیلسوف کسی است که علم به جهل او نسبت به دیگران بیشتر است. فروغی(1389) در این باره می نویسد: سقراط وظیفه خود را متنبه ساختن مردم به جهل خویش و توجه به لزوم معرفت نفس قرار داده است.
گنجی(1389) در گفتاری مشابه می گوید سقراطی که افلاطون معرفی می کند هیچ نمی داند و فقط از این نظر از دیگران داناتر است که می داند که هیچ نمی داند..فندلر (2003) در قلمرو تعلیم و تربیت معتقد است هنگامی که از معلمان درخواست می شود تا درباره فعالیت های آموزشی خود به تأمل و تفکر بپردازند.یک پیش فرض دکارتی در اذهان تداعی می شود و معنی آن این است که خودشناسی باعث شناخت و معرفت به خویشتن می شود.این دانش و معرفت، به بیان متفکری دیگر به نام اینشتاوسی26(1991) باعث رشد و تعالی خود دوم می شود.خود دوم نوعی شناخت و معرفت درون فردی(در درون فرد) است که باعث خودشکوفایی وی می گردد و به وی کمک می کند تا یک حیات غنی و کامل داشته باشد.بیشتر فنون و مهارت هایی که برای آموزش و پرورش معلمان تأمل گرا به کار می رود دارای بن مایه ای از تأمل و تفکر دکارتی است.
براون و کرامپلر27(2004)، کارتر28(1993) و کانلی29(1990) همگی معتقدند که معلمان باید تشویق شوند تا یادداشت هایی انعکاسی و تأمل گرایانه از تجربیات شخصی و زندگی واقعی خودبردارند.این یاددداشت ها به عنوان منبعی از دانش و معرفت برای آنان خواهد بود تا در تدریس کلاسی خود توفیق حاصل کنند.ناگفته پیداست که مفهوم تأمل گرایی و انعکاسی بودن دارای آبشخورهای فلسفی متعدد است و همین امر تعریف دقیق آن را با دشورای های زیادی مواجه می سازد.به همین دلیل، تلاش فراوانی صورت گرفته است تا تعریف قابل قبولی از مفهوم فعالیت انعکاسی ارائه شود، تعریفی که اجزاء یا عناصر سازنده و همچنین فرایندهای آن را دربرگیرد.به عنوان مثال ون منن30 (1977) معتقد است که مفهوم تأمل گرایی و انعکاسی بودن دارای سه عنصر اساسی الف.عقلانیت تخصصی، ب.

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درمورد تعلیمات اجتماعی، تفکر انتقادی، انگیزه پیشرفت، مهارت های تفکر انتقادی Next Entries دانلود پایان نامه درمورد تفکر انتقادی، داده ها و اطلاعات، پرسشگری، تعلیم و تربیت